گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

عشق یا وابستگیِ عاطفی؟ چطور فرقش را بفهمیم

شاید این جمله را شنیده باشید: «بدونِ او نمی‌توانم زندگی کنم، پس عاشقم.» و شاید شبی از خودتان پرسیده باشید که این عشق است یا ترسِ تنها ماندن. پاسخِ کوتاه این است که نیازِ به دیگری ذاتاً مشکل نیست؛ بخشی از عشق است. فرق در جهتِ حرکت است: رابطه شما را بازتر می‌کند یا تنگ‌تر؟ این مقاله زاویه‌ای دیگر از موضوعِ دلبستگی و وابستگی را می‌گیرد، یعنی یک پرسشِ خودسنجی که می‌توانید همین امشب از خودتان بپرسید، و توضیح می‌دهد پژوهش دربارهٔ وابستگیِ سالم، دلبستگیِ اضطرابی و رشدِ امنیتِ دلبستگی چه می‌گوید. هدفِ مقاله تشخیص یا تصمیم‌گیری به‌جایِ شما نیست؛ فقط روشن‌کردنِ مسیر است.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲ آبان ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

آیا نیاز به شریک نشانهٔ وابستگیِ ناسالم است؟

نه. هازن و شیور در پژوهشی مشهور پیشنهاد کردند پیوندِ عاشقانهٔ بزرگسالان از همان نظامِ رفتاریِ دلبستگی بهره می‌برد که کودک را به مراقبش وصل می‌کند ⁦(Hazan & Shaver, 1987)⁩. یعنی احساس امنیت در کنارِ او، رفتن به سویش در اندوه و ترس، و تکیه بر او برایِ شروعِ کارهایِ تازه، در طراحیِ ما آدم‌ها گنجانده شده است.

فینی در پژوهشی روی زوج‌ها گزارش کرد پذیرفتنِ وابستگی در لحظهٔ نیاز، پارادوکسی دارد: وقتی شریک وابستگی را در زمانِ نیاز می‌پذیرد، فرد معمولاً کمتر وابسته و خودکفاتر عمل می‌کند ⁦(Feeney, 2007)⁩. پس هدف «بی‌نیازی» نیست. هدف وابستگیِ دوسویه‌ای است که پایگاهِ امن می‌سازد، نه زنجیر.

اگر می‌خواهید مرز را با زبانی دیگر هم ببینید، مقالهٔ «وابستگیِ متقابلِ سالم» همین بحث را از زاویهٔ ادغام‌شدگی می‌گشاید؛ این‌جا تمرکز بر آن پرسشِ خودسنجی است.

تفاوتِ عشق و وابستگیِ عاطفی در یک پرسش: «با او، من چه می‌شوم؟»

مدلِ «گسترشِ خود» می‌گوید آدم‌ها دوست دارند خودشان را گسترش دهند و یکی از راه‌ها این است که شریک را بخشی از خود کنند؛ وقتی رابطه تجربه‌ها، مهارت‌ها و دیدگاه‌هایِ تازه می‌آورد، رابطه رضایت‌بخش‌تر حس می‌شود ⁦(Aron et al., 2013)⁩. بر این اساس، پرسشِ ساده‌ای می‌توان پرسید: بعد از ماه‌ها یا سال‌ها با او، دنیایِ من بزرگ‌تر شده یا کوچک‌تر؟

در عشقِ سالم معمولاً چیزهایی اضافه می‌شود: دوستیِ تازه، علاقه‌ای که از او گرفته‌اید، شهامتِ تازه. در وابستگیِ ترس‌محور چیزها کم می‌شوند: دوستان، سرگرمی‌ها، نظرِ شخصی و حتی سلیقه. این معیارِ قطعی و تشخیصی نیست، فقط آینه‌ای است. خیلی از رابطه‌ها دوره‌هایی دارند که دنیا موقتاً کوچک می‌شود، مثلاً با نوزاد یا بیماری. مهم الگوی بلندمدت و حسِ شماست.

این پرسش را می‌توانید دو شکل بپرسید: «با او من چه می‌شوم؟» و «وقتی او نیست، من چه می‌شوم؟». اگر پاسخ به دومی فقط «هیچ» یا «وحشت» است، شاید زمانش رسیده که با خودتان مهربانانه کنجکاو شوید.

نشانه‌هایِ وابستگیِ عاطفی چیست؟

هیچ فهرستی تشخیص نمی‌دهد، ولی نشانه‌هایِ زیر اغلب کنار هم می‌آیند. اگر چند مورد را مدتی طولانی و پررنگ می‌بینید، ارزشِ بررسی دارد.

ترسِ رهاشدگی: با هر دیرکرد یا لحنِ متفاوت، ذهن به «دارد می‌رود» می‌رسد و بدن آماده بلا می‌شود. این الگو را در مقالهٔ «هراسِ رهاشدگی: چرا ترس، خودش فاصله می‌سازد» دقیق‌تر شرح داده‌ایم.

گم‌شدنِ خود: تصمیم‌ها فقط بر پایهٔ رضایتِ او گرفته می‌شود، و پرسشِ «خودم چه می‌خواهم؟» جواب ندارد. این بخش در مقالهٔ «وابستگیِ عاطفی به رابطه: کجا صمیمیتِ سالم تمام می‌شود؟» بیشتر آمده است.

اطمینان‌خواهیِ مداوم: پرسیدنِ مکرر «دوستم داری؟»، چک‌کردنِ گوشی یا مکان، که آرامش را فقط چند دقیقه نگه می‌دارد و بعد دوباره نیاز برمی‌گردد.

تحمل‌ناپذیری فاصله: چند ساعت بی‌خبری یا یک سفرِ کوتاه به بحران تبدیل می‌شود. و در کنارِ همه این‌ها، رضایت به کمتر از آنچه لازم دارید، فقط برایِ نماندنِ تنها.

دلبستگیِ اضطرابی چه ربطی به وابستگی دارد؟

مورای، هولمز و گریفین استدلال کردند احساسِ ارزشمندبودن در نگاهِ شریک، فرایندهای دلبستگی را تنظیم می‌کند ⁦(Murray et al., 2000)⁩. وقتی کسی در این نگاه مطمئن نیست، هر نشانهٔ مبهم می‌تواند تهدید شود، و «بیشتر چسبیدن» به راه‌حلی تبدیل می‌شود که کوتاه‌مدت آرام می‌کند و بلندمدت ترس را زنده نگه می‌دارد.

پس وابستگیِ عاطفی، به معنایی که در گفتگوی عمومی می‌آید، اغلب با سبکِ دلبستگیِ اضطرابی هم‌پوشانی دارد، ولی یکی نیستند. «اضطرابی» توصیفِ الگوی رابطه‌ای است، نه برچسبِ شخصیت و نه تشخیص. اگر می‌خواهید جزئیاتش را ببینید، «دلبستگیِ اضطرابی: چرا سکوتِ یک پیام این‌قدر می‌ترساند» همین را باز می‌کند.

چرا وابستگیِ عاطفی «ضعف» نیست؟

دلبستگی یک راهبردِ بقاست، نه نقصِ اخلاقی. فرلی و رویسمن در مرورِ پژوهش‌هایِ طولی نوشتند ارتباطِ سبکِ دلبستگیِ بزرگسال با مراقبتِ دوران کودکی وجود دارد ولی ضعیف و ناهم‌خوان است، و تجربهٔ اولیه سرنوشتِ قطعی نمی‌سازد ⁦(Fraley & Roisman, 2019)⁩. یعنی نه می‌توان همه‌چیز را به کودکی نسبت داد و نه خودتان را محکوم کرد.

الگویی که شما را در رابطه می‌ترساند، زمانی راهی برایِ نزدیک‌ماندن به آدمی مهم بوده است. امروز ممکن است دیگر کار نکند، ولی نشانهٔ «بی‌عرضگی» نیست. شرم از وابستگی معمولاً آن را بدتر می‌کند، چون ترسِ «پس من بیش از حد هستم» را اضافه می‌کند.

امنیتِ دلبستگی چطور رشد می‌کند؟

میکولینسر و شیور مرورِ آزمایش‌هایی را ارائه کردند که نشان می‌دهد تقویتِ موقتِ احساسِ امنیت، حتی با یادآوری یا تصورِ یک رابطهٔ حمایتگر، با سلامتِ روانیِ بهتر و رفتارِ مهربان‌تر همراه است و چرخه‌ای «گسترش و ساخت» را روشن می‌کند ⁦(Mikulincer & Shaver, 2007)⁩. در مرورِ بعدی همین پژوهشگران، امنیت را در بزرگسالی می‌توان از راهِ شریک، نمادهایِ حمایتگر و روان‌درمانی هم تقویت کرد ⁦(Mikulincer & Shaver, 2020)⁩.

این همان چیزی است که گاهی «امنیتِ اکتسابی» می‌نامند: امنیتی که از رابطه‌ای امن، درمان یا تجربه‌های اصلاحی ساخته می‌شود، نه از گذشتهٔ بی‌نقص. من در این مقاله بر شواهدِ تقویتِ امنیت تکیه می‌کنم و ادعا نمی‌کنم همه بتوانند به یک اندازه یا در مدتی معین تغییر کنند.

فینی و کالینز همین منطق را در رابطه توضیح می‌دهند: شریکِ حمایتگر هم در سختی کمک می‌کند و هم دلگرمی می‌دهد که آدم به سمتِ فرصت‌ها و رشدِ خودش برود ⁦(Feeney & Collins, 2015)⁩. یعنی رابطهٔ سالم، هم پناه است هم سکوی پرش.

برای تبدیلِ وابستگی به نزدیکیِ امن چه کنیم؟

این قدم‌ها آزمایشی‌اند، نه دستورالعملِ تضمینی؛ هر کدام را در حدِ توان و با مهربانی امتحان کنید.

نیازتان را نام ببرید. به‌جایِ پرسیدنِ «دوستم داری؟» بگویید: «امشب کمی نگرانم، می‌شود چند دقیقه صحبت کنیم؟» نیازی که شفاف گفته شود، کمتر به اتهام یا کنترل تبدیل می‌شود.

فاصلهٔ کوتاه را تمرین کنید. پیش از چک‌کردنِ گوشی ده دقیقه صبر کنید و ببینید موجِ اضطراب چه می‌کند. معمولاً بالا می‌رود و فرو می‌افتد.

یک چیزِ «مالِ خودم» را زنده کنید: دوستی، ورزش، کلاس، هدفی کوچک. این به معنایِ دورشدن از شریک نیست؛ آن‌چنان که مدلِ گسترشِ خود نشان می‌دهد، رشدِ فردی می‌تواند به رابطه هم برگردد.

پس از هر لحظهٔ دلهره بپرسید: «این ترس از الان است یا از قدیم؟» و اگر شریکتان همراه است، با هم قراری بگذارید که چه کمکی واقعاً آرام‌تان می‌کند. دورهٔ «وابستگیِ عاطفی به رابطه» (جلسهٔ ۱) و «هراسِ رهاشدگی» (جلسهٔ ۹، دلبستگیِ ایمنِ اکتسابی) این مسیر را قدم‌به‌قدم تمرین می‌کنند.

کی باید سراغِ روان‌درمانگر رفت؟

اگر ترسِ رهاشدن یا نیاز به اطمینان روزهایتان را می‌گیرد، خواب، کار یا دوستی‌هایتان را مختل کرده، به رفتارهای کنترلگرانه یا تهدید رسیده، یا خلقتان به‌طور مداوم پایین است، گفتگو با روان‌درمانگر کمک‌کننده است. همین‌طور اگر در رابطه ترس، تحقیر یا کنترل وجود دارد، حمایتِ حرفه‌ای مهم‌تر می‌شود. در بحران یا افکارِ آسیب به خود، فوراً با اورژانس (۱۱۵) یا خطِ ۱۲۳ تماس بگیرید.

درمانگر نمی‌گوید در رابطه بمانید یا بروید؛ کمک می‌کند خواسته‌ها و ترس‌هایتان را از هم جدا کنید تا تصمیم از جایی آرام‌تر گرفته شود. این نوشته جایگزینِ ارزیابی و درمانِ تخصصی نیست.

منابع

  1. Aron, A., Lewandowski, G. W., Jr., Mashek, D., & Aron, E. N. (2013). The self-expansion model of motivation and cognition in close relationships. In J. A. Simpson & L. Campbell (Eds.), The Oxford handbook of close relationships (pp. 90–115). Oxford University Press.
  2. Feeney, B. C. (2007). The dependency paradox in close relationships: Accepting dependence promotes independence. Journal of Personality and Social Psychology, 92(2), 268–285.
  3. Feeney, B. C., & Collins, N. L. (2015). A new look at social support: A theoretical perspective on thriving through relationships. Personality and Social Psychology Review, 19(2), 113–147.
  4. Fraley, R. C., & Roisman, G. I. (2019). The development of adult attachment styles: Four lessons. Current Opinion in Psychology, 25, 26–30.
  5. Hazan, C., & Shaver, P. R. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52(3), 511–524.
  6. Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2007). Boosting attachment security to promote mental health, prosocial values, and inter-group tolerance. Psychological Inquiry, 18(3), 139–156.
  7. Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2020). Enhancing the “broaden and build” cycle of attachment security in adulthood: From the laboratory to relational contexts and societal systems. International Journal of Environmental Research and Public Health, 17(6), 2054.
  8. Murray, S. L., Holmes, J. G., & Griffin, D. W. (2000). Self-esteem and the quest for felt security: How perceived regard regulates attachment processes. Journal of Personality and Social Psychology, 78(3), 478–498.

پرسش‌هایِ کوتاه

فرقِ عشق و وابستگیِ عاطفی چیست؟

در عشقِ سالم، رابطه دنیایِ شما را بزرگ‌تر می‌کند و نیاز به شریک با حفظِ خودتان همراه است. در وابستگیِ ترس‌محور، رابطه بیشتر برایِ دوری از تنهایی یا رهاشدن حفظ می‌شود و خود، دوستان و علایق کم‌رنگ می‌شوند. این مرز مطلق نیست و بسیاری از رابطه‌ها هر دو را دارند.

آیا وابستگیِ عاطفی همیشه ناسالم است؟

نه. پژوهش دلبستگی نشان می‌دهد نیاز به نزدیکی و تکیه بر شریک بخشی طبیعی از عشق است، و شریکی که در زمانِ نیاز پاسخ می‌دهد، فرد را مستقل‌تر هم می‌کند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که وابستگی از ترس بیاید، گم‌شدنِ خود را در پی داشته باشد یا آرامش فقط با اطمینان‌خواهیِ مداوم برگردد.

آیا وابستگیِ عاطفی نشانهٔ ضعف شخصیت است؟

نه. دلبستگی راهبردی برایِ ماندن نزدیکِ آدمِ مهم است و الگوهای اضطرابی اغلب از تجربه‌هایِ گذشته شکل گرفته‌اند. شرمِ زیاد معمولاً ترس را بیشتر می‌کند. بهتر است به‌جایِ قضاوت، الگو را شناخت و قدم‌به‌قدم تمرین‌هایِ تنظیمِ هیجان و گفتگوی روشن را آموخت.

آیا می‌شود دلبستگیِ ایمن‌تر شد؟

شواهد نشان می‌دهد احساسِ امنیت در بزرگسالی هم می‌تواند از راهِ شریکِ حمایتگر، تجربه‌هایِ اصلاحی و روان‌درمانی تقویت شود. سرعت و میزانِ تغییر برایِ همه یکسان نیست و تضمین‌شده نیست، اما سبکِ دلبستگی حکمِ ثابت و پایانیِ سرنوشت هم نیست.

چه وقت برایِ وابستگیِ عاطفی باید به روان‌درمانگر مراجعه کنم؟

اگر ترسِ رهاشدن یا نیازِ اطمینان خواب، کار و دوستی‌هایتان را مختل کرده، رفتار کنترلگرانه یا تهدید پیش آمده، خلقتان مدام پایین است، یا در رابطه ترس و تحقیر وجود دارد. درمانگر برایِ شما تصمیم نمی‌گیرد، بلکه کمک می‌کند خواسته‌ها را از ترس‌ها جدا کنید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ وابستگیِ عاطفی به رابطه

برایِ کسی که در رابطه‌ای — حتی رابطه‌ای امن و باثبات — دائم نگرانِ رهاشدن است، حسِ می‌کند «خودش» را در رابطه گم کرده، یا مدام دنبالِ اطمینان از شریکش می‌گردد. اگر ترسِ رهاشدن مستقل از این رابطه‌ی خاص و بیشتر یک الگویِ درونیِ ریشه‌دار است، دورهٔ «هراسِ رهاشدگی» را هم ببینید؛ اگر نگرانی‌تان دربابِ سلامتِ خودِ رابطه است، دورهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» مناسب‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←