گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

چرا مقایسه‌ی خودمان با فیدِ دیگران، اینقدر حالمان را بد می‌کند؟

بعدِ چند دقیقه اسکرول‌کردن در اینستاگرام، خیلی‌ها یک حسِ آشنا را تجربه می‌کنند: زندگیِ خودشان، در قیاس با آنچه دیدند، ناگهان کوچک‌تر و کسل‌کننده‌تر به‌نظر می‌رسد. این حس تصادفی نیست و ضعفِ شخصیتی هم نیست — پژوهشِ روان‌شناسیِ اجتماعی، مکانیزمِ دقیقِ پشتِ آن را سال‌هاست می‌شناسد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا اصلاً مقایسه می‌کنیم

لئون فستینگر، در نظریه‌ای که در سالِ ۱۹۵۴ منتشر کرد، پیشنهاد داد انسان‌ها یک سائقِ درونی برایِ ارزیابیِ توانایی‌ها و عقایدِ خود دارند؛ وقتی معیارِ عینی و بیرونی در دسترس نباشد — که در بیشترِ زمینه‌هایِ زندگی نیست — این ارزیابی از راهِ مقایسه با دیگران انجام می‌شود. این یعنی مقایسه‌کردن، بخشِ طبیعیِ روانِ آدمی است، نه یک عادتِ بد که بشود به‌سادگی کنارش گذاشت.

فستینگر این نظریه را در دورانی نوشت که «دیگران» یعنی همکاران و همسایه‌ها — گروهی کوچک و واقعی. شبکه‌هایِ اجتماعی، بدونِ آنکه خودِ مکانیزم را عوض کنند، تعدادِ «دیگران» را از چند ده نفر به چند هزار نفرِ ناشناس رساندند؛ و در میانِ این جمعیت، همیشه کسی هست که در هر بُعدی از شما «جلوتر» به‌نظر برسد.

قابِ برجسته: چرا زندگیِ دیگران «کامل‌تر» به‌نظر می‌رسد

هوی-تس چو و نیکول اج (۲۰۱۲)، در پژوهشی روی کاربرانِ فیسبوک، اصطلاحِ «قابِ برجسته» (highlight reel) را برایِ توضیحِ این پدیده به‌کار بردند. نتیجه‌یِ آن‌ها این بود: هرچه کسی زمانِ بیشتری در فیسبوک می‌گذراند و افرادِ کمتر‌آشنایِ بیشتری را دنبال می‌کرد، بیشتر باور داشت که دیگران زندگیِ شادتر و موفق‌تری دارند — حتی وقتی خودش هم می‌دانست پست‌هایِ خودش را ویرایش‌شده منتشر می‌کند.

نکته‌ی کلیدی، یک نامتقارنیِ ساده‌ی اطلاعاتی است: شما به تمامِ لحظاتِ زندگیِ خودتان دسترسی دارید — از جمله لحظاتِ خسته و معمولی — اما فقط به قابِ برجسته و گزینش‌شده‌یِ دیگران. این نامتقارنی، حتی اگر هیچ‌کس دروغ نگوید، به‌تنهایی کافی است تا مقایسه را سیستماتیک به ضررِ شما تمام کند.

مقایسه‌ی رو‌به‌بالا: چرا فید همیشه شما را «پایین‌تر» می‌گذارد

اِرین فوگل، جیسون رز، لارا رابرتز و کاترین اکلز (۲۰۱۴)، در پژوهشی که در نشریه‌ی Psychology of Popular Media Culture منتشر شد، نشان دادند گرایش به مقایسه‌ی رو‌به‌بالا — با کسی که «بهتر» به‌نظر می‌رسد، در برابرِ مقایسه‌ی رو‌به‌پایین با کسی که «بدتر» به‌نظر می‌رسد — با عزتِ‌نفسِ پایین‌تر همراه است. مشکل این‌جاست که فیدِ اجتماعی، به‌خاطرِ همان قابِ برجسته، تقریباً همیشه شما را در معرضِ مقایسه‌یِ رو‌به‌بالا قرار می‌دهد؛ به‌ندرت کسی لحظاتِ ضعیفش را پست می‌کند.

اگر این مقایسه‌ها به احساسِ پایدارِ بی‌ارزشی، ناامیدی، یا افکارِ آسیب به خود رسیده، این می‌تواند نشانه‌ی افسردگیِ بالینی باشد — همین امروز با یک متخصص مشورت کنید و در وضعیتِ اضطراری با اورژانسِ اجتماعی: ۱۲۳.

حسادت: از تحسینِ خوش‌خیم تا چرخه‌ی رنج

هانا کراسنُوا، هلموت وننینگر، توماس ویجایا و پیتر بوکسمن (۲۰۱۳) نشان دادند استفاده‌یِ منفعلانه از فیسبوک — یعنی فقط مرورِ محتوایِ دیگران بدونِ تعاملِ فعال — حسادت را تحریک می‌کند، و این حسادت می‌تواند رضایت از زندگی را کاهش دهد؛ گاهی همین حسادت خودش فرد را به مرورِ منفعلانه‌یِ بیشتر سوق می‌دهد و چرخه ادامه پیدا می‌کند. هانس اپل، آلکساندر گرلاخ و یان کروسیوس (۲۰۱۶)، در مرورِ خودشان بر این حوزه، این زنجیره را کامل‌تر ترسیم کردند: مواجهه با محتوایِ مثبتِ دیگران، مقایسه‌ی رو‌به‌بالا را تحریک می‌کند؛ این مقایسه به حسادت می‌انجامد؛ و حسادتِ مکرر، در برخی پژوهش‌ها، با نشانه‌هایِ افسردگی هم‌بسته دیده شده.

