گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

در ذهنِ فردی که خیانت کرده چه می‌گذرد؟ پیش، حینِ خیانت و پس از فاش‌شدن

اگر خیانت دیده‌اید، احتمالاً این پرسش شب‌ها بی‌امان برمی‌گردد: «در سرش چه می‌گذشت؟ چطور توانست ساعت‌ها کنارم بنشیند و دروغ بگوید؟ آیا اصلاً عذاب وجدان داشت؟» و اگر خودتان خیانت کرده‌اید، شاید خودتان هم از آنچه در ذهنتان بود شگفت‌زده شوید. این مقاله برایِ توجیهِ خیانت نیست؛ برایِ فهمیدن است. فهمیدن به قضاوت‌نکردن نیاز ندارد، فقط به این نیاز دارد که دقیق ببینیم ذهنِ آدمی در هر مرحله چه می‌کند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا فهمیدنِ ذهنِ فردِ خیانت‌کرده این‌قدر مهم است؟

برایِ فردِ خیانت‌دیده، بزرگ‌ترین زخم اغلب خودِ رخداد نیست؛ معنای آن است. «پس همه‌چیز دروغ بود؟»، «پس من اصلاً دیده نمی‌شدم؟». پاسخ به این پرسش‌ها بدونِ فهمِ ذهنِ طرفِ مقابل ممکن نیست و حدس‌هایِ ذهنِ خودمان معمولاً از واقعیت وحشتناک‌تر یا ساده‌انگارانه‌تراند.

برایِ فردِ خیانت‌کرده هم فهمِ ذهنِ خودش شرطِ تغییر است. کسی که نداند چه چیزی او را به آن نقطه برد، نمی‌تواند مطمئن باشد دوباره تکرار نمی‌کند. هیچ‌کدام از این‌ها به معنایِ «قابلِ‌بخشش‌بودن» یا «مقصرنبودن» نیست.

پیش از خیانت: انگیزه‌ها یک چیز نیستند

یکی از رایج‌ترین باورها این است که خیانت یعنی «رابطه خراب بوده». پژوهش تصویرِ پیچیده‌تری می‌دهد. در مطالعه‌ای بر ۴۹۵ نفر که دست‌کم یک بار خیانت کرده بودند، پژوهشگران هشت دسته انگیزه را از هم جدا کردند و نشان دادند انگیزه‌هایی مثلِ خشم، نبودِ عشق، بی‌توجهیِ شریک، نیازِ به تنوع، میلِ جنسی و موقعیت‌هایِ پیش‌آمده هر یک الگوی متفاوتی از رفتار و پیامد می‌سازند ⁦(Selterman et al., 2019)⁩. نویسندگان تأکید کردند بسیاری از این انگیزه‌ها بازتابِ مستقیمِ سلامتِ رابطه نیست.

نکتهٔ عملی: «چرا» جوابِ واحد ندارد. یکی از سرِ خشم و انتقام، دیگری از سرِ احساسِ نادیده‌ماندن، دیگری از سرِ هیجانِ تازگی یا تعادلِ ازدست‌رفتهٔ عزت‌نفس، و بسیاری از ترکیبی از چند مورد. همین است که درمانگر به‌جایِ حکمِ کلی، ابتدا «نقشهٔ انگیزه‌هایِ همین فرد» را می‌کشد.

حینِ خیانت: زندگیِ دوتکه

بسیاری از افراد در دورهٔ خیانت دو نقشِ جدا از هم بازی می‌کنند: همسرِ همیشگی و فردِ درگیرِ رابطهٔ پنهان. برایِ حفظِ هر دو، ذهن «تکه‌تکه» می‌شود: وقتی با یکی است، دیگری را از ذهن بیرون می‌کند. این جداسازی نشانهٔ بی‌احساسی نیست؛ اغلب راهی است برایِ تحملِ تناقض.

هزینه‌اش اما سنگین است: هوشیاریِ مداوم (چه گفتم؟ به که چه گفتم؟)، اضطرابِ لو‌رفتن، خستگی، و فاصلهٔ عاطفی از شریکِ رسمی. همسرِ فریب‌خورده گاهی همین «فاصله» را پیش از کشفِ خیانت حس کرده است.

ناهماهنگیِ شناختی: ذهن چطور توجیه می‌سازد؟

لئون فستینگر نشان داد وقتی رفتارِ ما با تصویری که از خود داریم ناهمخوان است («من آدمِ وفاداری‌ام» در برابرِ «دارم خیانت می‌کنم»)، ناراحتیِ ذهنیِ ناخوشایندی پدید می‌آید و ذهن می‌کوشد آن را کم کند ⁦(Festinger, 1957)⁩. یکی از راه‌ها اضافه‌کردنِ توجیه است.

نمونه‌هایِ رایجِ این توجیه‌ها: «او هم مرا نمی‌بیند»، «این فقط جسمی است»، «ضرری به کسی نمی‌زند چون نمی‌فهمد»، «من مستحقِ کمی خوشی‌ام». این جمله‌ها هنگامِ گفتن آرام‌بخش‌اند، ولی معمولاً با تماشایِ واقعیت فرو می‌ریزند. شناختنِ جمله‌هایِ توجیهِ خودتان اولین گامِ صداقت است.

پس از فاش‌شدن: ترس، دفاع، شرم و گاهی آرامش

در لحظهٔ کشف، ذهنِ فردِ خیانت‌کرده اغلب به چند واکنش می‌رود: ترسِ از دست‌دادنِ رابطه و آبرو، انکار یا کم‌کردن («فقط یک پیام بود»)، دفاع و حمله («تو هم مقصری»)، فروپاشی و گریه، و گاهی نوعی آرامشِ مبهم از اینکه پنهان‌کاری تمام شد. این‌ها با هم قابلِ جمع‌اند و معمولاً در یک روز عوض می‌شوند.

کدام واکنش بیشتر شنیده می‌شود بستگی به شخصیت و ترسِ اصلیِ او دارد. نکته‌ای که برایِ طرفِ مقابل دردناک است: دفاع و حمله اغلب نشانهٔ بی‌تفاوتی نیستند؛ نشانهٔ ترس و شرم‌اند. ولی این «توضیح» است نه «عذر»؛ رفتارِ دفاعی همچنان رابطه را آسیب می‌زند.

شرم و گناه: دو احساسِ شبیه با نتیجه‌هایِ متفاوت

پژوهش‌هایِ تانگنی (Tangney) نشان داده است شرم و گناه، هرچند هر دو دردناک‌اند، پیامدهایِ متفاوتی دارند: گناه (تمرکز بر «کاری که کردم») بیشتر به جبران و مسئولیت‌پذیری می‌انجامد، و شرم (تمرکز بر «من آدمِ بدی‌ام») بیشتر به پنهان‌شدن، دفاع و خشم ⁦(Tangney & Dearing, 2002)⁩. مرورِ بعدیِ همین گروه نیز نقشِ متفاوتِ این دو احساسِ اخلاقی را در رفتار بررسی کرده است ⁦(Tangney et al., 2007)⁩.

به همین دلیل، فردی که «از شرم» فرو می‌پاشد، لزوماً ظرفیتِ جبران بیشتری ندارد؛ شاید فقط درگیرِ حفظِ تصویرِ خود باشد. آنچه به رابطه کمک می‌کند، گناهِ سازنده است: «کاری که کردم تو را آسیب زد و می‌خواهم آن را درست کنم».

نشانه‌هایِ پشیمانیِ واقعی در برابرِ اجتناب

پشیمانیِ واقعی را از جمله‌هایِ زیبا نمی‌شود فهمید، از رفتار می‌شود: پذیرشِ مسئولیتِ کامل بدونِ «اما»، قطعِ کاملِ ارتباط با فردِ سوم، شفافیت در پاسخ به پرسش‌ها (حتی تکراری)، تحملِ خشمِ شریک بدونِ فرار یا حمله، و کار بر ریشه‌ها (در درمان). «متأسفم، ولی اگر تو...» پشیمانی نیست.

برعکس، نشانه‌هایِ اجتناب: عجله برایِ «تمام‌کردنِ بحث»، فشار برایِ بخشش، سرزنشِ شریک، کم‌کردنِ حجمِ خیانت، و کنارگذاشتنِ درمان پس از اولین هفته‌ها.

ذهنِ فردِ خیانت‌کرده دربارهٔ فردِ سوم

پایانِ رابطهٔ پنهان معمولاً بی‌دردسر نیست. حتی کسی که تصمیم گرفته رابطه را تمام کند، ممکن است دلتنگی، سوگ، گناه، یا اشتیاق برایِ تماس را تجربه کند. این هم قابلِ‌فهم است و هم یکی از خطرناک‌ترین نقاطِ بازگشت. قطعِ کاملِ تماس و کمک گرفتن از درمانگر در همین مرحله اهمیتِ زیادی دارد.

اگر شما خیانت کرده‌اید / اگر خیانت دیده‌اید

اگر خیانت کرده‌اید: به‌جایِ پرسیدنِ «چطور بخشیده شوم؟» بپرسید «چه چیزی را باید بفهمم و تغییر بدهم؟». توجیه‌هایِ خود را بنویسید، با درمانگر کار کنید و خشمِ شریک را به‌عنوانِ بخشی از روند بپذیرید.

اگر خیانت دیده‌اید: فهمیدنِ ذهنِ طرفِ مقابل لازم است، ولی کافی نیست. شما حقِ خشم، پرسش و زمان دارید. این مقاله جایگزینِ ارزیابیِ بالینی نیست؛ اگر اضطراب، افسردگی یا افکارِ آسیب به خود دارید، به متخصص مراجعه کنید.

منابع

  1. Festinger, L. (1957). A theory of cognitive dissonance. Row, Peterson.
  2. Selterman, D., Garcia, J. R., & Tsapelas, I. (2019). Motivations for extradyadic infidelity revisited. The Journal of Sex Research, 56(3), 273–286.
  3. Tangney, J. P., & Dearing, R. L. (2002). Shame and guilt. Guilford Press.
  4. Tangney, J. P., Stuewig, J., & Mashek, D. J. (2007). Moral emotions and moral behavior. Annual Review of Psychology, 58, 345–372.

پرسش‌هایِ کوتاه

در ذهنِ کسی که خیانت می‌کند معمولاً چه می‌گذرد؟

معمولاً ترکیبی از انگیزه، توجیه و اضطراب. پیش از خیانت انگیزه‌هایِ متفاوتی مثلِ خشم، احساسِ نادیده‌ماندن، نیازِ به تنوع یا موقعیت در کار است؛ حینِ آن ذهن «دوتکه» می‌شود و برایِ کم‌کردنِ ناهماهنگی توجیه می‌سازد؛ و پس از فاش‌شدن ترس، دفاع، شرم یا گناه و گاهی آرامش پدید می‌آید.

آیا کسی که خیانت کرده عذاب وجدان دارد؟

بسیاری دارند، ولی همه به یک شکل و به یک اندازه نه. گناه (تمرکز بر کاری که کردم) به جبران نزدیک‌تر است و شرم (تمرکز بر اینکه من آدمِ بدی‌ام) بیشتر به پنهان‌شدن و دفاع می‌انجامد. عذاب وجدان به‌تنهایی نشانهٔ تغییر نیست؛ آنچه مهم است رفتارِ پس از آن است.

چرا فردِ خیانت‌کرده بعد از لو‌رفتن دفاع می‌کند یا حمله می‌کند؟

اغلب از ترس و شرم است، نه بی‌تفاوتی: ترسِ از دست‌دادنِ رابطه و آبرو و تحملِ‌نکردنِ تصویرِ بدِ خود. این توضیح است نه عذر؛ رفتارِ دفاعی همچنان آسیب می‌زند و برایِ ترمیمِ رابطه باید به مسئولیت‌پذیریِ بدونِ «اما» تبدیل شود.

آیا خیانت همیشه نشانهٔ خراب‌بودنِ رابطه است؟

نه همیشه. در مطالعه‌ای بر ۴۹۵ نفرِ دارایِ سابقهٔ خیانت، پژوهشگران هشت دسته انگیزه را جدا کردند و تأکید کردند بسیاری از آن‌ها بازتابِ مستقیمِ سلامتِ رابطه نیست. این به معنایِ مقصرنبودنِ فردِ خیانت‌کار نیست؛ فقط می‌گوید «چرا» یک پاسخِ واحد ندارد.

پشیمانیِ واقعی را چطور از پشیمانیِ ظاهری تشخیص بدهیم؟

از رفتار نه از جمله‌ها: پذیرشِ مسئولیتِ کامل بدونِ «اما»، قطعِ کاملِ تماس با فردِ سوم، شفافیت در پاسخ به پرسش‌ها، تحملِ خشمِ شریک بدونِ فرار یا حمله و کار بر ریشه‌ها در درمان. فشار برایِ بخشش و کم‌کردنِ حجمِ خیانت نشانهٔ اجتناب است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

درمانِ فردِ خیانت‌کرده

برایِ کسی که خیانت کرده و می‌خواهد مسئولیتش را کامل بپذیرد. اگر هنوز دنبالِ توجیه یا تقسیمِ تقصیر هستید، این دوره کمکی نمی‌کند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←