گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

طردشدگی و رهاشدگی در کودکی: ترس از رهاشدگی، ترس از طردشدن، ترس از دوست‌داشته‌نشدن و ترس از تنهایی

طردشدگی در کودکی و رهاشدگی در کودکی می‌توانند در بزرگسالی به شکل ترس از رهاشدگی، ترس از طرد شدن، ترس از دوست داشته نشدن یا ترس از تنهایی بازگردند. این ترس‌ها شبیه‌اند ولی یکی نیستند و فرق‌شان به انتخابِ راهِ بهبود کمک می‌کند. در این مقاله ریشه‌هایش را از نگاهِ بالبی و رونر می‌خوانیم، حساسیت به طرد را بررسی می‌کنیم و می‌گوییم چه می‌شود کرد. جزئیاتِ دورشدن در رابطه را در مقاله‌یِ ترس از رهاشدن و فاصله بخوانید و اینجا تکرار نمی‌کنم.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

از کودکی تا امروز

جان بالبی (۱۹۶۹/۱۹۸۲) نشان داد کودک برایِ بقا به دلبستگی به یک مراقبِ در دسترس نیاز دارد. وقتی مراقب غایب، بی‌پاسخ یا ناپایدار است، کودک نتیجه می‌گیرد «یا من دوست‌داشتنی نیستم یا دیگران قابلِ اتکا نیستند». این نتیجه‌گیری بعدها فیلترِ نگاهِ او به روابط می‌شود.

منظور از رهاشدگی همیشه ترکِ فیزیکی نیست. ممکن است والد حاضر بوده ولی از نظرِ هیجانی غایب باشد، بیمارِ طولانی باشد، مهاجرت کرده باشد یا کودک بارها به دیگری سپرده شده باشد. اندازه‌یِ اثر به شدت، تکرار و ترمیم‌هایِ بعدی بستگی دارد.

هم‌چنین عواملِ محافظ مهم‌اند: وجودِ یک بزرگسالِ مطمئن دیگر (مثل مادربزرگ، معلم یا عمو)، دوستیِ پایدار یا تجربه‌یِ بعدیِ یک رابطه‌یِ امن می‌تواند اثرِ طردِ اولیه را تعدیل کند. پس اگر گذشته‌یِ شما دردناک بود، به این معنا نیست که الگویتان تغییرناپذیر است.

طرد در نگاهِ رونر

رونر (۲۰۰۴) می‌گوید احساسِ طرد از سوی والدین، چه با سردی، چه با بی‌توجهی یا تحقیر، با اختلالاتی در سازگاری همراه است، مثل خشم، حساسیتِ هیجانی و ارزیابیِ منفی از خود. پژوهش‌هایِ او بیشتر همبستگی را نشان می‌دهد و بر «احساسِ» فرد تکیه دارد.

این یعنی لازم نیست والدِ شما بدخواه بوده باشد؛ آنچه برای اثر مهم است تجربه‌یِ کودکِ آن زمان از پذیرفته‌شدن است. همین نکته به بسیاری از ما اجازه می‌دهد بدونِ جنگ با والد، دردِ خود را جدی بگیریم.

همچنین مهم است که طرد همیشه آشکار نیست. گاهی در قالبِ مقایسه با خواهر و برادر، بی‌توجهی به دستاوردها، یا واکنشِ سرد به ابرازِ احساس خودش را نشان می‌دهد. چنین تجربه‌هایی چون «سروصدا» ندارند، ممکن است سال‌ها بی‌نام بمانند و فرد فقط در بزرگسالی با ترسی روبه‌رو شود که ریشه‌اش را نمی‌شناسد.

سه ترسِ نزدیک، سه معنایِ متفاوت

ترس از تنهایی یعنی ناراحتیِ بودن بدونِ هیچ کسی؛ حتی ممکن است در رابطه‌یِ نامناسب بمانید تا تنها نباشید. ترس از رهاشدن یعنی انتظارِ اینکه کسی که به او وابسته‌اید بروید یا قطع کند؛ بیشتر مخصوصِ رابطه‌یِ نزدیک است و با نشانه‌هایِ کوچکی (دیر جواب دادن) فعال می‌شود.

