سرزنش در برابرِ مسئولیتپذیری: چرا «تقصیرِ کیست» سؤالِ اشتباهی است
دعوا از یک موضوعِ کوچک شروع میشود — ظرفهایِ نشسته، یک پیامِ بیجواب — و ظرفِ چند دقیقه به یک محاکمه تبدیل میشود: هرکدام تلاش میکند ثابت کند تقصیر با دیگری بوده. نیمساعت بعد، هیچکس نمیداند اصلاً دعوا سرِ چه بود؛ فقط میدانند خسته و رنجیدهاند. مشکل، خودِ موضوع نبود — پرسشی بود که دعوا حولش شکل گرفت.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
چرا سرزنش اینقدر وسوسهانگیز است
سرزنشکردن، از نظرِ روانی، تسکینِ سریعی میدهد: اگر تقصیر با دیگری باشد، من مجبور نیستم به سهمِ خودم در مشکل نگاه کنم. این تسکین موقت است و هزینهاش سنگین — چون طرفِ مقابل، بهمحضِ احساسِ اتهام، وارد حالتِ دفاع میشود، و گفتوگو از حلِ مسئله به اثباتِ بیگناهی تبدیل میشود.
پژوهشِ گاتمن نشان میدهد انتقادِ تعمیمیافته — «تو همیشه...»، «تو هیچوقت...» — یکی از قویترین پیشبینیکنندههایِ نارضایتیِ زناشویی است، دقیقاً چون این جملهها یک رفتار را به یک نقصِ شخصیتی تبدیل میکنند و طرفِ مقابل چارهای جز دفاع ندارد.
تفاوتِ عملیِ سرزنش و مسئولیتپذیری
سرزنش میگوید: «تو باعث شدی دیر برسیم.» مسئولیتپذیری میگوید: «هر دومان دیر آماده شدیم؛ دفعهی بعد چطور میتوانیم زودتر شروع کنیم؟» تفاوت در جهتِ نگاه است — یکی به عقب و به فرد، دیگری به جلو و به راهحل.
این بهمعنایِ نادیدهگرفتنِ اشتباهِ واقعی نیست. مسئولیتپذیری میتواند شاملِ اعترافِ صریح به سهمِ خود باشد — «من دیر بیدار شدم، ببخشید» — اما بدونِ توقف در آن لحظه؛ گفتوگو ادامه پیدا میکند به سمتِ اینکه از این پس چه چیزی متفاوت خواهد بود.
چرا حتی «حق با من است» بهتنهایی کافی نیست
گاهی واقعاً یکی از دو نفر بیشتر مقصر است — و این واقعیت را انکار نکردن، بخشی از صداقت است. اما حتی وقتی حق کاملاً با یک طرف است، ماندن در حالتِ «من درست میگویم» رابطه را جلو نمیبرد. پرسشِ مفیدتر این است: «حالا که این اتفاق افتاده، برایِ رفتنِ جلو چه لازم است؟»
زوجهایی که این تغییرِ پرسش را یاد میگیرند، معمولاً دعواهایِ کوتاهتر و کمتری دارند — نه چون کمتر اختلاف دارند، بلکه چون سریعتر از فازِ اتهام به فازِ حلکردن میروند.
الگوی سرزنشِ متقابل: هر دو تقصیرکارند و هیچکس مسئول نیست
در بسیاری از زوجها، سرزنش یکطرفه نیست — هر دو نفر همزمان انگشت اشاره را به سمتِ دیگری میگیرند، و نتیجه یک چرخهٔ بیپایان است که هیچکس در آن واقعاً مسئولیت نمیپذیرد. این الگو از دور شبیهِ بحثِ جدی بهنظر میرسد، اما در واقع هر دو نفر دارند از یک چیزِ مشترک فرار میکنند: نگاهکردن به سهمِ خودشان.
شکستنِ این چرخه معمولاً با یک نفر شروع میشود که داوطلبانه، بدونِ انتظارِ متقابل، اولین قدمِ مسئولیتپذیری را برمیدارد. این ریسک دارد — ممکن است طرفِ مقابل از آن سوءاستفاده کند — اما در بیشترِ رابطههایِ سالم، همین قدمِ اول، الگو را واقعاً میشکند.
تمرینی برای تغییرِ زبانِ دعوا
دفعهٔ بعد که حسِ سرزنشکردن سراغتان آمد، قبل از گفتنِ جمله، از خودتان بپرسید: «این جمله ما را به جلو میبرد یا فقط اتهام است؟» اگر پاسخ اتهام است، سعی کنید آن را به فرمتِ «وقتی X اتفاق افتاد، من Y احساس کردم، و دوست دارم Z» بازنویسی کنید — قالبی که مسئولیتِ احساس را برمیدارد بدونِ اینکه طرفِ مقابل را محکوم کند.
سرزنشِ خود: نسخهی دیگرِ همین الگو
بعضی افراد بهجایِ سرزنشِ طرفِ مقابل، به سمتِ خودشان میچرخند — «همهاش تقصیرِ من است، همیشه همهچیز را خراب میکنم.» این هم سرزنش است، فقط جهتش عوض شده، و به همان اندازه از مسئولیتپذیریِ واقعی دور است، چون بهجایِ نگاهکردن به راهحل، در قضاوتِ کلی گیر میکند.
هر دو نوعِ سرزنش — به بیرون یا به درون — یک عملکردِ مشترک دارند: فرار از پیچیدگیِ واقعیِ موقعیت با یک برچسبِ ساده. مسئولیتپذیریِ واقعی، برخلافِ هر دو، پیچیدگی را میپذیرد: هم سهمِ من، هم سهمِ تو، هم عواملِ بیرونی که هیچکدام کنترلشان را نداشتیم.
وقتی فرزندان شاهدِ این الگو هستند
کودکانی که در خانهای بزرگ میشوند که والدینشان بهجایِ سرزنش، مسئولیتپذیری را مدل میکنند، همین الگو را در روابطِ آیندهی خودشان هم تکرار میکنند. برعکسِ آن هم صادق است — فرزندی که فقط سرزنشِ متقابل دیده، معمولاً همان زبان را در رابطههایِ بزرگسالیِ خودش هم بهکار میبرد، حتی وقتی آگاهانه نمیخواهد.
وقتی مسئولیتپذیری یکطرفه شروع میشود
بسیاری منتظر میمانند طرفِ مقابل اول قدم بردارد — «چرا من باید همیشه مسئولیت بپذیرم؟» این انتظار، هرچند قابلِدرک، معمولاً چرخه را طولانیتر میکند. تحقیقاتِ رفتاریِ زوجدرمانی نشان میدهند وقتی حتی یک نفر، بدونِ شرط، مسئولیتِ سهمِ خودش را میپذیرد، احتمالِ اینکه طرفِ مقابل هم همین کار را بکند، بهطورِ چشمگیری بالا میرود — نه چون تلافی میکند، بلکه چون فضایِ دفاعی کم میشود.
پرسشهایِ کوتاه
اگر واقعاً خطای بزرگی از طرفِ من بوده، چطور بدونِ سرزنشِ خودم مسئولیت بپذیرم؟
مسئولیتپذیری با خودسرزنشی فرق دارد. اولی میگوید «این کار را کردم، و میخواهم جبران کنم»؛ دومی میگوید «من آدمِ بدیام». تمرکز روی رفتارِ مشخص و قدمِ بعدی — نه روی قضاوتِ کلی دربارهٔ شخصیتِ خودتان — به شما اجازه میدهد مسئولیت بپذیرید بدونِ فروپاشیدن در شرم.
اگر شریکم همیشه سرزنش میکند و هرگز مسئولیت نمیپذیرد، چه کنم؟
تلاش برایِ تغییرِ الگویِ او با سرزنشِ متقابل، معمولاً چرخه را تشدید میکند. مؤثرتر این است که خودتان مسئولیتپذیریِ داوطلبانه را مدل کنید — و اگر با گذرِ زمان هیچ تغییری نبینید، این میتواند نشانهای باشد که موضوع نیاز به گفتوگویِ صریحتر یا کمکِ زوجدرمانی دارد.
آیا مسئولیتپذیری یعنی همیشه تسلیم شدن؟
نه. مسئولیتپذیری بهمعنایِ پذیرفتنِ سهمِ واقعیِ خودتان است، نه پذیرفتنِ هر اتهامی برایِ آرامکردنِ طرفِ مقابل. میتوانید همزمان مسئولیتِ بخشی از مشکل را بپذیرید و صریح بگویید بخشهایِ دیگرش را نمیپذیرید — این دو با هم در تضاد نیستند.
دورهای مرتبط در گُدار
کارگاهِ تخصصیِ زوجدرمانیِ هیجانمحور (EFT)
برایِ روانشناسان، مشاوران و کارآموزانِ بالینی که میخواهند زوجدرمانیِ هیجانمحور را برایِ کار با زوجها یاد بگیرند. اگر برایِ رابطهی خودتان دنبالِ درمان هستید، دورههایِ دیگر مناسبترند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع