چرا کسی که همسرش را دوست دارد خیانت میکند؟ هفت دلیلِ روانشناختی
اگر خیانت دیدهاید، شاید این جمله را شنیدهاید: «تو را دوست داشتم، قسم میخورم.» و شاید نتوانید آن را با آنچه رخ داده کنار هم بگذارید. اگر خودتان خیانت کردهاید، شاید همین تناقض خودتان را هم گیج کرده است. پاسخِ کوتاه این است: عشق مانعِ خیانت نیست، چون دوستداشتن یک احساس است و خیانت یک رفتار. این مقاله میگوید چه چیزهایی میتوانند در کنارِ عشق باشند و باز هم به خیانت برسند، پژوهش در هر مورد چه میگوید، و چرا هیچکدام توجیه نیست.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۵
پاسخِ کوتاه
کسی که همسرش را دوست دارد، به چند دلیل میتواند خیانت کند، و این دلایل معمولاً با هم عمل میکنند: (۱) نیازهایی که فرد جایِ دیگری دنبال میکند، مثل تنوع، میلِ جنسی یا دیدهشدن؛ (۲) جستوجویِ احساسی از خودِ فرد، نه گریز از همسر؛ (۳) موقعیت و فرصت؛ (۴) ترس از صمیمیت و الگوهایِ دلبستگی؛ (۵) فرسایشِ تدریجیِ رابطه که فرد هنوز «عشق» مینامدش؛ (۶) ویژگیهایِ فردی و جنسی؛ و (۷) توجیهسازیِ ذهن.
این فهرست توجیه نیست. «علت» توضیح میدهد چرا رخ داد؛ «مسئولیت» همچنان با کسی است که انتخاب کرد. در ادامه هر مورد را با پژوهش جداگانه میبینیم.
«دوستت دارم» یعنی چه، و چقدر میشود به آن تکیه کرد؟
وقتی فردِ خیانتکار میگوید «دوستت دارم»، ممکن است واقعاً حس کند: دلبستگی، دلواپسی، آرزویِ ماندن. این احساس میتواند صادق باشد و در عین حال با رفتارِ او نخواند. اما دو احتیاط لازم است.
اول، روایتِ بعد از رخداد همیشه قابلِ اتکا نیست. فرد ممکن است بعد از لورفتن گذشته را طوری بازسازی کند که خودش و رابطه بهتر به نظر برسند، و این بازسازی لزوماً دروغِ عمدی نیست. یک مطالعهٔ آلمانی نشان داد کیفیتِ رابطه پیش از خیانت بهتدریج افت کرده بود (Stavrova et al., 2023)؛ یعنی آنچه فرد بعداً «رابطهٔ خوب» مینامد، ممکن است در واقع از مدتها پیش فرسوده شده باشد.
دوم، «دوستداشتن» بدونِ رفتارِ همراه با آن، برایِ طرفِ مقابل پناه نیست. عشقی که با پنهانکاری و دروغ همراه است، چیزی از امنیتِ رابطه نمیسازد، حتی اگر احساسِ صادقی در آن باشد.
دلیلِ ۱: نیازهایی که فرد جایِ دیگری دنبال میکند
در مطالعهای بر ۴۹۵ نفر که دستکم یک بار خیانت کرده بودند، پژوهشگران هشت دسته انگیزه جدا کردند، از جمله خشم، نبودِ عشق، بیتوجهیِ شریک، نیازِ به تنوع، میلِ جنسی و موقعیت. نویسندگان تأکید کردند بسیاری از این انگیزهها بازتابِ مستقیمِ سلامتِ رابطه نیستند (Selterman et al., 2019).
به زبانِ ساده: کسی که همسرش را دوست دارد ممکن است در کنارِ او هنوز تشنهٔ تنوع، تازگی یا نوعی تأییدِ جنسی باشد. این نیازها را میشد با همسر یا با خودِ فرد حل کرد؛ خیانت یک راهِ انتخابی و پرهزینه برایِ پوشاندنِ آنهاست.
