گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

ترومای کودکی چیست؟ انواع، علائم و نشانه‌های ترومای کودکی در بزرگسالی

ترومای کودکی یعنی تجربه‌هایِ دردناک و فراگیری در دورانِ کودکی که توانِ کودک برایِ کنارآمدن را پشت سر می‌گذارند و می‌توانند تا بزرگسالی اثر بگذارند. این مقاله توضیح می‌دهد ترومای کودکی چیست، چه انواعی دارد، پژوهش‌ها دربارهٔ تأثیرِ کودکی بر بزرگسالی چه می‌گویند و چرا هر کسی که کودکیِ سختی داشته، لزوماً بیمار نمی‌شود. متن تشخیص نمی‌دهد؛ فقط نقشه‌ای است برایِ فهمیدنِ خودتان.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

ترومای کودکی چیست؟ تعریفی با سه E

واژه‌یِ «تروما» در گفت‌وگوهایِ روزمره زیاد به کار می‌رود، گاهی برایِ هر ناراحتیِ بزرگی. در تعریفِ حرفه‌ایِ SAMHSA (۲۰۱۴) تروما سه جزء دارد که به «سه E» معروف است: رویداد (Event)، تجربه (Experience) و اثر (Effect). رویداد همان اتفاق یا الگوی تکرارشونده است؛ تجربه یعنی فردْ آن را چگونه دریافت کرده، مثلاً به‌عنوانِ تهدید یا رهاشدگی؛ و اثر یعنی پیامدِ ماندگار بر کارکردِ ذهنی، جسمی و عاطفی.

نتیجه‌اش این است که دو کودک با رویدادِ مشابه می‌توانند تجربه و اثرِ متفاوتی داشته باشند. ترومای کودکی را نه با فهرستِ اتفاق‌ها، بلکه با اینکه کودکْ در آن لحظه تنها، بی‌دفاع و بدونِ بزرگ‌ترِ امن بوده یا نه، بهتر می‌شود فهمید. برایِ مقایسه با تعریفِ کلی‌تر می‌توانید مقاله‌یِ «تروما چیست» را هم ببینید.

انواعِ تروماهایِ دوران کودکی

معمولاً چند دسته را از هم جدا می‌کنند. آزارِ جسمی و آزارِ هیجانی (تحقیر، تهدید، تمسخرِ مداوم) و آزارِ جنسی دسته‌هایِ «وجودِ چیزِ بد» هستند. غفلتِ جسمی و غفلتِ عاطفی دسته‌هایِ «نبودنِ چیزِ لازم» هستند؛ یعنی کودک غذا، مراقبت یا توجهِ هیجانیِ کافی نگرفته است. غفلتِ عاطفی چون سروصدا ندارد، اغلب دیده نمی‌شود و در مقاله‌یِ جدا به آن پرداخته‌ایم.

دسته‌یِ سوم، ناکارآمدیِ خانه است: دیدنِ خشونت میانِ والدین، اعتیادِ یکی از اعضایِ خانواده، بیماریِ روانیِ درمان‌نشده، زندانیِ‌شدنِ والد، یا جدایی‌یِ پرتنش. به این‌ها «تجربه‌هایِ نامطلوبِ کودکی» (ACEs) می‌گویند. فهرست کامل نیست؛ فقرِ مزمن، بی‌ثباتیِ مداوم، یا مرگِ زودهنگامِ یک والد هم می‌توانند بار سنگینی بگذارند.

مطالعه‌یِ ACE چه گفت و حدودش چیست

فلیتی و همکاران (۱۹۹۸) نزدیک به ۱۷ هزار عضوِ یک بیمه‌یِ درمانی در آمریکا را بررسی کردند و رابطه‌ای مرحله‌ای یافتند: هرچه تعدادِ دسته‌هایِ تجربه‌یِ نامطلوبِ کودکی بیشتر بود، خطرِ مشکلاتِ سلامت و رفتارهایِ پرخطرِ بزرگسالی هم بیشتر بود. مرورِ هیوز و همکاران (۲۰۱۷) نیز نشان داد چهار تجربه‌یِ نامطلوب یا بیشتر با خطرِ بالاترِ مصرفِ مواد، خشونت و مشکلاتِ سلامتِ روان همراه است؛ اثر بر بیماری‌هایِ جسمی معمولاً متوسط‌تر بود.

اما حدودش را هم باید دانست. مطالعه‌یِ اولِ ACE مقطعی و گذشته‌نگر بود؛ یعنی افراد کودکی‌شان را از حافظه گزارش می‌کردند. این رابطه‌ها همبستگی‌اند نه علّیتِ قطعی، و «نمره‌یِ ACE» عددی آماری است، نه پیش‌گویی برایِ یک فرد. شدت، مدت، سنِ وقوع و وجودِ یک بزرگسالِ حمایتگر در آن نمره نمی‌آید.

نشانه‌هایِ ترومای کودکی در بزرگسالی

هیچ فهرستی از علائمِ ترومای کودکی با خواندنِ یک متن تشخیص نمی‌دهد، ولی الگوهایی هست که در پژوهش و بالین زیاد دیده می‌شود. در حوزه‌یِ هیجان: دشواری در شناختن یا آرام‌کردنِ هیجان‌ها، یا برعکس بی‌حسیِ هیجانی. در تصویرِ از خود: شرم، انتقادِ شدید از خود، حسِ «چیزی در من ایراد دارد». در رابطه‌ها: اعتمادکردنِ دشوار، ترسِ از رها‌شدن، یا فاصله‌گرفتن به‌محضِ نزدیک‌شدنِ دیگران.

در بدن و خواب هم نشانه‌هایی گزارش شده است؛ مثلاً پژوهش‌ها ارتباطِ تجربه‌هایِ نامطلوبِ کودکی را با اختلالاتِ خواب (کاجیپتا و همکاران، ۲۰۱۵) و درد مزمن (دیویس و همکاران، ۲۰۰۵) نشان داده‌اند. باز هم تأکید می‌کنم: این‌ها همبستگی‌اند. خستگی یا بدخوابی هزار علتِ دیگر هم می‌تواند داشته باشد، و داشتنِ یک یا چند نشانه به معنیِ داشتنِ ترومای حل‌نشده نیست.

چرا کودکی بر بزرگسالی اثر می‌گذارد

کودکی دورانِ شکل‌گیریِ مغز و نظامِ مقابله با استرس است. مرورِ تایچر و سامسون (۲۰۱۶) نشان می‌دهد آزار و غفلت با تفاوت‌هایِ پایدار در رشدِ برخی نواحی و مدارهایِ مغز همراه‌اند؛ اما این یافته‌ها میانگینِ گروه‌ها هستند و به معنایِ آسیبِ جبران‌ناپذیر نیستند. مغز تا بزرگسالی انعطاف‌پذیر می‌ماند.

از زاویه‌یِ روان‌شناختی هم، کودک از تجربه‌هایش «قاعده» می‌سازد: «نباید نیاز داشته باشم»، «آدم‌ها می‌روند»، «باید کامل باشم تا دوستم بدارند». این قاعده‌ها در کودکی راهِ بقا بودند و در بزرگسالی گاهی ناخواسته تکرار می‌شوند. اثرِ کودکی بر بزرگسالی بیشتر از جنسِ همین الگوهایِ آموخته است تا «سرنوشتِ محتوم».

همه‌یِ آسیب‌دیده‌ها بیمار نمی‌شوند

مستن (۲۰۰۱) تاب‌آوری را «جادوی معمولی» نامید، چون بیشتر از آنکه استعدادی نادر باشد، حاصلِ فرایندهایِ عادی است: رابطه‌یِ امن با دست‌کم یک بزرگسال، توانِ تنظیمِ هیجان و حس اثرگذاری. بونانو (۲۰۰۴) هم نشان داد بسیاری از افراد پس از رویدادهایِ سخت مسیرِ تاب‌آوری را طی می‌کنند. نمره‌یِ ACEِ بالا یعنی خطرِ بیشتر، نه سرنوشتِ قطعی.

این نکته دو طرف دارد. اولاً اگر کودکیِ سختی داشتید و امروز نسبتاً خوب هستید، لازم نیست «انکار» کرده باشید. ثانیاً اگر رنج می‌کشید، این به معنیِ ضعف نیست؛ احتمالاً بار روی دوشتان بیشتر بوده است. والدین را هم می‌شود هم‌زمان جدی گرفت و شیطان‌سازی نکرد؛ بسیاری از آن‌ها خودشان آسیب دیده بودند، ولی این توضیح است، نه توجیهِ آسیب.

چه کار می‌توان کرد؟

گام اولِ عملی، نام‌گذاری است: بنویسید کدام الگوها در زندگی‌تان تکرار می‌شود (مثلاً «وقتی کسی عقب می‌کشد، ساعت‌ها خودم را سرزنش می‌کنم») بدونِ آنکه فوراً علتش را به کودکی نسبت دهید. گامِ دوم، ایمنی و ثبات است: خواب، تغذیه، حرکت و رابطه‌هایِ قابل‌اعتماد. گامِ سوم، مهارت‌هایِ تنظیمِ هیجان که در دوره‌یِ آموزشیِ تنظیمِ هیجان مرحله‌به‌مرحله آمده است.

اگر بخواهید به خاطره‌هایِ سنگین بپردازید، بهتر است با درمانگرِ آموزش‌دیده باشد. درمان‌هایِ متمرکز بر تروما نسبت به لیستِ انتظار مؤثرند (بیسون و همکاران، ۲۰۱۳)، اما نتیجه تضمینی نیست و سرعتِ پیشرفت متفاوت است.

چه موقع کمکِ حرفه‌ای بگیریم؟

اگر کابوس و بازگشتِ ناخواسته‌یِ خاطره‌ها دارید، از موقعیت‌هایی که شما را یاد گذشته می‌اندازد می‌گریزید، یا هیجان‌ها چنان شدید است که کار و رابطه‌تان را مختل کرده، بهتر است با روان‌شناس یا روان‌پزشک مشورت کنید. همین‌طور اگر مصرفِ مواد یا رفتارهایِ خودآسیبی بخشی از مقابله شده است.

یادآوریِ مهم: این مقاله جایگزینِ ارزیابی و درمان نیست. اگر افکارِ آسیب به خود دارید یا احساس می‌کنید امنیتِ جانتان در خطر است، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.

منابع

  1. Felitti, V. J., et al. (1998). Relationship of childhood abuse and household dysfunction to many of the leading causes of death in adults: The Adverse Childhood Experiences (ACE) Study. American Journal of Preventive Medicine, 14(4), 245–258.
  2. Hughes, K., et al. (2017). The effect of multiple adverse childhood experiences on health: a systematic review and meta-analysis. The Lancet Public Health, 2(8), e356–e366.
  3. SAMHSA (2014). SAMHSA's Concept of Trauma and Guidance for a Trauma-Informed Approach. HHS Publication No. (SMA) 14-4884.
  4. Teicher, M. H., & Samson, J. A. (2016). Annual Research Review: Enduring neurobiological effects of childhood abuse and neglect. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 57(3), 241–266.
  5. Kajeepeta, S., et al. (2015). Adverse childhood experiences are associated with adult sleep disorders: a systematic review. Sleep Medicine, 16(3), 320–330.
  6. Davis, D. A., Luecken, L. J., & Zautra, A. J. (2005). Are reports of childhood abuse related to the experience of chronic pain in adulthood? A meta-analytic review of the literature. The Clinical Journal of Pain, 21(5), 398–405.
  7. Masten, A. S. (2001). Ordinary magic: resilience processes in development. American Psychologist, 56(3), 227–238.
  8. Bonanno, G. A. (2004). Loss, trauma, and human resilience. American Psychologist, 59(1), 20–28.
  9. Bisson, J. I., Roberts, N. P., Andrew, M., Cooper, R., & Lewis, C. (2013). Psychological therapies for chronic post-traumatic stress disorder (PTSD) in adults. Cochrane Database of Systematic Reviews, (12), CD003388.

پرسش‌هایِ کوتاه

تفاوتِ ترومای کودکی با یک کودکیِ سخت چیست؟

کودکیِ سخت می‌تواند شاملِ فشارها و ناکامی‌هایی باشد که کودک با حمایتِ بزرگ‌ترها از سر می‌گذراند. در تعریفِ سه Eِ سامهسا، تروما وقتی مطرح است که رویداد از توانِ کودک فراتر رفته و اثری ماندگار بر کارکردش گذاشته باشد. مرزِ دقیقی که برایِ همه یکسان باشد وجود ندارد و ارزیابیِ فردی لازم است.

اگر نمره‌یِ ACEِ من بالاست، یعنی حتماً بیمار می‌شوم؟

نه. نمره‌یِ ACE برآوردی آماریِ خطر در گروه‌هاست و پیش‌گویی برایِ یک فرد نیست. عواملی مثل بزرگسالِ حمایتگر، رابطه‌هایِ امن و مهارت‌هایِ تنظیمِ هیجان می‌توانند مسیر را تغییر دهند، و تاب‌آوری در پژوهش‌ها بسیار شایع گزارش شده است.

آیا می‌شود ترومای کودکی را بدونِ یادآوریِ خاطره‌ها داشت؟

ممکن است فرد جزئیاتِ کمی به یاد داشته باشد ولی اثرِ تجربه را در الگوهایِ هیجانی و رابطه‌ها حس کند. با این حال نبودِ خاطره دلیلِ اثباتِ تروما یا نفیِ آن نیست. نگرانیِ اصلی را باید به الگوهایِ امروزتان و دریافتِ کمک از متخصص بدهید، نه جست‌وجویِ اجباریِ گذشته.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ تنظیمِ هیجان

برایِ کسی که هیجانش سریع اوج می‌گیرد، در آن لحظه کاری می‌کند که بعداً پشیمان می‌شود، و بازگشتش به حالتِ عادی طول می‌کشد. اگر خشم هیجانِ غالبتان است، دوره‌ی کنترلِ خشم دقیق‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←