ترس از دوست داشته نشدن عمیق‌تر است: «حتی اگر بماند، واقعاً دوستم ندارد». این ترس با شرم و باورِ بی‌ارزشی گره می‌خورد و فرد ممکن است محبتِ واقعی را نپذیرد. به این فرق توجه کنید چون هرکدام تمرینِ متفاوتی می‌خواهد.

مثالی ساده: کسی که از تنهایی می‌ترسد شاید با اولین جمله‌ی مهربان وارد رابطه شود؛ کسی که از رهاشدن می‌ترسد دائماً مراقبِ نشانه‌هایِ دورشدن است؛ و کسی که از دوست‌داشته‌نشدن می‌ترسد حتی در رابطه‌یِ گرم احساسِ «نمایش‌دادن» دارد. یک نفر می‌تواند هر سه را در درجاتِ مختلف داشته باشد و هیچ‌کدام تشخیص نیست.

حساسیت به طرد

دانی و فلدمن (۱۹۹۶) سازه‌یِ «حساسیت به طرد» را مطرح کردند: انتظارِ مضطربانه، ادراکِ سریع و واکنشِ شدید به نشانه‌هایِ طرد. در پژوهشِ آنان، افرادِ حساس به طرد بیشتر رفتارِ مبهمِ شریک را طردکننده تعبیر می‌کردند و ممکن بود با واکنش‌هایِ منفی روابط را تحت فشار بگذارند.

این چرخه‌ی خودتحقق‌بخش است: ترس از طرد، واکنشِ دفاعی یا چسبنده، فاصله‌گرفتنِ طرف، و تأییدِ ترس. حدِ شواهد: این یافته‌ها محتملِ این چرخه را نشان می‌دهند ولی هر فردِ حساس به طرد لزوماً چنین نمی‌کند.

نکته‌یِ امیدبخش این است که این چرخه را می‌شود در هر نقطه‌ای قطع کرد: در تفسیرِ نشانه، در نوعِ واکنش یا در گفت‌وگو با شریک. شریکی که آگاه باشد، می‌تواند با پاسخِ آرام و مشخص (مثلاً «امشب دیر می‌رسم، ساعتِ ده زنگ می‌زنم») بخشی از این فشار را کم کند، بی‌آنکه مسئولِ ترمیمِ گذشته‌یِ شما شود.

در رابطه چگونه خودش را نشان می‌دهد

برخی نشانه‌ها: نیاز به اطمینان‌خواهیِ مکرر، تفسیرِ منفیِ پیام‌ها، ترسِ بیان‌کردنِ نیاز، یا برعکس، کنارکشیدن پیش از آنکه طرد شوید. بعضی افراد «پیش‌دستی» می‌کنند و رابطه را خودشان تمام می‌کنند. برای دیدنِ فرقِ دلبستگی‌ها مقاله‌یِ دلبستگیِ اضطرابی را ببینید.

در سوی دیگر، بعضی کسانی که طرد را تجربه کرده‌اند به استقلالِ افراطی پناه می‌برند: «به هیچ‌کس نیاز ندارم». این هم نوعی محافظت است، ولی هزینه‌اش دوری از صمیمیت است. هر دو الگو یک ریشه دارند: ترس از اینکه نیازِ من بار باشد و نتیجه‌اش رها شدن باشد.

همچنین ممکن است شرم یا وابستگیِ عاطفی هم قاطی شود. این‌ها تشخیص نیستند؛ نقشه‌ای‌اند برایِ فهمیدنِ اینکه کجا واکنش شما از گذشته می‌آید.

چه کنیم: چند تمرینِ عملی

۱) مکث میانِ محرک و واکنش: وقتی شریک دیر جواب داد، پیش از ارسالِ پیام سه نفس بکشید و بپرسید «چه توضیحاتِ دیگری ممکن است؟». ۲) نیازتان را مستقیم بگویید: «وقتی دیر جواب می‌دهی نگران می‌شوم؛ می‌شود بگویی چه وقت می‌توانی حرف بزنی؟»، به‌جای آزمونِ پنهان.

۳) سنجشِ شواهد: ثبتِ دفعاتی که ترس درست از آب درآمد و دفعاتی که نه. ۴) تنها‌بودنِ آرام: تمرینِ کوتاهِ تنهایی با فعالیتی دلپذیر. ۵) تجربه‌یِ روابطِ مطمئن: پژوهش‌ها نشان می‌دهند دلبستگی کاملاً ثابت نیست و تجربه‌هایِ جدیدِ امن می‌توانند آن را تغییر دهند (Fraley & Roisman, 2019). برایِ تمرین‌هایِ بیشتر دوره‌یِ ترس از رهاشدن را مطالعه کنید.

این تمرین‌ها را همزمان انجام ندهید؛ یکی را انتخاب کنید و دو هفته با آن بمانید. اگر هنگامِ تمرین خاطره‌یِ سنگینی بالا آمد، آن را نشانه‌یِ شکست نگیرید و در صورتِ نیاز با یک متخصص پیش بروید. هدف «نترسیدن» نیست؛ هدف این است که ترس تصمیم‌گیرِ رابطه نباشد.

کمکِ حرفه‌ای و یادآوری

اگر ترس شما رابطه‌ها را مدام خراب می‌کند، با افکارِ خودکشی یا خودآسیبی همراه است، یا خاطراتِ کودکی شما را فرومی‌ریزد، به متخصص مراجعه کنید. طرحواره‌درمانی و درمان‌هایِ متمرکز بر دلبستگی از گزینه‌هایی‌اند که روی چنین الگوهایی کار می‌کنند، هرچند نتیجه تضمینی نیست.

این مقاله جایگزینِ ارزیابی و درمانِ حضوری نیست. اگر افکارِ آسیب به خود دارید یا در خطرِ فوری هستید، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.

منابع

  1. Bowlby, J. (1982). Attachment and Loss, Vol. 1: Attachment (2nd ed.; original work published 1969). Basic Books.
  2. Rohner, R. P. (2004). The parental "acceptance-rejection syndrome": universal correlates of perceived rejection. American Psychologist, 59(8), 830–840.
  3. Downey, G., & Feldman, S. I. (1996). Implications of rejection sensitivity for intimate relationships. Journal of Personality and Social Psychology, 70(6), 1327–1343.
  4. Fraley, R. C., & Roisman, G. I. (2019). The development of adult attachment styles: four lessons. Current Opinion in Psychology, 25, 26–30.
  5. Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner's Guide. Guilford Press.

پرسش‌هایِ کوتاه

ترس از تنهایی با ترس از رهاشدن چه فرقی دارد؟

ترس از تنهایی به نبودنِ هر کسی مربوط است، ولی ترس از رهاشدن به رفتنِ کسی که به او وابسته‌اید. در اولی ممکن است رابطه‌یِ نامناسب را نگه دارید تا تنها نباشید؛ در دومی نشانه‌هایِ کوچک ترس را روشن می‌کنند. راهِ تمرین هم کمی متفاوت است.

چرا حتی وقتی کسی دوستم دارد باور نمی‌کنم؟

اگر در کودکی محبت ناپایدار یا مشروط بود، ذهن یاد گرفته محبتِ دیگران را با شک ببیند. این ترسِ دوست‌داشته‌نشدن است و با شرم گره می‌خورد. تجربه‌یِ تکراریِ رفتارِ مطمئن و درمان به‌تدریج آن را تغییر می‌دهد.

حساسیت به طرد چیست؟

تمایل به انتظارِ مضطربانه و واکنشِ تند به نشانه‌هایِ طرد، طبقِ مفهومی که دانی و فلدمن مطرح کردند. این الگو می‌تواند چرخه‌ی تعارض بسازد. شناختِ الگو و تمرینِ مکث کمک‌کننده است.

آیا دلبستگیِ ناایمن تغییر می‌کند؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهند سبکِ دلبستگی تا حدی پایدار است ولی کاملاً ثابت نیست. تجربه‌هایِ رابطه‌یِ امن و درمان می‌توانند به دلبستگیِ «کسب‌شده» کمک کنند. سرعت و میزان در افراد متفاوت است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ هراسِ رهاشدگی

برایِ کسی که ترسِ رهاشدن — چه در رابطه، چه بیرون از آن — بیشترِ فکرش را می‌گیرد؛ مستقل از خیانت یا بحرانِ خاصی. اگر می‌خواهید بدانید رابطه‌تان واقعاً سالم است یا نه، دورهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» را هم ببینید؛ اگر مسئله تنهاییِ مزمن است، دورهٔ «تنهایی» مناسب‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←