گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

دیوارکشی و سکوتِ تنبیهی: وقتی یکی حرف نمی‌زند تا دیگری بشکند

دعوا اوج می‌گیرد، و ناگهان یکی از دو نفر کاملاً ساکت می‌شود — نه فقط چند دقیقه، که تا ساعت‌ها یا حتی روزها. طرفِ مقابل التماس می‌کند، عصبانی می‌شود، بعد ناامید — و همچنان جوابی نمی‌گیرد. این تجربه، که روان‌شناسیِ زوج آن را «دیوارکشی» می‌نامد، یکی از دردناک‌ترین الگوهایِ ارتباطی است، دقیقاً چون هیچ چیزی برایِ پاسخ‌دادن وجود ندارد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

دو نوعِ سکوت که باید از هم جدا شوند

سکوتِ اول از سرریزِ هیجانی می‌آید: بدن آن‌قدر برانگیخته شده که ادامه‌دادنِ گفت‌وگو غیرِممکن به‌نظر می‌رسد، و مغز راهِ خروج را انتخاب می‌کند. این سکوت اگر با اعلامِ صریح همراه شود — «الان زیاد برانگیخته‌ام، به فاصله نیاز دارم» — می‌تواند سالم باشد.

سکوتِ دوم، دیوارکشیِ تنبیهی است: سکوتی که عمداً و بدونِ توضیح ادامه پیدا می‌کند تا طرفِ مقابل را تنبیه یا کنترل کند. تفاوتِ این دو در نیت و طول است — سکوتِ اول برایِ آرام‌شدن است، سکوتِ دوم برایِ قدرت‌نمایی.

چرا سکوت این‌قدر آزاردهنده است

برایِ کسی که در طرفِ مقابلِ سکوت قرار دارد، این تجربه شبیهِ صحبت‌کردن با دیوار است — هیچ بازخوردی، هیچ راهی برایِ ترمیم. مغزِ انسان برایِ ارتباط طراحی شده، و قطعِ کاملِ آن، حتی موقت، می‌تواند واکنشی مشابهِ درد فیزیکی ایجاد کند. همین است که دیوارکشی را از سکوتِ معمولی متمایزتر و آسیب‌زاتر می‌کند.

بدترین بخش این است که هرچه طرفِ مقابل بیشتر تلاش کند سکوت را بشکند — التماس، فریاد، حتی گریه — دیوارکشنده معمولاً بیشتر عقب می‌کشد، چون آن تلاش‌ها را تهدیدِ بیشتر حس می‌کند. نتیجه، دقیقاً همان چرخهٔ تعقیب-کناره‌گیری است که در بسیاری از رابطه‌ها دیده می‌شود.

چرا برخی افراد به دیوارکشی پناه می‌برند

برایِ کسانی که در دوران کودکی یاد گرفته‌اند ابرازِ خشم خطرناک است — یا چون شاهدِ دعواهایِ مخربِ والدین بوده‌اند، یا چون ابرازِ احساسات تنبیه می‌شد — سکوت تنها ابزاری بود که یاد گرفتند برایِ مدیریتِ تعارض. برایِ آن‌ها، سکوت لزوماً تنبیه نیست؛ تنها راهِ بلدی‌شان برایِ نجات‌دادنِ خودشان از یک موقعیتِ تهدیدآمیز است.

چهار قدم برایِ خروج از این چرخه

۱. توقفِ اعلام‌شده به‌جایِ سکوتِ ناگهانی. «الان به بیست دقیقه فاصله نیاز دارم، برمی‌گردم حرف می‌زنیم» — تفاوتِ اساسی با ناپدیدشدنِ بی‌توضیح.

۲. پایبندی به زمانِ بازگشت. قول‌دادن به بازگشت و ادای آن قول، اعتماد را به مرورِ زمان بازمی‌سازد.

برایِ کسی که در طرفِ دیگرِ سکوت قرار دارد

تعقیب و اصرارِ بیشتر معمولاً سکوت را طولانی‌تر می‌کند. توصیهٔ رایجِ درمانگران این است: فضا را رعایت کنید، اما با یک جملهٔ کوتاه نیازتان را بگویید — «وقتی حرف نمی‌زنی، حسِ تنهایی می‌کنم؛ هر وقت آماده بودی، اینجا هستم.» این جمله فشار نمی‌آورد ولی نیاز را هم پنهان نمی‌کند.

اگر این الگو در رابطه‌تان مکرر و طولانی است — روزها یا حتی هفته‌ها — این دیگر از حدِ یک عادتِ ارتباطیِ ساده فراتر رفته و کارِ زوج‌درمانی می‌تواند به شکستنِ این چرخه کمک کند.

تمرینِ «زمان‌سنجِ آرامش» برایِ زوج‌هایی که با این الگو دست‌وپنجه نرم می‌کنند

برخی زوج‌درمانگران توصیه می‌کنند از یک تایمرِ مشخص استفاده شود — مثلاً بیست دقیقه — که پیش از دعوا، هر دو نفر روی آن توافق کرده‌اند. وقتی یکی احساسِ سرریزِ هیجانی کرد، اعلام می‌کند «تایمر»، هر دو ساکت می‌شوند و دقیقاً بعدِ بیست دقیقه دوباره برمی‌گردند سرِ میز. این ساختار، جایِ حدس‌زدن دربارهٔ طولِ سکوت را با قطعیت پر می‌کند.

این روش به‌ویژه برایِ زوج‌هایی مفید است که یکی‌شان تمایلِ طبیعی به دیوارکشی دارد — چون به او اجازه می‌دهد نیازش را بدونِ احساسِ گناه برآورده کند، و به طرفِ مقابل هم اطمینان می‌دهد که این سکوت موقت و قابلِ‌پیش‌بینی است، نه رهاشدگیِ نامحدود.

وقتی دیوارکشی از یک نفر به عادتِ کلِ رابطه تبدیل می‌شود

در برخی زوج‌ها، هر دو نفر یاد گرفته‌اند در برابرِ تنش، سکوت کنند — و رابطه به‌ظاهر آرام است، اما در واقع موضوعاتِ مهم هرگز واقعاً حل نمی‌شوند، فقط زیرِ فرش جارو می‌شوند. این نوع «آرامشِ کاذب»، در بلندمدت، می‌تواند به همان اندازهٔ دعواهایِ پیوسته، به رابطه آسیب بزند — فقط آهسته‌تر و کمتر قابلِ‌مشاهده.

علائمِ فیزیکیِ سرریزِ هیجانی که پیش از دیوارکشی ظاهر می‌شوند

شناختِ نشانه‌هایِ بدنیِ سرریز — ضربانِ قلبِ بالا، تنش در فک یا شانه‌ها، گرمایِ ناگهانی در صورت — می‌تواند به فرد کمک کند پیش از رسیدن به نقطهٔ کاملِ دیوارکشی، اعلام کند: «حس می‌کنم دارم برانگیخته می‌شوم.» این پیش‌آگاهی، فرصتِ بیشتری برایِ مدیریتِ آگاهانه‌ی سکوت می‌دهد، به‌جایِ سکوتِ ناگهانی و بی‌توضیح.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا شریکم وقتی عصبانی می‌شوم، کاملاً ساکت می‌شود و هیچ جوابی نمی‌دهد؟

این معمولاً واکنشِ سرریزِ هیجانی است، نه بی‌تفاوتی — بدن آن‌قدر برانگیخته می‌شود که ادامهٔ گفت‌وگو غیرِممکن به‌نظر می‌رسد و مغز راهِ خروج را انتخاب می‌کند. مشکل معمولاً نبودِ توضیح است، نه خودِ نیاز به سکوت — پیشنهاد بدهید توافق کنید که سکوت با یک جمله اعلام شود.

تعقیب‌کردن و اصرار برایِ حرف‌زدن کمک می‌کند یا بدتر می‌کند؟

معمولاً بدتر می‌کند. هرچه بیشتر تعقیب کنید، دیوارکشنده بیشتر احساسِ تهدید می‌کند و بیشتر عقب می‌کشد. دادنِ فضایِ قابلِ‌پیش‌بینی، همراه با بیانِ کوتاهِ نیازتان، معمولاً نتیجهٔ بهتری از اصرار یا التماس دارد.

چطور بفهمم سکوتِ شریکم برایِ آرام‌شدن است یا برایِ تنبیه‌کردنِ من؟

به الگو نگاه کنید: سکوتی که برایِ آرام‌شدن است، معمولاً کوتاه‌مدت و با توضیح همراه است و به گفت‌وگو ختم می‌شود. سکوتی که تنبیهی است، طولانی، بدونِ توضیح، و اغلب همراه با سردی یا فاصله‌گیریِ عمدی در سایرِ بخش‌هایِ زندگیِ روزمره هم هست.

آیا قهرکردن و سکوتِ تنبیهی همان لجبازی است؟

هم‌پوشانی دارند ولی یکی نیستند. قهر و سکوتِ تنبیهی شکلی از لجبازی و دیوارکشی‌اند که هدفشان فشار آوردن یا نباختن است. لجبازی گسترده‌تر است: عذرخواهی‌نکردن، انجامِ عکسِ خواستهٔ شریک و ماندن روی موضع. هر دو رابطه را می‌فرسایند؛ مقالهٔ «لجبازی در رابطه» راه‌هایِ برطرف‌کردنش را می‌گوید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تخصصیِ زوج‌درمانیِ هیجان‌محور (EFT)

برایِ روان‌شناسان، مشاوران و کارآموزانِ بالینی که می‌خواهند زوج‌درمانیِ هیجان‌محور را برایِ کار با زوج‌ها یاد بگیرند. اگر برایِ رابطه‌ی خودتان دنبالِ درمان هستید، دوره‌هایِ دیگر مناسب‌ترند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←