گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

خاطراتِ تلخِ کودکی: حافظه، تروماهایِ حل‌نشده و تأثیرِ خاطره‌هایِ کودکی بر زندگی

خاطراتِ تلخِ کودکی گاهی به‌جایِ «گذشته» در بدن و ذهن مثلِ «حال» حس می‌شوند. این مقاله توضیح می‌دهد حافظه چگونه کار می‌کند، چرا خاطره‌هایِ آسیب‌زای کودکی گاهی ساده نمی‌گذرند، نشانه‌هایِ تروماهایِ حل‌نشده کدام‌اند و اگر خاطره‌تان مبهم یا ناقص است چه باید کرد. هدف فهم است، نه تشخیص.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

حافظه بازسازی‌شونده است

بسیاری از ما حافظه را مثلِ ضبط‌صوت تصور می‌کنیم: اتفاقی افتاده و عیناً ثبت شده است. پژوهش‌هایِ حافظه تصویرِ دیگری می‌دهند: ما هر بار که خاطره‌ای را بازیابی می‌کنیم، تا حدی آن را بازسازی می‌کنیم و ممکن است جزئیات تغییر کنند، مخصوصاً درباره‌یِ دورانِ کودکی. این به معنایِ «ساختگی‌بودن» نیست؛ یعنی هسته‌یِ تجربه معمولاً حفظ می‌شود ولی حاشیه‌ها ممکن است جابه‌جا شوند.

این دانش دو نتیجه‌یِ هم‌زمان دارد: لازم نیست برایِ اینکه خاطره‌تان «درست» حساب شود، تمامِ جزئیاتش را بدانید؛ و هم نباید از خاطره مثلِ «پروندهٔ قضایی» دفاع یا آن را محکوم کرد.

برایِ بسیاری، آرام‌بخش‌ترین بخشِ این دانش آن است که «درست‌یادآوردن» شرطِ درد‌داشتن نیست. شما می‌توانید از اثرِ یک دوره رنج برده باشید، حتی اگر نتوانید دقیقاً بگویید چه روزی و چه ساعتی چه شد. حسِ امروز، داده‌ای است که ارزش دارد، به‌شرط آنکه آن را با دقتِ یک پژوهشگر و نه با قطعیتِ یک قاضی بخوانیم.

گزارشِ گذشته‌نگر در برابرِ ثبتِ آینده‌نگر

بالدوین و همکاران (۲۰۱۹) در یک فراتحلیل در JAMA Psychiatry توافقِ میانِ دو شیوه‌یِ سنجشِ آزارِ کودکی را بررسی کردند: گزارشِ خودِ فرد در بزرگسالی (گذشته‌نگر) و ثبت‌هایِ عینیِ آن زمان (آینده‌نگر، مثلاً پرونده‌هایِ خدماتِ اجتماعی). توافقِ آن‌ها ضعیف بود و هر کدام افرادِ متفاوتی را شناسایی می‌کردند.

معنایش این نیست که یکی درست و دیگری غلط است. «خاطره» و «پرونده» هر دو اطلاعاتی دارند، ولی یکی نیستند: پرونده چیزی را که کودک حس کرد ثبت نمی‌کند، و خاطره ممکن است بعضی رویدادها را فراموش یا کم‌رنگ کرده باشد. برایِ فهمِ زندگیِ خودتان، تجربه‌یِ ذهنی هم واقعی است، ولی همان‌طور که جزئیاتِ دقیق را با احتیاط می‌بینیم.

چرا گذشته «حال» حس می‌شود؟

برویین و همکاران (۱۹۹۶) در نظریه‌یِ بازنمایی‌هایِ دوگانه می‌گویند خاطره‌یِ آسیب‌زا ممکن است در دو شکل ذخیره شود: یکی روایتیِ آگاهانه («آن‌وقت این اتفاق افتاد») و دیگری حسی-موقعیتی که ناگهان و بدونِ برچسبِ زمانی فعال می‌شود. وقتی دومی فعال می‌شود، بدن و هیجان واکنش نشان می‌دهند، انگار هنوز آنجا هستید.

ایهلرز و کلارک (۲۰۰۰) نیز، به زبانِ ساده، می‌گویند در تروما ذهن ممکن است خاطره را به‌خوبی به بقیه‌یِ داستانِ زندگی وصل نکند و ارزیابی‌هایِ تهدیدآمیز دربارهٔ حال بماند. نتیجه این است که بوی، صدا یا لحنی می‌تواند خاطره را بیدار کند. این‌ها نظریه‌هایِ مدلِ هستند، نه اثباتِ نهایی، ولی به فهمِ تجربه کمک می‌کنند.

نشانه‌هایِ «حل‌نشدن»: تروماهایِ حل‌نشده‌یِ کودکی

«حل‌نشده» یعنی خاطره هنوز با شدتِ هیجانیِ اولیه‌اش فعال می‌شود و بر زندگی اثر می‌گذارد. نشانه‌ها می‌تواند شامل این‌ها باشد: بازگشتِ ناخواسته‌یِ خاطره یا کابوس؛ اجتناب از مکان‌ها، آدم‌ها یا بحث‌هایی که یادآورند؛ واکنشِ هیجانیِ ناهمخوان با موقعیتِ فعلی؛ احساسِ بی‌حسی؛ و گوش‌به‌زنگیِ پایدار.

باز هم توجه داشته باشید که هر کدام از این‌ها علتِ دیگری هم می‌تواند داشته باشد، و داشتنِ چند مورد به معنایِ اختلالِ استرسِ پس از سانحه نیست. تشخیص کارِ ارزیابیِ حضوری است. گاهی خاطره‌ای سال‌ها پیش «تمام شده» ولی بدونِ مهارت‌هایِ تنظیم، ذهن هنوز آن را تهدید می‌بیند.

تأثیرِ خاطره‌هایِ کودکی بر زندگی

تأثیرِ خاطرات بر زندگی معمولاً از مسیرِ معنا و الگوست: کودکی که در خانه‌ای پرتنش بود ممکن است یاد گرفته باشد «آرامش یعنی قبلِ طوفان». در بزرگسالی همین قاعده می‌تواند در رابطه‌ها، کار و تصمیم‌ها بازتاب یابد. همچنین مرورِ دانسه و مک‌اوِن (۲۰۱۲) بر پیامدهایِ استرسِ مزمنِ زودهنگام برایِ سلامت تأکید دارد، که باز هم نتایجِ گروهی است.

نمونه: کسی که در کودکی هر بار اشتباه می‌کرد با سکوتِ سرد روبه‌رو می‌شد، ممکن است در بزرگسالی از ابرازِ نظر یا ریسک‌کردن بترسد. او «خاطره‌ی» خاصی را نمی‌بیند؛ فقط می‌بیند که بدنش هنگامِ بحث منقبض می‌شود. این همان جایی است که فهمیدنِ الگو، حتی بدونِ بازسازیِ دقیقِ صحنه، کمک می‌کند.

اینکه خاطره‌یِ تلخی دارید، سرنوشتتان را تعیین نمی‌کند. بسیاری از آدم‌ها با خاطره‌هایِ سخت زندگیِ پرمعنایی می‌سازند، به‌ویژه وقتی کسی در کنارشان بوده یا بعداً رابطه‌ی امنی پیدا کرده‌اند.

اگر خاطره‌ام مبهم یا ناقص است

بسیاری از افراد می‌گویند «فقط تکه‌هایی یادم هست» یا «شاید خودم ساخته‌ام». لازم نیست این ابهام شما را مضطرب کند. خاطره‌هایِ کودکی عموماً ناقص‌اند و ابهام به معنایِ دروغ‌بودن نیست. تلاش برایِ «کشفِ» خاطره‌هایِ نداشته با فشار یا تلقین ایده‌یِ خوبی نیست؛ مهم‌تر این است که امروز چه حسی دارید و چه الگوهایی از شما می‌خواهد.

از طرف دیگر، به بازگوییِ خاطره هم بی‌احتیاط نباشید: روایتِ بی‌پایانِ جزئیاتِ دردناک برایِ دیگران یا در شبکه‌هایِ اجتماعی، بدونِ ایمنی و پشتیبانی، می‌تواند هیجان را تشدید کند. بازگویی را وقتی انجام دهید که حامی‌ی قابل‌اعتماد یا درمانگر در کنارتان باشد.

چه کار کنیم؟

گام‌هایِ ایمن: ۱) تثبیت؛ وقتی خاطره‌ای ناگهان فعال شد، به «اینجا و اکنون» برگردید؛ پنج چیز ببینید، چهار چیز لمس کنید و تنفسِ آهسته داشته باشید. ۲) نوشتن در حدِ کوتاه و هیجانی، نه جزئیاتِ گرافیکی. ۳) تنظیمِ خواب و روال. ۴) اگر به خاطره‌ها نزدیک می‌شوید، با درمانگر.

درمان‌هایِ متمرکز بر تروما، از جمله CBTِ متمرکز بر تروما و EMDR (شاپیرو، ۲۰۰۱)، در پژوهش‌ها نسبت به لیستِ انتظار مؤثر بوده‌اند (بیسون و همکاران، ۲۰۱۳). مدلِ هرمن (۱۹۹۲) هم یادآوری می‌دهد که ایمنی قبل از بازگوییِ عمیق می‌آید. این‌ها تضمینِ نتیجه نیستند.

چه موقع کمکِ حرفه‌ای بگیریم؟

اگر خاطره‌ها وقفه‌یِ جدی در خواب و کار می‌آورند، یا اجتناب دایره‌یِ زندگی‌تان را تنگ کرده، با روان‌شناس یا روان‌پزشک مشورت کنید. اگر مصرفِ مواد یا خودآسیبی برایِ مقابله به کار می‌رود، سریع‌تر.

یادآوریِ مهم: این متن جایگزینِ درمان نیست. اگر افکارِ آسیب به خود دارید یا احساس می‌کنید امنیتِ جانتان در خطر است، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.

منابع

  1. Baldwin, J. R., Reuben, A., Newbury, J. B., & Danese, A. (2019). Agreement between prospective and retrospective measures of childhood maltreatment: a systematic review and meta-analysis. JAMA Psychiatry, 76(6), 584–593.
  2. Brewin, C. R., Dalgleish, T., & Joseph, S. (1996). A dual representation theory of posttraumatic stress disorder. Psychological Review, 103(4), 670–686.
  3. Ehlers, A., & Clark, D. M. (2000). A cognitive model of posttraumatic stress disorder. Behaviour Research and Therapy, 38(4), 319–345.
  4. Danese, A., & McEwen, B. S. (2012). Adverse childhood experiences, allostasis, allostatic load, and age-related disease. Physiology & Behavior, 106(1), 29–39.
  5. Herman, J. L. (1992). Trauma and Recovery. Basic Books.
  6. Bisson, J. I., Roberts, N. P., Andrew, M., Cooper, R., & Lewis, C. (2013). Psychological therapies for chronic post-traumatic stress disorder (PTSD) in adults. Cochrane Database of Systematic Reviews, (12), CD003388.
  7. Shapiro, F. (2001). Eye Movement Desensitization and Reprocessing (EMDR): Basic Principles, Protocols, and Procedures (2nd ed.). Guilford Press.

پرسش‌هایِ کوتاه

اگر جزئیاتِ خاطره‌ام با گفته‌یِ خانواده فرق دارد، یعنی دروغ می‌گویم؟

نه. حافظه بازسازی‌شونده است و حتی افراد یک رویداد را متفاوت به یاد می‌آورند. بالدوین و همکاران نشان داده‌اند گزارشِ فرد و ثبتِ عینی هر دو اطلاعات دارند اما یکی نیستند. تجربه‌یِ ذهنیِ شما واقعی است، ولی جزئیاتِ دقیق را با احتیاط ببینید.

آیا باید همه‌یِ خاطره‌هایِ تلخ را بازگو کنم تا بهتر شوم؟

نه لزوماً. بازگوییِ بی‌برنامه و بدونِ پشتیبانی ممکن است هیجان را تشدید کند. بهتر است ابتدا ایمنی و مهارت‌هایِ تثبیت را بسازید و بازگوییِ عمیق را با درمانگر انجام دهید، مخصوصاً اگر خاطره‌ها سنگین‌اند.

چطور بفهمم یک تروما هنوز حل‌نشده است؟

نشانه‌ها می‌توانند بازگشتِ ناخواسته‌یِ خاطره، اجتناب، واکنشِ هیجانیِ شدیدتر از موقعیت و گوش‌به‌زنگیِ پایدار باشند. این‌ها تشخیص نیستند و همه‌ی آن‌ها در هر آدمی گاهی پیش می‌آید. معیارِ مهم، شدت و تداومِ آن‌هاست: اگر زندگی، خواب، کار یا رابطه‌هایتان را مختل کرده‌اند، ارزیابیِ حضوریِ یک متخصص لازم است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ تنظیمِ هیجان

برایِ کسی که هیجانش سریع اوج می‌گیرد، در آن لحظه کاری می‌کند که بعداً پشیمان می‌شود، و بازگشتش به حالتِ عادی طول می‌کشد. اگر خشم هیجانِ غالبتان است، دوره‌ی کنترلِ خشم دقیق‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←