گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

چرا درباره‌یِ رابطهٔ جنسی با همسرمان حرف نمی‌زنیم؟ شرم، ترس و راهِ شروعِ گفت‌وگو

بیشترِ زوج‌ها می‌توانند ساعت‌ها درباره‌یِ پول، بچه‌ها و خانواده بحث کنند، اما درباره‌یِ رابطهٔ جنسی‌شان تقریباً هیچ نمی‌گویند. این سکوت معمولاً نشانهٔ بی‌علاقگی نیست؛ ترکیبی از شرم، ترسِ از رد شدن، ترسِ از آسیب‌زدن به طرفِ مقابل و نداشتنِ واژه است. اگر می‌پرسید چرا درباره رابطه جنسی با همسرمان حرف نمی‌زنیم و چطور می‌شود این سکوت را بدونِ دعوا شکست، این مقاله برایِ شماست.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

سکوت در بیشترِ زوج‌ها عادی است

اگر تا حالا نتوانسته‌اید درباره‌یِ رابطهٔ جنسی‌تان حرف بزنید، تنها نیستید. در بیشترِ فرهنگ‌ها، رابطهٔ جنسی از همان کودکی با پوشیدگی و شرم همراه است، و بزرگسالان بدونِ هیچ آموزشی وارد رابطه می‌شوند که انتظار دارند بدنشان و ذهنشان «خودبه‌خود» هماهنگ شود. وقتی هماهنگی خودبه‌خود پیش نمی‌آید، بیشترِ آدم‌ها نتیجه می‌گیرند که مشکل از خودشان یا از رابطه است، نه از ندانستنِ راهِ گفتن.

پژوهش‌ها هم فایدهٔ گفت‌وگو را نشان داده‌اند: در مطالعهٔ مک‌نیل و بایرز (۲۰۰۹) درباره‌یِ زوج‌هایِ بلندمدت، کسانی که ترجیح‌هایِ جنسی‌شان را بیشتر با شریک در میان می‌گذاشتند، به‌طورِ میانگین رضایتِ جنسیِ بالاتری گزارش کردند. این یافته به معنایِ علت و معلولِ قطعی نیست، اما با تجربهٔ بالینیِ درمانگرانِ زوج هم‌خوان است.

چهار دلیلِ پنهانِ سکوت

شرم. بسیاری از ما هرگز نیاموخته‌ایم که گفتنِ «این را دوست دارم» یا «این را نه» کارِ عادی و محترمانه‌ای است. پس خودِ حرف‌زدن حسِ برهنه‌شدن می‌دهد، حتی با کسی که سال‌ها کنارش خوابیده‌ایم.

ترسِ از رد شدن. گفتنِ یک خواسته یعنی بالقوه شنیدنِ «نه»، و «نه» در این حوزه بسیار شخصی خوانده می‌شود. ترجیح می‌دهیم خواسته را نگوییم تا ردش نکنند.

ترسِ از آسیب‌زدن. «اگر بگویم فلان چیز را دوست ندارم، فکر می‌کند من او را نمی‌خواهم.» این ترس مهربانانه است، اما اغلب به سکوتی تبدیل می‌شود که هر دو را تنها می‌گذارد.

نداشتنِ واژه. گاهی نه تنها نمی‌خواهیم، بلکه نمی‌دانیم چه بگوییم. بدونِ زبانِ مشترک، گفت‌وگو یا پراکنده می‌شود یا به کنایه و گلایه می‌رسد.

سکوت چه هزینه‌ای دارد؟

وقتی حرف نمی‌زنیم، حدس می‌زنیم، و حدس‌ها معمولاً بدترین نسخهٔ ممکن‌اند. اگر همسرم شروع نمی‌کند، «دیگر دوستم ندارد». اگر من رد می‌کنم، «او را نمی‌خواهم». هر دو برداشت اغلب غلط‌اند، اما چون گفته نشده‌اند، اصلاح هم نمی‌شوند و مثلِ حقیقت در رابطه می‌نشینند.

سکوت همچنین جلوی دیدنِ دلایلِ غیررابطه‌ای را می‌گیرد: خستگی، افسردگی، عوارضِ دارو، دردِ بدنی یا اضطرابِ عملکرد. تا چیزی گفته نشود، کسی هم به پزشک یا درمانگر ارجاع داده نمی‌شود. به‌مرور، فاصلهٔ جنسی به فاصلهٔ عاطفی تبدیل می‌شود و دورِ باطلی شکل می‌گیرد که توضیحش در مقالهٔ «اختلافِ میلِ جنسی» آمده است.

وقتِ درست و جایِ درست

بدترین زمان برایِ شروعِ این گفت‌وگو، همان لحظه‌هایی است که معمولاً انتخاب می‌کنیم: وسطِ دعوا، بعد از یک رد شدن، یا در تختخواب وقتی هر دو حساس‌اند. در چنین لحظه‌هایی، هر جمله به‌صورتِ حمله شنیده می‌شود.

زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرام‌اید و عجله ندارید؛ مثلاً یک پیاده‌روی، یا نشستنی کنارِ هم با چای. از قبل بگویید: «می‌خواهم دربارهٔ چیزی حرف بزنم که برایم مهم است. الان وقتش خوب است؟» اجازه‌گرفتن حسِ کنترل می‌دهد و دفاعِ طرفِ مقابل را کم می‌کند.

شروعِ نرم: جمله‌هایی که کمک می‌کنند

گاتمن این را «شروعِ نرم» می‌نامد: گفت‌وگو را با احساسِ خودتان آغاز کنید، نه با خطایِ طرف. به‌جایِ «تو هیچ‌وقت شروع نمی‌کنی»، بگویید «دلم می‌خواهد بیشتر احساسِ خواسته‌شدن کنم، و می‌خواهم با هم راهش را پیدا کنیم».

با یک چیزِ مثبت شروع کنید؛ آنچه دوست دارید یا برایتان کار می‌کند. بعد فقط یک موضوع را مطرح کنید، نه فهرستی از گلایه‌ها. و خواسته را به‌صورتِ پیشنهادِ مشخص بگویید: «دوست دارم یک شبِ ثابت در هفته فقط برایِ هم باشیم»، نه «باید بیشتر به من وقت بدهی».

وقتی طرفِ مقابل دفاعی می‌شود

حتی با شروعِ نرم، ممکن است همسرتان ناراحت یا ساکت شود. این معمولاً حملهٔ شخصی نیست؛ واکنشِ بدنیِ شرم است. اگر دیدید گفت‌وگو دارد داغ می‌شود، توقف کنید: «می‌بینم برایت سخت شد. بیا نیم‌ساعت استراحت کنیم و برگردیم.» برگشتن همان شب یا روزِ بعد مهم است، وگرنه توقف به فرار تبدیل می‌شود.

شنونده هم کاری دارد: به‌جایِ دفاع، بگوید «چیزی که فهمیدم این است…». تکرارِ شنیده‌ها، حتی ناقص، حسِ شنیده‌شدن می‌سازد و بیشتر از هر استدلالی کار می‌کند.

اگر گفتن سخت است، از نوشتن شروع کنید

بعضی‌ها رودررو زبانشان بند می‌آید. نوشتنِ یک یادداشتِ کوتاه یا خواندنِ یک مقاله با هم می‌تواند یخ را بشکند. نکته این است که نوشته هم باید همان قاعدهٔ شروعِ نرم را داشته باشد: بدونِ سرزنش، با خواسته‌یِ مشخص، و با دعوت به گفت‌وگو، نه جایگزینِ آن.

چه زمانی به کمکِ حرفه‌ای فکر کنیم؟

اگر هر بار که موضوع باز می‌شود به دعوا یا قهر ختم می‌شود، اگر یکی از شما بی‌میلیِ پایدار دارد، یا اگر درد و ناتوانیِ جنسی در میان است، وقتِ مراجعه به یک جنس‌درمانگر یا درمانگرِ زوج است. درمانگر فضایی امن و واژه‌هایی می‌دهد که تنها پیدا کردنشان سخت است. دورهٔ «صمیمیتِ جنسی» در گُدار نیز جلسه‌هایی دربارهٔ همین گفت‌وگو دارد.

منابع

  1. MacNeil, S., & Byers, E. S. (2009). Role of sexual self-disclosure in the sexual satisfaction of long-term heterosexual couples. Journal of Sex Research, 46(1), 3–14.
  2. Gottman, J. M., & Silver, N. (1999). The Seven Principles for Making Marriage Work. Crown.

پرسش‌هایِ کوتاه

اگر همسرم از حرف‌زدن دربارهٔ رابطهٔ جنسی فرار کند، چه کنم؟

اجبار نتیجه‌ای ندارد. گفت‌وگو را کوتاه، بدونِ سرزنش و با اجازه شروع کنید («می‌شود ده دقیقه دربارهٔ چیزی حرف بزنیم؟»). اگر عقب کشید، فشار نیاورید و زمانِ دیگری را پیشنهاد دهید. گاهی نوشتنِ یک یادداشتِ کوتاه یا شروعِ گفت‌وگو با نیازهایِ غیرجنسی کمک می‌کند.

از کجا شروع کنم که همسرم فکر نکند از او ایراد می‌گیرم؟

با یک نکتهٔ مثبت و با احساسِ خودتان شروع کنید، نه با خطایِ او. مثلاً بگویید «دوست دارم بیشتر احساسِ نزدیکی کنم و می‌خواهم با هم راهش را پیدا کنیم». فقط یک موضوع را مطرح کنید و خواسته را به‌صورتِ پیشنهادِ مشخص و کوچک بگویید، نه فهرستی از گلایه‌ها.

آیا حرف‌زدن دربارهٔ رابطهٔ جنسی واقعاً رضایت را بیشتر می‌کند؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهند زوج‌هایی که ترجیح‌هایِ جنسی‌شان را بیشتر با هم در میان می‌گذارند، میانگینِ رضایتِ جنسیِ بالاتری گزارش می‌کنند. این رابطه علت و معلولِ قطعی نیست، اما با تجربهٔ بالینی هم‌خوان است: حدس‌زدن جایِ گفتن را نمی‌گیرد و گفتنِ بدونِ سرزنش فاصله را کم می‌کند.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ رضایتِ زوجی از صمیمیتِ جنسی

برایِ زوجی که می‌خواهند رضایتِ کلی‌شان از صمیمیتِ جنسی را با گفت‌وگو و تمرینِ ساختاریافته بهتر کنند — نه ابزارِ تشخیص یا درمانِ یک اختلالِ کارکردِ جنسیِ مشخص (برایِ آن، ارزیابیِ پزشکی/تخصصیِ حضوری لازم است؛ محتوایِ مرجعِ بالینیِ همین موضوع را هم در دورهٔ dsmReference، ویژهٔ همکاران، می‌بینید).

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←