فیشر در برابرِ نیمن-پیرسون: دو فلسفهی متفاوتِ آزمونِ آماری
جلسهٔ ۲۶ از ۵۰ · فلسفهیِ علمِ روانشناسی
رونالد فیشر در ۱۹۲۵ آزمونِ معناداری را ابزاری برایِ سنجشِ محتاطانهی شواهدِ یک آزمایشِ منفرد میدانست؛ ییرزی نیمن و اگون پیرسون در ۱۹۳۳ رویهی کاملاً متفاوتی ساختند — تصمیمگیریِ رفتاری با نرخِ ثابتِ خطا برایِ استفادهی تکراری. این جلسه، آغازِ خوشهی چهارمِ این دوره، نشان میدهد چرا NHSTِ رایج در روانشناسی آمیزهای ناهمخوان از این دو سنتِ رقیب — و در واقعیت، خصمانه — است.
رویکردِ درمانی: فلسفهیِ علم؛ تاریخِ آمار
این جلسه برایِ چه کسی است
برایِ کسی که همیشه شنیده «p کمتر از ۰٫۰۵ یعنی معنادار» ولی نمیداند این عددِ آستانه از کجا آمده، و کنجکاو است بداند دو سنتِ آماریِ رقیب — فیشر از یک سو، نیمن و پیرسون از سویِ دیگر — دههها بر سرِ معنایِ خودِ این آزمون با هم دشمنیِ علنی داشتند.
در این جلسه چه میگذرد
این جلسه خوشهی چهارمِ این دوره را میگشاید — «آمار، معناداری و بحرانِ بازتولیدپذیری»، شش جلسهای که مستقیماً به قلبِ ابزاری میرود که امروز تقریباً هر مقالهی روانشناسیِ تجربی به آن متکی است: آزمونِ فرضِ آماری. جلسهی ۲۱ (خوشهی سوم)، در بررسیِ نقدِ جیکاب کوهن بر معناداریِ آماری، بهاجمال اشاره کرد که روشِ رایجِ «آزمونِ فرضِ صفر» که در کتابهایِ درسیِ روانشناسی تدریس میشود، آمیزهای ناهمخوان از دو سنتِ آماریِ رقیب است. این جلسه همان اشاره را باز میکند: چرا این دو سنت اصلاً رقیب بودند، هرکدام دقیقاً چه میگفتند، و چرا تلفیقشان، بهگفتهی بسیاری از آماردانانِ تاریخِ علم، نه فیشر و نه نیمن-…
چرا این جلسه اینجایِ مسیر است
نخستین جلسه از شش جلسهی خوشهی چهارمِ این دوره است — «آمار، معناداری و بحرانِ بازتولیدپذیری»؛ آمیزهی ناهمخوانی که اینجا شرح داده میشود، در جلسهی بعد زیرِ نقدِ جیکاب کوهن بهطورِ مستقیم بهکار میرود.
تمرینهایِ این جلسه — و اینکه چه چیزی به شما میدهند
شکارِ زبانِ فیشری و زبانِ نیمن-پیرسونی در یک گزارشِ واقعی
زمان: ۲۰ دقیقه
این تمرین تمایزِ انتزاعیِ دو فلسفهی آماری را در متنِ واقعیای که هر دانشجویِ روانشناسی بارها دیده، ملموس میکند و زمینه را برایِ نقدِ کوهن در جلسهی بعد آماده میسازد.
مراحلِ اجرایِ هر تمرین، قدمبهقدم، درونِ اپ است.
ادامهیِ این جلسه در اپ ←