نفرت و کینه نسبت به همسر یا شریک: از کجا میآید، فرقش با خشم و بیعلاقگی، و آیا برگشتی هست؟
کمتر کسی راحت میگوید «از همسرم متنفرم»؛ اما بسیاری از زوجها لحظههایی را میشناسند که حسِ نفرت، کینه یا چندش نسبت به شریکشان جایِ مهربانی را گرفته. این حس ترسناک است و شرمآور. این مقاله میگوید نفرت و کینه چطور شکل میگیرند، چه فرقی با خشم و بیعلاقگی دارند، چرا تحقیر خطرناکترین مقدمهٔ آن است و چه زمانی ترمیم ممکن است و چه زمانی جدایی عاقلانهتر.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵
نفرت چیست و با خشم چه فرقی دارد؟
استرنبرگ (۲۰۰۳) در «نظریهٔ دوگانهٔ نفرت» آن را دارایِ اجزایی میداند: نفی صمیمیت (دوری، چندش)، اشتیاق (خشمِ شدید یا ترس) و تعهد (تصمیم به تحقیر و بیارزشانگاری). برخلافِ خشم، که به رفتار یا موقعیتِ مشخص مربوط است و معمولاً فروکش میکند، نفرت به شخص متوجه است و پایدار است.
به بیانِ ساده: خشم میگوید «کارِ تو مرا آزرد»؛ نفرت میگوید «تو آدمِ بدی هستی». و همین تعمیم است که آن را خطرناک میکند.
نفرت و کینه چطور رشد میکنند؟
در بیشترِ زوجها، نفرت یکشبه نمیآید. زنجیرهای رایج: دلخوریهایِ حلنشده ← کینه (انباشتِ رنجش) ← افکارِ منفیِ تعمیمیافته دربارهٔ طرف («او همیشه خودخواه است») ← بدبینی به نیتِ او ← چندش یا نفرت. وورثینگتون (۲۰۰۶) این روند را «عدمِ بخشش» مینامد: ترکیبی از خشم، رنجش و ترس که بر یک شخص متمرکز میشود.
هر بار که رنجشی بیترمیم میماند، یک لایه به این انباشت اضافه میشود. به همین دلیل نفرت اغلب با «وقتی همهچیز را حساب کنم…» همراه است.
تحقیر: خطرناکترین مقدمه
گاتمن و سیلور (۱۹۹۹) از چهار الگوی مخرب، تحقیر را قویترین پیشبینیکنندهٔ فروپاشیِ رابطه میدانند: تمسخر، حرکاتِ چشمغره، لقبهای توهینآمیز و رفتار از موضعِ برتری. تحقیر پیام میدهد «تو ارزشی نداری»، و همین پیام نفرت را میسازد و تغذیه میکند. هر دو طرف میتوانند هم قربانی و هم عاملش باشند.
اگر در رابطهتان تحقیر، سکوتِ تنبیهی یا مسخرهکردن زیاد است، مقالهٔ «چهار سوارِ گاتمن» و «دیوارکشی و سکوتِ تنبیهی» را ببینید.
نفرت پس از خیانت یا آسیبِ بزرگ
بعد از خیانت، دروغهای طولانی، خشونت یا بیوفاییِ شدید، نفرت میتواند واکنشی طبیعی باشد: ذهنِ آسیبدیده طرفِ مقابل را «تهدید» میبیند. آسیبِ دلبستگی (مقالهٔ «آسیبِ دلبستگی») توضیح میدهد چرا یک رخدادِ مشخص، سالها بعد هم حسِ نفرت را زنده میکند.
تفاوتِ مهم: نفرتِ واکنشی به آسیب، که با ترمیمِ واقعی (مسئولیتپذیری، شفافیت) میتواند کم شود؛ و نفرتِ پایدار که با تحقیرِ مداوم یا بیتفاوتیِ طرف تغذیه میشود.
نفرت یا بیعلاقگی؟
نفرت و بیعلاقگی متفاوتاند. نفرت هنوز انرژی هیجانی دارد؛ بیعلاقگی خاموش و بیتفاوت است. بسیاری از متخصصان رابطه میگویند آنچه رابطه را میکُشد، بیتفاوتی است، نه خشم؛ چون خشم هنوز نشان میدهد برایمان مهم است. اگر هنوز نفرت دارید، یعنی هنوز پیوندی هست، و گاهی همین نقطهایست که ترمیم از آن شروع میشود.
اما اگر هیچ حسی ندارید و حتی دعوا هم نمیکنید، ممکن است به «خاموشی» رسیده باشید (مقالهٔ «به تدریج ما خاموش میشویم»).
اگر میخواهید ترمیم کنید
۱. نامگذاریِ صادقانه. «مدتی است نسبت به تو چندش و کینه دارم.» گفتنش (بهشکلی ایمن و بدونِ حمله) خودش گامی است. ۲. بازگشت به دلخوریهایِ اصلی. نفرت معمولاً بر چند رنجشِ حلنشده سوار است؛ آنها را ریز و مشخص بنویسید. ۳. ترمیم و مسئولیتپذیری از هر دو سو. ۴. ساختنِ دوبارهیِ لحظههایِ مثبت. گاتمن نسبتِ ۵ به ۱ تعاملِ مثبت به منفی را برایِ رابطهٔ پایدار توصیه میکند. ۵. زوجدرمانی. گاه به یک واسطه نیاز دارید.
ترمیم زمان میبرد و تضمینی نیست، ولی در بسیاری از موارد نفرتِ ناشی از رنجشِ حلنشده با کار روی آنها کم میشود.
اگر رابطه آسیبزاست
اگر نفرتتان واکنش به تحقیر، کنترل یا خشونتِ مداوم است، مسئله «ترمیمِ حس» نیست؛ ایمنی است. نفرت در اینجا نشانهٔ خودِ مراقبتی هم میتواند باشد. اولویت، حفظ ایمنی و تصمیمگیریِ آگاهانه با حمایت است (مقالهٔ «رابطهٔ سخت یا رابطهٔ سمی؟»). در خطرِ فوری با ۱۲۳ یا ۱۱۰ تماس بگیرید.
کینه چطور ساخته و حل میشود؟
کینه حاصلِ چند رنجشِ حلنشده است که روی هم انباشته میشوند. هر بار که چیزی بیترمیم میماند یک «سکه» به حسابِ منفی افزوده میشود. تمرینِ مفید: فهرستِ رنجشهایِ مشخص را بنویسید و در هر کدام بپرسید: «چه چیزی لازم است تا این بسته شود؟ عذرخواهی؟ تغییر؟ پذیرش؟» بعضی را با گفتوگو میشود بست و بعضی را باید با پذیرش و سوگ رها کرد.
کار بر روی این فهرست، بدونِ زورِ اینکه «همهچیز باید حل شود»، اغلب بارِ نفرت را کم میکند.
چه زمانی کمکِ حرفهای لازم است؟
اگر نفرت و کینه چند ماه ادامه دارد، اگر تحقیر متقابل شده، یا اگر نمیدانید باید بمانید یا بروید، یک زوجدرمانگر یا مشاورهٔ تشخیصی میتواند کمک کند. دورهٔ «کنترلِ خشم» و مقالهٔ «مشاورهٔ تشخیصی» مسیرهایِ مرتبطاند.
منابع
- Sternberg, R. J. (2003). A duplex theory of hate: Development and application to terrorism, massacres, and genocide. Review of General Psychology, 7(3), 299–328.
- Gottman, J. M., & Silver, N. (1999). The Seven Principles for Making Marriage Work. Crown.
- Worthington, E. L., Jr. (2006). Forgiveness and Reconciliation: Theory and Application. Routledge.
پرسشهایِ کوتاه
اگر نسبت به همسرم احساسِ نفرت دارم، یعنی رابطه تمام شده؟
لزوماً نه. نفرت اغلب بر انباشتِ رنجشهایِ حلنشده سوار است و هنوز انرژیِ هیجانی دارد، برخلافِ بیعلاقگی که خاموش است. گاهی نقطهٔ شروعِ ترمیم همین است. اما اگر نفرت پاسخ به تحقیر یا کنترل است، موضوع ایمنی است و تصمیمِ بعدی را باید با حمایت گرفت.
تحقیر چرا برایِ رابطه اینقدر خطرناک است؟
گاتمن و سیلور تحقیر را قویترین پیشبینیکنندهٔ فروپاشیِ رابطه میدانند. تحقیر (تمسخر، چشمغره، لقبهایِ توهینآمیز) پیام میدهد «تو ارزش نداری» و نفرت را میسازد و تغذیه میکند. کاهشِ آن و ساختنِ نسبتِ بیشترِ تعاملهایِ مثبت، یکی از کارهایِ اولِ ترمیم است.
چطور فرقِ نفرت و خشم را بفهمم؟
خشم معمولاً به رفتار یا رویدادِ مشخص مربوط است («کارت مرا آزرد») و فروکش میکند. نفرت به شخص تعمیم مییابد («تو آدمِ بدی هستی») و پایدار است، همراه با دوری یا چندش. نشانهٔ هشدار این است که دیگر نیکیهایِ طرف را هم نبینید.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ کنترلِ خشم و پرخاشگری
برایِ کسی که خشمش به رابطه، کار یا سلامتش آسیب میزند. اگر خشم به خشونتِ فیزیکی رسیده، این دوره کافی نیست و درمانِ حضوری لازم است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع