گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

مهربان و دوست‌داشتنی در بیرون، مستبد و خشن در خانه: چرا بعضی‌ها دو چهره دارند و چرا کسی باور نمی‌کند؟

«همه او را آدمی مهربان و بامحبت می‌دانند؛ ولی در خانه رفتارش کاملاً فرق می‌کند.» اگر همسر یا عضوِ خانواده‌تان بیرون از خانه گرم، خوش‌برخورد و دوست‌داشتنی است و در خانه مستبد، خشن یا تحقیرکننده، اولین چیزی که باید بدانید این است: آنچه می‌بینید واقعی است و تنها نیستید. این الگو شناخته‌شده است و ریشه‌هایش روان‌شناختی است. این مقاله می‌گوید چرا بعضی افراد دو چهره دارند، چرا دیگران باور نمی‌کنند و چه کاری ایمن و عملی است.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۲ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

این الگو غیرعادی نیست و «تظاهر» ساده هم نیست

بیشترِ ما در موقعیت‌هایِ مختلف کمی متفاوت رفتار می‌کنیم؛ گوفمن (۱۹۵۹) این را «جلویِ صحنه» و «پشتِ صحنه» نامید: در جمع، نقشی را بازی می‌کنیم که تصویرِ مطلوب‌مان را حفظ کند و پشتِ صحنه راحت‌تر می‌شویم. تفاوتِ معمولی یعنی در خانه شلخته‌تر یا خسته‌تر بودن. اما وقتی تفاوت یعنی در خانه تحقیر، ارعاب، کنترل یا خشونت، دیگر با «رفتارِ خانگی» روبه‌رو نیستیم.

نکتهٔ مهم این است که هر دو چهره واقعی‌اند. فرد وقتی در جمع مهربان است، لزوماً دروغ نمی‌گوید؛ او واقعاً می‌تواند مهربان و جذاب باشد. مسئله این است که این مهربانی برایش مشروط است و به کسانی تعلق دارد که قدرتی برای قضاوتش دارند. در خانه، چنین قضاوتی نمی‌بیند، پس خودش را رها می‌کند.

چرا بیرون مهار می‌شود و در خانه نه؟

مهم‌ترین سرنخ همین پرسش است. اگر خشونت واقعاً «از دست رفتنِ کنترل» بود، باید در همه‌جا رخ می‌داد: سرِ کار، جلویِ همسایه‌ها، مقابلِ مأمور. اما بسیاری از افراد خشن در خانه، با رئیس و غریبه‌ها کاملاً خودشان را مهار می‌کنند. یعنی مهارِ خود وجود دارد و گزینشی عمل می‌کند: هرجا پیامد دارد روشن است، هرجا ندارد خاموش.

این یافته در ادبیاتِ خشونتِ خانگی تکرار شده است. مایکل جانسون (۱۹۹۵) میانِ دو الگو تمایز گذاشت: «خشونتِ مشترکِ زوجی» که از تعارضِ حل‌نشده و فورانِ لحظه‌ای می‌آید، و «ارعابِ صمیمی» که بخشی از یک الگویِ پایدارِ سلطه و کنترل است. ایوان استارک (۲۰۰۷) همین الگو را «کنترلِ اجباری» نامید و تأکید کرد که شکلِ اصلی‌اش اغلب یک رویدادِ خشن نیست، بلکه شبکه‌ای از قواعدِ ریز و تحقیر و محدودیت است که از بیرون دیده نمی‌شود.

چهار ریشهٔ رایجِ دو چهره‌بودن

۱. مدیریتِ تصویر. برخی افراد هویتشان به محبوب‌بودن و «آدمِ خوب» دیده‌شدن وابسته است. این تصویر باید حفظ شود و هزینه‌اش جایی پرداخته می‌شود: خانه.

۲. احساسِ استحقاق و مالکیت. بعضی افراد خانه را قلمروِ حق می‌دانند؛ «اینجا من تصمیم می‌گیرم». همین باور، خواسته‌هایِ همسر یا فرزند را به «نافرمانی» تبدیل می‌کند.

۳. خشمِ جابه‌جاشده. فرد در بیرون شرم، فشار و ناکامی را فرو می‌خورد و در جایی که امن می‌داند، تخلیه می‌کند. این توضیح می‌دهد چرا رفتار بعد از روزهایِ پرفشار بدتر می‌شود؛ اما توجیه نمی‌کند، چون همان فرد خشمش را سرِ کار خالی نمی‌کند.

۴. الگویِ آموخته. کسی که در خانواده‌ای بزرگ شده که «خانه یعنی جایی که زورِ بزرگ‌تر می‌گذرد»، ممکن است همان را بازتولید کند. این ریشه است، نه عذر.

چرا دیگران باور نمی‌کنند و خودتان هم شک می‌کنید؟

وقتی همه فرد را دوست دارند، حرفِ شما در برابرِ «شواهدِ اجتماعی» کم‌وزن به نظر می‌رسد. ممکن است بشنوید «اغراق می‌کنی»، «او که این‌قدر مهربان است» یا «لابد تو تحریکش کرده‌ای». گاهی هم فرد عمداً آن تصویر را به کار می‌گیرد تا اگر شکایتی شد، شما «ناپایدار» به نظر برسید.

نتیجه تنهایی است. و در درونِ شما شک شکل می‌گیرد: «شاید مشکل از من باشد.» این شک بخشی از سازوکارِ آسیب است و در مقالهٔ «گس‌لایتینگ» توضیح داده‌ایم. پیوندِ آسیبی هم عامل دیگری است: دوره‌هایِ مهربانی و عذرخواهی میانِ دوره‌هایِ خشونت، وابستگیِ عاطفی را عمیق‌تر می‌کند (داتن و پینتر، ۱۹۹۳).

نشانه‌هایِ اینکه الگو از «بدخلقیِ گاه‌به‌گاه» فراتر است

اگر بیشترِ این‌ها را می‌بینید، ممکن است با کنترل‌گری روبه‌رو باشید: از واکنش‌هایش می‌ترسید و رفتارتان را بر اساس حالِ او تنظیم می‌کنید؛ رفت‌وآمد، تلفن، پول یا دوستی‌هایتان پایش یا محدود می‌شود؛ تحقیر، تمسخر یا تهدید دارید، حتی «شوخی‌وار»؛ بعد از دعوا یا خشونت، ناگهان مهربان و پشیمان می‌شود و این چرخه تکرار می‌شود؛ و جلویِ دیگران طوری رفتار می‌کند که کسی باور نمی‌کند.

تفاوتِ رابطهٔ سخت با رابطهٔ سمی در مقالهٔ «رابطهٔ سخت یا رابطهٔ سمی؟» آمده است. کلیدِ تمایز، قدرت و ترس است: در رابطهٔ سخت هر دو طرف می‌توانند «نه» بگویند؛ در الگویِ کنترل‌گر، «نه» گفتن هزینه دارد.

اگر شما در این رابطه‌اید: چند قدمِ ایمن

ادراکِ خود را باور کنید. نیاز نیست دیگران تأیید کنند. ثبت کنید. تاریخ، آنچه گفته یا کرده شد و تأثیرش را، در جایی که او به آن دسترسی ندارد. این ثبت به شما کمک می‌کند حافظه‌تان را حفظ کنید. با یک نفرِ امن حرف بزنید؛ یک دوست، یک خویشاوند یا یک درمانگر؛ نه لزوماً همه.

در اوجِ خشم او را رودررو به چالش نکشید و «پرده‌برداری» از چهرهٔ دومش نکنید؛ این ممکن است خطر را بالا ببرد. برنامهٔ ایمنی بنویسید: جایی امن برایِ رفتن، مدارکِ مهم، شمارِ تماسِ اضطراری. دورهٔ «رابطهٔ سمی» در گُدار جلسه‌ای به‌نامِ «برنامهٔ ایمنی — پیش از هر تصمیم» دارد.

اگر خشونتِ جسمی، تهدید به آسیب یا ترس از جانتان وجود دارد، با اورژانسِ اجتماعی (۱۲۳)، پلیس (۱۱۰) یا اورژانس (۱۱۵) تماس بگیرید. پژوهشِ کمپبل و همکاران (۲۰۰۳) نشان داد جدایی از شریکِ کنترل‌گر با افزایشِ خطرِ قتلِ زنان در رابطه‌هایِ آزارگرانه همراه است و دسترسی به اسلحه و تهدیدِ قبلی با سلاح از قوی‌ترین عواملِ خطرند؛ پس تصمیمِ جدایی را با برنامه و حمایت پیش ببرید.

اگر خودتان را در این توصیف می‌بینید

اگر متوجه شده‌اید بیرون از خانه مهربان‌اید و در خانه تحقیر، ارعاب یا خشونت می‌کنید، دیدنِ این گام مهمی است. «دو چهره»بودن عذر نیست؛ شما می‌توانید خودتان را مهار کنید، چون در بیرون این کار را می‌کنید. پرسش این است که در خانه چرا انتخابش نمی‌کنید. کمکِ حرفه‌ای، به‌ویژه برنامه‌هایِ ویژهٔ مهارِ رفتارِ پرخاشگرانه، مؤثر است؛ و مهم‌تر از همه، تا وقتی رفتار ادامه دارد، ایمنیِ اطرافیان بر هر چیز مقدم است.

چه زمانی کمکِ حرفه‌ای لازم است؟

اگر ترس دارید، اگر خشونتِ جسمی یا تهدید هست، اگر نمی‌توانید به خودتان و ادراکتان اعتماد کنید، یا اگر می‌خواهید دربارهٔ ماندن یا رفتن تصمیم بگیرید، یک روان‌شناسِ آشنا با خشونتِ خانگی می‌تواند کمک کند. این وضعیت درمان‌پذیر و قابلِ مدیریت است، و شما مقصر نیستید.

منابع

  1. Goffman, E. (1959). The Presentation of Self in Everyday Life. Doubleday.
  2. Johnson, M. P. (1995). Patriarchal terrorism and common couple violence: Two forms of violence against women. Journal of Marriage and the Family, 57(2), 283–294.
  3. Stark, E. (2007). Coercive Control: How Men Entrap Women in Personal Life. Oxford University Press.
  4. Dutton, D. G., & Painter, S. (1993). Emotional attachments in abusive relationships: A test of traumatic bonding theory. Violence and Victims, 8(2), 105–120.
  5. Campbell, J. C., Webster, D., Koziol-McLain, J., Block, C., Campbell, D., Curry, M. A., Gary, F., Glass, N., McFarlane, J., Sachs, C., Sharps, P., Ulrich, Y., Wilt, S. A., Manganello, J., Xu, X., Schollenberger, J., Frye, V., & Laughon, K. (2003). Risk factors for femicide in abusive relationships: Results from a multisite case control study. American Journal of Public Health, 93(7), 1089–1097.

پرسش‌هایِ کوتاه

آیا کسی که بیرون مهربان و محبوب است می‌تواند در خانه واقعاً خشن باشد؟

بله، و این الگو شناخته‌شده است. مهربانیِ بیرونی لزوماً دروغ نیست؛ برایِ فرد مشروط است و به کسانی تعلق دارد که قدرتِ قضاوتش را دارند. در خانه چنین پیامدی نمی‌بیند. این نشان می‌دهد مهارِ خود وجود دارد و گزینشی عمل می‌کند: هرجا پیامد هست روشن، هرجا نیست خاموش.

چرا وقتی از رفتارِ همسرم حرف می‌زنم، اطرافیان باور نمی‌کنند؟

وقتی همه فرد را دوست دارند، حرفِ شما در برابرِ «شواهدِ اجتماعی» کم‌وزن می‌شود، و گاهی فرد عمداً از همین تصویر استفاده می‌کند. این باورنکردن می‌تواند شما را تنها کند و به خودتان شک بیندازد. ثبتِ وقایع، حرف‌زدن با یک نفرِ امن و کمک گرفتن از یک روان‌شناسِ آشنا با خشونتِ خانگی کمک می‌کند.

اگر فردی بیرون مهربان و در خانه خشن است، یعنی اختلالِ شخصیت دارد؟

نمی‌توان از روی چنین الگویی تشخیص گذاشت. بسیاری از افرادِ کنترل‌گر اختلالِ شخصیتِ قابلِ تشخیص ندارند، و بسیاری از دارندگانِ اختلال خشن نیستند. آنچه مهم است رفتار و پیامدِ آن است: ترس، کنترل، تحقیر و خشونت، صرف‌نظر از برچسب، نیازمندِ ایمنی و کمک‌اند.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ خروج از رابطه‌ی سمی

برایِ کسی که در رابطه‌ای است که تحقیر، کنترل یا بی‌ثبات‌سازی در آن تکرار می‌شود — و دیگر مطمئن نیست برداشتِ خودش درست است یا نه.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←