گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

خیانت و عزتِ‌نفس: چرا فردِ خیانت‌دیده خودش را مقصر می‌داند؟

«اگر بیشتر مراقبش بودم…»، «اگر لاغرتر بودم…»، «چرا نفهمیدم؟» بسیاری از کسانی که خیانت دیده‌اند، پیش از آنکه از کسی که خیانت کرده دلخور شوند، از خودشان دلخورند. این مقاله توضیح می‌دهد این میلِ تقریباً خودکار به مقصرداشتنِ خود از کجا می‌آید، چرا ذهن چنین مسیری را انتخاب می‌کند، و چرا با اینکه شبیهِ «مسئولیت‌پذیری» به نظر می‌رسد، حقیقت را وارونه می‌کند. هدف، تحقیر یا تشخیص نیست؛ فهمیدنِ سازوکار است تا بتوانید با خودتان مهربان‌تر و منصف‌تر باشید.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا بعد از خیانت اول از همه خودم را سرزنش می‌کنم؟

خودسرزنشی بعد از خیانت نشانهٔ ضعف یا «بی‌منطقی» نیست؛ یکی از رایج‌ترین واکنش‌هاست. ذهنِ شوک‌زده دنبالِ توضیح می‌گردد، و ساده‌ترین توضیحِ در دسترس این است: «حتماً من کاری کردم یا چیزی کم داشتم». این توضیح دردناک است، ولی یک مزیتِ پنهان دارد: اگر مشکل از من بوده، پس شاید بتوانم آن را درست کنم و دوباره احساسِ کنترل داشته باشم.

در پژوهشی روی ۲۳۲ دانشجو که به‌تازگی خیانتِ شریک را تجربه کرده بودند، ارزیابی‌هایِ منفی از ماجرا، از جمله سرزنشِ خود و سرزنشِ شریک، از مسیرِ افسردگی، اضطراب و پریشانی با رفتارهایِ آسیب‌زنندهٔ سلامت (مثل تغییرِ خوردن یا مصرفِ مواد) پیوند داشت ⁦(Shrout & Weigel, 2018)⁩. این یک مطالعهٔ آماریِ همبستگی روی نمونه‌ای از دانشجوهاست؛ نشان نمی‌دهد خودسرزنشی «علتِ» آن پیامدهاست، ولی به ما یادآوری می‌کند که چگونگیِ روایتی که از ماجرا در ذهن می‌سازیم اهمیت دارد.

خودسرزنشی رفتاری و منشی: فرقشان چیست؟

جانوف‌بالمن میانِ دو نوع خودسرزنشی تمایز گذاشت: «رفتاری»، یعنی نسبت‌دادنِ رخداد به کاری که انجام داده‌ام («باید زودتر شک می‌کردم»)، و «منشی»، یعنی نسبت‌دادن به ویژگیِ ثابتِ خودم («من آدمِ دوست‌داشتنی‌ای نیستم») ⁦(Janoff-Bulman, 1979)⁩. این تمایز در عمل مفید است: نوعِ دوم، حکمی درباره‌یِ «کلِّ من» است و درِ شرم را باز می‌کند، در حالی که نوعِ اول دست‌کم به چیزی مشخص اشاره دارد.

نکته این است که هیچ‌کدام، وقتی به خیانتِ طرفِ مقابل می‌رسد، توضیحِ کافی نیست. ممکن است در رابطه اشتباه‌هایی کرده باشید؛ همه می‌کنند. ولی میانِ «رابطه‌ام ناقص بود» و «پس او حق داشت خیانت کند» فاصلهٔ بزرگی است. بسیاری از رابطه‌هایِ ناقص، بدونِ خیانت ادامه پیدا می‌کنند؛ چون طرفِ دیگر می‌توانست نارضایتی را بگوید، مشاوره بخواهد یا حتی جدا شود.

باورِ جهانِ عادل چه ربطی به این سرزنش دارد؟

«باورِ جهانِ عادل» ایده‌ای است که لرنر و میلر در مرورِ پژوهش‌هایشان توصیف کردند: نیازِ آدم‌ها به اینکه محیطشان عادلانه و منظم باشد و هر کس آنچه را «سزاوار است» به دست آورد ⁦(Lerner & Miller, 1978)⁩. بعدتر، هافر و بگو، پژوهش‌هایِ تجربیِ چند دهه دربارهٔ همین نظریه را مرور کردند ⁦(Hafer & Bègue, 2005)⁩.

این باور برایِ زندگیِ روزمره مفید است، چون به ما انگیزهٔ برنامه‌ریزی و تلاش می‌دهد. ولی وقتی اتفاقِ ناعادلانه‌ای مثلِ خیانت می‌افتد، همین باور یک راهِ فرار ارائه می‌کند: به‌جای پذیرفتنِ اینکه «کسی می‌تواند بی‌دلیلِ موجه به من آسیب بزند»، ذهن می‌گوید «پس حتماً چیزی در من یا رفتارِ من بوده». بنابراین آنچه به شکلِ «من مقصرم» حس می‌شود، گاهی در واقع تلاشِ ذهن برایِ نگه‌داشتنِ جهانی قابل‌پیش‌بینی است. (این تعبیر، تفسیرِ عملیِ ماست؛ نه نتیجه‌یِ مستقیمِ پژوهشی روی خیانت.)

اطرافیان هم گاهی ناخواسته همین الگو را تقویت می‌کنند: «حتماً تو هم کوتاهی کردی» یا «مگر نمی‌دیدی؟». چنین جمله‌هایی معمولاً از ناراحتیِ خودِ گوینده از «ناعادلانه‌بودنِ دنیا» می‌آید، نه از اطلاعاتِ دقیق دربارهٔ رابطهٔ شما.

مقایسه با فردِ سوم چگونه عزتِ‌نفس را فرسوده می‌کند؟

فستینگر استدلال کرد وقتی معیارِ عینی نداریم، توانایی‌ها و دیدگاه‌هایِ خود را با مقایسه با دیگران می‌سنجیم ⁦(Festinger, 1954)⁩. خیانت دقیقاً چنین وضعیتی می‌سازد: یک پرسشِ بزرگ («من چقدر ارزش دارم؟») بی‌پاسخ مانده و ذهن به کسی که «انتخاب شد» نگاه می‌کند: ظاهر، سن، شغل، موفقیت.

آدم‌ها در میزانِ گرایش به مقایسه تفاوت دارند؛ گیبونز و بانک مقیاسی برایِ سنجیدنِ همین «جهت‌گیریِ مقایسه‌ای» ساختند و گزارش کردند که این مقیاس رفتارِ مقایسه‌ای را در مطالعه‌هایِ آزمایشگاهی و میدانی پیش‌بینی می‌کند ⁦(Gibbons & Buunk, 1999)⁩. پس اگر خودتان را بیشتر از دیگران مقایسه‌گر می‌بینید، این بخشی از مزاج و عادت است، نه گواهی بر کمبودتان.

یک نکتهٔ منطقی: مقایسه نمی‌تواند پاسخ بدهد، چون خیانت اغلب با «بهتربودن» ارتباطی ندارد؛ با تازگی، پنهان‌کاری، فرار از ناراحتی، بی‌تصمیمی و ضعفِ مرزها در طرفِ خیانت‌کننده ارتباط دارد. این جمله جمع‌بندیِ عملیِ ماست و در همین‌جا ادعای پژوهشیِ تازه‌ای نیست؛ برایِ بحثِ مفصل‌تر مقالهٔ «مقایسهٔ خود با فردِ سوم» را ببینید.

اگر خودم هم اشتباه کرده‌ام، یعنی خیانت تقصیرِ من است؟

این پرسش را باید بدونِ تحقیرِ خود پاسخ داد. دو چیز را جدا کنید: «سهمِ من در مشکل‌هایِ رابطه» و «مسئولیتِ تصمیمِ خیانت». اولی ممکن است وجود داشته باشد و در زمانِ مناسب می‌تواند موضوعِ گفت‌وگو یا مشاوره باشد؛ دومی کاملاً با کسی است که تصمیم گرفت خیانت کند.

خیانت یک انتخاب است. حتی در رابطه‌هایِ پراختلاف، گزینه‌هایِ دیگری وجود داشت: گفتنِ نارضایتی، درخواستِ مشاوره، فاصله‌گرفتن یا پایان‌دادنِ صادقانه. اینکه او این‌ها را انتخاب نکرد، نشان‌دهندهٔ ارزشِ شما نیست؛ نشان‌دهندهٔ انتخابِ اوست. (این بخش توضیحِ اخلاقی و عملی است، نه یافته‌یِ پژوهشی.)

مسئولیت‌پذیری و خودسرزنشی هم یکی نیستند. مسئولیت یعنی «می‌توانم در آینده چه چیزی را عوض کنم؟»؛ خودسرزنشی یعنی «من اساساً معیوبم». اولی راه را باز می‌کند، دومی می‌بندد.

چطور می‌شود با خودم مهربان‌تر و منصف‌تر باشم؟

یکی از مفاهیمی که در پژوهش‌هایِ روان‌شناسی برایِ نگرشِ سالم به خود مطرح شده «شفقت به خود» است. نف آن را شاملِ سه مؤلفه تعریف کرد: مهربانی با خود، حسِ اشتراکِ انسانی و ذهن‌آگاهی ⁦(Neff, 2003)⁩. این‌ها را به زبانِ روزمره می‌توان چنین تمرین کرد (توصیهٔ عملی، نه ادعای پژوهشی دربارهٔ خیانت):

• جمله‌هایِ سرزنش را بنویسید و کنارش جمله‌یِ منصفانه بگذارید. به‌جای «من کافی نبودم»: «کسی انتخاب کرد پنهان‌کاری کند؛ این انتخابِ اوست.»

• از خودتان بپرسید اگر دوستِ نزدیکتان همین اتفاق را تعریف می‌کرد، چه می‌گفتید؟ بعد همان را به خودتان بگویید.

• میان واقعیت و حکم تفاوت بگذارید: «شب‌ها دیر می‌آمدم» یک واقعیت است؛ «پس لایقِ وفاداری نبودم» یک حکم است.

• به‌جای مقایسه با فردِ سوم، فهرستی از ارزش‌هایی بنویسید که به شما تعلق دارد و به نظرِ دیگری وابسته نیست: مهربانی، شوخ‌طبعی، تلاش، صداقت.

• با فردی امن (دوست، مشاور) حرف بزنید؛ شرم در تنهایی رشد می‌کند.

چه زمانی باید کمک بگیرم؟

اگر خودسرزنشی و حسِ بی‌ارزشی هفته‌ها ادامه دارد، خواب، کار یا خوردنتان را مختل کرده، یا مصرفِ الکل و مواد افزایش یافته، وقتِ آن است با یک متخصصِ سلامتِ روان صحبت کنید. این‌ها را «ضعف» نخوانید؛ نشانه‌هایِ ضربه‌ای هستند که پشتیبانی می‌خواهد. اگر افکارِ آسیب‌زدن به خود دارید، همین امروز با یک فردِ مورد اعتماد تماس بگیرید و از یک متخصص کمک بخواهید؛ در ایران می‌توانید با اورژانسِ اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید، و اگر جانتان در خطر فوری است، با اورژانس (۱۱۵).

اگر دوست دارید این موضوع را قدم‌به‌قدم کار کنید، جلسهٔ «شرم، عزتِ‌نفس، و پرسشِ چرا من؟» در دورهٔ درمانِ فردِ خیانت‌دیده به همین موضوع می‌پردازد.

این متن آموزشی است و جایگزینِ ارزیابی و درمانِ تخصصی نیست.

منابع

  1. Festinger, L. (1954). A theory of social comparison processes. Human Relations, 7(2), 117–140.
  2. Gibbons, F. X., & Buunk, B. P. (1999). Individual differences in social comparison: Development of a scale of social comparison orientation. Journal of Personality and Social Psychology, 76(1), 129–142.
  3. Hafer, C. L., & Bègue, L. (2005). Experimental research on just-world theory: Problems, developments, and future challenges. Psychological Bulletin, 131(1), 128–167.
  4. Janoff-Bulman, R. (1979). Characterological versus behavioral self-blame: Inquiries into depression and rape. Journal of Personality and Social Psychology, 37, 1798–1809.
  5. Lerner, M. J., & Miller, D. T. (1978). Just world research and the attribution process: Looking back and ahead. Psychological Bulletin, 85(5), 1030–1051.
  6. Neff, K. D. (2003). Self-compassion: An alternative conceptualization of a healthy attitude toward oneself. Self and Identity, 2(2), 85–101.
  7. Shrout, M. R., & Weigel, D. J. (2018). Infidelity's aftermath: Appraisals, mental health, and health-compromising behaviors following a partner's infidelity. Journal of Social and Personal Relationships, 35(8), 1045–1066.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا بعد از خیانت خودم را مقصر می‌دانم؟

چون ذهنِ شوک‌زده دنبالِ توضیح و احساسِ کنترل می‌گردد و «حتماً من کاری کردم» ساده‌ترین توضیحِ در دسترس است. باورِ جهانِ عادل هم می‌تواند به آن دامن بزند. این واکنش رایج است، ولی دلیلِ درستیِ آن نیست؛ تصمیمِ خیانت با خودِ خیانت‌کننده است.

آیا اگر در رابطه اشتباه کرده باشم، خیانت تقصیرِ من است؟

نه. سهمِ شما در مشکل‌هایِ رابطه، اگر باشد، با مسئولیتِ تصمیمِ خیانت فرق دارد. حتی در رابطه‌هایِ پراختلاف راه‌هایِ دیگری مثلِ گفتنِ نارضایتی، مشاوره یا جداییِ صادقانه وجود دارد؛ خیانت یکی از انتخاب‌هایِ ممکن بود و او آن را برگزید.

باورِ جهانِ عادل چیست و چه ربطی به خودسرزنشی دارد؟

باورِ جهانِ عادل یعنی گرایش به اینکه دنیا را منظم بدانیم و فکر کنیم هر کس سزاوارِ آنچه برایش می‌افتد است. وقتی اتفاقِ ناعادلانه‌ای می‌افتد، ذهن برایِ حفظِ این باور گاهی قربانی را مقصر می‌کند. این تفسیرِ عملی است و می‌توان با آگاهی آن را سست کرد.

چرا خودم را با فردِ سوم مقایسه می‌کنم و چطور آن را کم کنم؟

وقتی پاسخی روشن برایِ «ارزشِ من چقدر است؟» نداریم، ذهن به مقایسه می‌رود. مقایسه معمولاً چیزی را روشن نمی‌کند، چون دلیلِ خیانت اغلب «بهتر بودنِ دیگری» نیست. می‌توانید فهرستی از ارزش‌هایِ خودتان بنویسید و در صورتِ ادامهٔ مقایسه از مشاور کمک بگیرید.

تفاوتِ مسئولیت‌پذیری و خودسرزنشی بعد از خیانت چیست؟

مسئولیت‌پذیری یعنی بپرسید در آینده چه چیزی را می‌توانم عوض کنم یا چه مرزی بگذارم؛ خودسرزنشی یعنی حکمِ کلیِ «من معیوبم یا کافی نبودم». اولی عمل را ممکن می‌کند و دومی شرم و ناتوانی می‌آورد. می‌توانید مسئول زندگیِ خود باشید، بی‌آنکه مقصرِ خیانتِ دیگری باشید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

درمانِ فردِ خیانت‌دیده

برایِ کسی که خیانت را کشف کرده و همین حالا در آن ایستاده — چه تصمیم به ماندن گرفته باشد، چه به رفتن، چه هنوز نداند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←