گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

گس‌لایتینگ: وقتی رابطه به حافظه و ادراکِ شما حمله می‌کند

یک بار بگویند فراموش کرده‌اید، باور می‌کنید. ده بار بگویند، شروع می‌کنید به یادداشت‌برداشتن. صد بار بگویند — و دیگر مطمئن نیستید اصلاً چیزی هست که بشود به آن اعتماد کرد: حافظه‌ی خودتان. گس‌لایتینگ اسمِ همین فرایند است: نه یک دروغِ بزرگ، که انکارِ مکررِ واقعیت‌هایِ کوچک، تا جایی که خودِ توانِ تشخیصِ واقعیت از دست می‌رود.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

اسمی که از یک نمایشنامه آمد

واژه‌ی گس‌لایتینگ از نمایشنامه‌ی «چراغِ گاز» (Gas Light) ساخته‌ی پاتریک همیلتون (۱۹۳۸) می‌آید، جایی که مردی نورِ چراغ‌هایِ خانه را کم‌وزیاد می‌کند و وقتی همسرش متوجهِ تغییر می‌شود، قسم می‌خورد چیزی عوض نشده — تا او به سلامتِ ذهنِ خودش شک کند. روان‌درمانگر رابین استرن، در کتابِ *اثرِ گس‌لایت* (۲۰۰۷)، این استعاره را وارد ادبیاتِ بالینی کرد تا الگویی را نام‌گذاری کند که میلیون‌ها نفر آن را زندگی کرده بودند بی‌آنکه اسمش را بدانند.

تعریفِ دقیقش این است: گس‌لایتینگ یعنی انکارِ مکرر و هدفمندِ واقعیتی که طرفِ مقابل مستقیماً تجربه کرده — نه یک بار، که به‌طورِ الگومند — تا جایی که او به‌جایِ اعتماد به ادراکِ خودش، به روایتِ گس‌لایت‌کننده تکیه کند.

با اختلافِ نظرِ عادی چه فرقی دارد

هر رابطه‌ای گاهی برداشت‌هایِ متفاوت دارد. من می‌گویم دیشب ساعتِ ده حرف زدیم، تو می‌گویی نه، ساعتِ یازده بود — این اختلافِ نظر است، نه گس‌لایتینگ. تفاوتِ اصلی در جهت و هدف است.

در اختلافِ نظرِ سالم، هر دو نفر صادقانه به یادشان اعتماد دارند و وقتی مدرکی می‌آید (پیامک، ساعتِ گوشی)، هر دو آن را می‌پذیرند. در گس‌لایتینگ، هدف رسیدن به واقعیتِ مشترک نیست؛ هدف این است که شما دست از تکیه بر ادراکِ خودتان بردارید — حتی وقتی مدرک روشن است.

نشانه‌ی افتراقی: بعدِ اختلافِ نظرِ عادی، احساس می‌کنید شنیده شدید، حتی اگر قانع نشده باشید. بعدِ یک دورِ گس‌لایتینگ، احساس می‌کنید گیج‌اید، انگار چیزی دربابِ خودتان — نه دربابِ رویداد — اشتباه است.

سه شکلِ رایج

انکارِ مستقیم. «من هرگز این را نگفتم»، وقتی دقیقاً همان را گفته. ساده‌ترین و آشکارترین شکل، که معمولاً اول با شک به خودِ گوینده مواجه می‌شود: «شاید واقعاً یادم رفته؟»

کوچک‌سازی. «داری بزرگش می‌کنی»، «حساس شدی»، «شوخی بود». اینجا رویداد انکار نمی‌شود؛ اهمیتِ واکنشِ شما به آن بی‌اعتبار می‌شود — که خودش نوعِ دیگری از انکارِ واقعیتِ احساسیِ شماست.

جابه‌جاییِ مسئولیت. «اگر تو این‌قدر حساس نبودی، من مجبور نمی‌شدم داد بزنم.» رفتار توجیه نمی‌شود، وارونه می‌شود: واکنشِ شما، علتِ رفتارِ او می‌شود.

چرا این‌قدر مؤثر است

گس‌لایتینگ روی یک نفر تنها به‌ندرت جواب می‌دهد؛ روی رابطه‌ای که در آن اعتماد و دلبستگی از قبل وجود دارد، بهترین اثر را می‌گذارد. دقیقاً چون به کسی اعتماد دارید، ذهنتان ترجیح می‌دهد فرض کند خودتان اشتباه کرده‌اید تا اینکه فرض کند کسی که دوستش دارید عمداً واقعیت را تحریف می‌کند.

تکرار، خودش بخشی از سازوکار است. وقتی بارها بینِ ادراکِ خودتان و روایتِ دیگری تناقض می‌بینید و روایتِ دیگری قوی‌تر و مطمئن‌تر بیان می‌شود، ذهن کم‌کم به سمتِ روایتِ بلندتر خم می‌شود — نه چون منطقی‌تر است، چون قطعیتش بیشتر به‌نظر می‌رسد.

و یک لایه‌ی فرهنگی هم هست: در بسیاری خانواده‌ها، به بچه‌ها آموزش داده می‌شود که به احساس و برداشتِ خودشان کمتر از قضاوتِ بزرگ‌ترها اعتماد کنند. کسی که با این پیش‌زمینه بزرگ شده، در برابرِ گس‌لایتینگِ بزرگسالی هم آسیب‌پذیرتر است.

نشانه‌ای که در خودتان می‌بینید، نه در او

چون گس‌لایتینگ دقیقاً دربابِ بی‌اعتبارکردنِ ادراکِ شماست، نشانه‌هایش اغلب در خودِ شما آشکارتر است تا در رفتارِ طرفِ مقابل. اگر پیش از گفتنِ هر چیزی چند بار در ذهنتان مرورش می‌کنید که مطمئن شوید درست یادتان مانده؛ اگر عادت کرده‌اید جمله‌هایتان را با «شاید اشتباه می‌کنم، ولی...» شروع کنید؛ اگر به دوستان می‌گویید فلان اتفاق افتاده و بعد فوراً اضافه می‌کنید «شاید هم اشتباه دیدم» — این‌ها نشانه‌هایِ فرسایشِ اعتماد به ادراکِ خودتان‌اند.

آزمونِ ساده: پیش از این رابطه، آیا آدمِ مردد یا فراموش‌کاری بودید؟ اگر جواب نه است و این تردید تازه ظاهر شده، منشأش احتمالاً بیرون از شماست.

بازگرداندنِ اعتماد به خودتان

اولین و مؤثرترین ابزار، مستندسازی است — نه برایِ اثبات به کسی، بلکه برایِ این‌که خودتان مرجعی مستقل از حافظه‌ی زیرِ فشار داشته باشید: تاریخ، چه گفته شد، چه حسی داشتید. وقتی هفته‌ها بعد به آن یادداشت‌ها برمی‌گردید، معمولاً می‌بینید برداشتتان همان روز، دقیق‌تر از آن چیزی بوده که در لحظه به آن شک کردید.

دوم، شاهدِ بیرونی. گس‌لایتینگ در خلوت قوی‌ترین حالت را دارد؛ وقتی تجربه‌تان را با یک دوستِ مطمئن یا مشاور در میان می‌گذارید، همان چیزی که در تنهایی مبهم به‌نظر می‌رسید، شکلِ روشن‌تری پیدا می‌کند.

سوم، بازتعریفِ هدفِ گفت‌وگو. لازم نیست هر بار طرفِ مقابل را قانع کنید که حق با شماست. هدف، متقاعدکردنِ او نیست؛ نگه‌داشتنِ ارتباط با واقعیتِ خودتان است — حتی اگر او هرگز نپذیرد.

اگر گس‌لایتینگ با تهدید، کنترلِ مالی، یا ترس از واکنشِ فیزیکی همراه است، این دیگر فقط بحثِ ادراک نیست. با یک مشاور یا مرجعِ حمایتی تماس بگیرید؛ در وضعیتِ اضطراری با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳.

پرسش‌هایِ کوتاه

چطور فرقِ گس‌لایتینگ را از فراموشیِ واقعیِ خودم تشخیص بدهم؟

معیار، تکرار و جهت است، نه یک مورد. فراموشیِ واقعی تصادفی و دوطرفه است — هر دو گاهی چیزی را اشتباه به‌یاد می‌آورید. در گس‌لایتینگ، همیشه یک نفر «همیشه اشتباه می‌کند» و دیگری «همیشه درست می‌گوید»، و این الگو حتی وقتی مدرکِ روشن (پیامک، تاریخ) وجود دارد هم تغییر نمی‌کند. اگر پس از دیدنِ مدرک هم هنوز شنیدید برداشتتان غلط بوده، این نشانه‌ی جهت‌دار بودنِ الگوست.

آیا کسی که گس‌لایت می‌کند همیشه آگاهانه این کار را انجام می‌دهد؟

نه لزوماً. برخی افراد این الگو را از دورانِ کودکیِ خودشان — از خانواده‌ای که در آن انکارِ واقعیت روشِ رایجِ مدیریتِ تعارض بود — به‌ارث برده‌اند و بدونِ نیتِ آسیب‌رساندن تکرارش می‌کنند. اما آگاهانه‌نبودنِ نیت، اثرِ آن بر شما را تغییر نمی‌دهد؛ آسیبِ روانی از اثرِ رفتار می‌آید، نه از نیتِ پشتِ آن. تشخیصِ الگو، صرفِ‌نظر از نیت، اولین قدمِ لازم است.

بعد از مدت‌ها گس‌لایتینگ، چطور می‌توانم دوباره به قضاوتِ خودم اعتماد کنم؟

بازسازیِ اعتماد به ادراکِ خود تدریجی است و معمولاً با شواهدِ کوچک شروع می‌شود، نه با یک تصمیمِ بزرگ. مستندسازیِ روزانه و مقایسه‌ی آن با برداشتِ لحظه‌ای، به‌مرورِ زمان نشان می‌دهد چقدر ادراکتان دقیق بوده. بسیاری این کار را بهتر با همراهیِ یک مشاور انجام می‌دهند، چون شنیده‌شدن توسطِ یک شاهدِ بی‌طرف، خودش بخشی از فرایندِ ترمیم است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ رابطه با شریکِ خودشیفته

برایِ کسی که در رابطه‌اش با چرخه‌ی محبتِ شدید و بعد سردی یا تحقیر روبه‌روست، به‌تدریج به حافظه و قضاوتِ خودش شک کرده، یا حس می‌کند نمی‌تواند رابطه را ترک کند حتی وقتی می‌داند به او آسیب می‌زند. این دوره برایِ برچسب‌زدن به شریکتان نیست؛ برایِ شناختِ الگو و تصمیم‌گیریِ آگاهانه دربارهٔ خودتان است. اگر همین حالا نگرانِ ایمنیِ فیزیکی‌تان هستید، مستقیم به جلسه‌ی هشتم بروید.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←