شرم چیست؟ روانشناسیِ احساسِ شرم، چرا پنهان میشود و چطور میشود از آن رها شد
شرم از دردناکترین هیجانهایِ انسانی است، چون بهجایِ اینکه بگوید «کاری کردم»، میگوید «من چنین هستم»: بیارزش، ناکافی، معیوب. شرم میخواهد پنهان بماند، و همین پنهانماندن آن را قویتر میکند. این مقاله میگوید شرم چیست، از کجا میآید، چه فرقی با گناه دارد، چطور در زندگی ظاهر میشود و چه راههایی آن را کوچک میکند.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵
شرم چیست؟ احساسِ بدبودنِ خود
لوئیس (۱۹۷۱) شرم را تجربهٔ ارزیابیِ منفیِ کلِ «خود» دانست: نه یک رفتار، که هویت بد است. تانگنی و دیرینگ (۲۰۰۲) در پژوهشهایشان نشان دادند شرم با تمایل به پنهانشدن، دفاعیشدن و سرزنشِ دیگران همراه است. شرم میخواهد ناپدید شویم.
بدن هم همراهی میکند: سرخشدن، پایینانداختنِ سر، کوچکشدنِ قامت، میلِ به فرار از نگاه. این نشانهها در همهٔ فرهنگها دیده شدهاند و ریشهای ژرف دارند: انسانِ اجتماعی از طردشدن میترسد و شرم ترسِ از طرد است.
شرم با گناه فرق دارد
گناه میگوید «کارِ بدی کردم» و ما را به جبران و عذرخواهی میبرد؛ شرم میگوید «من بدم» و ما را به پنهانشدن میبرد. تانگنی نشان داده گناه معمولاً با رفتارِ سازنده همراه است و شرم با گوشهگیری و پرخاش. این تمایز در مقالهٔ «تفاوتِ شرم و گناه» بهتفصیل آمده است.
برایِ همین است که شرم، برخلافِ گناه، انگیزهٔ تغییر نمیدهد؛ فلج میکند. و اگر شرم را به نامِ «وجدان» نگه داریم، به خودمان آسیب میزنیم بیآنکه به کسی کمک کنیم.
شرم از کجا میآید؟
ریشههایِ رایج: پیامهایِ اولیه، مثلاً کودکی که ابراز احساس، نیاز یا خطایش با تحقیر، تمسخر یا بیتوجهی پاسخ میگرفت؛ مقایسههایِ اجتماعی و ایدهآلهایی که هیچکس نمیرسد؛ تجربههایِ طرد و تحقیر؛ و تابوهایِ فرهنگی (بدن، جنسیت، بیماری روانی، طلاق، فقر).
گیلبرت (۲۰۱۴) شرم را در پیوند با سیستمِ تهدید میبیند: وقتی احساس میکنیم در چشمِ دیگران بیارزش شدهایم، مغز آن را تهدیدی برایِ بقا میخواند.
شرم چطور در زندگی ظاهر میشود؟
شرم همیشه با اسمِ خودش نمیآید. گاهی لباسِ کمالگرایی میپوشد («اگر بینقص باشم، کسی نمیتواند مرا تحقیر کند»)، گاهی رضایتجویی افراطی («همه باید از من راضی باشند»)، گاهی خشم (حمله، پیش از اینکه حمله شویم)، گاهی انزوا و گاهی اعتیاد برایِ بیحسکردنِ حس.
در رابطه، شرم ما را از نیازگفتن بازمیدارد، از پذیرفتنِ محبت میترساند و خطا را غیرقابلِگفتن میکند. اگر دربارهیِ «چرا دربارهیِ رابطهٔ جنسی حرف نمیزنیم» خواندهاید، یکی از ریشههایش همین شرم است.
چرا شرم در سکوت قویتر میشود؟
برنه برون (۲۰۰۶) در پژوهشی بر زنان چهار عنصر برایِ «تابآوریِ شرم» یافت: پذیرشِ آسیبپذیری، آگاهیِ انتقادی از انتظاراتِ اجتماعی، دستدرازکردن به دیگران، و سخنگفتن از شرم. و پادزهرش همانهاست که شرم نمیخواهد: همدلی، گفتن و ارتباط. وقتی تجربهٔ شرمآور را با یک نفرِ امن در میان میگذاریم و با همدلی روبهرو میشویم، شرم میگوید «تو تنها هستی» و ما تجربهای ضدِ آن مییابیم.
کلیدی است که «امن» باشد: کسی که قضاوت و نصیحتِ عجولانه نکند. یک درمانگر یا دوستِ مطمئن.
شفقتِ خود: جایگزینِ علمیِ شرم
نف (۲۰۰۳) شفقتِ خود را سه جزء میداند: مهربانی با خود بهجایِ قضاوت، یادآوریِ انسانیتِ مشترک («همه چنین لحظههایی دارند») و ذهنآگاهی (دیدنِ درد بدونِ اغراق). شفقت به معنایِ توجیه یا عدمِ مسئولیت نیست؛ به معنایِ برخوردِ با خود مثلِ یک دوستِ مهربان است.
تمرینِ کوتاه: وقتی شرم میآید، دستی روی سینه بگذارید و بگویید «الان دردم میآید. این بخشی از انسان بودن است. چه چیزی به من لازم است؟» دورهٔ «مهربانی با خودم» در گُدار جلسههایی دقیقاً با همین هدف دارد.
شرم و بدن، فرهنگ و جامعه
شرم فقط یک تجربهٔ فردی نیست؛ فرهنگ هم آن را شکل میدهد. در جامعههایی که «آبرو» و «چشموهمچشمی» اهمیتِ زیادی دارند، شرم میتواند ابزارِ کنترلِ اجتماعی شود. موضوعهایی مثلِ بدن، رابطهٔ جنسی، بیماریِ روانی، طلاق و مشکلاتِ مالی، در بسیاری از فرهنگها شرمآورند، و همین افراد را از کمکخواستن بازمیدارد.
تفکیکِ «شرمِ ساختهشده توسطِ فرهنگ» از «ارزشِ شخصیِ من» اولین گام است: بسیاری از چیزهایی که برایش شرمندهایم، خطا نیستند؛ فقط چیزهاییاند که سکوت دربارهٔ آنها تحمیل شده است.
برایِ شروع، یک تمرینِ ساده کمک میکند: هر بار شرم آمد، بنویسید «شرم میگوید…» و بعد «و واقعیت این است که…». این فاصلهگرفتن، شرم را از یک حقیقتِ مطلق به یک فکرِ قابلِبررسی تبدیل میکند. هر بار که این کار را تکرار کنید، قدرتِ شرم بر لحظههایتان کمتر میشود.
چه زمانی کمکِ حرفهای لازم است؟
اگر شرم همراه با افکارِ آسیب به خود است، اگر مانعِ رابطه و کار شده، یا ریشه در تجربههایِ آسیبزا (تحقیر مکرر، سوءاستفاده) دارد، وقتِ مراجعه به روانشناس است. درمانهایِ متمرکز بر شفقت (CFT) و طرحوارهدرمانی برایِ شرمِ مزمن مؤثرند.
منابع
- Lewis, H. B. (1971). Shame and Guilt in Neurosis. International Universities Press.
- Tangney, J. P., & Dearing, R. L. (2002). Shame and Guilt. Guilford Press.
- Brown, B. (2006). Shame resilience theory: A grounded theory study on women and shame. Families in Society, 87(1), 43–52.
- Neff, K. D. (2003). Self-compassion: An alternative conceptualization of a healthy attitude toward oneself. Self and Identity, 2(2), 85–101.
- Gilbert, P. (2014). The origins and nature of compassion focused therapy. British Journal of Clinical Psychology, 53(1), 6–41.
پرسشهایِ کوتاه
چرا شرم در سکوت قویتر میشود؟
شرم از رازداری، سکوت و قضاوت تغذیه میکند و پادزهرش همدلی و گفتن است. وقتی تجربهٔ شرمآور را با یک نفرِ امن در میان میگذارید و با همدلی روبهرو میشوید، پیامِ «تو تنها و بیارزشی» نقض میشود. مهم این است که شنونده قضاوت و نصیحتِ عجولانه نکند.
شفقتِ خود یعنی از خودم عذر بیاورم؟
نه. شفقتِ خود یعنی مهربانی با خود بهجایِ قضاوت، یادآوریِ انسانیتِ مشترک و دیدنِ درد بدونِ اغراق. پژوهشها نشان میدهند کسانی که پس از خطا با خود مهربانترند، بیشتر مسئولیت میپذیرند و کمتر دفاعی میشوند؛ شفقت مانعِ پاسخگویی نیست، شرطِ آن است.
فرقِ شرم و کمالگرایی چیست؟
کمالگرایی اغلب لباسِ شرم است: «اگر بینقص باشم، کسی نمیتواند مرا تحقیر کند». شرم هویتِ بد را حس میکند و کمالگرایی تلاش برایِ پیشگیری از آن است. به همین دلیل کاهشِ کمالگرایی بدونِ کار با شرمِ زیرین، معمولاً پایدار نیست.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ خودارزشمندی و عزتِنفس
برایِ کسی که ارزشش را با عملکرد یا نظرِ دیگران میسنجد، از نهگفتن میترسد، و صدایِ سرزنشگرِ درونیاش بلندتر از هر صدایِ دیگری است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع