گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

چطور با نوجوان حرف بزنیم که دعوا نشود؟ راهنمایِ گفت‌وگو بدونِ جنگِ قدرت

سلامِ کوتاه، جوابِ تک‌کلمه‌ای، در اتاق بسته، و هر بحثِ ساده‌ای که به داد و فریاد می‌رسد. اگر این صحنه آشناست، تنها نیستید. این مقاله توضیح می‌دهد چرا گفت‌وگو با نوجوان سخت می‌شود، پژوهش دربارهٔ سبکِ فرزندپروری و نظارت چه می‌گوید، چرا آنچه نوجوان خودش تعریف می‌کند از بازرسیِ والد مهم‌تر است، و چه جمله‌هایی ممکن است در عمل کمک کنند. بخشی هم دربارهٔ لحظه‌ای است که رفتارِ نوجوان نشانهٔ خطر است و باید فوراً سراغِ متخصص رفت. هدفِ مقاله آموزشی است و وعدهٔ نتیجه نمی‌دهد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲ آبان ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا گفت‌وگو با نوجوان این‌قدر زود به دعوا می‌رسد؟

یکی از وظایفِ رشدیِ نوجوانی بازتعریفِ استقلال است: نوجوان می‌خواهد در بسیاری از حوزه‌هایِ زندگی خودش تصمیم بگیرد و رابطه با والدین از «تبعیت» به رابطه‌ای برابرتر تغییر می‌کند ⁦(Smetana et al., 2006)⁩. در پژوهش‌هایِ این حوزه، تعارض‌هایِ والد و نوجوان معمولاً دربارهٔ مسائلِ روزمره (اتاق، پوشش، ساعتِ خواب، موبایل) توصیف می‌شود تا موضوع‌هایِ بنیادین.

یعنی بسیاری از دعواها دربارهٔ «چه کسی تصمیم می‌گیرد» است، نه دربارهٔ خودِ موضوع. وقتی بحث بر سرِ ظرف‌هایِ نشسته بالا می‌گیرد، نوجوان ممکن است در واقع برایِ حقِ تصمیم‌گیری بجنگد. این نگاه به شما اجازه می‌دهد از «بردن» به «ماندن در رابطه» برگردید.

یک نکتهٔ مهم: دعوای گاه‌به‌گاه نشانهٔ خرابیِ رابطه نیست. آنچه اهمیت دارد این است که پس از دعوا ترمیم اتفاق بیفتد (جلسهٔ ۹ دورهٔ فرزندپروریِ نسلِ Z دقیقاً دربارهٔ همین است).

سبکِ فرزندپروریِ «مقتدرانه» یعنی چه و آیا واقعاً بهتر است؟

در ادبیات، سبکِ مقتدرانه ترکیبِ گرمی و پاسخ‌گویی با انتظارات و مرزهایِ روشن است؛ در برابرِ آن سبکِ مستبدانه (مرز بدون گرمی) و سبکِ سهل‌گیر یا غایب قرار می‌گیرند. فراتحلیلِ پینکوارت و کاوزر بررسی کرد که رابطهٔ سبک‌هایِ فرزندپروری با مشکلاتِ رفتاری و پیشرفتِ تحصیلی در فرهنگ‌ها و گروه‌هایِ قومیِ مختلف یکسان است یا نه؛ سبکِ مقتدرانه در این مرور عموماً با پیامدهایِ بهتر همراه بود، ولی اندازهٔ رابطه برایِ برخی پیامدها و گروه‌ها فرق می‌کرد ⁦(Pinquart & Kauser, 2018)⁩.

پس دو نتیجهٔ محتاطانه می‌توان گرفت. اول، ترکیبِ «گرم هستم و مرز هم دارم» معمولاً بهتر از «فقط سخت‌گیر» یا «فقط آسان‌گیر» است. دوم، نباید این را فرمولِ جهانی دانست؛ خانوادهٔ شما، فرهنگ‌تان و خودِ نوجوانتان تعیین‌کننده‌اند. این پژوهش‌ها همبستگی را نشان می‌دهند و نمی‌توانند ثابت کنند که تغییرِ سبک، خودبه‌خود رفتارِ نوجوان را تغییر می‌دهد.

فرقِ نظارت و کنترلِ روانی چیست؟

بارِبر مفهومِ «کنترلِ روانی» را مطرح کرد: رفتارهایی مثل القایِ پشیمانی، پس‌گرفتنِ محبت یا تحقیر که احساس و هویتِ نوجوان را هدف می‌گیرد، نه رفتارش را. در گزارشِ او، کنترلِ روانی با افسردگی و در برخی موارد بزهکاری رابطه داشت، در حالی که کنترلِ رفتاری بیشتر به مشکلاتِ برون‌ریزانه مربوط بود ⁦(Barber, 1996)⁩.

به زبانِ ساده: «ساعت ده خانه باش» (مرزِ رفتاری) با «اگر دوستم داشتی این کار را نمی‌کردی» (فشارِ عاطفی) یکی نیست. اولی قابلِ گفت‌وگو و قابلِ ترمیم است؛ دومی نوجوان را میانِ دو انتخابِ بد گیر می‌اندازد: یا تسلیمِ کامل، یا قطعِ رابطه.

یک تمرینِ کوتاه: به جملاتِ این هفته‌تان فکر کنید. کدام‌ها درباره‌یِ رفتار بود («موبایل شب‌ها بیرونِ اتاق») و کدام‌ها دربارهٔ شخصیت یا ارزشِ او («تو همیشه بی‌مسئولیتی»)؟ دومی‌ها را اول عوض کنید.

آیا باید گوشی و رفت‌وآمدِ نوجوان را کنترل کرد؟ پژوهشِ کر و استتین

کر و استتین در نمونه‌ای از ۱٬۱۸۶ نوجوانِ ۱۴ ساله در سوئد و والدینشان نشان دادند آنچه والدین «می‌دانند» با سازگاریِ بهتر نوجوان همراه است، اما بخشِ بیشتری از این رابطه را افشایِ خودانگیختهٔ خودِ نوجوان توضیح می‌داد، نه ردیابی و بازرسیِ والد ⁦(Kerr & Stattin, 2000)⁩.

استتین و کر در همان سال استدلال کردند آنچه در پژوهش‌ها «نظارت» نام گرفته بود بیشتر اندازهٔ «دانستنِ والد» است، و این دانستن عمدتاً از حرف‌زدنِ نوجوان می‌آید ⁦(Stattin & Kerr, 2000)⁩. پژوهشِ طولی بعدیِ کر و همکاران هم، همین بازتفسیرِ «نظارت» را در بُعدِ زمان (طولی) پی گرفت ⁦(Kerr et al., 2010)⁩.

معنایِ عملی این یافته این نیست که «هیچ‌وقت نظارت نکنید». معنایش این است که اگر هدف اطلاع‌داشتن است، راهِ مطمئن‌تر ساختنِ رابطه‌ای است که نوجوان داوطلبانه در آن حرف بزند؛ بازرسیِ پنهانی ممکن است دقیقاً همین راه را ببندد. قاعدهٔ شفافیت: اگر نظارتی لازم است (مثلاً فیلترِ سنِ پایین)، آن را آشکار و با دلیل بگویید.

چه بگوییم؟ جمله‌هایِ عملی برایِ لحظه‌هایِ سخت

این‌ها نسخهٔ قطعی نیستند، نمونه‌هایی‌اند تا با لحنِ خودتان بازنویسی کنید.

• به‌جایِ بازجویی («کجا بودی؟ با کی؟») بگویید: «دلم می‌خواهد بدانم روزت چطور بود. اگر حرف زدن نمی‌خواهی، قبول، ولی من هستم.»

• وقتی عصبانی‌اید: «الان عصبانی‌ام و نمی‌خواهم چیزی بگویم که پشیمان شوم. بیست دقیقه دیگر برگردیم سرِ این حرف.»

• برایِ مرز: «ساعتِ برگشتن را با هم تعیین می‌کنیم. نظرِ تو چیست و من چه چیزی را نمی‌توانم کوتاه بیایم؟»

• وقتی چیزِ سخت می‌گوید (اشتباه، دروغ، ترس): اول قدردانی از گفتن: «ممنونم که به من گفتی.» بعد مشکل. اگر پس از هر اعتراف تنبیه شود، دفعهٔ بعد نخواهد گفت.

• اگر اشتباه کردید: «صدایم را بلند کردم، درست نبود. می‌خواهم دوباره شروع کنیم.»

• هنگامِ گوش‌دادن، پیش از نصیحت بپرسید: «می‌خواهی راه‌حل بدهم یا فقط گوش کنم؟» (جلسهٔ ۵ همین دوره دربارهٔ گوش‌دادنِ بدونِ سخنرانی است.)

چه زمانی و کجا حرف بزنیم؟

گفت‌وگوی مهم در لحظهٔ عصبانیت معمولاً به جایی نمی‌رسد. بسیاری از نوجوان‌ها کنارِ هم‌بودن در ماشین، قدم‌زدن یا آشپزی را راحت‌تر می‌یابند، چون نگاهِ مستقیم و حالتِ «جلسه» در کار نیست. پیام‌دادن هم برایِ بعضی از آن‌ها آسان‌تر است (جلسهٔ ۲ همین دوره).

یک قاعدهٔ سه‌قسمتی: زمانِ آرام، زمانی که هر دو انرژی دارند، و موضوعی که در یک جمله بگنجد. اگر گفت‌وگو به داد و فریاد رفت، توقف خطا نیست؛ ادامه‌دادنِ دعوا خطاست.

چه زمانی نشانهٔ خطر است و باید فوراً کمک گرفت؟

نوجوانی همراه با تغییرِ خلق و دوری از خانواده طبیعی است، ولی بعضی نشانه‌ها «دوره‌یِ گذار» نیستند و نباید منتظر ماند:

• هر صحبت یا نشانه‌ای از آسیب‌زدن به خود یا فکرِ خودکشی، زخم‌ها یا بریدگی‌هایِ توضیح‌داده‌نشده؛

• مصرفِ مواد یا الکل، یا پیدا کردنِ وسایلِ آن؛

• گوشه‌گیریِ شدید و طولانی، رهاکردنِ مدرسه و دوستان، تغییرِ شدیدِ خواب و اشتها؛

• تهدید به آسیب‌رساندن به دیگران، یا ترسِ شدید از کسی.

در این موارد گفت‌وگوی خانگی کافی نیست: همان روز با روان‌شناس یا پزشک تماس بگیرید. اگر خطرِ فوری هست، با اورژانس ۱۱۵ یا اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید و نوجوان را تنها نگذارید. در گفت‌وگو، بدونِ سرزنش بپرسید: «نگرانتم. آیا به آسیب‌زدن به خودت فکر کرده‌ای؟» پرسیدنِ صریح و آرام معمولاً این فکر را در ذهنِ نوجوان نمی‌کارد و می‌تواند راهِ گفت‌وگو را باز کند.

این مقاله آموزشی است و جایگزینِ ارزیابی و درمانِ حرفه‌ای نیست.

منابع

  1. Barber, B. K. (1996). Parental psychological control: Revisiting a neglected construct. Child Development, 67(6), 3296–3319.
  2. Kerr, M., & Stattin, H. (2000). What parents know, how they know it, and several forms of adolescent adjustment: Further support for a reinterpretation of monitoring. Developmental Psychology, 36(3), 366–380.
  3. Kerr, M., Stattin, H., & Burk, W. J. (2010). A reinterpretation of parental monitoring in longitudinal perspective. Journal of Research on Adolescence, 20(1), 39–64.
  4. Pinquart, M., & Kauser, R. (2018). Do the associations of parenting styles with behavior problems and academic achievement vary by culture? Results from a meta-analysis. Cultural Diversity and Ethnic Minority Psychology, 24(1), 75–100.
  5. Smetana, J. G., Campione-Barr, N., & Metzger, A. (2006). Adolescent development in interpersonal and societal contexts. Annual Review of Psychology, 57, 255–284.
  6. Stattin, H., & Kerr, M. (2000). Parental monitoring: A reinterpretation. Child Development, 71(4), 1072–1085.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا نوجوانم با هر حرفی عصبانی می‌شود؟

بخشی از آن به رشدِ طبیعی برمی‌گردد: نوجوان در حالِ بازتعریفِ استقلال است و ممکن است هر توصیه را تهدیدی برایِ حقِ تصمیم‌گیری‌اش بشنود. اما اگر خشم همراهِ گوشه‌گیریِ شدید، آسیب به خود یا مصرفِ مواد است، فقط به رشد نسبت ندهید و با متخصص مشورت کنید.

نظارتِ والدین بر نوجوان بهتر است یا اعتماد؟

پژوهشِ کر و استتین نشان داد آنچه والدین می‌دانند بیشتر از افشایِ داوطلبانهٔ نوجوان می‌آید تا بازرسی. پس اعتماد و رابطهٔ امن راهِ اطلاع‌داشتن را باز می‌کند، ولی این به معنیِ نبودنِ مرز نیست؛ مرزهایِ روشن و آشکار هنوز لازم‌اند.

کنترلِ روانی در رابطهٔ والد و نوجوان یعنی چه؟

یعنی فشارِ عاطفی که احساس و هویتِ نوجوان را هدف می‌گیرد، مثل القایِ پشیمانی، پس‌گرفتنِ محبت یا تحقیر. بارِبر نشان داد این الگو با افسردگی رابطه دارد (همبستگی، نه اثباتِ علت). بهتر است مرز را دربارهٔ رفتار بگویید، نه دربارهٔ ارزشِ او.

اگر نوجوانم هیچ‌چیز به من نمی‌گوید چه کنم؟

فوراً فشار نیاورید و بازجویی نکنید. فرصت‌هایِ کم‌فشار بسازید، مثل ماشین یا قدم‌زدن، و وقتی چیزی می‌گوید اول تشکر کنید و تنبیه نکنید. اگر سکوتش با غمگینیِ شدید، افتِ درس یا دوری از دوستان همراه است، با روان‌شناس مشورت کنید.

چه زمانی برایِ نوجوان باید کمکِ حرفه‌ای گرفت؟

اگر نشانه‌ای از فکر یا اقدام به آسیب‌زدن به خود، مصرفِ مواد یا الکل، گوشه‌گیریِ شدید و طولانی یا تغییرِ شدیدِ خواب و اشتها دیدید، منتظر نمانید و همان روز با روان‌شناس یا پزشک تماس بگیرید. در خطرِ فوری با ۱۱۵ یا ۱۲۳ تماس بگیرید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ فرزندپروریِ نسلِ Z

برایِ پدر و مادرِ فرزندِ نوجوان یا جوانی که احساس می‌کنند از او فاصله گرفته‌اند، مدام در تنش یا سوءتفاهم هستند، یا نمی‌دانند چطور با تفاوتِ باور، سبکِ ارتباطیِ دیجیتال، یا نگاهِ متفاوتش به موفقیت کنار بیایند. اگر نگرانِ رفتارِ پرخطرِ جدی یا نشانه‌هایِ بالینیِ فرزندتان هستید، در کنارِ این دوره حتماً با دفتر هم مشورت کنید.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←