اعتیاد به رابطهٔ پنهانی: چرا بعضی افراد بارها خیانت میکنند؟
وقتی کسی بارها خیانت میکند، دیگران و گاهی خودش میپرسد: «اعتیاد دارد؟» این پرسش هم میتواند راهگشا باشد و هم گمراهکننده. راهگشاست چون بعضی افراد واقعاً با میل و تکانهای کلنجار میروند که از کنترلشان بیرون رفته است. گمراهکننده است چون اغلب به «بیمار است، پس تقصیری ندارد» یا «بهانه میآورد» تبدیل میشود، و هیچکدام از این دو دقیق نیست. این مقاله نه تشخیص میدهد و نه برچسب میزند؛ میگوید پژوهشها دربارهٔ این مفهوم چه میدانند، چه نمیدانند، و تکرارِ خیانت را چگونه میشود فهمید و تغییر داد.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۵
«اعتیاد به رابطه یا جنس» دقیقاً یعنی چه؟
«اعتیاد به جنس» اصطلاحی عامیانه است و در طبقهبندیهایِ رسمی با همین نام وجود ندارد. کافکا (۲۰۱۰) پیشنهاد کرد برایِ ویرایشِ پنجمِ راهنمایِ تشخیصیِ انجمنِ روانپزشکیِ آمریکا «اختلالِ بیشجنسی» تعریف شود و آن را عمدتاً یک اختلالِ میلِ جنسیِ غیرپارافیلیک با مؤلفهٔ تکانشگری وصف کرد (Kafka, 2010). این پیشنهاد در آن راهنما پذیرفته نشد. بخشی از پژوهشگران هم معیارهایش را سست و مبهم میدانستند.
پس وقتی کسی میگوید «من به رابطه یا جنس معتادم»، معمولاً یکی از سه چیز را میگوید: الگویی از رفتارِ جنسیِ خارج از کنترل، الگویی از پنهانکاری و رابطههایِ موازی، یا تلاشی برایِ فهمیدنِ چیزی که خودش هم نمیفهمد. این سه با هم یکی نیستند، و درمان و گفتوگو برایِ هر کدام فرق میکند.
اختلالِ رفتارِ جنسیِ اجباری در ICD-11 چیست و چه نیست؟
سازمانِ جهانیِ بهداشت در ICD-11 «اختلالِ رفتارِ جنسیِ اجباری» را وارد کرد، ولی آن را در گروهِ اختلالهایِ کنترلِ تکانه جا داد، نه در گروهِ اعتیادهای رفتاری. نویسندگانِ توضیحِ آن در این باره نوشتند که هنوز بحثِ علمیِ فعالی دربارهٔ اینکه آیا این اختلال شکلی از اعتیادِ رفتاری است یا نه ادامه دارد (Kraus et al., 2018). به بیانِ ساده، شاخصِ اصلی «الگوی پایدارِ ناتوانی در کنترلِ تکانهها و میلهایِ جنسیِ شدید و تکرارشونده» است که به رنجِ چشمگیر یا افت در زندگی میانجامد، و ناراحتیِ ناشی صرفاً از قضاوتِ اخلاقی دربارهٔ میل یا رفتارِ جنسی برایِ تشخیص کافی نیست (Kraus et al., 2018).
از همین جا چند نکته روشن میشود. نخست، ملاکِ این اختلال «خیانت» نیست؛ ملاکش بیاختیاری در برابرِ تکانههایِ جنسی است. کسی ممکن است بدونِ هیچ ناتوانیِ کنترلی، آگاهانه و با برنامه خیانت کند. دوم، بسیاری از خیانتهایِ تکراری هیچ ربطی به این تشخیص ندارند. سوم، تشخیص را فقط متخصصِ سلامتِ روان پس از ارزیابیِ کامل میدهد، نه این مقاله، نه همسر، نه خودِ فرد در آیینه.
آیا پژوهشها «اعتیاد» را تأیید کردهاند؟
کراوس، وون و پوتنزا (۲۰۱۶) استدلالهایِ موافق و مخالفِ اعتیاد دانستنِ رفتارِ جنسیِ اجباری را مرور کردند (Kraus et al., 2016). نتیجهٔ منصفانه این است که شواهدی از شباهتها مطرح شده و شواهدی هم از تفاوتها، و هنوز بحث باز است.
مرورِ سیستماتیکِ گروبز و همکاران (۲۰۲۰) هم تصویرِ محتاطانهای میدهد: آنان پژوهشهایِ تجربیِ سالهایِ ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۰ را بررسی کردند و نوشتند که حجمِ پژوهش بیشتر شده، ولی طرحها اغلب ساده است، چارچوبِ نظریِ منسجمی کم دیده میشود و پژوهشِ درمانیِ باکیفیت تقریباً نبوده است (Grubbs et al., 2020). پس هر کسی که با قطعیت میگوید «اعتیاد است» یا «اعتیاد نیست»، بیش از شواهد حرف میزند.
چرا خیانت تکرار میشود؟ سه سازوکارِ محتمل
اول یک واقعیتِ آماری: در پژوهشی که ۴۸۴ بزرگسال را در دو رابطهٔ پیاپی دنبال کرد، کسانی که در رابطهٔ نخست بیوفایی گزارش کرده بودند در رابطهٔ بعدی هم شانسِ بیشترِ بیوفایی داشتند، و این پس از کنترلِ چند عاملِ جمعیتی هم باقی ماند (Knopp et al., 2017). این یافته همبستگی است و نمیگوید چرا؛ و فقط دربارهٔ همان نمونه است و لزوماً به همهجا تعمیم نمییابد. «خطرِ بیشتر» هم «حتمی» نیست. برایِ توضیحِ «چرا»، چند سازوکار مطرح میشود که همه با احتیاط باید خوانده شوند.
• پاداش و تسکین. رفتارِ پنهانِ هیجانانگیز میتواند در لحظه تنش، ملال یا احساسِ بیارزشی را کم کند. هر بار که چنین میشود، رفتار برایِ مغز «کارآمد» ثبت میشود و میلِ تکرارش بیشتر میشود. این توضیحِ نظریِ مشترکِ مدلهایِ اعتیادِ رفتاری است و، چنانکه گفتیم، اعتبارِ کاملِ آن برایِ رفتارِ جنسی هنوز محلِ بحث است.
• فرار از شرم. پژوهشی بر افرادی که برایِ مشکلِ استفادهٔ اجباری از پورنوگرافی دنبالِ درمان بودند (۱۷۷ نفر، گزارشِ آنلاین) رابطهٔ مثبتی میان شرممحوری و رفتارِ بیشجنسی یافت، در حالی که پشیمانیِ رفتاری با انگیزه برایِ تغییر و کارهایِ پیشگیرانه پیوند داشت (Gilliland et al., 2011). این هم همبستگی است. چرخهٔ فرضی این است: رفتار، پشیمانی و شرم، پنهانکاریِ بیشتر، تنشِ بیشتر، و دوباره رفتار. تمایز مهم است: پشیمانی میگوید «کارم بد بود»؛ شرم میگوید «من بد هستم»، و دومی اغلب فرد را از اصلاح دور میکند. مقالهٔ «شرم و گناه» همین تمایز را بازتر میگوید.
• الگوی دلبستگی. در پژوهشی روی مردانی که در آزمونِ غربالگریِ اعتیادِ جنسی نمرهیِ بالا گرفتند، سبکهایِ دلبستگیِ ناایمن شایعتر بود (Zapf et al., 2008). این پژوهش نشان نمیدهد دلبستگیِ ناایمن «علتِ» اعتیاد است، فقط میگوید این دو با هم دیده شدهاند. در عمل، ترسِ نزدیکی یا ترسِ رهاشدن ممکن است کسی را به رابطههایِ مخفی و بیتعهد بکشاند که صمیمیتِ واقعی را لازم ندارند. این توضیحِ بالینیِ محتمل است، نه نتیجهٔ قطعی.
چه وقت «اعتیاد» توضیحِ خوبی نیست؟
خیانتِ تکراری دلیلهایِ دیگری هم دارد که برچسبِ اعتیاد آنها را پنهان میکند: حقِبهخودداشتن و بیاعتنایی به پیامدها، گریز از تعارض بهجای حلِ آن، خشم و انتقامجویی، تنوعطلبیِ آگاهانه، یا فرهنگِ پنهانکاری که هرگز به چالش کشیده نشده است. این بخش توصیهٔ عملی است، نه یافتهٔ پژوهشی: اگر کسی تنها وقتی «لو میرود» میگوید معتاد است و وقتی خطر نیست راحت برنامهریزی میکند، پرسشِ پاسخگویی را نباید با واژهٔ «بیماری» دور زد.
عکسِ آن هم درست است: اگر کسی تکانههایی را گزارش میکند که با وجودِ تلاشِ مکرر، قولها، تهدید و هزینهٔ سنگین نمیتواند مهارشان کند و خودش از آن رنج میبرد، رد کردنِ همهچیز بهعنوان «بهانه» هم اشتباه است. در هر دو حالت، ارزیابیِ حرفهای بهتر از حدسزدن است.
«بیماری» پاسخگویی را از بین میبرد؟
نه، و این مهمترین گره است. حتی اگر کسی واقعاً با میلِ اجباری روبهرو باشد، تصمیمهایِ پنهانکاری، دروغگفتن و ادامهدادن بدونِ کمکخواستن هنوز تصمیماند و بر همسر اثر میگذارند. توضیحِ روانشناختی «چرا» را روشن میکند، ولی جای «مسئولیتِ جبران» را نمیگیرد. آنچه کمک میکند ترکیبِ هر دو است: «این الگوی من است، و من پاسخگوی اثرِ آن هستم.»
برایِ همسرِ آسیبدیده هم همین دقیق است: درککردنِ سازوکار لازم نیست بهمعنایِ بخشیدن یا ماندن باشد. میتوانید بفهمید و در عین حال بگویید: «بدونِ تغییرِ واقعی و قابلِمشاهده نمیتوانم ادامه دهم.» این هم توصیهٔ عملی است.
برایِ تغییرِ الگو چه میشود کرد؟
چون پژوهشِ درمانیِ باکیفیت هنوز کم است (Grubbs et al., 2020)، هیچ درمانِ تکنسخهای را نمیشود «اثباتشده» نامید. آنچه در عمل معمولاً به آن توصیه میشود (و از دیدگاهِ بالینی منطقی است، نه یافتهٔ این مقاله):
• نقشهیِ زنجیره بکشید: چه حالی، چه ساعتی، چه جایی، چه فکری، پیش از هر بار رفتار بود؟ الگو معمولاً از «تنهایی، خستگی، تعارض یا تحقیر» شروع میشود، نه از میلِ خام.
• نیازِ پشتِ رفتار را بنویسید (تأیید، آرامش، هیجان، فرار) و راهِ دیگری برایِ آن بسازید؛ توجیهِ رفتار نیست، فقط نقشه است.
• پنهانکاری را شکستدهندهترین حلقه بدانید: افشایِ برنامهریزیشده، آن هم با کمکِ درمانگر و نه در اوجِ بحران، کمتر آسیبزاست.
• برایِ شرم جایی بسازید که مجازات نیست: درمانگر، گروه یا دوستی که قضاوت نکند.
• مرزِ عملی بگذارید: حذفِ تماسِ پنهان، پاکسازیِ موقعیتهایِ پرخطر، و شفافیتی که همسر انتخاب میکند، نه تحمیل.
چه وقت کمکِ تخصصی لازم است؟
اگر رفتارِ شما با وجودِ تصمیمهایِ مکرر تکرار میشود، اگر احساس میکنید کنترل ندارید، اگر شرم، افسردگی، اضطراب یا فکرِ آسیبزدن به خود همراهش است، اگر خطرِ بیماریهایِ منتقله، مشکلِ مالی یا قانونی ایجاد شده، یا اگر همسرتان شدیداً آسیبدیده است، زودتر با روانشناس یا روانپزشک صحبت کنید. اگر خطرِ فوریِ جانی برایِ خود یا دیگری هست، با اورژانسِ اجتماعی (۱۲۳)، اورژانس (۱۱۵) یا پلیس (۱۱۰) تماس بگیرید.
این مقاله جایگزینِ ارزیابی و درمانِ حرفهای نیست و برایِ تشخیصِ هیچکس نوشته نشده است. «دورهٔ تغییرِ الگو: وقتی خیانت تکرار شده» در گُدار یک خودآموزِ مکمل است، نه جایگزینِ درمان.
منابع
- Gilliland, R., South, M., Carpenter, B. N., & Hardy, S. A. (2011). The roles of shame and guilt in hypersexual behavior. Sexual Addiction & Compulsivity, 18(1), 12–29.
- Grubbs, J. B., Hoagland, K. C., Lee, B. N., Grant, J. T., Davison, P., Reid, R. C., & Kraus, S. W. (2020). Sexual addiction 25 years on: A systematic and methodological review of empirical literature and an agenda for future research. Clinical Psychology Review, 82, 101925. https://doi.org/10.1016/j.cpr.2020.101925
- Kafka, M. P. (2010). Hypersexual disorder: A proposed diagnosis for DSM-V. Archives of Sexual Behavior, 39(2), 377–400. https://doi.org/10.1007/s10508-009-9574-7
- Knopp, K., Scott, S., Ritchie, L., Rhoades, G. K., Markman, H. J., & Stanley, S. M. (2017). Once a cheater, always a cheater? Serial infidelity across subsequent relationships. Archives of Sexual Behavior, 46(8), 2301–2311. https://doi.org/10.1007/s10508-017-1018-1
- Kraus, S. W., Krueger, R. B., Briken, P., First, M. B., Stein, D. J., Kaplan, M. S., Voon, V., Abdo, C. H. N., Grant, J. E., Atalla, E., & Reed, G. M. (2018). Compulsive sexual behaviour disorder in the ICD-11. World Psychiatry, 17(1), 109–110. https://doi.org/10.1002/wps.20499
- Kraus, S. W., Voon, V., & Potenza, M. N. (2016). Should compulsive sexual behavior be considered an addiction? Addiction, 111(12), 2097–2106.
- Zapf, J. L., Greiner, J., & Carroll, J. (2008). Attachment styles and male sex addiction. Sexual Addiction & Compulsivity, 15(2), 158–175. https://doi.org/10.1080/10720160802035832
پرسشهایِ کوتاه
آیا کسی که بارها خیانت میکند حتماً به رابطه یا جنس معتاد است؟
نه. «اعتیاد به جنس» اصطلاحی عامیانه است و بیشترِ خیانتهایِ تکراری دلیلهایِ دیگری دارند، مثل گریز از تعارض، حقِبهخودداشتن، خشم یا تنوعطلبیِ آگاهانه. فقط ارزیابیِ حرفهایِ کاملِ متخصص میتواند بگوید الگویِ یک نفر شبیهِ بیاختیاری در برابرِ تکانههایِ جنسی است یا نه.
اختلالِ رفتارِ جنسیِ اجباری در ICD-11 چیست؟
تشخیصی است که الگوی پایدارِ ناتوانی در کنترلِ تکانهها و میلهایِ جنسیِ شدید و تکرارشونده را توصیف میکند و به رنجِ چشمگیر یا افت در زندگی میانجامد. در ICD-11 جزوِ اختلالهایِ کنترلِ تکانه است، نه اعتیادهایِ رفتاری، و خیانت بهخودیِ خود معیارِ آن نیست.
اگر کسی بیماری یا اعتیاد داشته باشد، دیگر مسئولِ خیانتش نیست؟
چرا، هنوز مسئولِ اثرِ تصمیمهایش است. توضیحِ روانشناختی میتواند بگوید چرا رفتار تکرار شده، ولی دروغگفتن، پنهانکاری و کمکنخواستن همچنان انتخاباند و همسر را آسیب میزنند. بهترین حالت ترکیبِ فهمِ الگو و پذیرشِ مسئولیتِ جبران است.
شرم چه نقشی در تکرارِ خیانت دارد؟
پژوهشهایِ همبستگی میان شرممحوری و رفتارِ بیشجنسی رابطه دیدهاند، و چرخهٔ محتمل این است که شرم به پنهانکاری و تنشِ بیشتر میانجامد. ولی این ثابتشدهی علّی نیست. پشیمانیِ رفتاری («کارم بد بود») معمولاً سازندهتر از شرمِ هویتی («من بدم») است.
اگر همسرم خیانتِ تکراری کرده، بمانم یا بروم؟
این تصمیمِ شخصیِ شماست و پاسخِ کلی ندارد. بهجای وعدههایِ او به رفتارِ قابلِمشاهده نگاه کنید: پذیرشِ مسئولیت، قطعِ تماسِ پنهان، شفافیت و کمکگرفتن از متخصص. برایِ ایمنیِ عاطفی و سلامتیتان نیز از مشاورِ خودتان کمک بگیرید.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ تغییرِ الگو: وقتی خیانت تکرار شده
برایِ کسی که بیش از یک بار خیانت کرده، مسئولیتش را میپذیرد و میخواهد روی الگویِ خودش کار کند. همسرش لازم نیست در دوره باشد. اگر خشونت، تهدید، فکرِ آسیب به خود، سوءمصرفِ شدید یا رفتارِ جنسیِ اجباری در کار است، یا رابطهٔ دیگری هنوز ادامه دارد، اول باید با متخصص صحبت کنید؛ جلسهٔ اول غربالِ همین موارد را دارد. اگر خیانت فقط یک بار رخ داده، «درمانِ فردِ پیمانشکن» (۳۰ جلسه) نقطهٔ شروعِ مناسبتری است؛ هر دو را میتوان همزمان یا پشتِ هم دید.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
- آیا کسی که یک بار خیانت کرده دوباره خیانت میکند؟ پژوهشها دربارهٔ خیانتِ تکراری
- روانشناسیِ خیانت: چرا آدمها خیانت میکنند؟
- عواملِ محافظتکننده در برابرِ تکرارِ خیانت
- شرم و گناه: فرقشان چیست و چرا مهم است؟
- جلسهٔ ۴ — شرم و چرخهٔ پنهانکاری (دورهٔ تغییرِ الگو)
- جلسهٔ ۵ — میل، تکانه و مصرف (دورهٔ تغییرِ الگو)
تازهترین مقالهها
- بازسازیِ اعتماد: آیا اعتماد بعد از خیانت دوباره ساخته میشود؟
- بخشش خیانت: آیا بخشیدن به معنایِ فراموشکردن است؟ فرقِ بخشش، فراموشی، تحمل و آشتی
- خیانت و فرزند: به خاطرِ بچه بمانیم یا جدا شویم؟ پژوهشها دربارهٔ تعارض و جدایی چه میگویند
- خیانت و رابطهٔ جنسی: چرا بعد از خیانت میل جنسی تغییر میکند؟
- خیانت و عزتِنفس: چرا فردِ خیانتدیده خودش را مقصر میداند؟