روانشناسیِ خیانت: چرا آدمها خیانت میکنند؟ علتها و دلایلِ خیانتِ زناشویی
«چرا؟» اولین و تکرارشوندهترین پرسشِ کسی است که خیانت را کشف کرده؛ و پرسشِ پنهانیِ کسی که خیانت کرده و خودش هم نمیداند چه شد. روانشناسیِ خیانت جوابهایِ سادهای ندارد، اما چارچوبی دارد که کمک میکند «علت» را از «توجیه» جدا کنیم و بفهمیم چرا یک دلیلِ واحد هیچوقت کافی نیست.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۹ مهر ۱۴۰۵
چرا «یک علتِ واحد» وجود ندارد
بیشترِ ما میخواهیم خیانت را به یک دلیل برگردانیم: «سردیِ رابطه»، «هوس»، «ضعفِ اخلاقی». پژوهشها تصویرِ پیچیدهتری میدهند. آلن و همکاران (۲۰۰۵) در مرورِ پژوهشهایِ این حوزه عواملِ مرتبط با خیانت را در سه دسته گذاشتند: عواملِ درونفردی (ویژگیهایِ شخص)، عواملِ میانفردی (کیفیتِ رابطه) و عواملِ زمینهای (موقعیت و فرصت). هیچکدام بهتنهایی کافی نیست و معمولاً چند عامل با هم دستبهدست میدهند.
نکتهیِ مهم: این دستهبندی بر پایهیِ پژوهشهایِ همبستگی است. یعنی نشان میدهد چه چیزهایی با خیانت همزمان دیده میشوند، نه اینکه ثابت کند «علتِ قطعی» چه بوده. برایِ هر فردی، فقط یک بررسیِ دقیقِ فردی میتواند بگوید کدام لایهها نقش داشتهاند.
لایهیِ اول: ویژگیهایِ فرد
در این لایه چیزهایی مثل نگرش به تعهد، الگوهایِ دلبستگی، تحملِ ناراحتی و عزتِنفس قرار میگیرند. آلن و باکام (۲۰۰۴) میانِ سبکهایِ دلبستگی و الگوهایِ درگیریِ بیرونی پیوندهایی گزارش کردند. یک تفسیرِ ممکن این است که کسی که از صمیمیتِ عمیق میترسد ممکن است بهدنبالِ نزدیکیِ کمخطر بگردد، و کسی که نیازِ شدیدی به تأیید دارد ممکن است در توجهِ تازه آرامش بیابد؛ اما این تفسیرها حدساند نه قاعده.
اینها «برچسبِ شخصیتی» نیستند و سرنوشتساز هم نیستند. اکثرِ آدمهایی که سبکِ دلبستگیِ ناایمن دارند خیانت نمیکنند. اما فهمیدنِ الگویِ شخصی، یکی از کارآمدترین بخشهایِ درمان است، چون همان الگو بعدِ ماجرا هم میتواند خودش را تکرار کند.
لایهیِ دوم: کیفیتِ رابطه
نارضایتیِ زناشویی، تعارضِ حلنشده، فاصلهیِ هیجانی و نارضایتیِ جنسی از شناختهشدهترین عواملِ مرتبطاند. مدلِ سرمایهگذاریِ راسبالت که دریگاتس و همکاران (۱۹۹۹) برایِ پیشبینیِ خیانت بهکار بردند، سه چیز را کنارِ هم میگذارد: رضایت از رابطه، میزانِ سرمایهگذاری در آن، و جذابیتِ گزینههایِ جایگزین. وقتی رضایت و سرمایهگذاری کم و جایگزینها پررنگ باشند، احتمالِ خیانت بیشتر گزارش شده است.
اما این را نباید به «پس تقصیرِ رابطه است» ترجمه کرد. همسرِ خیانتدیده مسئولِ انتخابِ طرف مقابل نیست، حتی اگر رابطه مشکل داشته باشد. رابطههایِ پرمشکلی هست که هرگز به خیانت نرسیدهاند، و ماجرایِ خیانت هم در رابطههایِ ظاهراً خوب رخ داده است.
لایهیِ سوم: موقعیت و فرصت
فرصت واقعی است: محیطِ کار، سفر، الکل، و شبکههایِ اجتماعی که دسترسی به آدمهایِ تازه را آسان کردهاند. لامرز و همکاران (۲۰۱۱) در مجموعهای از پژوهشها نشان دادند که احساسِ قدرت، هم در مردان و هم در زنان، با گرایش به خیانت همراه است؛ و سازوکارِ پیشنهادشده این بود که قدرت اعتمادبهنفس و ادراکِ فرصت را بالا میبرد.
پس بخشی از ماجرا «چه کسی هستید» و بخشی «کجا ایستادهاید» است. این یکی از دلایلی است که پیشگیری، فقط به «آدمِ خوببودن» تکیه نمیکند. مقالهیِ «پیشگیری از خیانت در ازدواج» همین را باز میکند.
چرا بعضی از رابطهیِ خوب هم خیانت میکنند؟
برخی افراد بعد از ماجرا میگویند در رابطهشان کمبودِ مشخصی حس نمیکردند. این روایتها را باید با احتیاط شنید، چون خودِ فرد ممکن است بعداً دلایل را بازسازی کند. با این حال، گاهی انگیزهها به رابطه برنمیگردند: جستوجویِ هیجان، فرار از احساسِ بیارزشی یا پیری، میل به «کسِ دیگری بودن» در نگاهِ یک غریبه.
درمانگرانِ خیانت از همینجا نتیجه میگیرند که پرسشِ «چه کم داشتی؟» همیشه پرسشِ درستی نیست؛ گاهی پرسشِ درستتر این است که «او در آن لحظه به دنبالِ چه چیزی میگشت؟» مقالهیِ «من چه کم داشتم که تو خیانت کردی؟» این پرسش را از دیدِ همسرِ خیانتدیده بررسی میکند.
علت یا توجیه؟ فرقی که درمان به آن تکیه میکند
«علت» توضیح میدهد چطور به اینجا رسیدیم؛ «توجیه» مسئولیت را برمیدارد. درمانگرِ خوب هر دو را نگه میدارد: میپذیرد که زمینههایی وجود داشت و همزمان تأکید میکند که تصمیمِ خیانت، تصمیمِ فردی بود. اگر فقط جملهیِ اول گفته شود، خیانتکار مقصر نمیشود؛ اگر فقط جملهیِ دوم، رابطهای که بخشی از آن را ساخته نادیده میماند.
در مدلِ سهمرحلهایِ گوردون، باکام و اسنایدر، فهمِ علت بعد از مهارِ بحران میآید، نه پیش از آن؛ چون در لحظهیِ شوک، هر توضیحی شبیهِ مقصرنمایی شنیده میشود. این مرحلهبندی در مقالهیِ «درمانِ خیانتِ زناشویی» آمده است.
چرا همسرِ خیانتدیده اینقدر به «چرا» نیاز دارد؟
ذهن در برابرِ ضربه به معنا نیاز دارد. وقتی دنیا بههم میریزد، «چرا» تلاشی است برایِ بازسازیِ پیشبینیپذیری: اگر دلیل را بدانم، میتوانم از تکرارش جلوگیری کنم. به همین دلیل پرسشهایِ مکرر نشانهیِ «لجبازی» نیست و مقالهیِ «چرا همسرِ خیانتدیده دائماً به دنبالِ جزئیاتِ تازه میگردد؟» دقیقاً همین سازوکار را شرح میدهد.
نکتهیِ عملی: پاسخِ «چرا» هرچقدر صادقانهتر و کمتر دفاعی باشد، اثرِ ترمیمیاش بیشتر است؛ و پاسخی که در پی توجیه یا چرخاندنِ تقصیر باشد، همان پرسش را دوباره باز میکند.
چیزهایی که «علتِ خیانت» نیستند
ظاهرِ همسر، سن، یا «کمتوجهیِ یک هفته» علتِ خیانت نیست. جنسیت هم علتِ سادهای نیست؛ دربارهیِ تفاوتهایِ واقعی و کلیشهایِ مردان و زنان مقالهیِ جداگانهای نوشتهایم. و «خیانت یعنی هرگز دوستم نداشت» هم تعمیمی است که اغلب با واقعیت نمیخواند، هرچند در لحظهیِ درد احساس میشود.
اگر الان در هفتههایِ اولِ کشفید، توصیهیِ ما این است که تحلیلِ علت را به بعد بسپارید. اول ثبات؛ بعد فهم.
پرسشهایِ کوتاه
آیا خیانت همیشه نشانهیِ مشکل در رابطه است؟
نه همیشه. پژوهشها میانِ نارضایتیِ رابطه و خیانت پیوند نشان میدهند، اما این پیوند قطعی نیست: رابطههایِ پرمشکل بسیاری هرگز به خیانت نمیرسند و گاهی خیانت در رابطههایِ ظاهراً خوب رخ میدهد. عواملِ فردی و موقعیتی هم نقش دارند، پس نمیشود از خیانت مستقیماً به «رابطه خراب بوده» رسید.
آیا کسی که خیانت میکند الزاماً آدمِ بدی است؟
این پرسشِ اخلاقی است نه روانشناختی، و خلطِ این دو گمراهکننده است. خیانت انتخابی است که آسیبِ جدی میزند و مسئولیتش با کسی است که آن را انجام داده. اما اغلبِ خیانتکارانِ مراجعهکننده به درمان، «آدمهایِ بدِ ذاتی» نیستند؛ درکِ الگوهایِ خودشان همان چیزی است که تکرار را کم میکند، نه برچسبِ «بد».
آیا فردِ خیانتکار خودش میداند چرا این کار را کرد؟
اغلب در ابتدا نه کامل. بسیاری با توضیحهایِ سطحی مثل «اشتباه بود» یا «هوس شد» شروع میکنند و فقط با کارِ عمیقتر، معمولاً در حضورِ درمانگر، به لایههایِ دیگری مثل ترس، شرم یا نیازِ تأیید میرسند. اگر هنوز نمیدانید، بهجایِ حدسزدن، همین را صادقانه بگویید و تحلیلِ علت را به فرایندِ درمان بسپارید.
دورهای مرتبط در گُدار
کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژهی دانشجویانِ ارشد و دکتری)
برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روانشناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که میخواهند درمانِ خیانت را مرحلهبهمرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
- جلسهٔ 2 کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانت (ارشد و دکتری) — همبستههایِ خیانت و مفهومسازیِ سهسطحی
- من چه کم داشتم که تو خیانت کردی؟
- درمانِ خیانتِ زناشویی: مراحل، روشها و مسیرِ بازسازی
- چرا همسرِ خیانتدیده دائماً به دنبالِ جزئیاتِ تازه میگردد؟
- دلبستگیِ اضطرابی: چرا سکوتِ یک پیام اینقدر میترساند
- دورهٔ افزایشِ وفاداری — جلسهٔ ۱: نقشهبرداریِ عواملِ خطرِ شخصی و رابطهای
- درمانِ فردِ خیانتکرده
- خیانتِ مرد و خیانتِ زن: تفاوتها چقدر واقعیاند؟
- پیشگیری از خیانت در ازدواج: چه کارهایی مؤثرند؟
- نشانههایِ خیانتِ همسر: کدام نشانهها معنا دارند؟
- نشانههایِ خیانتِ عاطفی، جنسی و پنهان
- چرا فردِ خیانتکننده شریکِ جدید را از نظرِ جنسی با همسرش مقایسه میکند؟
- چرا رابطهٔ ممنوعه گاهی جذابتر به نظر میرسد؟ تازگی و هیجان
- آیا تفاوتِ جنسی علتِ خیانت است یا توجیهِ آن؟
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع