گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

دورهٔ سازگاری با مهاجرت

10 جلسه، هرکدام در سه سطحِ عمق: ساده، عالی، و پیشرفته.

دوره‌ی درمان

دورهٔ سازگاری با مهاجرت

برایِ کسی که به‌تازگی یا سال‌ها پیش مهاجرت کرده و با خستگیِ فرهنگی، دلتنگی، یا حسِ «نه اینجا، نه آنجا» دست‌وپنجه نرم می‌کند. برایِ کسی که تصمیمِ ماندن یا بازگشت هنوز برایش باز مانده.

💻 کاملاً آنلاین📶 دسترسیِ نامحدود
🎯
آموزشِ کاربردی

مطابقِ زندگیِ واقعی، نه صرفاً نظری

📝
تمرین‌هایِ گام‌به‌گام

با راهنماییِ درمانگر در هر جلسه

🌱
روان‌آموزیِ پیش‌ازتمرین

هر جلسه با توضیح آغاز می‌شود

📶
دسترسیِ نامحدود

هر زمان، از هر دستگاه

م
دکتر مجتبی عقیلیدانشیار روانشناسی سلامت · دانشگاه پیام‌نور · طراحِ دوره
مشاهده و شروعِ دوره ←
کارتِ معرفیِ دوره‌ی دورهٔ سازگاری با مهاجرت — 10 جلسه
هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

این دوره برایِ چه کسی است

برایِ کسی که به‌تازگی یا سال‌ها پیش مهاجرت کرده و با خستگیِ فرهنگی، دلتنگی، یا حسِ «نه اینجا، نه آنجا» دست‌وپنجه نرم می‌کند. برایِ کسی که تصمیمِ ماندن یا بازگشت هنوز برایش باز مانده.

رویکردِ درمانی

این دوره بر پایه‌ی **منحنیِ U شکلِ سازگاریِ فرهنگی** (اوبرگ)، **مدلِ فرهنگ‌پذیریِ بری**، و **سوگِ مبهم** (پائولین باس، در بافتِ مهاجرت به‌کارِ فالیکوف) نوشته شده — مهاجرت را هم‌زمان یک فرایندِ سازگاری و یک تجربه‌ی فقدان می‌بیند.

نقشهٔ مسیر

۱۰ جلسه: سوگ، شوکِ فرهنگی و منحنیِ U شکل → سوگِ مبهم → افتِ ناگهانیِ کارکرد → هویتِ دوفرهنگی → زبان و اضطرابِ اجتماعی → شبکه‌ی تازه‌ی تعلق → خانواده‌ای که ماند → تصمیمِ ماندن یا بازگشت → تبعیض و خستگیِ فرهنگی → تحکیم و رشدِ پس‌ازمهاجرت.

راهنمایِ این محصول

چیست

سازگاری با مهاجرت — چه تازه، چه سال‌ها پیش، هم‌زمان به‌عنوانِ یک فرایندِ سازگاری و یک تجربه‌ی فقدان.

چکار می‌کند

با منحنیِ سازگاریِ فرهنگی شروع می‌شود، سوگِ مبهم و افتِ ناگهانیِ کارکرد را باز می‌کند، و روی ساختنِ شبکه‌ی تازه‌ی تعلق کار می‌کند.

چه سطحی می‌توانید انتظار داشته باشید

کمک می‌کند خستگیِ فرهنگی و دلتنگی را نام‌گذاری و مدیریت کنید؛ تصمیمِ ماندن یا بازگشت را برایتان نمی‌گیرد.

محصولاتِ مشابه

💬 زبانِ جلسات فارسی است؛ اگر زندگیِ روزمره‌تان اکنون به زبانِ دیگری می‌گذرد، ممکن است لازم باشد مفاهیم را خودتان با محیطِ تازه تطبیق دهید.

فهرستِ جلسات

  1. مهاجرت از منظرِ روانی: سوگ، شوکِ فرهنگی و منحنیِ U شکلمهاجرت هم‌زمان یک تجربه‌ی فقدان است و یک فرآیندِ سازگاری — و دلیلِ خوبِ رفتن، سوگِ همراهش را نامشروع نمی‌کند.فهرستِ چیزهایی که جا ماندند: این تمرین برایِ گرفتنِ تصمیم نیست؛ برایِ دیدن است. بیشترِ کسانی که این فهرست را می‌نویسند، غافلگیر می‌شوند از تعدادِ چیزهایی که تا امروز اسمشان را نگفته بودند.
  2. سوگِ مبهم: چیزهایی که با خود نیاوردیدبی‌قراری‌ای که دلیلِ روشنی ندارد، شاید سوگ باشد — سوگی که نه مراسمی دارد، نه تسلیتی، نه اجازه‌ای برایِ اسمش گذاشتن.فهرستِ فقدان‌هایِ مشخص: فقدانِ مبهم و نام‌گذاری‌نشده، پردازش نمی‌شود — چون ذهن چیزی برایِ چنگ‌زدن به آن ندارد. فقدانِ مشخص، پردازش‌پذیر است.
  3. افتِ ناگهانیِ کارکرد و خستگیِ تصمیم‌گیری در فرهنگِ تازهچرا آدم‌هایِ باکفایت، در ماه‌هایِ اولِ مهاجرت، ناگهان خودشان را خسته و «کندذهن» حس می‌کنند — و چطور با بودجه‌بندیِ بارِ شناختی، روزهایتان را سبک‌تر کنید.جیبِ خلبانِ خودکار: ذهنی که مدام در حالِ ترجمه و تصمیم‌گیری است، به‌ندرت فرصتِ خاموش‌شدنِ واقعی پیدا می‌کند.
  4. هویتِ دوفرهنگی: نه اینجا، نه آنجاچرا حسِ «نه کاملاً مالِ اینجا، نه کاملاً مالِ آنجا» یک تجربه‌ی شناخته‌شده‌ی مهاجرت است، نه شکستِ سازگاری — و چطور با نقشه‌ی هویتی، بخشِ سومی از خودتان را پیدا کنید که نه از فرهنگِ مبدأ قرض گرفته شده نه از فرهنگِ جدید.نقشه‌ی سه‌بخشیِ هویت: پژوهش نشان می‌دهد چارچوبِ دودویی — «یا مالِ آنجا یا مالِ اینجا» — خودش یکی از عواملِ تشدیدِ تعارضِ هویتی است.
  5. زبان، لهجه و اضطرابِ اجتماعیِ تازهچرا صحبت‌کردن به زبانِ دوم برایِ خیلی‌ها یکی از استرس‌زاترین بخش‌هایِ روزِ مهاجرت است، حلقه‌ای که این ترس را زنده نگه می‌دارد، و نردبانی برایِ مواجهه‌ی تدریجی با آن.مکثِ خودمهربانی: لحظه‌یِ درست‌بعدِ‌اشتباه، جایی است که اضطرابِ زبان معمولاً خودش را تثبیت می‌کند.
  6. از تنهاییِ مهاجرت تا شبکه‌ی تازه‌ی تعلقچرا تنهاییِ بعدِ مهاجرت فقط «کم بودنِ دوست» نیست، بلکه از دست رفتنِ یک لایه‌ی کاملِ روابط است — و چطور، هم پیوندهای نزدیک و هم پیوندهای سستِ روزمره را دوباره بسازیم.طرحِ تماسِ درجه‌بندی‌شده: هدفِ مبهم، معمولاً به هیچ اقدامی نمی‌رسد چون هیچ‌وقت مشخص نیست «امروز چه‌کار کنم». یک قدمِ کوچکِ هفتگی، هم قابلِ‌اجراست و هم قابلِ‌تکرار.
  7. خانواده‌ای که ماند: گناهِ رفتن و مرزهایِ فاصلهگناهِ کسی که رفت و کسی که ماند، و چرا تماسِ بیشتر همیشه رابطه‌ی گرم‌تری نمی‌سازد.نظامِ تماسِ ساختاریافته: یک تماسِ بیست‌دقیقه‌ایِ متمرکز، بیشتر از ساعت‌ها در دسترس‌بودنِ حواس‌پرت و دلخور ارزش دارد.
  8. تصمیمِ ماندن یا بازگشت: چرا هر روز دوباره گرفته می‌شودچرا تصمیمِ ماندن یا بازگشت — برخلافِ بیشترِ تصمیم‌های بزرگِ زندگی — هیچ‌وقت بسته نمی‌شود، و تمرینِ «پیش‌فرضِ کاری» برایِ کم‌کردنِ بارِ روزانه‌ی آن.دفترچه‌ی پیش‌فرضِ کاری: این تمرین، تصمیم را نمی‌بندد. فقط از حالتِ «هر روز از صفر» به حالتِ «تا اطلاعِ بعدی» می‌بردش — و همین جابه‌جایی، بارِ شناختیِ روزانه را به‌طورِ محسوسی کم می‌کند.
  9. تبعیض، کلیشه و خستگیِ فرهنگیاسترسِ ناشی از تبعیض و کلیشه به‌عنوانِ منبعی جدا از استرسِ معمولِ تطبیق، و دو تمرین برایِ مواجهه با موقعیت‌هایِ تکراری بدونِ انباشته‌شدنشان.آیینِ بستنِ ماجرا: بدونِ این بستن، برخوردهایِ کوچک به‌جایِ تمام‌شدن، روی هم انباشته می‌شوند و به یک خستگیِ کلی و بی‌نام تبدیل می‌شوند. این آیین به هر ماجرا اجازه‌ی بسته‌شدن می‌دهد، به‌جایِ تلنبارشدن.
  10. تحکیم: از بقا به شکوفایی در فرهنگِ تازهمروری کوتاه بر مسیرِ ده‌جلسه‌ای، و نوشتنِ سیاهه‌ای شخصی از آنچه واقعاً ساخته‌اید — همراه با پذیرشِ صادقانه‌ی آنچه هنوز حل‌نشده مانده.یک جمله‌ی راست، بدونِ حل‌کردنِ اجباری: هدف، حل‌کردن نیست — نام‌گذاریِ صادقانه است. ابهامِ بدونِ نام، فرسایشی و بی‌شکل می‌ماند؛ ابهامِ نام‌گذاری‌شده، قابلِ‌حمل‌کردن می‌شود.

بیشتر بخوانید

💬 اگر مهاجرتِ شما اجباری بوده (پناهندگی، فرار از خطر)، این دوره می‌تواند کمک کند اما کافی نیست؛ لایه‌هایِ آسیب در آنجا معمولاً عمیق‌ترند و ارزیابیِ تخصصی لازم است.

← بازگشت به کتابخانهٔ جلسات

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←