تأثیر تروما بر مغز و سیستم عصبی: حافظه، تنظیم هیجان، خواب، دردهایِ جسمانی و درمانِ حساس به تروما
تأثیر تروما بر مغز و سیستم عصبی یکی از پرجاذبهترین و در عین حال پرسوءبرداشتترین موضوعهایِ روانشناسی است. پژوهشها میانِ آزار و غفلتِ کودکی و تفاوتهایی در ساختار و کارکردِ مغز، حافظه، تنظیم هیجان، خواب و سلامت جسمانی ارتباط نشان دادهاند، اما این ارتباطها آماری و متوسطاند و سرنوشتِ فرد را تعیین نمیکنند. در این مقاله با زبانی ساده میبینیم چه میدانیم، چه نمیدانیم و درمانِ حساس به تروما چه معنایی دارد.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
تغییراتِ عصبزیستی مرتبط با آزارِ کودکی
Teicher و Samson (۲۰۱۶) در یک مرورِ گسترده یافتههایِ مربوط به اثرهایِ پایدارِ آزار و غفلتِ کودکی بر مغز را جمعبندی کردند. در این پژوهشها از جمله تفاوتهایی در اندازه یا فعالیتِ نواحی مرتبط با پردازش تهدید، حافظه و تنظیم هیجان (مانند آمیگدال و هیپوکامپ و بخشهایی از قشرِ پیشپیشانی) گزارش شده است.
اما سه قید مهم است. نخست، اینها همبستگیاند و نه علّیتِ قطعی برایِ هر فرد. دوم، اندازهیِ اثرها متوسط است و تفاوتِ فردی بزرگ؛ بسیاری از افراد با سابقهیِ آسیب، چنین الگوهایی ندارند. سوم، مغز تغییرپذیر است: مشاهدهی یک الگو به معنایِ «خرابیِ دائمی» نیست و آنچه با تجربه شکل گرفته میتواند با تجربههایِ تازه، از جمله روابطِ امن و درمان، تغییر کند.
تروما و حافظه
چرا خاطرهیِ آسیبزا گاهی تکهتکه و گاهی بسیار زنده است؟ در نظریهیِ بازنمایی دوگانهیِ Brewin و همکاران (۱۹۹۶) و مدلِ شناختیِ Ehlers و Clark (۲۰۰۰)، ایدهیِ ساده این است که خاطرهیِ تروما ممکن است بیشتر بهصورتِ حسها و تصاویرِ خام ذخیره شود و کمتر در «داستانِ مرتب با آغاز و پایان و زمانِ گذشته» جا بگیرد. نتیجه این است که فرد ممکن است خاطره را مثل اتفاقی در همین لحظه تجربه کند.
اینها مدلهایِ نظریاند و هنوز بحث و اصلاح میشوند. دو نکتهیِ عملی از آنها به دست میآید: بازگشتِ ناخواستهیِ خاطره نشانهیِ ضعف نیست، و پردازشِ ساختاریافتهی خاطره در درمان، یعنی کمک به قرار دادنِ آن در جایِ مناسبش در گذشته، هدفی منطقی است.
تروما، سیستم عصبی و تنظیم هیجان
Dvir و همکاران (۲۰۱۴) در مرورِ خود نشان دادند بدرفتاری با کودک با دشواریِ تنظیمِ هیجان و همابتلایِ اختلالهایِ روانی ارتباط دارد. در عمل این یعنی شدتِ واکنشهایِ هیجانی زیاد، دیرتر آرام گرفتن یا برعکس بیحسی و جدا شدن از احساسها.
دن سیگل (۱۹۹۹) مفهومِ «پنجرهیِ تحمل» را برایِ توضیحِ این الگو به کار برد: دامنهای از برانگیختگی که در آن میتوانیم هم احساس کنیم و هم فکر. بیرون از آن پنجره، دو الگوی رایج دیده میشود: بیشبرانگیختگی (اضطراب، خشم، هیجان) و کمبرانگیختگی (کرختی، فاصله گرفتن). این مفهوم یک استعارهیِ آموزشی و مفید است، نه یک اندازهگیریِ دقیقِ آزمایشگاهی.
تروما و سلامتِ جسمانی، اختلال خواب و دردهایِ جسمانی
Danese و McEwen (۲۰۱۲) توضیح میدهند استرسِ مزمنِ اوایلِ زندگی میتواند از مسیر «بار آلواستاتیک» با خطرِ بیشتر برخی بیماریهایِ وابسته به سن مرتبط باشد. Hughes و همکاران (۲۰۱۷) در فراتحلیلی دیدند تجربههایِ نامطلوبِ متعددِ کودکی، بیش از همه با مشکلاتِ سلامتِ روان و رفتارهایِ پرخطر ارتباط دارد و اثر بر بیماریهایِ جسمی معمولاً متوسطتر است.
در حوزهیِ خواب، Kajeepeta و همکاران (۲۰۱۵) در مرورِ منظم میانِ تجربههایِ نامطلوبِ کودکی و اختلالهایِ خوابِ بزرگسالی ارتباط یافتند. و در حوزهیِ درد، Davis و همکاران (۲۰۰۵) در فراتحلیل گزارشِ آزارِ کودکی را با درد مزمن در بزرگسالی مرتبط دیدند. اینها همه ارتباطاند. یعنی اگر خواب یا بدنتان مشکل دارد، لزوماً نشانهیِ تروما نیست و ابتدا باید با پزشک بررسی شود.
«بدن نمیگذارد بگذرد»؟ و نقدِ نظریهیِ پلیورگال
کتابِ «بدن نمره را نگه میدارد» نوشتهیِ بسل وندِرکولک (۲۰۱۴) پرخواننده است و توجه به بدن در تروما را همهگیر کرد. این کتاب برایِ عموم نوشته شده و بخشی از ادعاهایش در پژوهش محلِ بحث است؛ برایِ نمونه، نظریهیِ پلیورگال که در گفتمانِ تروما بسیار به کار میرود، از سویِ پژوهشگرانی مانندِ Grossman (۲۰۲۳) با نقدهایِ جدی روبهرو شده است.
برداشتِ محتاطانه این است: توجه به بدن و حسها در درمان میتواند مفید باشد، اما لازم نیست به یک نظریهیِ خاص که هنوز محلِ مناقشه است تکیه کنیم. هر ادعایی که میگوید «ثابت شده تروما در فلان عضوِ بدن ذخیره میشود» یا «فلان تکنیکِ تنفس بهطورِ قطعی عصب واگ را بازتنظیم میکند»، بیش از شواهدِ فعلی میگوید.
درمانِ حساس به تروما یعنی چه؟
SAMHSA (۲۰۱۴) رویکردِ حساس به تروما را چارچوبی برایِ همهیِ خدمات میداند، نه یک تکنیکِ خاص. پیشفرضش این است که بسیاری از مراجعان تجربهیِ آسیب دارند و فضایِ درمان نباید خودش آسیب را تکرار کند. اصولِ آن شاملِ ایمنی، اعتماد و شفافیت، حمایتِ همتایان، همکاری، توانمندسازی و انتخاب، و توجه به زمینهیِ فرهنگی است.
در عمل، یعنی درمانگر سرعتِ کار را با شما تنظیم میکند، توضیح میدهد چه خواهد شد، اجازهیِ «نه» گفتن میدهد و شما را مجبور به بازگو کردنِ جزئیات نمیکند. این با درمانهایِ ویژهیِ تروما در تضاد نیست؛ بستری است که آنها در آن امنتر اجرا میشوند.
چه کار میتوانیم بکنیم؟
قدمهایِ ساده و کوچک ارزش دارند: خواب و ریتمِ روزانه، حرکتِ بدنی ملایم، تمرینِ آگاهانهیِ نامگذاری هیجان و شناختنِ نشانههایِ ورود به بیشبرانگیختگی یا کرختی، و حضور در روابطی که امناند. اگر واکنشهایِ بدنی یا درد دارید، بررسیِ پزشکی را جایگزین توضیحِ روانشناختی نکنید.
برایِ تمرینهایِ عملی میتوانید به دورهیِ تنظیمِ هیجان در کتابخانه سر بزنید. و اگر هنگامِ تمرین احساسِ غرق شدن کردید، سرعت را کم کنید و در صورتِ لزوم با متخصص صحبت کنید.
چه موقع کمکِ حرفهای بگیریم؟
اگر اختلالِ خواب یا درد طولانی شده، اگر واکنشهایِ هیجانی کارتان و روابطتان را مختل میکند، یا اگر خاطرهها و کرختی زندگی را تنگ کردهاند، با یک متخصصِ آشنا به تروما مشورت کنید. هیچکدام از اینها نشانهیِ ضعف نیستند.
