گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

درمانِ خیانتِ زناشویی: مراحل، روش‌ها و مسیرِ بازسازی

«خیانت درمان دارد؟» پرسشی است که معمولاً در هفته‌هایِ اول، شب‌ها و پنهانی جست‌وجو می‌شود. پاسخِ کوتاه این است که رابطه‌هایِ بسیاری بعد از خیانت ترمیم می‌شوند، اما درمان یک اتفاقِ یک‌باره نیست؛ فرایندی مرحله‌دار است. این متن می‌گوید آن مراحل چیست، روش‌هایِ رایج چه سهمی دارند و کِی باید به‌جایِ کارِ مشترک، اول کارِ فردی کرد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۹ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

درمانِ خیانت دقیقاً چه چیزی را درمان می‌کند؟

خیانت دو آسیبِ هم‌زمان می‌سازد. اولی آسیبِ فردیِ فردِ خیانت‌دیده است: شوک، بی‌خوابی، افکارِ مزاحم، بازگشتِ ناخواسته‌یِ تصویرها و گوش‌به‌زنگیِ دائمی؛ نشانه‌هایی که بالینگران آن را شبیهِ واکنش‌هایِ پس از ضربه می‌دانند. دومی آسیبِ خودِ رابطه است: اعتماد، امنیتِ هیجانی و روایتی که زوج از گذشته‌یِ مشترکشان داشتند به‌هم ریخته است.

درمانِ خیانت نه «پیدا‌کردنِ مقصر» است و نه «برگرداندنِ همه‌چیز به قبل». هدفش این است که هر دو آسیب را ببیند و برایِ هرکدام کاری ساختاریافته انجام دهد، به ترتیبی که هر کار پایه‌یِ کارِ بعدی باشد.

مدلِ سه‌مرحله‌ایِ درمانِ یکپارچه

چارچوبی که در پژوهش‌ها و کتاب‌هایِ بالینی بیش از همه تکرار شده، مدلِ یکپارچه‌یِ گوردون، باکام و اسنایدر (۲۰۰۴) است. این مدل بازسازی را سه مرحله می‌بیند: مقابله با اثرِ ضربه، فهمِ زمینه و معنایِ ماجرا، و حرکت به جلو، یعنی بخشش و تعهدِ دوباره.

تفاوتِ این مدل با توصیه‌هایِ رایج این است که ترتیب دارد. تا آسیبِ اول مهار نشده، گفت‌وگو دربابِ «چرا» معمولاً به دفاع و حمله ختم می‌شود، و تا معنا روشن نشده، سخن از بخشش زودهنگام است. مقاله‌یِ «مدلِ فرایندیِ بازسازیِ اعتماد» همین منطق را از زاویه‌یِ اعتماد می‌بیند.

مرحله‌یِ اول: مهارِ بحران و ایمنی

در این مرحله هدف بازسازی نیست؛ عبور است. درمانگر معمولاً چند کار را هم‌زمان پیش می‌برد: مطمئن می‌شود ارتباط با فردِ سوم تمام شده یا قاعده‌یِ روشنی دارد، قوانینِ ایمنِ گفت‌وگو می‌گذارد، مثلاً زمانِ مشخص برایِ پرسش‌ها و پایان‌دادن به بازجوییِ نیمه‌شب، و تصمیم‌هایِ برگشت‌ناپذیر را به بعد از فروکش‌کردنِ شوک موکول می‌کند.

همین‌جاست که پرسشِ «چقدر بگویم و چقدر بپرسم؟» مطرح می‌شود. مقاله‌یِ «شفافیت یا کنترل؟» حدِ میانه را شرح می‌دهد.

مرحله‌یِ دوم: فهمِ زمینه، نه توجیه

وقتی ثباتِ اولیه برقرار شد، درمان از «چه شد؟» به «چرا و در چه شرایطی؟» می‌رود. این حساس‌ترین بخشِ کار است، چون هر پرسشی ممکن است شبیهِ مقصرساختنِ فردِ خیانت‌دیده شنیده شود.

قاعده‌یِ بالینی روشن است: زمینه (تنهایی، فاصله‌یِ هیجانی، الگوهایِ قدیمیِ فرد، تعارضِ حل‌نشده) توضیح می‌دهد، اما مسئولیت را از دوشِ کسی که انتخاب کرد برنمی‌دارد. درمانگرِ خوب هر دو جمله را هم‌زمان نگه می‌دارد: «این‌ها زمینه بود» و «تصمیمِ خیانت تصمیمِ تو بود».

مرحله‌یِ سوم: بخشش، تعهد و تصمیمِ ماندن

در مرحله‌یِ آخر، پرسش این است که رابطه با چه قراردادِ تازه‌ای ادامه پیدا کند، یا اگر ادامه نمی‌یابد، چگونه تمام شود. بخشش در این مدل‌ها نه هدیه است و نه تکلیف، و با اعتماد هم یکی نیست؛ مقاله‌یِ «چرا بخشش با بازسازیِ اعتماد یکی نیست؟» این فرق را باز می‌کند.

اگر هنوز نمی‌دانید می‌مانید یا می‌روید، شکلی از کار به نام مشاوره‌یِ تشخیصی دقیقاً برایِ همین فاصله ساخته شده است؛ مقاله‌یِ «وقتی مطمئن نیستید بمانید یا بروید» آن را توضیح می‌دهد.

رویکردهایِ رایج: چه می‌دانیم و چه نمی‌دانیم

درمانِ زوجیِ رفتاریِ یکپارچه: اتکینز و همکاران (۲۰۰۵) در نمونه‌یِ کوچکی از زوج‌هایی که خیانت را تجربه کرده بودند، گزارش کردند که پس از درمان بهبودِ چشمگیری دیده می‌شود، و پیگیریِ پنج‌ساله (مارین، کریستنسن و اتکینز ۲۰۱۴) نشانه‌هایی داد که این بهبود در طولِ زمان نسبتاً پایدار مانده است. این‌ها مطالعه‌هایِ کوچک‌اند؛ می‌شود از آن‌ها امیدوار شد، اما نمی‌شود قول گرفت.

درمانِ هیجان‌محور (EFT): جانسون و همکاران (۲۰۰۱) خیانت را نمونه‌یِ بارزِ «آسیبِ دلبستگی» می‌دانند و مدلی مرحله‌ای برایِ ترمیمِ آن ارائه کرده‌اند: بیانِ آسیب، پاسخِ همدلانه‌یِ فردِ خطاکار، و پذیرشِ تدریجیِ تسلی. شواهدِ آزمایشی برایِ این کاربردِ خاص کم است. مقاله‌یِ «آسیبِ دلبستگی» جزئیاتش را توضیح می‌دهد.

روشِ گاتمن: جان و جولی گاتمن مسیری سه‌گامی به نامِ «احیایِ اعتماد» توصیف کرده‌اند: جبران، هم‌سازی و دلبستگیِ دوباره. این چارچوب در کلینیک‌ها پرکاربرد است، اما شواهدش بیشتر بالینی است تا آزمایشی.

نکته‌یِ مهم: تا جایی که شواهد نشان می‌دهد، این روش‌ها در کارآزماییِ رودررو با هم مقایسه نشده‌اند. پس ادعایِ برتریِ قطعی برایِ هیچ‌کدام درست نیست.

زوجی یا فردی: از کجا شروع کنیم؟

درمانِ مشترک وقتی مناسب است که هر دو برایِ نشستن کنارِ هم آماده باشند و ارتباط با فردِ سوم تمام شده باشد. در سه وضعیت معمولاً بهتر است ابتدا کارِ فردی انجام شود: یکی از دو نفر هنوز آمادگیِ مواجهه ندارد؛ فردِ خیانت‌دیده در شوکِ شدید است و نمی‌تواند بدونِ فروپاشی گفت‌وگو کند؛ یا ماجرا هنوز ادامه دارد.

اگر خشونت یا ترس از همسر در میان است، جلسه‌یِ مشترک بدونِ ارزیابیِ ایمنی مناسب نیست. مقاله‌یِ «بازسازیِ رابطه یا بازسازیِ فرد؟» این دو مسیر را کنارِ هم می‌گذارد.

درمان چقدر طول می‌کشد؟

عددِ قطعی وجود ندارد، و هر کسی عددی بدهد قولی داده است که شواهد پشتش نیست. آنچه پروتکل‌هایِ ساختاریافته نشان می‌دهند این است که کار معمولاً ماه‌ها طول می‌کشد، نه هفته‌ها، و دوره‌یِ پایانی (تثبیت و پیشگیریِ عود) به اندازه‌یِ دوره‌یِ بحران اهمیت دارد.

پسرفتِ مقطعی هم عادی است: روزی که همه‌چیز دوباره بد می‌شود به‌معنایِ شکستِ درمان نیست، بلکه بخشی از الگویی است که درمانگر برایش آماده است.

نقشِ دوره‌هایِ خودیاری و کِی باید به درمانگر مراجعه کرد

برنامه‌هایِ ساختاریافته‌یِ خودیاری، مثل دوره‌هایِ گُدار، می‌توانند مکملِ درمان باشند: تمرینِ مهارت‌هایِ گفت‌وگو، تنظیمِ هیجان و برنامه‌یِ پیشگیری میانِ جلسه‌ها. «دورهٔ درمانِ پس‌ازخیانت (مشترک)» هشت جلسه است و برایِ زوجی طراحی شده که بحرانِ اولیه را پشتِ سر گذاشته‌اند؛ مسیرهایِ فردیِ خیانت‌دیده و خیانت‌کرده برایِ کسی است که یک‌نفره شروع می‌کند.

اما این‌ها جایگزینِ درمانگر نیستند. اگر فکرِ آسیب به خود یا دیگری، خشونت، بی‌خوابیِ چندهفته‌ای یا ناتوانی در کارهایِ روزانه دارید، پیش از هر دوره‌یِ آنلاین به یک متخصصِ حضوری مراجعه کنید.

پرسش‌هایِ کوتاه

درمانِ خیانتِ زناشویی چند جلسه طول می‌کشد؟

عددِ ثابتی وجود ندارد. پروتکل‌هایِ ساختاریافته‌یِ پژوهشی معمولاً در طولِ چند ماه و با جلسه‌هایِ هفتگی اجرا شده‌اند، اما سرعتِ پیشرفت به شدتِ آسیب، آمادگیِ هر دو نفر و ادامه‌داشتن یا نداشتنِ ماجرا بستگی دارد. درمانگری که زمانِ دقیق وعده می‌دهد، بیش از دانسته‌ها حرف می‌زند.

آیا برایِ درمانِ خیانت باید هر دو نفر در جلسه حضور داشته باشند؟

الزامی نیست. وقتی یکی از دو نفر آماده نیست، ماجرا هنوز ادامه دارد، یا خشونت و ترس در میان است، شروع از کارِ فردی بهتر است. کارِ مشترک زمانی بیشترین اثر را دارد که ارتباط با فردِ سوم تمام شده و هر دو بتوانند بدونِ فروپاشی در یک اتاق بنشینند.

کدام روش برایِ درمانِ خیانت مؤثرتر است: EFT یا رفتاریِ یکپارچه؟

تا جایی که شواهد نشان می‌دهد، این دو روش در کارآزماییِ رودررو با هم مقایسه نشده‌اند، پس ادعایِ برتریِ قطعی برایِ هیچ‌کدام درست نیست. هر دو مرحله‌دارند و روی ایمنی و معنا کار می‌کنند. انتخابِ عملی را بیشتر مهارتِ درمانگر، هماهنگیِ او با شما و تجربه‌اش با خیانت تعیین می‌کند تا نامِ روش.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژه‌ی دانشجویانِ ارشد و دکتری)

برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روان‌شناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که می‌خواهند درمانِ خیانت را مرحله‌به‌مرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←