لجبازی در رابطه و زندگی زوجی یعنی چه؟ چرا کوتاه نمیآییم و چطور لجبازی را برطرف کنیم؟
«او یکدنده است و هیچوقت کوتاه نمیآید.» «من هم نمیخواهم اول کوتاه بیایم.» لجبازی در زندگی زوجی یعنی ایستادن روی موضع، نه بهخاطرِ منفعتِ واقعی، بلکه برایِ نباختن، حفظِ آبرو یا حسِ کنترل؛ حتی وقتی میدانیم به رابطه آسیب میزند. این مقاله میگوید لجبازی دقیقاً چیست و با ایستادگیِ سالم چه فرقی دارد، پژوهشها دربارهٔ واکنشگریِ روانی، نیازِ خودمختاری و پذیرشِ تأثیرِ همسر چه میگویند، و چه گامهایی لجبازیِ زوجی را کم میکند. اگر لجبازی با کنترل، تهدید یا ترس همراه است، آن لجبازی نیست؛ بخشِ پایانی را بخوانید.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
لجبازی یعنی چه؟
لجبازی در رابطه یعنی کوتاهنیامدنِ سرسختانه، اغلب حتی بعد از اینکه بحث عملی معنایش را از دست داده است. فرد میداند شاید طرفِ مقابل حق دارد یا بحث ارزشش را ندارد، ولی کوتاه نمیآید چون «کوتاهآمدن یعنی باختن». بعضی نمونهها: عذرخواهینکردن، قهر و سکوتِ تنبیهی، انجامِ عمدیِ عکسِ خواستهٔ شریک، یا ماندن روی «من حق دارم» با وجودِ آسیبِ رابطه.
لجبازی یا ایستادگیِ سالم؟
ایستادگیِ سالم دلیل و منفعتِ مشخص دارد («این برایِ ارزشهایم مهم است»)، شنیدنِ طرفِ مقابل را حفظ میکند و جا برایِ مذاکره دارد. لجبازی بیشتر دربارهٔ «غرور و کنترل» است: دلیلها عوض میشوند ولی موضع نه، شنیدن قطع میشود و هدف «نباختن» است. یک آزمونِ ساده: «اگر مطمئن بودم همسرم حق دارد، میتوانستم بپذیرم؟» اگر نه، شاید لجبازی در کار باشد.
پژوهشها: لجبازی رابطه را میفرساید
گاتمن و کروکوف (۱۹۸۹) در دو مطالعهٔ طولی، زوجها را هنگامِ حلِ یک مسئلهٔ پرتعارض کدگذاری کردند و دیدند دفاعیبودن (از جمله نقزدن)، لجبازی و کنارهگیری، فروکشِ رضایتِ زناشویی را در سه سالِ بعد پیشبینی میکنند؛ در حالی که اختلاف و تبادلِ خشم با ناخشنودیِ همزمان همراه بود ولی در پیگیری، پیشبینیکنندهٔ بهبود بود. یعنی جدال کردن لزوماً مخرب نیست؛ لجبازی و کنارهگیری مخرباند. دو مطالعه با نمونهٔ کوچک بود و تحلیلِ تغییر در بعضی نقدها زیرِ سؤال رفته است.
گاتمن و لونسون (۱۹۹۲) هم در ۷۳ زوج، زوجهایِ «بیتنظیم» را با لجبازی و کنارهگیریِ بیشتر، دفاعیبودنِ بیشتر و خطرِ بیشتر برایِ جدایی توصیف کردند. نمونه کوچک، عمدتاً سفیدپوست و همبستگی بود.
چرا لج میکنیم؟ ۱. واکنشگریِ روانی
برم (۱۹۶۶) نظریهٔ واکنشگریِ روانی را مطرح کرد: وقتی احساس کنیم آزادیِ انتخابمان تهدید یا سلب میشود، انگیزهای برایِ بازپسگیریِ آن برمیانگیزد، حتی با انجامِ عکسِ آنچه خواسته شده. استایندل و همکاران (۲۰۱۵) در مرورِ پژوهشهایِ جدید همین نظریه و جنبهٔ انگیزشیِ مثبتِ آن را بررسی کردند. دیلارد و شن (۲۰۰۵) نشان دادند پیامی که تهدیدِ آزادی دیده شود، واکنشگری را برمیانگیزد که ترکیبی از خشم و افکارِ مخالف است؛ و رینز (۲۰۱۳) در فراتحلیلِ ۲۰ مطالعه (۴۹۴۲ نفر) دید این مدلِ «درهمتنیده» بهترین برازش را دارد. این مطالعات دربارهٔ پیامهایِ متقاعدکننده بودهاند، نه زوجها؛ پس برایِ رابطه قیاس است.
معنای عملی: وقتی همسرتان با زبانِ دستوری («باید...»، «دیگر نکن») حرف میزند، ممکن است لجِ شما دربیاید، حتی اگر درخواست منطقی باشد. و برعکس.
۲. نیازِ خودمختاری
دسی و رایان (۲۰۰۰) در نظریهٔ خودتعیینگری، سه نیازِ بنیادین را توصیف میکنند: شایستگی، خودمختاری و تعلق. لجبازی میتواند تلاش برایِ حفظِ حسِ خودمختاری باشد، خصوصاً وقتی فرد حس میکند در رابطه همیشه «تحتِ فرمان» است. این نظریه ویژهٔ زوجها نیست ولی چارچوبِ مفیدی است: بپرسید «کدام نیازِ من تهدید شده است؟» اغلب پشتِ لجبازی، نیازِ برآوردهنشده مینشیند.
۳. ترسِ باخت، شرم و رنجشِ انباشته
پشتِ بسیاری از لجبازیها ترسها هستند: ترسِ از «ضعیف بهنظر رسیدن»، ترسِ از اینکه کوتاهآمدن یعنی «همیشه من کوتاه میآیم»، شرمِ اشتباهکردن، یا رنجشِ قدیمی («او هم هیچوقت کوتاه نیامده»). رنجشِ انباشته لجبازی را سوخت میدهد (مقالهٔ «نفرت و کینه نسبت به همسر»). و الگوهایِ خانوادگی هم نقش دارند: اگر در خانواده «کوتاهآمدن» تحقیر بود، در بزرگسالی هم سخت است.
پذیرشِ تأثیرِ همسر: کلیدِ شکستنِ لجبازی
گاتمن، کوآن، کارِره و سوانسون (۱۹۹۸) در ۱۳۰ تازهعروسِ دنبالشده طی شش سال گزارش کردند فقط مردانی که نفوذِ همسرانشان را میپذیرفتند در ازدواجهایِ شاد و پایدار ماندند (بر اساسِ خلاصههایِ منتشرشدهٔ پژوهش؛ عددهایِ درصدیِ خبری را بدونِ دیدنِ مقاله نقل نمیکنیم). «پذیرشِ تأثیر» یعنی جدی گرفتنِ نظر و احساسِ همسر و اجازه دادن که تصمیمها را تغییر دهد؛ نه تسلیم شدن.
تمرینِ ساده: پیش از «نه»، یک «بلهیِ جزئی» بگویید: «در این بخش حق با توست؛ ولی بخشِ دیگر...». همین مکث، لجبازی را کم میکند. جلسهٔ ۸ باغچهٔ رابطه به همین میپردازد.
سازگاری: توانِ مهارِ واکنشِ مخرب
راسبالت و همکاران (۱۹۹۱) «سازگاری» را بهعنوان تمایل به مهارِ تکانههایِ مخرب و واکنشِ سازنده، هنگامی که شریک رفتارِ بالقوهمخربی دارد، تعریف کردند؛ در شش مطالعه دیدند سازگاری با رضایت، تعهد، سرمایهگذاری و دیدگاهگیریِ شریک بالاتر و با جایگزینهایِ بهتر پایینتر است. نمونهها عمدتاً دانشجویی و خودگزارشی بودند. پیامِ عملی: توانِ «مکث و پاسخِ سازنده» با تعهد ساخته میشود و با تمرین قویتر میشود.
هیجانِ نرم بهجایِ هیجانِ سخت
سانفورد (۲۰۰۷) هیجانِ «سخت» (مثلِ خشم) را با ابرازِ قدرت و هیجانِ «نرم» (مثلِ غم و دلآزردگی) را با ابرازِ آسیبپذیری مرتبط دانست و گزارش کرد افزایشِ هیجانِ سختِ شریک تهدید و کاهشِ هیجانِ نرم احساسِ نادیدهگرفتهشدن میآورد. در عمل: لجبازی معمولاً خشمِ سخت است؛ زیرش اغلب دردی نرم هست («حس میکنم دیده نمیشوم»). گفتنِ جملهٔ نرم («دلم میگیرد وقتی ...») معمولاً لج را کم میکند، چون طرف را به دفاع وا نمیدارد.
گامهایِ برطرفکردنِ لجبازی
۱. نامگذاری: «داریم لج میکنیم؛ من هم.» ۲. مکث: ده دقیقه فاصله. ۳. از موضع به نیاز: فیشر، یوری و پاتون (۱۹۹۱) در «بله را بگیر» رویکردِ «مذاکرهٔ اصولی» را مطرح کردند: انسان را از مسئله جدا کنید، روی منافع متمرکز شوید نه موضعها، گزینه بسازید و معیارِ عینی بگیرید؛ این کتابی عملی است و ویژهٔ زوجها نیست. بپرسید «پشتِ این موضع چه نیازی است؟». ۴. بلهیِ جزئی. ۵. گزینههایِ میانی: دو پیشنهادِ تازه. ۶. ترمیم: پس از دعوا، حتی یک جملهٔ کوتاه. ۷. قاعدهٔ «نوبتدار»: هر بار یکی بهنوبت پیشنهادِ دیگری را بپذیرد.
اگر شما لجباز هستید / اگر همسرتان است
اگر شما: بپرسید «در حالِ نباختنام یا در حالِ خواستنِ چیزی؟»، یک «بلهیِ جزئی» تمرین کنید و عذرخواهیِ کوتاه (مقالهٔ «عذرخواهیِ واقعی»). اگر همسرتان: با زبانِ درخواستی، نه دستوری، حرف بزنید؛ به او فرصتِ «حفظِ آبرو» بدهید (مثلاً «بعداً تصمیم میگیریم»)؛ از «تو همیشه لجبازی» بپرهیزید (برچسب لج را بیشتر میکند)؛ و قدردانیِ کوتاهآمدن را فراموش نکنید.
وقتی «لجبازی» در واقع کنترل است
اگر یکی از شما همیشه تصمیم میگیرد، مخالفت با تهدید، تحقیر، قهرِ تنبیهی، محدودکردنِ رفتوآمد یا پول، یا ترس پاسخ داده میشود، این لجبازیِ متقابل نیست؛ الگویِ کنترل است (دورهٔ «رفتارِ کنترلگر» و «رابطهٔ سمی»). در این حالت ایمنی اولویت دارد؛ با اورژانس اجتماعی (۱۲۳) یا پلیس (۱۱۰) تماس بگیرید و از مشاور کمک بخواهید. مشاورهٔ زوجی با وجودِ خشونت یا کنترلِ شدید مناسب نیست.
منابع
- Brehm, J. W. (1966). A theory of psychological reactance. Academic Press.
- Steindl, C., Jonas, E., Sittenthaler, S., Traut-Mattausch, E., & Greenberg, J. (2015). Understanding psychological reactance: New developments and findings. Zeitschrift für Psychologie, 223(4), 205–214.
- Dillard, J. P., & Shen, L. (2005). On the nature of reactance and its role in persuasive health communication. Communication Monographs, 72(2), 144–168.
- Rains, S. A. (2013). The nature of psychological reactance revisited: A meta-analytic review. Human Communication Research, 39(1), 47–73.
- Deci, E. L., & Ryan, R. M. (2000). The "what" and "why" of goal pursuits: Human needs and the self-determination of behavior. Psychological Inquiry, 11(4), 227–268.
- Gottman, J. M., & Krokoff, L. J. (1989). Marital interaction and satisfaction: A longitudinal view. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 57(1), 47–52.
- Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (1992). Marital processes predictive of later dissolution: Behavior, physiology, and health. Journal of Personality and Social Psychology, 63(2), 221–233.
- Gottman, J. M., Coan, J., Carrere, S., & Swanson, C. (1998). Predicting marital happiness and stability from newlywed interactions. Journal of Marriage and the Family, 60(1), 5–22.
- Rusbult, C. E., Verette, J., Whitney, G. A., Slovik, L. F., & Lipkus, I. (1991). Accommodation processes in close relationships: Theory and preliminary empirical evidence. Journal of Personality and Social Psychology, 60(1), 53–78.
- Sanford, K. (2007). Hard and soft emotion during conflict: Investigating married couples and other relationships. Personal Relationships, 14(1), 65–90.
- Fisher, R., Ury, W., & Patton, B. (1991). Getting to yes: Negotiating agreement without giving in (2nd ed.). Penguin Books.
پرسشهایِ کوتاه
تفاوتِ لجبازی با ایستادگیِ سالم چیست؟
ایستادگیِ سالم دلیل و منفعتِ مشخص دارد، شنیدن را حفظ میکند و جا برایِ مذاکره میگذارد. لجبازی بیشتر برایِ «نباختن» است: دلیلها عوض میشوند ولی موضع نه، و شنیدن قطع میشود. آزمون: «اگر مطمئن بودم همسرم حق دارد، میتوانستم بپذیرم؟» اگر نه، احتمالاً لجبازی است.
همسرم لجباز است و هرگز کوتاه نمیآید. چه کنم؟
با زبانِ درخواستی (نه دستوری) صحبت کنید، به او فرصتِ حفظِ آبرو بدهید (مثلاً «بعداً تصمیم میگیریم»)، از برچسبِ «لجباز» بپرهیزید، و بهجای موضعها به نیازها بپردازید. کوتاهآمدنِ کوچک را قدر بدانید. اگر الگو شدید است یا با تهدید و کنترل همراه است، مشاور لازم است؛ در صورتِ ترس، ایمنی مقدم است (۱۲۳ یا ۱۱۰).
خودم لج میکنم و نمیتوانم اول عذرخواهی کنم؛ چه کنم؟
از خودتان بپرسید «از چه میترسم؟» (ضعیفدیدهشدن؟ باختن؟ شرم؟). عذرخواهی باختن نیست؛ ترمیم است. با یک «بلهیِ جزئی» شروع کنید («در این بخش حق با توست»). بعد یک جملهٔ عذرخواهیِ کوتاه و مشخص بگویید، بدونِ «ولی». اگر خیلی سخت است، آن را با درمانگر تمرین کنید.
دورهای مرتبط در گُدار
باغچهیِ رابطه
برایِ زوجی که مشکلِ خاصی ندارد و فقط میخواهد رابطهاش را عمیقتر کند. اگر بحران یا آسیبی در جریان است، مسیرهایِ دیگرِ گُدار جایِ درستتریاند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع