گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

هراسِ رهاشدگی: چرا ترس، خودش فاصله می‌سازد

بعضی‌ها با هر پیامِ دیرجواب‌داده‌شده، هر لحنِ کمی متفاوت، هر لحظه‌ای که شریک‌شان کمی دورتر می‌ایستد، به یک نتیجه می‌رسند: «دارد از دستم می‌رود.» این حس آن‌قدر واقعی است که به رفتار تبدیل می‌شود — پیامِ بعدی، تماسِ بعدی، پرسشِ بعدی. و همین‌جاست که یک الگویِ تلخ و کمترشناخته‌شده شکل می‌گیرد: تلاش برایِ جلوگیری از رهاشدن، گاهی دقیقاً همان فاصله‌ای را می‌سازد که از آن می‌ترسیدیم.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

این ترس از کجا می‌آید

روان‌شناسِ بریتانیایی جان بالبی، در پژوهشِ بنیادینش دربابِ دلبستگی (Bowlby, 1969)، نشان داد انسان‌ها نیازی ذاتی به پیوندِ عاطفیِ امن با مراقب دارند. مری اینزورث، در آزمایش‌هایِ معروفِ «موقعیتِ غریبه»، الگوهایِ متفاوتی را در واکنشِ نوزادان به جدایی و بازگشتِ مراقب شناسایی کرد — الگوهایی که، به‌شکلِ محتاطانه‌ای، می‌توانند تا بزرگسالی هم ادامه پیدا کنند.

این به این معنا نیست که هرکس دورانِ کودکیِ سختی داشته، لزوماً هراسِ رهاشدگی پیدا می‌کند — یا هرکس این هراس را دارد، کودکیِ سختی داشته. گاهی این ترس بعدِ یک فقدان یا خیانتِ بزرگسالی هم شکل می‌گیرد. نکته‌ی مشترک این است: این ترس یک الگویِ قابلِ‌شناخت است، نه یک نقصِ شخصیتی.

چرا یک نشانه‌ی مبهم به فاجعه تبدیل می‌شود

جرالدین داونی و اسکات فلدمن، در پژوهشِ کلاسیکِ سالِ ۱۹۹۶، مفهومِ «حساسیتِ طرد» را معرفی کردند: آمادگیِ ذهنی برایِ انتظارِ مضطربانه‌ی طرد، دیدنِ سریعِ آن حتی در نشانه‌هایِ مبهم، و واکنشِ شدید به آن. یک پیامِ دیرجواب‌داده‌شده — که می‌تواند صدها دلیلِ بی‌ربط داشته باشد — برایِ ذهنِ حساس به طرد، فوراً به یک داستانِ واحد تبدیل می‌شود: نشانه‌ای از رهاشدن.

خطرِ واقعی همین‌جاست: واکنشِ شدید به یک تعبیرِ نادرست، خودش می‌تواند اصطکاک بسازد — و همین اصطکاک، بعداً به‌عنوانِ «دلیل» به یاد آورده می‌شود، حتی اگر تعبیرِ اولیه اصلاً درست نبوده باشد.

چرخه‌ای که هردو طرف را می‌گیرد

وقتی ترسِ رهاشدگی فعال می‌شود، سیستمِ دلبستگی وارد چیزی می‌شود که در ادبیاتِ دلبستگی «رفتارِ اعتراضی» نامیده می‌شود — تماسِ بیشتر، پیامِ بیشتر، نیازِ فوری به اطمینان. طرفِ مقابل، این را فشار یا نفوذ حس می‌کند و بیشتر عقب می‌کشد — چه از سرِ سبکِ اجتنابی‌اش، چه فقط از سرِ نیاز به فضا. و همین عقب‌کشیدن، دقیقاً همان چیزی است که هراسِ رهاشدگی به‌عنوانِ تأییدِ ترسش می‌خواند.

نکته‌ی مهم: این یک چرخه‌ی متقابل است. هم رفتارِ اعتراضی، هم عقب‌کشیدن، هردو راهبردهایِ خودمحافظتیِ قابلِ‌درک‌اند — نه یکی «مقصر» و دیگری «قربانی».

این متن جایگزینِ ارزیابیِ حرفه‌ای نیست. اگر این هراس به بی‌امیدیِ پایدار یا افکارِ آسیب به خود رسیده، با متخصص یا اورژانسِ اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید.

کِی نگرانی واقعی است، کِی فقط زخمِ قدیمی حرف می‌زند

یک خطرِ واقعیِ دیگر هم هست: تبدیل‌کردنِ هر نگرانی به «فقط زخمِ قدیمی‌ام دارد فعال می‌شود» — حتی وقتی نگرانی درست است. تفاوتِ عملی این‌جاست: فعال‌شدنِ زخمِ قدیمی معمولاً نسبت به یک نشانه‌ی کوچک و مبهم بی‌تناسب است و با آرام‌شدن یا توضیحِ ساده فروکش می‌کند؛ نشانه‌ی واقعی معمولاً یک الگویِ تکرارشونده و قابلِ‌توصیف است که حتی وقتی بی‌طرفانه برایِ یک دوست تعریف شود، همچنان نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد.

این بسته قرار نیست به‌جایِ شما تصمیم بگیرد رابطه‌تان سالم است یا نه — آن تصمیم را ابزارِ دیگری در همین اپ، بستهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی»، پوشش می‌دهد.

تغییر ممکن است

پژوهشِ دلبستگی مفهومی دارد به‌نامِ «دلبستگیِ ایمنِ اکتسابی» — این‌که تاریخچه‌ی دشوارِ دلبستگی، حکمِ ابدی نیست. رابطه‌هایِ ترمیمی (چه عاشقانه، چه دوستانه، چه درمانی) و توانِ روایت‌کردنِ منسجمِ گذشته — یعنی توانِ حرف‌زدن دربابِ تجربه‌هایِ اولیه بدونِ غرق‌شدن در آن‌ها — هر دو با حرکت به‌سمتِ امنیت مرتبط‌اند. این تغییر یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و به یک تصمیمِ واحد هم محدود نمی‌شود؛ بیشتر شبیهِ انباشتِ تدریجیِ تجربه‌هایِ متفاوت است — لحظه‌هایی که کسی، برخلافِ انتظارِ قدیمی، همچنان ماند.

همین‌جا یک نکته‌ی عملی هم مهم است: ظرفیتِ تنهابودن، برخلافِ تصورِ رایج، نشانه‌ی نبودِ دلبستگی نیست — نشانه‌ی امنیتِ درونی‌شده است. کسی که می‌تواند در نبودِ دیگری هم از خودش مراقبت کند، از خودش را رها نمی‌کند فقط چون کسِ دیگری در دسترس نیست، معمولاً مسیرِ نزدیک‌تری تا امنیت طی کرده — نه چون نیازی به دیگران ندارد، بلکه چون آموخته این نیاز، هستیِ روزمره‌اش را گروگان نمی‌گیرد.

بسته‌ی «هراسِ رهاشدگی» در همین اپ، از شناختِ این الگو شروع می‌شود و در ده جلسه، ابزارهایِ عملی — از نام‌گذاریِ لحظه‌ی فعال‌شدن تا خودآرام‌سازی و ساختنِ یک پایگاهِ امنِ درونی — را قدم‌به‌قدم می‌آموزد؛ بدونِ آنکه قول بدهد این ترس یک‌شبه ناپدید می‌شود.

پرسش‌هایِ کوتاه

این بسته فقط برایِ کسانی است که رابطه دارند؟

نه. هراسِ رهاشدگی می‌تواند در هر رابطه‌ای — عاشقانه، دوستانه، خانوادگی — یا حتی بدونِ رابطه‌ی فعلی هم وجود داشته باشد. این بسته دربابِ یک الگویِ درونی است، نه دربابِ یک رابطه‌ی خاص؛ برایِ همین مستقل از وضعیتِ رابطه‌ی فعلیِ شما کاربرد دارد.

چطور بفهمم نگرانی‌ام دربابِ رابطه‌ام واقعی است یا فقط ترسِ قدیمی؟

معیارِ عملی این است: فعال‌شدنِ ترسِ قدیمی معمولاً نسبت به یک نشانه‌ی کوچک و مبهم بی‌تناسب است و با آرام‌شدن یا یک توضیحِ ساده فروکش می‌کند؛ نگرانیِ واقعی معمولاً یک الگویِ تکرارشونده و قابلِ‌توصیف است که حتی وقتی بی‌طرفانه برایِ یک دوستِ مورد‌اعتماد تعریف شود، همچنان نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد. جلسه‌ی ششمِ این بسته دقیقاً همین تفکیک را با یک چک‌لیستِ سه‌سؤالی آموزش می‌دهد.

اگر متوجه شدم خودم رفتارِ کنترلگرانه دارم، این بسته چه کمکی می‌کند؟

جلسه‌ی هفتمِ این بسته دقیقاً به همین موضوع اختصاص دارد — چرا حسادت و چک‌کردنِ مکرر از هراسِ رهاشدگی سرچشمه می‌گیرد، چرا موقتاً آرامش می‌دهد اما اعتماد را فرسایش می‌دهد، و چطور با آگاهی و گفت‌وگویِ مستقیم جایگزینش کنید. اگر نگرانِ رفتارِ کنترلگرانه‌ی طرفِ مقابل هستید نه خودتان، بستهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» نقطه‌ی شروعِ درست‌تری است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ هراسِ رهاشدگی

برایِ کسی که ترسِ رهاشدن — چه در رابطه، چه بیرون از آن — بیشترِ فکرش را می‌گیرد؛ مستقل از خیانت یا بحرانِ خاصی. اگر می‌خواهید بدانید رابطه‌تان واقعاً سالم است یا نه، دورهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» را هم ببینید؛ اگر مسئله تنهاییِ مزمن است، دورهٔ «تنهایی» مناسب‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←