وقتی زوجها سبکِ فرزندپروریِ متفاوت دارند
یکی میگوید «نه، امشب تلویزیون ممنوع است»؛ دقیقهای بعد، دیگری اجازه میدهد. فرزند سریع یاد میگیرد به کدام والد مراجعه کند برایِ چه چیزی — و این الگو، اگر ادامه یابد، هم اقتدارِ والدین را زیرِ سؤال میبرد و هم زمینهسازِ دعواهایِ تکراری بینِ زوج میشود.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
چرا این تفاوت تقریباً اجتنابناپذیر است
هرکس سبکِ فرزندپروریِ خود را از تجربهٔ دوران کودکیِ خودش میسازد — چیزی که در خانوادهی خودش دیده یا آرزو داشته متفاوت بود. دو نفر با دو تاریخچهٔ متفاوت، تقریباً همیشه نقاطِ اختلافی در فرزندپروری خواهند داشت؛ خودِ این تفاوت مشکل نیست، نحوهٔ مدیریتش مشکلساز میشود.
چرا جبههٔ متحد اهمیت دارد
حتی اگر دو والد در پشتِ صحنه اختلافِ نظر دارند، نشاندادنِ یک جبههٔ نسبتاً متحد در حضورِ فرزند، اقتدارِ هر دو را حفظ میکند. اختلافنظرها بهتر است در گفتوگویِ خصوصی، نه در لحظهی تصمیمگیری جلویِ فرزند، حل شوند.
خطرِ ائتلافِ فرزند با یک والد
وقتی تفاوتِ سبک مدیریت نشود، فرزند بهسرعت یاد میگیرد از کدام والد چه چیزی بخواهد — الگویی که به آن «شقاق والدینی» میگویند. این الگو، در بلندمدت، هم اقتدارِ والدِ سختگیرتر را تضعیف میکند و هم به فرزند مهارتِ نادرستِ دستکاریِ سیستم را میآموزد.
توافق بر سرِ قوانینِ اصلی، نه همهچیز
هدف، یکسانشدنِ کاملِ دو والد نیست — این غیرِواقعی و حتی غیرِضروری است. هدف، توافق بر سرِ چند قانونِ اصلی (ساعتِ خواب، مصرفِ گوشی، احترام) است، درحالیکه در جزئیاتِ کوچکتر، هرکدام میتواند سبکِ خودش را داشته باشد.
نقشِ خانوادهیِ اصلی در این تفاوت
گاهی این تفاوت ریشه در تفاوتِ فرهنگی یا خانوادگیِ عمیقتری دارد — یکی از خانوادهای با کنترلِ شدید، دیگری از خانوادهای بسیار آزاد آمده. شناختِ این ریشه، بحث را از «کدام روش درست است» به «چطور میتوانیم زمینِ مشترکی پیدا کنیم» تغییر میدهد.
زمانِ مناسب برایِ این گفتوگو
بهترین زمان برایِ توافق بر سرِ قوانین، لحظهیِ آرام و بدونِ فرزند در اتاق است — نه وسطِ یک بحرانِ رفتاری. برخی زوجها یک قرارِ ماهانه برایِ مرورِ قوانینِ فرزندپروری میگذارند، دقیقاً مثلِ یک «جلسهٔ مالی» اما برایِ فرزندپروری.
وقتی این تفاوت به دعوایِ دائمی تبدیل شده
اگر این موضوع سالهاست بدونِ پیشرفت تکرار میشود، کمکِ یک مشاورِ خانواده میتواند الگویِ زیرین را روشن کند — گاهی این دعوا دیگر دربارهٔ فرزندپروری نیست، بلکه بازتابی از یک تعارضِ قدرتیِ عمیقترِ بینِ زوج است.
نقشِ سختیگیریِ بیشازحد در برابرِ آسانگیریِ افراطی
پژوهشها نشان میدهند نه سبکِ کاملاً کنترلگر و نه سبکِ کاملاً بیقانون، بهترین نتیجه را برایِ فرزند میسازند — سبکی که هم گرمی و هم قاعدهمندی دارد (سبکِ «مقتدرانه») معمولاً بهترین پیامدها را دارد. وقتی یکی از والدین به یک سویِ طیف و دیگری به سویِ دیگر میرود، فرزند اغلب هیچکدام از این دو مزیت را کامل دریافت نمیکند.
کمک از یک ناظرِ بیرونی
گاهی خودِ زوج آنقدر درگیرِ تفاوتِ سبکهایشان هستند که نمیتوانند نقطهٔ مشترک را ببینند. یک دوستِ مورداعتماد، یک عضوِ خانوادهی بیطرف، یا یک مشاور، میتواند از بیرون الگویِ تکراری را نشان دهد که خودِ زوج در وسطِ آن نمیبینند.
به فرزند اجازه دهید هر دو والد را متفاوت بشناسد
فرزند لازم نیست دقیقاً یک تجربه از هر دو والد داشته باشد — تنوعِ سالمِ سبکها، در حدِ معقول، حتی میتواند فرزند را با انعطافِ بیشتری آشنا کند. هدف، حذفِ کاملِ تفاوت نیست؛ هدف، اطمینان از این است که این تفاوت به تعارضِ آشکار و تضعیفِ اقتدار تبدیل نشود.
الگویِ فرزندپروریِ خودِ زوج در آینده
نحوهٔ مدیریتِ این اختلاف، خودش الگویی میشود که فرزند از آن یاد میگیرد — چطور دو نفر با نظراتِ متفاوت، بدونِ تحقیرِ یکدیگر، به توافق برسند. این یادگیریِ ضمنی، گاهی حتی مهمتر از خودِ قانونی است که در نهایت انتخاب میشود.
وقتی تفاوتِ سبک ریشه در نقشِ سنتیِ جنسیتی دارد
در برخی خانوادهها، انتظاراتِ سنتی دربارهٔ اینکه «پدر باید سختگیر باشد» یا «مادر باید مهربان باشد» ناخودآگاه سبکهایِ فرزندپروری را شکل میدهد، حتی وقتی هیچکدام از والدین واقعاً با آن نقش راحت نیستند. آگاهی از این الگویِ ناخودآگاه، فرصتی میدهد تا سبکِ فرزندپروری بر پایهی شخصیتِ واقعیِ هرکدام انتخاب شود، نه انتظاراتِ از پیشتعیینشده.
کتاب و منابعِ مشترک بهعنوانِ زبانِ مشترک
برخی زوجها با خواندنِ یک کتابِ فرزندپروری با هم — نه بهعنوانِ راهحلِ قطعی، بلکه بهعنوانِ زبانِ مشترک — به توافقِ سریعتری میرسند. اصطلاحاتِ مشترکی که از یک منبعِ بیرونی میآیند، اغلب راحتتر از پیشنهادهایِ شخصیِ هرکدام از زوجین پذیرفته میشوند، چون حسِ «تحمیل از سویِ دیگری» را ندارند.
وقتی فرزند از این اختلاف آگاه است
فرزندانِ بزرگتر و نوجوانان معمولاً کاملاً متوجهِ تفاوتِ سبکِ والدینشاناند، حتی اگر چیزی نگویند. صحبتِ صادقانه و متناسب با سن دربارهٔ اینکه «ما گاهی نظرِ متفاوت داریم، اما هر دو دوستت داریم» میتواند به فرزند اطمینان دهد که این تفاوت، تهدیدی برایِ ثباتِ خانواده نیست.
پرسشهایِ کوتاه
چرا فرزندم بینِ من و همسرم فرقِ رفتار میگذارد؟
وقتی تفاوتِ سبکِ فرزندپروری مدیریت نشود، فرزند بهسرعت یاد میگیرد از کدام والد چه چیزی بخواهد — الگویی که «شقاق والدینی» نامیده میشود. توافق بر سرِ چند قانونِ اصلی و نشاندادنِ جبههٔ نسبتاً متحد، این الگو را کاهش میدهد.
آیا باید کاملاً همسبک باشیم یا اختلافِ سلیقه اشکالی ندارد؟
یکسانشدنِ کامل نه لازم است و نه واقعبینانه. هدف، توافق بر سرِ قوانینِ اصلی — ساعتِ خواب، مصرفِ گوشی، احترام — است، درحالیکه در جزئیاتِ کوچکتر هرکدام میتواند سبکِ خودش را حفظ کند.
بهترین زمان برایِ حلکردنِ اختلافِ فرزندپروری با همسرم کِی است؟
لحظهیِ آرام و بدونِ حضورِ فرزند، نه وسطِ یک بحرانِ رفتاری. برخی زوجها یک قرارِ ماهانهٔ ثابت برایِ مرورِ قوانینِ فرزندپروری میگذارند تا این گفتوگوها از دلِ تنشِ لحظهای بیرون بیایند.
دورهای مرتبط در گُدار
ترکِ فرزندپروریِ مشترک بعدِ جدایی
برایِ پدر و مادری که رابطهشان تمام شده اما فرزندِ مشترکی دارند و باید برایِ سالها با هم هماهنگ بمانند. این دوره دربارهٔ بازگشت به رابطهی زناشویی یا پردازشِ سوگِ جدایی نیست — برایِ آن، بستهٔ «بعدِ جدایی» نقطهٔ شروعِ درستتری است؛ اینجا فقط دربارهٔ رابطهی فرزندپروریای است که ادامه دارد.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع