گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

بازسازیِ رابطه یا بازسازیِ فرد؟ دو مسیرِ متفاوت پس از خیانت

بعدِ خیانت، تقریباً همه‌یِ توجه‌ها به یک پرسش می‌رود: «آیا رابطه ترمیم می‌شود؟» اما زیرِ این پرسش، دو پرسشِ دیگر پنهان مانده: هر فرد، جدا از رابطه، چطور خودش را بازمی‌سازد؟ این تمایز، هرچند کمتر گفته می‌شود، اغلب تعیین می‌کند مسیرِ مشترک هم موفق می‌شود یا نه.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا این پرسش را کمتر کسی صریح می‌پرسد

فشارِ اجتماعی و حتی فشارِ درونیِ زوج، معمولاً مستقیم به‌سمتِ «نجاتِ رابطه» می‌رود — انگار تنها معیارِ موفقیت این است که دو نفر کنارِ هم بمانند. این تمرکز، دو مسیرِ فردیِ زیرِ آن را نامرئی می‌کند: مسیرِ کسی که آسیب دیده، و مسیرِ کسی که آسیب زده. هرکدام از این دو، حتی اگر رابطه ادامه پیدا کند، کارِ جداگانه‌ای دارند که هیچ گفت‌وگویِ مشترکی جایگزینش نمی‌شود.

درمانِ فردِ خیانت‌دیده: بازسازیِ اعتماد به خود

برایِ فردِ آسیب‌دیده، آنچه اغلب بیش از اعتماد به همسر شکسته، اعتماد به قضاوتِ خودش است — پرسشِ «چطور نفهمیدم؟» که به‌مرور به تردید در تصمیم‌هایِ کاملاً بی‌ربط هم سرایت می‌کند. این کار — بازسازیِ اعتماد به خود — پیش از هر کارِ مشترکی باید شروع شود، چون بدونِ آن، هیچ تصمیمی دربابِ آینده‌یِ رابطه از موضعِ محکمی گرفته نمی‌شود.

درمانِ فردِ خیانت‌کرده: بازسازیِ هویت از شرم

برایِ فردی که خیانت کرده، خطرِ اصلی این است که شرم — «من آدمِ بدی‌ام» — جایِ گناه — «کارِ بدی کردم» — را بگیرد. این دو، با اینکه شبیه به‌نظر می‌رسند، اثرِ کاملاً متفاوتی دارند: گناه به جبران و مسئولیت‌پذیری می‌انجامد، شرم به پنهان‌کاری، دفاع، یا فلج‌شدن. کارِ فردیِ این مسیر، جدا از هر گفت‌وگویی با همسر، تفکیکِ همین دو و ساختنِ هویتی است که رفتار را می‌پذیرد بدونِ آنکه کلِ خود را محکوم کند.

مسیرِ مشترک: بازسازیِ رابطه

مسیرِ سوم، آنی است که معمولاً بیشترین توجه را می‌گیرد: بازسازیِ اعتماد، صمیمیت، و ارتباطِ زوج. این مسیر به ابزارهایِ خودش نیاز دارد — شفافیت، گوش‌دادنِ غیرِتدافعی، چک‌این‌هایِ منظم — اما نکته‌یِ کلیدی این است: این مسیر، جایگزینِ دو مسیرِ فردیِ بالا نیست. زوجی که مستقیم به‌سراغِ «تعمیرِ رابطه» می‌رود، بدونِ آنکه هرکدام از دو نفر کارِ فردیِ خودشان را کرده باشند، اغلب رابطه‌ای می‌سازد که از بیرون سالم به‌نظر می‌رسد اما زیرِ سطح همچنان شکننده است.

چرا ترتیب اهمیت دارد

شروعِ زودهنگامِ کارِ مشترک — پیش از آنکه فردِ آسیب‌دیده حتیٰ اندکی به قضاوتِ خودش اعتماد کند، یا پیش از آنکه فردِ خطاکار از شرمِ فلج‌کننده عبور کند — معمولاً به شکست یا فرسایش می‌انجامد. دلیلش ساده است: کارِ مشترک به دو نفر با حداقلی از ظرفیتِ فردی نیاز دارد؛ وقتی این ظرفیت هنوز شکل نگرفته، جلسه‌هایِ مشترک بیشتر به تخلیه‌یِ هیجانیِ بی‌نتیجه شبیه می‌شوند تا کارِ سازنده.

وقتی این دو مسیر با هم تداخل می‌کنند

گاهی زوجی که هنوز آماده‌یِ نشستنِ مشترک نیست، تحتِ فشارِ بیرونی (خانواده، یا حتی توصیه‌یِ نادرست) مجبور به جلسه‌هایِ زوجیِ زودهنگام می‌شود — و نتیجه معمولاً دلسردیِ هر دو طرف است، نه پیشرفت. علامتِ این تداخل: جلسه‌هایِ مشترک به‌جایِ نزدیک‌ترکردن، فاصله را بیشتر می‌کنند. در این حالت، بازگشت موقت به کارِ فردی — حتی اگر به‌معنایِ کندشدنِ ظاهریِ مسیرِ مشترک باشد — معمولاً سریع‌ترین راهِ رسیدن به آن هدف است.

جمع‌بندی: هر سه مسیر لازم‌اند، اما یکی نیستند

بازسازیِ اعتماد به خود، بازسازیِ هویت از شرم، و بازسازیِ رابطه — هر سه، در بسیاری از خانواده‌ها، لازم‌اند. تفاوتشان در این است که هرکدام سرعت، ابزار، و زمان‌بندیِ خودش را دارد. زوجی که این سه مسیر را به‌جایِ یک مسیر تصور می‌کند، معمولاً یا در انتظارِ نتیجه‌ای که هنوز زمانش نرسیده ناامید می‌شود، یا فشاری را وارد می‌کند که هیچ‌کدام از سه مسیر آماده‌اش نیست.

یک پرسشِ ساده برایِ تشخیصِ اینکه الان کدام مسیر نیاز دارید

اگر نمی‌دانید در کدام مرحله هستید، این پرسش را از خودتان بپرسید: «اگر همین امروز مجبور بودم دربابِ آینده‌یِ رابطه تصمیم بگیرم، آیا این تصمیم از جایی محکم در خودم می‌آید، یا از ترس و آشفتگی؟» اگر جواب دومی است، احتمالاً هنوز به کارِ فردی نیاز دارید — نه به‌این‌معنا که کارِ مشترک را کنار بگذارید، که در کنارِ آن، فضایی برایِ تثبیتِ خودتان هم بسازید. تصمیمی که از موضعِ محکم گرفته شود، حتی اگر همان تصمیمِ قبلی باشد، دوامِ بیشتری دارد.

وقتی این دو نفر با سرعت‌هایِ متفاوت پیش می‌روند

معمولاً یک نفر — چه آسیب‌دیده، چه خطاکار — سریع‌تر از دیگری به آمادگیِ کارِ مشترک می‌رسد، و این نابرابریِ سرعت خودش می‌تواند منبعِ تازه‌ای از تنش شود: یکی احساس می‌کند «دارد منتظر می‌ماند»، دیگری احساس می‌کند «تحتِ فشار است». نام‌گذاریِ صریحِ همین نابرابری — بدونِ سرزنشِ کسی که کندتر پیش می‌رود — معمولاً بیشتر از تلاش برایِ هم‌سرعت‌کردنِ اجباری، به‌نفعِ هر سه مسیر است.

پرسش‌هایِ کوتاه

اگر فقط بخواهم خودم را بازسازی کنم و فعلاً به آینده‌یِ رابطه فکر نکنم، اشکالی دارد؟

نه، این یک مسیرِ کاملاً معتبر است. تمرکز بر بازسازیِ فردی — اعتماد به خود یا بازسازیِ هویت از شرم — پیش از هر تصمیمی دربابِ رابطه، اغلب پایه‌یِ محکم‌تری برایِ هر تصمیمی می‌سازد که بعداً بگیرید، چه ماندن باشد چه جدایی.

کدام یک از این سه مسیر را باید اول شروع کرد؟

معمولاً کارِ فردیِ هرکدام از دو نفر — بازسازیِ اعتماد به خود برایِ فردِ آسیب‌دیده، بازسازیِ هویت از شرم برایِ فردِ خطاکار — باید دستِ‌کم هم‌زمان با شروعِ کارِ مشترک آغاز شود. شروعِ زودهنگامِ کارِ مشترک، بدونِ حداقلی از ظرفیتِ فردی، اغلب به فرسایش می‌انجامد.

اگر همسرم فقط دنبالِ مسیرِ مشترک است و مسیرِ فردیِ خودش را نادیده می‌گیرد، چه باید کرد؟

این الگو، به‌ویژه برایِ فردِ خطاکار، رایج است — چون تمرکز بر «نجاتِ رابطه» از رویارویی با شرمِ فردی راحت‌تر به‌نظر می‌رسد. طرحِ صریحِ این تفاوت در گفت‌وگو، یا با کمکِ یک درمانگر، می‌تواند این نادیده‌گرفتنِ ناخودآگاه را به یک انتخابِ آگاهانه تبدیل کند.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

درمانِ فردِ خیانت‌دیده

برایِ کسی که خیانت را کشف کرده و همین حالا در آن ایستاده — چه تصمیم به ماندن گرفته باشد، چه به رفتن، چه هنوز نداند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←