گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

الگویِ تعقیب-کناره‌گیری: شایع‌ترین چرخهٔ مخربِ زوج‌ها

او بلندتر حرف می‌زند، شما ساکت‌تر می‌شوید. او بیشتر می‌پرسد، شما کمتر جواب می‌دهید. او احساس می‌کند نادیده گرفته می‌شود، شما احساس می‌کنید محاصره شده‌اید. هیچ‌کدام اشتباه نمی‌کنید — هر دو در یکی از رایج‌ترین و مخرب‌ترین چرخه‌هایِ ارتباطیِ زوج‌ها گیر افتاده‌اید: الگویِ تعقیب-کناره‌گیری.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا هر دو نفر منطقی عمل می‌کنند

نکتهٔ عجیب دربارهٔ این چرخه این است: هرکدام از دو نفر، از نگاهِ خودش، دارد کاملاً منطقی رفتار می‌کند. تعقیب‌کننده حس می‌کند رابطه در حالِ فاصله‌گرفتن است و تلاش می‌کند با صحبتِ بیشتر، پرسیدنِ بیشتر، حتی صدایِ بلندتر، دوباره نزدیکی بسازد. کناره‌گیرنده حس می‌کند زیرِ فشار است و تلاش می‌کند با سکوت یا فاصله، آرامش برگرداند.

مشکل این است که هر واکنش، دقیقاً همان چیزی را در طرفِ مقابل تشدید می‌کند که او از آن فرار می‌کند: تعقیب، کناره‌گیرنده را بیشتر عقب می‌راند؛ کناره‌گیری، تعقیب‌کننده را مضطرب‌تر و پیگیرتر می‌کند.

چهار نشانه‌یِ چرخه در حالِ فعال‌شدن

۱. تشدیدِ آینه‌ای. هرچه یکی تندتر می‌شود، دیگری ساکت‌تر — و این تشدید در چند دقیقه اتفاق می‌افتد.

۲. تکرارِ همان دعوا با موضوعاتِ مختلف. ظاهرِ دعوا هر بار عوض می‌شود — پول، خانواده، وقت‌گذرانی — اما ساختارِ زیرینش یکی است.

۳. اتهامِ متقابل و ثابت. «تو هیچ‌وقت گوش نمی‌دهی» در برابرِ «تو همیشه فشار می‌آوری» — هر دو درست، هر دو ناقص.

۴. خستگیِ فزاینده. با هر تکرار، هر دو نفر خسته‌تر و ناامیدتر می‌شوند، چون هیچ‌کدام حس نمی‌کند دیده می‌شود.

چرا راهِ‌حلِ ساده جواب نمی‌دهد

توصیهٔ رایج به تعقیب‌کننده «کمتر پیگیری کن» و به کناره‌گیرنده «بیشتر حرف بزن» است — و معمولاً شکست می‌خورد، چون هر دو رفتار، پاسخی به یک نیازِ واقعی و زیرینی است: تعقیب‌کننده به اطمینان از اهمیت‌داشتن نیاز دارد؛ کناره‌گیرنده به فضا برایِ تنظیمِ خودش.

راهِ واقعی، تغییرِ رفتار نیست — دیدنِ چرخه به‌عنوانِ دشمنِ مشترک، نه سلاحِ یکدیگر است.

سه قدمِ عملی

۱. نام‌گذاریِ چرخه، نه محتوایِ دعوا. «داریم توی همان چرخهٔ همیشگی می‌افتیم» — جمله‌ای که هر دو را از سرزنشِ یکدیگر به دیدنِ یک الگویِ مشترک می‌برد.

۲. تعقیب‌کننده: نیاز را بگویید، نه فقط بپرسید. به‌جایِ «چرا جواب نمی‌دهی؟»، «وقتی ساکت می‌شوی، نگران می‌شوم که برایت مهم نیستم — نیاز دارم بدانم هنوز اینجایی.»

۳. کناره‌گیرنده: فاصله را با قول همراه کنید. «الان زیاد برانگیخته‌ام، به بیست دقیقه فضا نیاز دارم، بعد برمی‌گردیم حرف می‌زنیم» — همان فضا را می‌گیرد بدونِ اینکه طرفِ مقابل حسِ رهاشدگی کند.

زیرِ چرخه چه نیازی پنهان است

شاید کاربردی‌ترین کشف در کارِ با این الگو این باشد که هر دو نفر، در نهایت، دنبالِ یک چیزِ مشترک‌اند: احساسِ امنیت در رابطه. تعقیب‌کننده امنیت را در نزدیکیِ فوری می‌جوید؛ کناره‌گیرنده امنیت را در فضا و کنترلِ خودش می‌جوید. تا وقتی این نیازِ مشترکِ زیرین دیده نشود، هر دو استراتژی به‌جایِ کمک، یکدیگر را تشدید می‌کنند.

گفت‌وگویی که به‌جایِ «چرا این‌طوری‌ای؟» به «هر دو داریم دنبالِ امنیت می‌گردیم، فقط با روش‌هایِ متفاوت» می‌رسد، معمولاً نقطهٔ عطفی در کارِ زوج‌هاست — از آنجا به بعد، جنگ بر سرِ رفتار جایش را به همکاری برایِ ساختنِ امنیتِ مشترک می‌دهد.

این الگو مالِ «زوجِ بدی» نیست

شاید مهم‌ترین چیزی که باید دربارهٔ این چرخه دانست این است: وجودِ آن نشانهٔ رابطهٔ بد یا ناسالم نیست. بسیاری از سالم‌ترین زوج‌ها هم در دوره‌هایِ خاصی از رابطه‌شان درگیرِ این الگو می‌شوند — معمولاً در لحظه‌هایِ پراسترس مثلِ بچه‌دارشدن، مشکلاتِ مالی، یا بیماری.

چیزی که رابطه‌هایِ باثبات را متمایز می‌کند، نبودِ این چرخه نیست — توانِ دیدنِ آن، صحبت دربارهٔ آن بدونِ سرزنش، و بازگشتِ سریع‌تر به همکاری است. این توانایی، مثلِ هر مهارتِ دیگری، با تمرین بهتر می‌شود.

زمانی که این الگو خودش را نشان می‌دهد، نه فقط در دعوا

الگویِ تعقیب-کناره‌گیری همیشه با فریادزدن یا سکوتِ آشکار ظاهر نمی‌شود. گاهی نسخهٔ خفیف‌ترِ آن، در قالبِ سؤال‌هایِ پی‌درپی دربارهٔ برنامه‌هایِ روزانه در برابرِ پاسخ‌هایِ کوتاه و تک‌کلمه‌ای دیده می‌شود — نسخه‌ای آرام‌تر از همان چرخه که به همان اندازه می‌تواند در طولِ زمان فاصله بسازد، فقط با سرعتِ کمتر.

چرا این الگو گاهی جنسیتی به‌نظر می‌رسد ولی نیست

بسیاری از توصیف‌هایِ عامیانه این چرخه را به کلیشه‌هایِ جنسیتی گره می‌زنند — «زن‌ها تعقیب می‌کنند، مردها کناره می‌گیرند». پژوهش این را تایید نمی‌کند: نقشِ تعقیب‌کننده و کناره‌گیرنده معمولاً به تفاوت‌هایِ فردی در آستانهٔ برانگیختگیِ هیجانی برمی‌گردد، نه به جنسیت، و در بسیاری از زوج‌ها، این نقش‌ها بسته به موضوع جابه‌جا هم می‌شوند — یکی در بحثِ مالی تعقیب‌کننده و در بحثِ خانوادگی کناره‌گیرنده است.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا هرچه بیشتر تلاش می‌کنم شریکم را به حرف‌زدن بکشانم، او بیشتر ساکت می‌شود؟

چون از نگاهِ سیستمِ عصبیِ او، فشارِ بیشتر مساویِ تهدیدِ بیشتر است، و پاسخِ طبیعی به تهدید، عقب‌کشیدن است. این یک چرخهٔ خودتقویت‌شونده است: تلاشِ شما برایِ نزدیکی، دقیقاً همان چیزی را در او فعال می‌کند که از آن فرار می‌کند. راهِ خروج، کاهشِ فشار همراه با ابرازِ نیازِ زیرینی است که پشتِ آن فشار پنهان شده.

آیا در هر زوجی که دعوا می‌کند، این الگو وجود دارد؟

نه هر زوجی، اما بسیار رایج است — به‌ویژه وقتی یکی از دو نفر تمایلِ طبیعیِ بیشتری به بحث‌کردنِ فوریِ مسائل دارد و دیگری تمایل به فاصله‌گرفتن برایِ آرام‌شدن. الگو زمانی مخرب می‌شود که این تفاوتِ طبیعی، بدونِ درکِ متقابل، به چرخه‌ای تبدیل شود که هر بار عمیق‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود.

نقشِ من در این چرخه چیست اگر من همیشه کسی‌ام که کناره می‌گیرد؟

کناره‌گیرنده معمولاً از سرریزِ هیجانی فرار می‌کند، نه از خودِ رابطه. کارِ اصلیِ شما، جایگزین‌کردنِ سکوتِ بی‌توضیح با فاصله‌گیریِ اعلام‌شده است: گفتنِ اینکه به وقفه نیاز دارید و قولِ بازگشت، به‌جایِ ناپدیدشدنی که طرفِ مقابل را در بلاتکلیفی می‌گذارد و اضطرابش را بالا می‌برد.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تخصصیِ زوج‌درمانیِ هیجان‌محور (EFT)

برایِ روان‌شناسان، مشاوران و کارآموزانِ بالینی که می‌خواهند زوج‌درمانیِ هیجان‌محور را برایِ کار با زوج‌ها یاد بگیرند. اگر برایِ رابطه‌ی خودتان دنبالِ درمان هستید، دوره‌هایِ دیگر مناسب‌ترند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←