گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی پس از خیانت و ارتباطش با سازگاریِ رابطه‌ای

دو زوج، هر دو با همان بحران روبه‌رو شده‌اند. یکی، سه سال بعد، رابطه‌ای دارد که به گفتهٔ خودشان از پیش از خیانت هم صادقانه‌تر است. دیگری، همان سه سال را در حلقه‌ی همان دعواها گذرانده. پژوهشگرانِ رویکردِ پذیرش‌وتعهد (ACT) بخشِ بزرگی از این تفاوت را نه به شدتِ خیانت، که به یک مهارتِ قابلِ‌یادگیری نسبت می‌دهند: انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

شش فرایند، یک هدف

روان‌شناس استیون هیز و همکارانش (Hayes, Luoma, Bond, Masuda & Lillis, 2006)، انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی را این‌طور تعریف می‌کنند: توانِ حضورِ کامل در لحظه‌ی حال، با پذیرشِ افکار و احساساتِ ناخوشایند به‌جایِ جنگیدن با آن‌ها یا فرار از آن‌ها، و در عینِ حال، رفتار بر اساسِ آنچه واقعاً برایتان اهمیت دارد.

این تعریف از شش فرایندِ به‌هم‌پیوسته ساخته شده: پذیرش، گسلشِ شناختی، حضور در لحظه، خود به‌عنوانِ زمینه، ارزش‌ها، و عملِ متعهدانه. هرکدام به‌تنهایی یک مهارت است؛ کنارِ هم، یک شیوه‌ی متفاوت برایِ رابطه‌داشتن با تجربه‌ی دردناک می‌سازند.

چرا این مهارت بعدِ خیانت اهمیتِ ویژه دارد

بیشترِ تکنیک‌هایِ رایجِ مدیریتِ فکر، بر پایه‌ی زیرِ سؤال‌بردنِ محتوایِ فکر ساخته شده‌اند — «آیا این فکر واقعاً درست است؟». مشکل بعدِ خیانت این است که بسیاری از دردناک‌ترین افکار، از نظرِ محتوا درست‌اند: خیانت واقعاً اتفاق افتاده، اعتماد واقعاً شکسته. تکنیکِ به‌چالش‌کشیدنِ فکر، برایِ فکری که واقعی است، بی‌فایده می‌ماند.

انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی مسیرِ دیگری پیشنهاد می‌دهد: به‌جایِ تغییرِ محتوایِ فکر، تغییرِ رابطه با آن. این تفاوت، دقیقاً همان چیزی است که این مجموعه از مقاله‌ها دنبال می‌کند.

ارتباط با سازگاریِ رابطه‌ای

روان‌شناسانِ زوج‌درمانی اندرو کریستنسن و نیل جیکوبسون، در رویکردِ درمانِ زوجیِ یکپارچه‌نگرِ رفتاری، سال‌ها پیش از رواجِ اصطلاحِ ACT، نشان دادند پذیرشِ متفاوت‌بودنِ همسر — نه تسلیم، که کنارآمدنِ فعال با واقعیتی که نمی‌شود عوض کرد — یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌هایِ رضایتِ زناشویی است. زوج‌هایی که فقط تلاش می‌کنند طرفِ مقابل یا خودشان را عوض کنند، معمولاً در یک چرخه‌ی فرسایشی گیر می‌کنند.

پس از خیانت، همین اصل با شدتِ بیشتری صدق می‌کند: پذیرشِ واقعیتِ آنچه رخ داده — نه توجیهش، که کنارآمدن با آن — پیش‌شرطِ هر بازسازیِ واقعی است. انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی، چارچوبِ عملیِ همین پذیرش است.

شش دری که این مجموعه باز می‌کند

اجتناب تجربه‌ای — چرا فرار از احساس، از جمله در قالبِ نشخوارِ فکری، هزینه‌اش را بعداً پس می‌دهد.

گسلشِ شناختی — تکنیکِ عملیِ فاصله‌گرفتن از افکارِ مزاحم، بدونِ سرکوب یا انکار.

پذیرشِ هیجانی — به‌ویژه دربابِ خشم، جایی که دو راهِ رایج (انفجار یا سرکوب) هر دو هزینه دارند.

ارزش‌ها — قطب‌نمایی برایِ تصمیمِ ماندن یا رفتن، فراتر از احساسِ لحظه.

عملِ متعهدانه — چطور بدونِ تصمیمِ عجولانه، زندگی را دوباره ساخت.

خود به‌عنوانِ زمینه — بازسازیِ هویتی که فراتر از برچسبِ «خیانت‌دیده» می‌ایستد.

این مسیر خطی نیست

برخلافِ تصورِ رایج، لازم نیست این شش فرایند را به ترتیب طی کنید. برخی افراد اول به ارزش‌ها نیاز دارند تا جهتی داشته باشند؛ برخی دیگر اول باید گسلش را تمرین کنند تا اصلاً بتوانند فکر کنند. هرکدام از مقاله‌های این مجموعه، مستقل قابلِ‌خواندن است — و با هم، یک تصویرِ کامل‌تر می‌سازند.

نکته‌ی مهم: این جایگزینِ زمان نیست

انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی، فرایندِ سوگ و ترمیم را کوتاه نمی‌کند و قرار هم نیست. آنچه عوض می‌کند، کیفیتِ حضور در همان فرایند است — کمتر گیرکردن، بیشتر توانِ حرکت، حتی وسطِ درد. برایِ آسیبِ عمیق، همراهیِ یک متخصص همچنان بهترین مسیر است؛ این مهارت‌ها مکملِ آن‌اند، نه جایگزینش.

چرا این چارچوب برایِ هر دو طرف کاربرد دارد

اگرچه مقاله‌هایِ این مجموعه عمدتاً خطاب به کسی نوشته شده‌اند که آسیب دیده، خودِ چارچوبِ انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی برایِ کسی که خیانت کرده هم کاربرد دارد — شنیدنِ خشمِ همسر بدونِ دفاعی‌شدن، به معنایِ دقیقِ همان پذیرش است؛ ساختنِ رفتارِ قابلِ‌اتکا در طولِ زمان، نمونه‌ای از عملِ متعهدانه است. زوجی که هر دو طرفش این مهارت‌ها را تمرین کنند، معمولاً مسیرِ کوتاه‌تری تا بازسازی طی می‌کنند.

از کجا شروع کنید

اگر مطمئن نیستید از کدام فرایند شروع کنید، این پرسش‌ها کمک می‌کنند: اگر بیشتر گرفتارِ افکارِ تکراری‌اید، گسلشِ شناختی نقطه‌ی شروعِ طبیعی‌تری است. اگر بیشتر با خشم یا بی‌حسی دست‌وپنجه نرم می‌کنید، پذیرشِ هیجانی. اگر گیرِ تصمیمِ ماندن یا رفتن‌اید، ارزش‌ها. هیچ ترتیبِ اشتباهی وجود ندارد — فقط نقطه‌ی شروعی که برایِ همین امروزِ شما معنادارتر است.

پرسش‌هایِ کوتاه

انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی دقیقاً چه فرقی با «قوی‌بودن» دارد؟

قوی‌بودن، در تصورِ رایج، یعنی نشان‌ندادنِ درد یا سرکوبِ آن. انعطاف‌پذیریِ روان‌شناختی دقیقاً برعکس است: توانِ حضورِ کامل با درد، بدونِ جنگیدن با آن یا فرار از آن، و همچنان قدم‌برداشتن به‌سمتِ آنچه برایتان مهم است. کسی که «قوی» به‌نظر می‌رسد چون هیچ احساسی نشان نمی‌دهد، ممکن است در واقع کمترین انعطاف‌پذیری را داشته باشد.

آیا باید هر شش فرایند را یاد بگیرم تا نتیجه بگیرم؟

نه. این شش فرایند به‌هم‌مرتبط‌اند، اما هرکدام به‌تنهایی هم مؤثر است. بسیاری با یادگیریِ فقط یک یا دو فرایند — مثلاً گسلشِ شناختی برایِ افکارِ مزاحم — تفاوتِ محسوسی حس می‌کنند. شروع از هرجایی که بیشترین نیاز را احساس می‌کنید، معقول‌تر از تلاش برایِ یادگیریِ هم‌زمانِ همه‌چیز است.

این رویکرد چقدر با پژوهشِ علمی پشتیبانی می‌شود؟

رویکردِ پذیرش‌وتعهد (ACT) یکی از رویکردهایِ دارایِ شواهدِ قویِ بالینی برایِ طیفِ وسیعی از مشکلاتِ روانی است، و کاربردش در زوج‌درمانی و بهبودیِ پس از آسیب هم در حالِ رشد است. با این‌حال، این متن جایگزینِ ارزیابیِ فردیِ یک متخصص نیست؛ برایِ آسیبِ عمیق، همراهیِ حرفه‌ای همچنان بهترین مسیر است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تخصصیِ ACT

برایِ روان‌شناسان، مشاوران و کارآموزانِ بالینی که می‌خواهند ACT را برایِ کار با مراجع یاد بگیرند. اگر برایِ خودتان دنبالِ درمان هستید، دوره‌هایِ دیگر مناسب‌ترند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←