چارلز اسپیرمن و فرضیهی عاملِ g: یک عددِ واحد برایِ هوش؟
جلسهٔ ۳۳ از ۵۰ · فلسفهیِ علمِ روانشناسی
چارلز اسپیرمن، روانشناسِ بریتانیایی، در ۱۹۰۴ متوجهِ الگویی عجیب شد: نمرهی افراد در تقریباً هر آزمونِ شناختیای، با نمرهشان در هر آزمونِ شناختیِ دیگر، همبستگیِ مثبت دارد. او این را به یک عاملِ واحد و عمومی — g — نسبت داد و روشی ریاضی (پیشدرآمدِ تحلیلِ عاملی) برایِ آزمودنش ساخت. این جلسه فرضیهی g را، و پرسشِ فلسفیِ پشتِ آن، بررسی میکند: آیا g یک چیزِ واقعی است یا یک الگویِ آماری؟
رویکردِ درمانی: فلسفهیِ علم؛ روانسنجیِ هوش
این جلسه برایِ چه کسی است
برایِ کسی که تا حالا شنیده «فلانکس ضریبِ هوشیِ بالایی دارد» و هرگز نپرسیده این یک عددِ واحد از کجا آمده — و میخواهد بداند اسپیرمن، بیش از صد سال پیش، چه دلیلِ ریاضیای برایِ فرضِ یک عاملِ عمومیِ هوش داشت.
در این جلسه چه میگذرد
چارلز اسپیرمن، روانشناسِ بریتانیایی، در مقالهی **"General intelligence," objectively determined and measured** (۱۹۰۴) پدیدهای را توصیف کرد که بعدها «همبستگیِ مثبتِ همهجانبه» (positive manifold) نامیده شد: وقتی نمرهی افراد را در چند آزمونِ شناختیِ کاملاً متفاوت — حسابان، واژگان، حافظه، تشخیصِ حسی — با هم مقایسه میکنید، تقریباً همیشه همبستگیِ مثبت میبینید. کسی که در یک آزمون بهتر عمل میکند، معمولاً در بقیه هم بهتر عمل میکند، هرچند این آزمونها ظاهراً هیچ محتوایِ مشترکی ندارند. اسپیرمن پرسید: این الگویِ نظاممند از کجا میآید؟ پاسخِ اسپیرمن نظریهی «دوعاملی» بود: نمرهی هر فرد در هر آزمو…
چرا این جلسه اینجایِ مسیر است
دومین جلسه از خوشهی پنجم است و مفهومِ g را از دلِ همبستگیِ مثبتِ همهجانبه معرفی میکند؛ همین مفهوم، در دو جلسهی بعد — نقدِ گولد و مناظرهی جنسن — محورِ اصلیِ یک مناقشهی علمی و عمومیِ بزرگ میشود.
تمرینهایِ این جلسه — و اینکه چه چیزی به شما میدهند
تفکیکِ توصیفِ آماری از ادعایِ هستیشناختی
زمان: ۲۰ دقیقه
این تمرین تمایزِ فلسفیِ اصلیِ این جلسه — توصیفِ آماری در برابرِ ادعایِ هستیشناختی — را از یک بحثِ انتزاعی به مهارتی برایِ خواندنِ دقیقترِ ادعاهایِ رایج دربارهی هوش تبدیل میکند.
مراحلِ اجرایِ هر تمرین، قدمبهقدم، درونِ اپ است.
ادامهیِ این جلسه در اپ ←