گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

چرا بخشش با بازسازی اعتماد یکی نیست؟

«اگر واقعاً می‌بخشیدی، دیگر این‌قدر شک نمی‌کردی.» یا: «وقتی بخشیدم، یعنی باید اعتماد هم کنم.» این دو جمله از یک اشتباهِ مشترک می‌آیند: یکی گرفتنِ بخشش و اعتماد. روان‌شناسیِ بخشش بین این دو مرزی روشن می‌گذارد، و درکِ این مرز بسیاری از بن‌بست‌هایِ بعد از خیانت را باز می‌کند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۸ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

دو فرایندِ متفاوت

بخشش فرایندی درونی است: کاستنِ خشم و کینه، و رهاشدن از بارِ هیجانی. اعتماد فرایندی میان‌فردی است: تجربه‌یِ رفتارِ قابل‌اتکایِ دیگری در طولِ زمان. اولی را می‌شود در تنهایی انجام داد؛ دومی بدونِ رفتارِ آن دیگری ممکن نیست.

اورِت ورتینگتون، از پژوهشگرانِ برجسته‌یِ بخشش، دقیقاً همین تفکیک را می‌کند: بخشش درون‌فردی است و اعتماد به رفتارِ قابل‌اعتمادِ طرفِ مقابل بستگی دارد. او و مک‌کالو تأکید می‌کنند که بخشش و آشتی (بازگشتِ رابطه) یکی نیستند.

بخشش تصمیمی و بخشش هیجانی

ورتینگتون دو نوعِ بخشش را هم جدا می‌کند. بخششِ تصمیمی یعنی تصمیم برایِ انتقام نگرفتن و رفتارِ خصمانه را کنار گذاشتن. بخششِ هیجانی یعنی جایگزینیِ واقعیِ هیجان‌هایِ منفی با هیجان‌هایِ خنثی یا مثبت، که معمولاً کندتر است و مدت‌ها بعد می‌رسد.

یکی ممکن است تصمیمِ بخشش گرفته باشد و هنوز خشمِ هیجانی را حس کند. این تناقض نیست؛ مسیرِ طبیعی است. و هیچ‌کدام به‌معنایِ اعتماد نیست.

می‌شود ببخشید و اعتماد نکنید

بخشیدنِ کسی که به شما خیانت کرده، لزوماً یعنی دوباره در موقعیتِ آسیب‌پذیر قراردادنِ خودتان نیست. می‌شود خشم را کم کرد و هنوز از او فاصله گرفت، یا حتی از رابطه خارج شد. پرسشِ متداول «بخشش یعنی چه — یعنی فراموش‌کردن؟» در همین مرز است: بخشش نه توجیهِ عمل است، نه فراموشی، و نه لزوماً ادامه‌یِ رابطه.

جلسه‌یِ ۷ بسته‌یِ مسیرِ مشترک (پس‌ازخیانت) دقیقاً همین را می‌گوید: بخشش فرایندی است که مسئولیت را کم نمی‌کند و شرطِ ماندن هم نیست.

می‌شود اعتماد را بازسازی کرد پیش از بخششِ کامل

در جهتِ دیگر هم درست است. بسیاری از زوج‌ها بدونِ «بخششِ کامل» به اعتمادِ نسبی و حتی صمیمیتِ تازه می‌رسند؛ چون اعتماد از رفتارِ قابلِ‌اتکا می‌آید و بخشش از پردازشِ هیجان. این دو با سرعتِ متفاوت حرکت می‌کنند و هر کدام ممکن است جلوتر باشد.

این به نفعِ هر دو نفر است: فردِ آسیب‌دیده مجبور نیست برایِ اینکه رابطه ادامه یابد «احساسِ بخشش» را جعل کند، و طرفِ خطاکار هم نباید انتظار داشته باشد رفتارِ خوبش فوراً بخشش بیاورد.

چرا فشارِ «ببخش و فراموش کن» آسیب می‌زند

فرهنگ‌ها و خانواده‌ها معمولاً بخشش را فضیلتی بزرگ می‌دانند و این می‌تواند به فشارِ اجتماعی بدل شود: «چرا هنوز می‌بخشی؟»، «ببخش که خدا هم ببخشد.» این فشار، اگر به فردِ آسیب‌دیده بگوید خشمش نادرست است، خشم را سرکوب می‌کند، نه حل. و سرکوب‌شده، معمولاً در شکلِ دیگری برمی‌گردد.

مقاله‌یِ «مرزبندی در روابط» و جلسه‌یِ ۲۷ بسته‌یِ درمانِ فردِ خیانت‌دیده درباره‌یِ فشارِ اطرافیان حرف می‌زنند: مرزگذاری، نه قطعِ رابطه. اگر ارزش‌هایِ دینی‌تان بخشش را مهم می‌دانند، بخششِ واقعی در تعارض با عدالت و مسئولیتِ طرفِ خطاکار نیست؛ هر دو کنارِ هم می‌توانند باشند.

وقتی خطاکار می‌خواهد «بخشیده شود»

طرفِ خطاکار اغلب از بخشش می‌خواهد آن را نشانه‌یِ پایانِ کار بداند: «وقتی ببخشد، همه‌چیز تمام می‌شود.» اما بخشش را نمی‌شود مطالبه کرد، و اگر مطالبه شود، بخشش نیست، پیروی است. بهترین کاری که او می‌تواند بکند، ادامه‌یِ مسئولیت‌پذیری و ثباتِ رفتاری است، و اجازه‌دادن به فردِ آسیب‌دیده که در زمانِ خودش حرکت کند.

هرگونه تلاش برایِ سرعت‌دادن («چرا هنوز ناراحتی؟») بخشش را کند می‌کند.

بخششِ خود

بخشش فقط دیگری را شامل نمی‌شود. طرفِ خطاکار هم باید خودش را ببخشد، اما این با مسئولیت‌پذیری در تضاد نیست. جلسه‌یِ ۹ بسته‌یِ درمانِ فردِ خیانت‌کرده همین باورِ پرهزینه را می‌شکند: خودبخشی پایانِ مسئولیت‌پذیری نیست، شرطِ لازمِ آن است، چون کسی که در شرمِ عمیق است انرژیِ جبران ندارد.

چطور با این تفکیک کار کنیم

در عمل، این سه پرسش را جدا کنید: «آیا امروز اعتماد می‌کنم؟» (پاسخ به رفتار و شواهد)، «آیا خشمم کم شده است؟» (پاسخ به فرایندِ هیجانی) و «آیا می‌خواهم ادامه دهم؟» (تصمیمِ شخصی). هر سه می‌توانند پاسخ‌هایِ متفاوت داشته باشند و همین طبیعی است. اگر هرکدام را با دیگری اشتباه بگیرید، هر سه بی‌دلیل سخت‌تر می‌شوند.

چند جملهٔ روشن برایِ گفت‌وگو

گاهی تفکیکِ این دو را باید به زبان آورد. مثلاً فردِ آسیب‌دیده می‌تواند بگوید: «دارم روی خشمم کار می‌کنم و می‌خواهم روزی ببخشم، ولی این یعنی اعتماد نمی‌کنم. اعتمادم را با رفتارت پس می‌گیری، نه با زمان.» و طرفِ خطاکار می‌تواند بگوید: «نمی‌خواهم بخششت را مطالبه کنم. فقط می‌خواهم رفتارم را نشان بدهم و هر قدر زمان لازم است صبر کنم.»

این جمله‌ها بارِ انتظارِ پنهان را برمی‌دارند: دیگر هیچ‌کس مجبور نیست احساسی را که هنوز ندارد نشان بدهد، و هر دو می‌دانند چه چیزی را می‌شود انتظار داشت.

پرسش‌هایِ کوتاه

می‌شود ببخشم ولی دیگر اعتماد نکنم؟

بله. بخشش فرایندی درونی است (کاستنِ خشم و کینه) و اعتماد به رفتارِ قابل‌اتکایِ طرفِ مقابل بستگی دارد. می‌شود خشم را کم کرد و هنوز فاصله گرفت یا حتی از رابطه خارج شد. بخشش نه توجیهِ عمل است، نه فراموشی، و نه لزوماً ادامه‌یِ رابطه.

آیا باید ببخشم تا رابطه ادامه یابد؟

نه. بسیاری از زوج‌ها بدونِ «بخششِ کامل» به اعتمادِ نسبی و حتی صمیمیت می‌رسند، چون اعتماد از رفتارِ قابل‌اتکا می‌آید و بخشش از پردازشِ هیجان، و این دو با سرعتِ متفاوت حرکت می‌کنند. اجبار به بخشش معمولاً خشم را سرکوب می‌کند، نه حل.

اگر همسرم از من می‌خواهد زودتر ببخشم، چه کنم؟

بخشش را نمی‌شود مطالبه کرد؛ اگر مطالبه شود، پیروی است نه بخشش. بگویید که به زمان نیاز دارید و اینکه نشانه‌هایِ عینیِ مسئولیت‌پذیری و ثبات را می‌خواهید. بهترین کاری که او می‌تواند بکند، ادامه‌یِ مسئولیت‌پذیری است و اجازه‌دادن به شما که در زمانِ خودتان حرکت کنید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژه‌ی دانشجویانِ ارشد و دکتری)

برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روان‌شناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که می‌خواهند درمانِ خیانت را مرحله‌به‌مرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←