همه‌ی حسادت‌ها یک‌جور نیستند: حسادتِ خوش‌خیم با تحسین همراه است و می‌تواند به انگیزه‌ی خودبهبودی تبدیل شود؛ حسادتِ بدخیم با کینه همراه است و معمولاً پیامدهایِ روانیِ منفی‌تری دارد. تشخیصِ این دو از هم، اولین قدمِ عملی برایِ کارکردن با آن است.

نوعِ محتوا مهم‌تر از خودِ پلتفرم است

جسیکا فاردولی و لنی وارتانیان (۲۰۱۶)، در مرورِ خودشان بر پژوهش‌هایِ شبکه‌هایِ اجتماعی و نگرانی‌هایِ تصویرِ بدن، نشان دادند مواجهه با محتوایِ خاصِ متمرکز بر ظاهر — نه صرفِ مدتِ زمانِ استفاده از پلتفرم — با اثرِ منفی‌تری بر تصویرِ بدن همراه است؛ این حساسیت به‌ویژه در نوجوانان و بزرگسالانِ جوان بیشتر دیده شده. نتیجه‌ی عملی این یافته این است که راه‌حل، لزوماً حذفِ کاملِ شبکه‌هایِ اجتماعی نیست — که پیوندهایِ اجتماعیِ واقعی را هم قطع می‌کند — بلکه هدف‌گذاریِ دقیقِ منابعِ محتوایِ آسیب‌زا: لغوِ دنبال‌کردنِ حساب‌هایِ مشخص، محدودیتِ زمانیِ واقع‌بینانه، و خاموش‌کردنِ اعلان‌هایِ محرک.

معیارِ عینیِ خودتان، جایگزینِ فید

خودِ فستینگر یادآوری می‌کند: وقتی معیارِ عینی برایِ سنجشِ خودمان در دسترس داریم، آن را به مقایسه با دیگران ترجیح می‌دهیم. راهِ عملی این است که برایِ حوزه‌هایِ مهمِ زندگی‌تان — کار، رابطه، سلامت، رشدِ شخصی — معیارهایِ صریح و شخصیِ خودتان را بنویسید، به‌جایِ اینکه اجازه دهید تعدادِ لایک یا زندگیِ یک غریبه، این معیار را برایتان تعیین کند. رابطه‌ای سالم و پایدار با شبکه‌هایِ اجتماعی، نه در حذفِ کامل است و نه در غرق‌شدنِ بی‌مرز، بلکه در همین تعادل.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا با اینکه می‌دانم عکس‌هایِ اینستاگرام ویرایش‌شده‌اند، باز هم بدترشدنِ حالم را نمی‌توانم متوقف کنم؟

چون دانستنِ آگاهانه‌یِ یک واقعیت، مکانیزمِ خودکارِ مقایسه را خاموش نمی‌کند. فستینگر نشان داد این سائق، ذاتی و پیش از هر استدلالِ منطقی فعال می‌شود. چو و اج هم دیدند حتی کاربرانی که خودشان محتوایِ ویرایش‌شده منتشر می‌کنند، همچنان همان باورِ «دیگران بهترند» را دربابِ فیدِ دیگران دارند — چون نامتقارنیِ اطلاعاتی، مستقل از دانشِ آگاهانه‌ی شما، همچنان برقرار می‌ماند.

چطور بفهمم مقایسه‌ای که می‌کنم بیشتر رو‌به‌بالاست یا رو‌به‌پایین؟

کافی است برایِ چند روز، هر بار مقایسه کردید، یک علامت بزنید: اگر حس کردید طرفِ مقابل «بهتر» بود، رو‌به‌بالاست؛ اگر «بدتر»، رو‌به‌پایین. فوگل و همکاران دیدند بیشترِ مقایسه‌هایِ خودکار در فیدِ اجتماعی از نوعِ رو‌به‌بالا هستند، دقیقاً به‌خاطرِ همان نامتقارنیِ قابِ برجسته‌ای که چو و اج توصیف کردند — و همین جهت است که با عزتِ‌نفسِ پایین‌تر مرتبط دیده شده، نه صرفِ عملِ مقایسه‌کردن.

آیا حسادت‌کردن به موفقیتِ دوستانم، یعنی آدمِ بدی‌ام؟

نه لزوماً. حسادتِ خوش‌خیم — همراه با تحسین و انگیزه‌ی خودبهبودی — واکنشی طبیعی و حتی سازنده است. آنچه ادبیاتِ پژوهشی (کراسنُوا و همکاران؛ اپل و همکاران) نگران‌کننده می‌داند، حسادتِ بدخیم است: همراه با کینه و آرزویِ افولِ دیگری، و مکرر بودنش، نه خودِ احساسِ حسادت در یک لحظه.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ مقایسه‌یِ اجتماعی و فیدِ بی‌پایان

برایِ کسی که بعدِ اسکرول‌کردنِ اینستاگرام حالش بدتر می‌شود و زندگیِ خودش را کوچک‌تر از آنچه می‌بیند حس می‌کند — نه ابزارِ عمومیِ خودارزشمندی (برایِ آن، بستهٔ «خودارزشمندی و عزتِ‌نفس» را ببینید) و نه ابزارِ کاهشِ زمانِ استفاده از گوشی به‌خودیِ‌خود (برایِ آن، بستهٔ «وابستگیِ دیجیتال» مناسب‌تر است). این‌جا محورِ کار، خودِ مکانیزمِ مقایسه است، نه زمانِ صفحه یا خودارزشمندیِ عمومی.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←