یادآوریِ مهم: این مقاله آموزشی است و جایگزینِ ارزیابی و درمانِ حرفهای نیست و از روی آن نمیشود تشخیص گذاشت. اگر افکارِ آسیب به خود یا خودکشی دارید، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.
منابع
- Teicher, M. H., & Samson, J. A. (2016). Annual Research Review: Enduring neurobiological effects of childhood abuse and neglect. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 57(3), 241–266.
- Brewin, C. R., Dalgleish, T., & Joseph, S. (1996). A dual representation theory of posttraumatic stress disorder. Psychological Review, 103(4), 670–686.
- Ehlers, A., & Clark, D. M. (2000). A cognitive model of posttraumatic stress disorder. Behaviour Research and Therapy, 38(4), 319–345.
- Dvir, Y., Ford, J. D., Hill, M., & Frazier, J. A. (2014). Childhood maltreatment, emotional dysregulation, and psychiatric comorbidities. Harvard Review of Psychiatry, 22(3), 149–161.
- Siegel, D. J. (1999). The Developing Mind. Guilford Press.
- Danese, A., & McEwen, B. S. (2012). Adverse childhood experiences, allostasis, allostatic load, and age-related disease. Physiology & Behavior, 106(1), 29–39.
- Hughes, K., et al. (2017). The effect of multiple adverse childhood experiences on health: a systematic review and meta-analysis. The Lancet Public Health, 2(8), e356–e366.
- Kajeepeta, S., et al. (2015). Adverse childhood experiences are associated with adult sleep disorders: a systematic review. Sleep Medicine, 16(3), 320–330.
- Davis, D. A., Luecken, L. J., & Zautra, A. J. (2005). Are reports of childhood abuse related to the experience of chronic pain in adulthood? A meta-analytic review of the literature. The Clinical Journal of Pain, 21(5), 398–405.
- van der Kolk, B. A. (2014). The Body Keeps the Score. Viking.
- Grossman, P. (2023). Fundamental challenges and likely refutations of the five basic premises of the polyvagal theory. Biological Psychology, 180, 108589.
- SAMHSA (2014). SAMHSA's Concept of Trauma and Guidance for a Trauma-Informed Approach. HHS Publication No. (SMA) 14-4884.
پرسشهایِ کوتاه
آیا تروما واقعاً مغز را برای همیشه تغییر میدهد؟
پژوهشها تفاوتهایی را در گروهها نشان دادهاند، اما اثرها متوسطاند و در افراد متفاوتاند. مغز به تجربههایِ تازه پاسخ میدهد و شواهدی هست که محیطِ امن و درمان میتواند الگوها را تعدیل کند. «برای همیشه» ادعایی فراتر از شواهد است.
چرا بعد از تروما خوابم خراب شده است؟
مرورهایِ پژوهشی میانِ تجربههایِ نامطلوبِ کودکی و اختلالِ خوابِ بزرگسالی ارتباط یافتهاند و بیشبرانگیختگی میتواند توضیحی باشد. اما خواب علتهایِ پزشکی و روانیِ بسیار دارد، پس بهتر است ابتدا بررسیِ پزشکی انجام شود.
نظریهیِ پلیورگال را میتوان قبول کرد؟
این نظریه در گفتمانِ تروما رایج است اما نقدهایِ جدی دارد؛ از جمله Grossman (۲۰۲۳) پایههایِ آن را به چالش کشیده است. استفاده از تمرینهایِ بدنیِ آرامبخش مشکلی ندارد، ولی بهتر است ادعایِ «اثباتِ علمیِ» نظریه را نپذیریم.
درمانِ حساس به تروما همان درمانِ تروماست؟
نه. درمانِ حساس به تروما یک نگرش و چارچوبِ کلی است: ایمنی، اعتماد، انتخاب، همکاری و توانمندسازی. درمانهایِ ویژهیِ تروما روشهایِ مشخصی هستند که در این چارچوب امنتر و مؤثرتر اجرا میشوند.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ تنظیمِ هیجان
برایِ کسی که هیجانش سریع اوج میگیرد، در آن لحظه کاری میکند که بعداً پشیمان میشود، و بازگشتش به حالتِ عادی طول میکشد. اگر خشم هیجانِ غالبتان است، دورهی کنترلِ خشم دقیقتر است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع