رابطهٔ سخت یا رابطهٔ سمی؟ تفاوتی که همهچیز را عوض میکند
اغلب متنهایی که دربارهٔ رابطهٔ سمی نوشته میشود، فرض میگیرند خواننده از قبل میداند رابطهاش سمی است و فقط دنبالِ راهِ خروج میگردد. ولی پرسشِ واقعیِ بیشترِ آدمها این نیست. پرسشِ واقعی این است: «رابطهٔ من سخت است، یا سمی؟» و این تشخیص، مسیرِ درمان را کاملاً عوض میکند.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۸ شهریور ۱۴۰۵
چرا این تشخیص مهم است
در یک رابطهٔ سخت، هر دو نفر مشکل دارند و هر دو میتوانند بخشی از راهحل باشند. کارِ درمانی روی مهارتها متمرکز میشود: گفتوگو، تنظیمِ هیجان، ترمیم بعد از دعوا. زوجدرمانی اینجا جواب میدهد.
در یک رابطهٔ سمی، الگویی از کنترل یا تحقیر تکرار میشود که یکطرفه است. اینجا کارِ اول ایمنی و بازیابیِ اعتماد به ادراکِ خود است، نه بهبودِ مهارتِ گفتوگو. و مهمتر: زوجدرمانی در این حالت میتواند آسیب بزند — چون فضایی میسازد که در آن طرفِ کنترلگر ابزارهای تازهای برای انکار پیدا میکند و طرفِ آسیبدیده در جلسه چیزی میگوید که بعداً تاوانش را میدهد.
پس این فقط یک برچسب نیست. اگر اشتباه تشخیص داده شود، درمان نهفقط بیاثر که زیانبار میشود.
معیارِ اول: جهتِ الگو
در رابطهٔ سخت، هر دو گاهی بد رفتار میکنند و هر دو گاهی جبران میکنند. تعادل هست، حتی اگر پرسروصدا باشد.
در رابطهٔ سمی، الگو جهت دارد. یک نفر تقریباً همیشه توضیح میدهد و عذرخواهی میکند، یکی تقریباً همیشه قضاوت میکند و میبخشد. اگر دعواها هر بار به عذرخواهیِ همان یک نفر ختم میشود، این نشانهٔ جهتدار بودنِ الگوست.
آزمونِ ساده: در سه دعوای آخر، چه کسی در پایان عذرخواهی کرد؟ اگر جوابْ هر سه بار یک نفر بود، به معیارهای بعدی هم نگاه کنید.
معیارِ دوم: چه بر سرِ ادراکِ شما میآید
این حساسترین معیار است. در رابطهٔ سخت، بعد از دعوا احساسِ بدی دارید ولی میدانید چه اتفاقی افتاد.
در رابطهٔ سمی، بهتدریج به حافظه و قضاوتِ خودتان شک میکنید. جملههایی مثل «تو هیچوقت این را نگفتی»، «داری بزرگش میکنی»، «تو خیلی حساسی» وقتی سالها تکرار شوند، چیزی را در شما فرسوده میکنند که بازسازیاش سختترین بخشِ درمان است.
نشانهٔ عملیاش این است: شروع میکنید به یادداشتبرداشتن — نه از روی کینه، بلکه چون دیگر به حافظهتان اطمینان ندارید. اگر خودتان را در حالِ این کار دیدهاید، این یافتهٔ مهمی است.
معیارِ سوم: دنیایتان بزرگتر شده یا کوچکتر
یک رابطهٔ سالم — حتی رابطهٔ سالمِ پرتنش — دنیای شما را بزرگتر میکند. دوستانتان میمانند، کارتان پیش میرود، سرگرمیهایتان زندهاند.
الگوی کنترل تقریباً همیشه با کوچکشدنِ دنیا همراه است، و معمولاً هیچکدامش با دستور نمیآید. با دلخوری میآید: هر بار که با فلان دوست بیرون میروید، دو روز سردی هست. آدم برای نداشتنِ آن دو روز، کمکم بیرون نمیرود. هیچکس نگفت «نرو».
پرسش: پنج سال پیش با چند نفر در ارتباطِ نزدیک بودید؟ امروز چند نفر؟ اگر عدد بهطرزِ چشمگیری کم شده، بپرسید هر کدام چطور کم شد.
دو خطای رایج
خطای اول: «چون کتک نمیزند، پس سمی نیست.» آسیبِ روانی نیازی به خشونتِ فیزیکی ندارد. تحقیرِ مداوم، کنترلِ مالی و بیثباتسازیِ ادراک، آثارِ روانیِ سنگینی دارند.
خطای دوم: «چون گاهی خیلی خوب است، پس مشکلی نیست.» درست برعکس — رفتارِ خوبِ غیرقابلِپیشبینی، از رفتارِ خوبِ ثابت چسبندگیِ بیشتری میسازد. این را در روانشناسیِ یادگیری خوب میشناسیم. آن روزهای خوب دلیلِ نبودِ مشکل نیستند؛ بخشی از الگویند.
خطای سوم، در جهتِ مخالف
دو خطای بالا در یک جهتاند: کمگرفتنِ مسئله. ولی خطای سومی هم هست که کمتر گفته میشود، و برای کسی که تازه با این مفاهیم آشنا شده جدی است: برچسبِ عجولانه.
«سمی» واژهای است که در چند سالِ اخیر خیلی راحت به کار میرود. همسری که بد گفتوگو میکند، همسری که در دعوا دفاعی میشود، همسری که هیجانش را خوب تنظیم نمیکند — هیچکدام لزوماً کنترلگر نیستند. اینها مهارتهای نداشتهاند، و مهارت آموختنی است.
تفاوت در قصد و الگوست، نه در شدتِ ناراحتیِ شما. کسی که وقتی به او میگویید رفتارش آزارتان داد، ابتدا دفاعی میشود ولی بعد فکر میکند و تغییر میدهد، مهارت کم دارد. کسی که همان حرف را علیهِ شما برمیگرداند و در پایان شما عذرخواهی میکنید، الگوی دیگری دارد.
این تفاوت را جدی میگیرم چون هزینهٔ هر دو خطا سنگین است: یکی آدم را سالها در جایی نگه میدارد که نباید، دیگری رابطهای را که قابلِ ترمیم بود تمام میکند.
اگر هنوز مطمئن نیستید
لازم نیست مطمئن شوید تا کاری بکنید، و لازم نیست تصمیم بگیرید تا شروع کنید. سه کار هست که در هر دو حالت کمک میکند و هیچکدام تصمیمی به شما تحمیل نمیکند: یادداشتِ ساده و بیقضاوت از رویدادها با تاریخ؛ حفظِ حداقل یک رابطهٔ بیرونی؛ و مشورتِ فردی — نه زوجی — با یک درمانگر.
این سه، اگر رابطه سخت باشد به بهبودش کمک میکنند، و اگر سمی باشد پایههای تصمیمِ بعدی را میسازند.
اگر خشونتِ فیزیکی در کار است، یا از واکنشِ طرفِ مقابل به تصمیمتان میترسید، پیش از هر کارِ دیگری برنامهٔ ایمنی لازم است. در وضعیتِ فوری با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید.
پرسشهایِ کوتاه
از کجا بفهمم رابطهام سخت است یا سمی؟
سه معیارِ عملی هست. اول، جهتِ الگو: در رابطهی سخت، هر دو گاهی خطا میکنند و هر دو گاهی جبران؛ در رابطهی سمی، الگو یکسویه است. دوم، اینکه بر سرِ ادراکِ شما چه میآید — آیا بهتدریج به حافظه و قضاوتِ خودتان بیاعتماد شدهاید؟ سوم، اینکه دنیایتان بزرگتر شده یا کوچکتر.
دعوای زیاد یعنی رابطه سمی است؟
نه لزوماً. بعضی رابطهها پرتنشاند و همچنان سالم: دعوا میکنند، ترمیم میکنند، و هر دو پس از دعوا هنوز خودشاناند. و برعکس، بعضی رابطههای بسیار آرام سالم نیستند — سکوتِ کامل گاهی نشانهی این است که یک طرف دیگر جرئتِ گفتن ندارد. معیار، شدتِ تنش نیست؛ وجود یا نبودِ ترمیم است.
اگر رابطه سمی باشد، زوجدرمانی کمک میکند؟
این پرسشِ مهمی است و پاسخش همیشه بله نیست. وقتی خشونت، تهدید یا کنترلِ نظاممند در کار باشد، جلسهی مشترک میتواند خطر را بیشتر کند: آنچه در جلسه گفته میشود، بیرون از جلسه هزینه پیدا میکند. در این وضعیت، مسیرِ درست معمولاً کارِ فردی و ارزیابیِ ایمنی است، پیش از هر کارِ زوجی.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ خروج از رابطهی سمی
برایِ کسی که در رابطهای است که تحقیر، کنترل یا بیثباتسازی در آن تکرار میشود — و دیگر مطمئن نیست برداشتِ خودش درست است یا نه.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
- جلسهٔ ۱ بستهٔ راهِ خروج — رابطهٔ سمی چیست و چه نیست
- جلسهٔ ۴ بستهٔ راهِ خروج — بازیابیِ اعتماد به ادراکِ خود
- جلسهٔ ۵ بستهٔ راهِ خروج — برنامهٔ ایمنی، پیش از هر تصمیم
- پرسشهای تصمیم: ماندن یا رفتن
- جلسهٔ ۳ کارگاهِ طرحوارهدرمانی — مدلِ حالتها و جبرانِ افراطی
- جلسهٔ ۳ بستهٔ رابطه با شریکِ خودشیفته — گسلایتینگ: وقتی واقعیتِ گفتوگو دستکاری میشود
- مهربان با همه، سخت با من: وقتی رفتارِ همسر بیرون و داخلِ خانه فرق میکند
- مهربان در بیرون، مستبد و خشن در خانه: چرا بعضیها دو چهره دارند؟
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع