گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

پیوندِ آسیبی: چرا رهاشدن از رابطه‌ی سمی این‌قدر سخت است

اطرافیانتان می‌پرسند «پس چرا نمی‌روی؟» و شما جوابی ندارید که قانع‌کننده باشد — نه برایِ آن‌ها، نه برایِ خودتان. می‌دانید این رابطه آسیب می‌زند. با این‌حال، درست در بدترین دوره‌ها، بیشترین دلبستگی را حس می‌کنید. این تناقض اسم دارد: پیوندِ آسیبی. و فهمیدنش، اولین قدم برایِ برداشتنِ بارِ خودسرزنشی از دوشِ شماست.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

سازوکاری که با تقویتِ نامنظم کار می‌کند

روان‌شناس پاتریک کارنز، اصطلاحِ «پیوندِ آسیبی» را برایِ توصیفِ دلبستگی‌ای به‌کار برد که در چرخه‌ای از رفتارِ آسیب‌زا و سپس مهربانی شکل می‌گیرد — نه در محبتِ پیوسته. ریشه‌ی علمی‌اش به روان‌شناسِ رفتاری بی‌اف اسکینر برمی‌گردد: تقویتِ نامنظم (پاداشی که گاهی می‌آید و گاهی نه، بدونِ الگویِ قابلِ‌پیش‌بینی) پایدارترین نوعِ یادگیری را در هر موجودِ زنده‌ای می‌سازد — پایدارتر از پاداشِ ثابت و پیش‌بینی‌پذیر.

در رابطه‌ی سمی، همین سازوکار عمل می‌کند: دوره‌ای از تنش یا تحقیر، و بعد دوره‌ای از محبتِ شدید و پشیمانی. مغز، در انتظارِ لحظه‌ی محبت، قوی‌تر از زمانی که محبت پیوسته و مطمئن بود، پیوند می‌خورد — دقیقاً همان‌طور که دستگاهِ شرط‌بندی، با پاداشِ نامنظم، بیشتر از پاداشِ ثابت آدم را نگه می‌دارد.

پس ماندن یعنی ضعف؟

نه. این شاید مهم‌ترین جمله‌ی این متن باشد. ماندن در چنین رابطه‌ای، نتیجه‌ی یک سازوکارِ روان‌شناختیِ شناخته‌شده است، نه نشانه‌ی کم‌عقلی یا وابستگیِ شخصیتی. کسی که در چرخه‌ی تقویتِ نامنظم گرفتار شده، دقیقاً همان چیزی را تجربه می‌کند که هر مغزِ سالمی در آن شرایط تجربه می‌کند.

این تفکیک اهمیتِ بالینی دارد: تا وقتی فرد باور دارد ماندنش نشانه‌ی ضعفِ شخصیتی است، بارِ اضافیِ خودسرزنشی روی بارِ اصلیِ رابطه سوار می‌شود و تصمیم‌گیری را سخت‌تر می‌کند. فهمِ سازوکار، این بارِ اضافه را برمی‌دارد — نه رابطه را، خودسرزنشی را.

چرا حرفِ اطرافیان کارساز نیست

«فقط ترکش کن» توصیه‌ای است که از بیرونِ چرخه گفته می‌شود، جایی که فقط الگویِ آسیب دیده می‌شود، نه سازوکارِ پیوند. کسی که این توصیه را می‌شنود، معمولاً منطقاً با آن موافق است — و همین موافقتِ منطقی، ناتوانی‌اش در عمل‌کردن به آن را دردناک‌تر می‌کند: «اگر می‌دانم درست چیست، چرا نمی‌توانم؟»

جواب این است که پیوندِ آسیبی در سطحِ منطق کار نمی‌کند؛ در سطحِ سیستمِ پاداشِ مغز کار می‌کند. به همین دلیل، شکستنِ آن هم به چیزی بیشتر از دانستنِ درست و غلط نیاز دارد — به بازسازیِ تدریجیِ سیستمِ پاداش، معمولاً با کمکِ حرفه‌ای.

نشانه‌هایی که پیوندِ آسیبی را از دلبستگیِ سالم جدا می‌کند

جهتِ توجیه. در دلبستگیِ سالم، رفتارِ بد گاهی رخ می‌دهد و توضیح داده می‌شود؛ در پیوندِ آسیبی، شما مدامِ رفتارِ او را توجیه می‌کنید — «خسته بود»، «قصد نداشت»، «من هم مقصر بودم» — حتی وقتی خودتان هم می‌دانید توجیهِ کافی نیست.

شدتِ احساس در بدترین لحظه‌ها. اگر بیشترین حسِ نزدیکی را دقیقاً بعدِ بدترین دعواها یا بعدِ دوره‌ای که ترسیده‌اید از دستش بدهید حس می‌کنید — نه در روزهایِ آرام — این نشانه‌ی افتراقیِ روشنی است.

حسِ نجات به‌جایِ حسِ آرامش. در رابطه‌ی سالم، بازگشتِ آرامش بعدِ یک دعوا حسِ آرامش دارد. در پیوندِ آسیبی، حسِ نجات دارد — انگار از یک خطر جان به‌در برده‌اید، نه این‌که یک اختلافِ عادی حل شده.

چه چیزی واقعاً کمک می‌کند

اول، دانستنِ سازوکار — همین که تا این‌جا خواندید. نام‌گذاریِ چرخه، خودش شروعِ فاصله‌گرفتن از آن است، چون سازوکارهایی که بی‌نام‌اند، قدرتِ بیشتری دارند.

دوم، مستندسازی در دوره‌هایِ آرام. تصمیم‌گیری در اوجِ محبت یا اوجِ تنش، هر دو غیرِقابلِ‌اتکاست. نوشتنِ واقعیت‌ها در لحظه‌ای که ذهن آرام است — نه در اوجِ احساس — مرجعی می‌سازد که بعداً می‌توانید به آن رجوع کنید.

سوم، حمایتِ بیرونی که خودِ چرخه بخشی از آن نیست — دوستی، خانواده، یا مشاور که از بیرونِ چرخه، الگو را می‌بیند و می‌تواند وقتی شما دوباره در چرخه‌ی توجیه گیر کردید، آن را بازتاب دهد.

چهارم، صبر با خودتان. جداشدن از پیوندِ آسیبی، به‌ندرت یک تصمیمِ قطعی و یک‌بار برایِ همیشه است؛ بیشتر شبیهِ رفتن و برگشتن‌هایِ چندباره است، تا سیستمِ پاداشِ مغز کم‌کم به الگویِ تازه‌ای عادت کند. هر بازگشت، شکست نیست — بخشی از همان مسیر است که پیش‌تر آن را نام‌گذاری کردید.

اگر ترکِ رابطه با تهدید، پیگیری، یا هر نگرانیِ ایمنیِ فیزیکی همراه است، پیش از هر تصمیمی به برنامه‌ی ایمنی نیاز دارید. در وضعیتِ فوری با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا هرچه بدتر رفتار می‌کند، من بیشتر بهش وابسته می‌شوم؟

این نتیجه‌ی تقویتِ نامنظم است — پاداشی (در این‌جا محبت یا آشتی) که گاهی می‌آید و گاهی نه، بدونِ الگویِ قابلِ‌پیش‌بینی. پژوهش‌هایِ روان‌شناسیِ یادگیری نشان می‌دهند این نوع پاداش، پایدارترین و مقاوم‌ترین نوعِ دلبستگی را می‌سازد — پایدارتر از محبتِ ثابت و مطمئن. یعنی مغزتان دقیقاً همان کاری را می‌کند که در برابرِ این الگو، از هر مغزِ سالمی انتظار می‌رود.

اگر می‌دانم این رابطه آسیب می‌زند، چرا نمی‌توانم فقط تصمیم بگیرم و بروم؟

چون پیوندِ آسیبی در سطحِ سیستمِ پاداشِ مغز شکل گرفته، نه در سطحِ منطق. دانستنِ درست و غلط، ابزارِ کافی برایِ شکستنِ آن نیست — درست مثلِ این‌که دانستنِ مضراتِ یک عادت، به‌تنهایی آن را متوقف نمی‌کند. بازسازیِ تدریجی، معمولاً با مستندسازی، حمایتِ بیرونی، و اغلب کمکِ حرفه‌ای، مسیرِ واقع‌بینانه‌تری است تا یک تصمیمِ آنیِ منطقی.

چطور بفهمم چیزی که حس می‌کنم عشق است یا پیوندِ آسیبی؟

نشانه‌ی افتراقیِ روشن، محلِ اوجِ احساس است. در دلبستگیِ سالم، آرام‌ترین و امن‌ترین لحظه‌ها، همان لحظه‌هایِ نزدیکی‌اند. در پیوندِ آسیبی، شدیدترین حسِ نزدیکی معمولاً بلافاصله بعدِ بدترین دوره‌ها می‌آید — و آن حس، بیشتر شبیهِ رهایی از خطر است تا آرامشِ واقعی. توجه به این‌که «کِی» بیشترین دلبستگی را حس می‌کنید، خودش پاسخ می‌دهد.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ خروج از رابطه‌ی سمی

برایِ کسی که در رابطه‌ای است که تحقیر، کنترل یا بی‌ثبات‌سازی در آن تکرار می‌شود — و دیگر مطمئن نیست برداشتِ خودش درست است یا نه.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←