دلیلِ ۲: جستوجویِ خود، نه شریک
استر پرل، درمانگرِ زوجها، از تجربهٔ بالینیاش میگوید بعضی خیانتها بیشتر جستوجویِ احساسِ زندهبودن، دیدهشدن یا بودن در نسخهای دیگر از خود است تا گریز از همسر (Perel, 2017). فرد ممکن است به همسرش وفادار و علاقهمند باشد و در عین حال دنبالِ کسی بگردد که او را «جوانتر» یا «آزادتر» نشان بدهد.
این یک مشاهدهٔ بالینی است، نه نتیجهٔ آزمایش، و برایِ همهٔ موارد صدق نمیکند. اما کمک میکند بفهمیم چرا گاهی پاسخِ «همسرش چه کم داشت؟» پاسخِ کامل نیست.
دلیلِ ۳: موقعیت و فرصت
الن و همکاران عواملِ مؤثر را در سه سطح دستهبندی کردهاند: فردی، رابطهای و بافتی (Allen et al., 2005). سطحِ بافتی یعنی فرصت، محیطِ کار، فشارِ زندگی و حلقهٔ اجتماعی. در مطالعهٔ انگیزهها هم «موقعیتِ پیشآمده» یکی از دستهها بود (Selterman et al., 2019).
یعنی گاهی کسی بدونِ برنامه و بدونِ نارضایتیِ مشخص، در موقعیتی قرار میگیرد که مرزهایش سست است. اینجا عشق بهتنهایی مانعِ کافی نیست؛ مرزهایِ عملی (چه موقعیتهایی را نمیپذیرم؟) لازم است.
دلیلِ ۴: ترس از صمیمیت و الگوهایِ دلبستگی
در پژوهشِ آلن و باکام، افرادِ دارایِ سبکِ دلبستگیِ نگران یا ترسان انگیزههایِ صمیمیتمحور (و در دانشجویان عزتِنفسمحور) بیشتری برایِ درگیریِ بیرونی گزارش کردند، و دلبستگیِ دوریگزین انگیزههایِ استقلالمحور بیشتری؛ در دانشجویانِ دوریگزین، مردان بیشترین تعدادِ شریکِ بیرونی را داشتند (Allen & Baucom, 2004). تفسیرِ ممکن: کسی که از صمیمیتِ عمیق میترسد نزدیکیِ کمخطر را ترجیح دهد، و کسی که نیازِ شدیدی به تأیید دارد در توجهِ تازه آرامش بیابد.
این تفسیرها فرضیهاند، نه قاعده. اکثرِ افرادِ دارایِ دلبستگیِ ناایمن خیانت نمیکنند. اما فهمِ الگویِ شخصی در درمان کمک میکند آن را قبل از تکرار ببینید.
دلیلِ ۵: فرسایشِ تدریجیِ رابطه
پژوهشی طولی با ۲٬۰۳۳ فردِ متأهل در ۱۷ سال نشان داد رابطهٔ خیانت و کیفیتِ زناشویی دوسویه است: فکرِ جدایی در آغاز با خیانتِ بعدی همراه بود و خیانت هم با کاهشِ شادیِ رابطه همراه شد (Previti & Amato, 2004). افت معمولاً ناگهانی نیست: کمحرفی، کملمسی، تکرار، و بیحوصلهگیهایِ کوچک.
ازاینرو فرد ممکن است همسرش را همچنان «دوست داشته» باشد، بهمعنایِ دلبستگی و احترام، اما رابطهشان از نظرِ شور، گفتوگو و احساسِ دیدهشدن خالی شده باشد. این با دادههایِ آلمانیِ افتِ تدریجیِ کیفیتِ رابطه پیش از خیانت میخواند (Stavrova et al., 2023). باز هم، این توضیح است، نه عذر: راهِ درست گفتنِ نیاز یا درخواستِ کمک بود، نه پنهانکاری.
دلیلِ ۶: ویژگیهایِ فردی و جنسی
در یک مطالعه روی زوجهایِ دگرجنسگرا، ویژگیهایِ شخصیتیِ جنسی در مردان و پایینبودنِ شادیِ رابطه در زنان از پیشبینیکنندههایِ خیانت بود (Mark et al., 2011). این یعنی وزنِ عواملِ فردی و رابطهای برایِ هر نفر فرق میکند.
اگر «چه کسی» و «در چه شرایطی» هر دو مهماند، هیچ پاسخِ یکسانی برایِ همه وجود ندارد، و همین است که ارزیابیِ فردی در درمان لازم است.
دلیلِ ۷: ذهن توجیه میسازد
وقتی رفتارِ ما با تصویری که از خود داریم («من آدمِ وفاداریام و همسرم را دوست دارم») نمیخواند، ناراحتی پدید میآید و ذهن میکوشد آن را کم کند؛ یکی از راهها اضافهکردنِ توجیه است (Festinger, 1957).
نمونههایِ رایج: «این چیزی از عشقِ من کم نمیکند»، «او که نمیفهمد»، «فقط جسمی است». جملهای که در لحظه آرامبخش است، بعدها اغلب فرو میریزد. نکته: خودِ جملهیِ «ولی من دوستش دارم» هم میتواند بخشی از همین توجیه باشد.
پس عشقِ او دروغ بود؟
لزوماً نه، و لزوماً بله هم نه. برخی از احساسها واقعیاند و برخی از روایتها بازسازی. بهجایِ این پرسش که «واقعاً دوستم داشت؟»، که پاسخِ قابلسنجشی ندارد، بپرسید: «اکنون برایِ ترمیم چه رفتاری از او میبینم؟»
نشانههایِ رفتاریِ جدی بودن: پذیرشِ مسئولیتِ کامل بدونِ «اما»، قطعِ کاملِ تماس با فردِ سوم، شفافیت در پاسخ به پرسشها حتی تکراری، تحملِ خشمِ شما، و رفتن به درمان. جملههایِ زیبا بدونِ این رفتارها کافی نیست.
اگر شما خیانت دیدهاید
حقِ خشم، پرسش و زمان دارید. فهمیدنِ «چرا» لازم است اما کافی نیست و جایگزینِ ترمیم نمیشود. تقصیرِ خیانت با کسی است که آن را انتخاب کرد، نه با شما یا با میزانِ دوستداشتهشدنتان.
اگر اضطراب، افسردگی یا افکارِ آسیب به خود دارید، با روانشناس یا اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید.
اگر شما خیانت کردهاید
از خودتان بپرسید: چه نیازی را از راهِ پنهانکاری برآورده میکردم؟ چه چیزی را نمیتوانستم در رابطه بگویم؟ جملههایِ توجیهِ خود را بنویسید و در درمان بخوانید. «دوستش دارم» را مجوز نکنید و آن را سپرِ دفاعی هم نکنید.
کار بر دلیلها لازم است، چون بدونِ آن خطرِ تکرار بالا میماند. این مقاله جایگزینِ ارزیابیِ بالینی نیست.
منابع
- Allen, E. S., Atkins, D. C., Baucom, D. H., Snyder, D. K., Gordon, K. C., & Glass, S. P. (2005). Intrapersonal, interpersonal, and contextual factors in engaging in and responding to extramarital involvement. Clinical Psychology: Science and Practice, 12(2), 101–130.
- Allen, E. S., & Baucom, D. H. (2004). Adult attachment and patterns of extradyadic involvement. Family Process, 43(4), 467–488.
- Festinger, L. (1957). A theory of cognitive dissonance. Row, Peterson.
- Mark, K. P., Janssen, E., & Milhausen, R. R. (2011). Infidelity in heterosexual couples: Demographic, interpersonal, and personality-related predictors of extradyadic sex. Archives of Sexual Behavior, 40(5), 971–982.
- Perel, E. (2017). The state of affairs: Rethinking infidelity. Harper.
- Previti, D., & Amato, P. R. (2004). Is infidelity a cause or a consequence of poor marital quality? Journal of Social and Personal Relationships, 21(2), 217–230.
- Selterman, D., Garcia, J. R., & Tsapelas, I. (2019). Motivations for extradyadic infidelity revisited. The Journal of Sex Research, 56(3), 273–286.
- Stavrova, O., Pronk, T., & Denissen, J. J. A. (2023). Estranged and unhappy? Examining the dynamics of personal and relationship well-being surrounding infidelity. Psychological Science, 34(2), 143–169.
پرسشهایِ کوتاه
آیا کسی که همسرش را دوست دارد واقعاً میتواند خیانت کند؟
بله؛ دوستداشتن یک احساس است و خیانت یک رفتار، و این دو میتوانند همزمان وجود داشته باشند. در پژوهش بر ۴۹۵ نفرِ دارایِ سابقهٔ خیانت، بسیاری از انگیزهها (نیازِ به تنوع، میلِ جنسی، موقعیت) بازتابِ مستقیمِ سلامتِ رابطه نبود. این به معنایِ مقصرنبودنِ فرد نیست؛ فقط میگوید نبودِ عشق تنها دلیل نیست.
چرا کسی که متأهل است و خوشبخت به نظر میرسد خیانت میکند؟
دلایلِ مختلفی در کار است: نیازهایی که فرد بیرونِ رابطه دنبال میکند، جستوجویِ احساسِ زندهبودن، موقعیت و فرصت، ترس از صمیمیت، و فرسایشِ تدریجیِ رابطه که از بیرون دیده نمیشود. روایتِ «خوشبخت بودیم» را هم باید با احتیاط شنید، چون پژوهشها افتِ تدریجیِ کیفیتِ رابطه را پیش از خیانت گزارش کردهاند و بازسازیِ خاطرهها بعد از لورفتن رایج است.
اگر شریکم میگوید هنوز دوستم دارد، میتوانم باور کنم؟
احساسش ممکن است صادق باشد، اما بهتنهایی کافی نیست. بهجایِ سنجشِ «دوستداشتن»، رفتار را ببینید: پذیرشِ مسئولیتِ کامل بدونِ «اما»، قطعِ کاملِ تماس با فردِ سوم، شفافیت در پاسخ به پرسشها، تحملِ خشمِ شما و رفتن به درمان. عشقی که با دروغ و پنهانکاری همراه بوده، بدونِ این رفتارها امنیتی نمیسازد.
آیا این به معنایِ آن است که تقصیرِ من است؟
نه. عواملِ رابطهای فقط بخشی از تصویرند و پژوهشها نشان میدهند عواملِ فردی و موقعیتی هم نقش دارند. حتی وقتی رابطه کمبودی داشته، مسیرِ درست گفتنِ نیاز یا کمکگرفتن بوده است، نه پنهانکاری. تقصیرِ خیانت با کسی است که آن را انتخاب کرده است.
چطور میتوان خطرِ تکرار را کم کرد؟
با فهمِ دقیقِ دلیلها در درمان: چه نیازی را از راهِ پنهانکاری برآورده میکرد، چه جملههایِ توجیهی ساخته بود، چه موقعیتهایی برایش پرخطر بود. سپس مرزهایِ عملی، شفافیت در رابطه و گفتوگو دربارهٔ نیازها لازم است. بدونِ این کار، حتی با پشیمانیِ صادقانه خطرِ تکرار بالا میماند.
دورهای مرتبط در گُدار
درمانِ فردِ خیانتکرده
برایِ کسی که خیانت کرده و میخواهد مسئولیتش را کامل بپذیرد. اگر هنوز دنبالِ توجیه یا تقسیمِ تقصیر هستید، این دوره کمکی نمیکند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- گسلایتینگ در خیانت: وقتی فردِ خاطی شما را شکاک و مقصر جلوه میدهد
- خیانتِ تلافیجویانه: چرا «خیانت در برابرِ خیانت» زخم را درمان نمیکند؟
- بحرانِ میانسالی و خیانت: وقتی «خودِ فراموششده» به رابطهٔ بیرونی میکشد
- آیا همهٔ مشکلاتِ بزرگسالی ما ریشه در تروما دارند؟ پژوهش چه میگوید
- تعریفِ مرزهایِ وفاداری: چرا باید پیش از بحران دربارهٔ «چه چیزی خیانت است» توافق کرد؟