والدین سمی: والدین کنترلگر، مادرِ سردِ عاطفی، پدرِ عاطفیِ غایب، تحقیرِ کودک و محبتِ مشروط
عبارتِ «والدین سمی» در شبکهها زیاد شنیده میشود، ولی پشتِ آن چند الگویِ مشخص و پژوهششده هست: والدین کنترلگر، مادرِ سردِ عاطفی، پدرِ عاطفیِ غایب، تحقیرِ کودک و محبتِ مشروط. در این مقاله این الگوها را بدونِ برچسبزنی و بدونِ مقصرسازیِ والدین یا شما توضیح میدهم، تفاوتِ «والدِ ناکامل» و «والدِ آسیبزا» را روشن میکنم و میگویم در بزرگسالی چه میشود کرد. موضوعِ کلیتر را در مقالهیِ والدینِ سمی در بزرگسالی خواندهاید؛ اینجا تمرکز بر خودِ الگوهاست.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
والدِ ناکامل، والدِ آسیبزا
هیچ والدی کامل نیست. همهیِ ما گاهی خسته، بیحوصله یا تندخو بودهایم و کودک معمولاً از چنین لحظههایی آسیبِ ماندگار نمیبیند، بهویژه اگر بعدش ترمیم شود. معیارِ مهم «یک اشتباه» نیست، «الگوی تکرارشونده» و نبودِ ترمیم است.
وقتی میگوییم والدِ آسیبزا، منظور والدی است که بهطورِ پایدار نیازهایِ هیجانیِ کودک را نادیده میگیرد، او را کنترل یا تحقیر میکند یا محبتش را مشروط میکند، و کودک راهی برایِ گفتن یا اصلاحِ این وضع ندارد. این تعریف تشخیص نیست؛ توصیفِ الگوست و تنها شما میتوانید بگویید تجربهیِ شما چه بوده است.
یک راهِ ساده برایِ سنجش این است که بپرسید: وقتی در کودکی اشتباه میکردم یا ناراحت بودم، معمولاً چه اتفاقی میافتاد؟ آیا کسی کنارم میماند و کمک میکرد، یا تنبیه، تمسخر و سکوت میدید؟ پاسخِ این پرسش بهتنهایی حکم نیست، ولی نقطهیِ شروعِ خوبی برایِ فهمیدنِ تجربهتان است. به یاد داشته باشید که حافظهیِ گذشتهنگر کامل نیست و ممکن است با آنچه دیگران به یاد دارند فرق کند؛ هر دو اطلاعاتی دارند (Baldwin et al., 2019)، ولی یکی نیستند.
والدین کنترلگر و «کنترلِ روانشناختی»
بریان باربر (۱۹۹۶) کنترلِ روانشناختی را سازهای جدا از نظارت و قانونگذاریِ معمول معرفی کرد: کنترلی که بهجایِ رفتارِ کودک، دنیایِ درونیِ او را هدف میگیرد؛ مثلاً با سرزنشِ دادن، پسگرفتنِ محبت، سکوتِ تنبیهی یا نادیدهگرفتنِ احساساتش. نظارتِ معقول («ساعتِ برگشتنت را بگو») با اینها فرق دارد.
نشانههایش در بزرگسالی میتواند این باشد: دشواری در تصمیمگیریِ مستقل، احساسِ گناه هنگامِ مخالفت، یا نیازِ دائمی به تأییدِ دیگران. اینها همبستگیهایی است که پژوهشها گزارش کردهاند، نه حکمِ قطعی برایِ هر فرد.
مادرِ سردِ عاطفی و پدرِ عاطفیِ غایب
«مادرِ سرد» یا «پدرِ غایب» لزوماً یعنی والدی بدخواه. ممکن است در خانه حاضر باشد، نانآور و مسئول باشد، ولی از نظرِ هیجانی در دسترس نباشد: به احساساتِ کودک پاسخ نمیدهد، آغوش و کلمهیِ محبت کم است، و کودک میآموزد نیازش را پنهان کند. اگر این الگو را در زندگیتان میشناسید، مقالهیِ غفلتِ عاطفی در کودکی را هم ببینید.
پشتِ این سردی اغلب داستانی هست: والدینی که خودشان در خانوادهای بیعاطفه بزرگ شدهاند و الگویِ دیگری ندیدهاند، افسردگیِ درماننشده، فشارِ مالی، مهاجرت و جداییِ از خانواده، کارِ طولانی، یا باورهایی که میگفت «محبتِ زیاد لوس میکند». این توضیحها اثرِ سردی را از بین نمیبرند، ولی کمک میکنند والد را فقط «بد» یا فقط «بیگناه» نبینید.
تحقیرِ کودک و محبتِ مشروط
تحقیر یعنی کوچککردنِ مکرر: مسخرهکردن، مقایسه، لقبهایِ تحقیرآمیز، یا شرمندهکردنِ کودک جلویِ دیگران. با اینکه گاهی با نیتِ «بارآوردن» انجام میشود، کودک آن را چنین نمیخواند؛ از آن «من بدم» را میشنود. دربارهٔ ریشههایِ شرم به مقالهیِ شرم و خودسرزنشگری بعد از کودکی نگاه کنید.
محبتِ مشروط یعنی توجه و گرمی در ازایِ نمره، اطاعت یا موفقیت. آسور، راث و دسی (۲۰۰۴) در چارچوبِ نظریهیِ خودتعیینگری نشان دادند «توجهِ مشروط» با پیامدهایِ هیجانیِ ناخوشایندی همراه است، از جمله احساسِ ناخوشایند نسبت به والد و فشارِ درونی برایِ برآوردنِ انتظارات. این یافتهها عمدتاً از گزارشِ خودِ شرکتکنندگان است و علّیتِ قطعی ثابت نمیکند.
پژوهش دربارهٔ پذیرش و طرد میگوید
رونالد رونر در نظریهیِ پذیرش-طرد والدینی (۲۰۰۴) میگوید کودکها در همهجا به گرمی و پذیرشِ والدین نیاز دارند. خلاصهیِ فراتحلیلیِ خلیق و رونر (۲۰۱۲) که پژوهشهایی از فرهنگهایِ گوناگون را گرد آورد، میان احساسِ پذیرفتهشدن از والدین و سازگاریِ روانیِ بعدی رابطهای در سراسرِ فرهنگها گزارش کرد.
دو نکتهیِ احتیاطی: بیشترِ این پژوهشها همبستگی است و «احساسِ» فرد از پذیرش را میسنجد، و فرهنگها شکلِ ابرازِ محبت را فرق میدهند. ولی اینکه کودک گرمی نمیبیند یا تحقیر میشود، در هیچ فرهنگی خنثی نیست.
در بزرگسالی چه میتوان کرد
اول، سوگِ والدِ ایدهآل: بسیاری از ما سالها امید داریم والد روزی همان کسی شود که لازم داشتیم. پذیرفتنِ اینکه شاید نشود غمگینکننده است، ولی انرژیِ زیادی را آزاد میکند. این غم طبیعی است و بخشی از بهبود.
دوم، مرز: مرز یعنی تصمیم میگیرید چه چیزی را بپذیرید، نه اینکه والد را تنبیه کنید. میشود مدتِ تماس را کوتاه کرد، از موضوعاتِ دردناک بیرون آمد، یا به جملهیِ ثابتی مثل «ترجیح میدهم دربارهیِ این بحث نکنیم» رسید. اگر نگرانِ واکنشاید، دورهیِ مرزهایِ خانوادگی در کتابخانه کمک میکند.
مرز گذاشتن معمولاً در ابتدا با احساسِ گناه همراه است، بهویژه اگر در خانه یاد گرفته باشید که مخالفت یعنی ناسپاسی. این گناه الزاماً نشانهیِ اشتباهبودنِ مرز نیست؛ گاهی فقط نشانهیِ آن است که الگوی قدیمی دارد تکان میخورد. با قدمهایِ کوچک شروع کنید و ببینید چه میشود، نه با رویارویییِ بزرگ.
سوم، دقت در داوری: همهیِ رفتارهایِ والدین را به یک نام نخوانید. گاهی بخشی از رابطه سالم و بخشی آسیبزاست و همین تفکیک به شما کمک میکند تصمیم بگیرید چه چیزی را نگه دارید.
درمان و کمکِ حرفهای
اگر اثرِ این الگوها در روابط، اعتمادبهنفس، اضطراب یا افسردگیتان مانده، درمان میتواند مفید باشد. درمانِ طرحوارهمحور، درمانهایِ متمرکز بر تروما و رویکردهایِ مبتنی بر شفقت از گزینههاییاند که درمانگرانِ آموزشدیده به کار میبرند؛ نتیجه برایِ هر فرد متفاوت است و تضمینی نیست.
اگر در رابطه با والدین خشونت یا تهدید هست، یا خودتان را در خطر میبینید، تنها به مقاله بسنده نکنید و با یک متخصص صحبت کنید.
یادآوریِ مهم
این مقاله جایگزینِ ارزیابی و درمانِ حضوری نیست. اگر افکارِ آسیب به خود دارید یا در خطرِ فوری هستید، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.
منابع
- Baldwin, J. R., Reuben, A., Newbury, J. B., & Danese, A. (2019). Agreement between prospective and retrospective measures of childhood maltreatment: a systematic review and meta-analysis. JAMA Psychiatry, 76(6), 584–593.
- Barber, B. K. (1996). Parental psychological control: revisiting a neglected construct. Child Development, 67(6), 3296–3319.
- Rohner, R. P. (2004). The parental "acceptance-rejection syndrome": universal correlates of perceived rejection. American Psychologist, 59(8), 830–840.
- Khaleque, A., & Rohner, R. P. (2012). Pancultural associations between perceived parental acceptance and psychological adjustment of children and adults: a meta-analytic review of worldwide research. Journal of Cross-Cultural Psychology, 43(5), 784–800.
- Assor, A., Roth, G., & Deci, E. L. (2004). The emotional costs of parents' conditional regard: a self-determination theory analysis. Journal of Personality, 72(1), 47–88.
- Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner's Guide. Guilford Press.
پرسشهایِ کوتاه
تفاوتِ والدِ ناکامل و والدِ سمی چیست؟
والدِ ناکامل گاهی اشتباه میکند ولی معمولاً میتواند عذرخواهی و ترمیم کند. در الگویِ آسیبزا، تحقیر، کنترل یا بیتوجهی تکرار میشود و کودک جایی برایِ گفتن یا اصلاح ندارد. معیار فراوانی، شدت و نبودِ ترمیم است، نه یک شبِ بد.
اگر مادرم سرد بود اما نیازهایِ مادیام را تأمین میکرد، باز هم آسیب است؟
ممکن است. تأمینِ نیازهایِ مادی مهم است ولی جایگزینِ گرمی و پاسخگوییِ هیجانی نمیشود. میتوانید هم قدردانِ تلاشهایش باشید و هم دردِ نبودِ گرمی را جدی بگیرید؛ این دو با هم تناقض ندارند.
آیا والدینِ سمی را باید از زندگیام حذف کنم؟
تصمیمِ یکسانی برای همه وجود ندارد. گزینهها از قطع تماس تا مرزگذاریِ مشخص و کاهشِ تماس متغیرند. بسته به امنیت، ارزشها و ظرفیتِ شما میتوان با یک درمانگر این انتخاب را سنجید و بعداً هم تغییر داد.
چطور سوگِ والدی را که هیچوقت نداشتم بگیرم؟
بپذیرید که نیازی واقعی ناپاسخ مانده و غمگینشدن برایش درست است. نوشتن، گفتن به فردی امن و درمان کمک میکند. سوگ یعنی رهاکردنِ امیدِ تغییرِ گذشته، نه فراموشی یا نفرت.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ رابطه با والدینِ سمی
برایِ کسی که از کودکی حسی مبهم و بینام همراهش بوده و حالا میخواهد بفهمد آن حس چه بود — نه برایِ صدورِ حکم علیهِ والدینش، بلکه برایِ فهمِ خودش. اگر مسئلهتان مهارتِ کلیِ مرزگذاری با خانواده است نه پردازشِ تجربهیِ خودِ رابطه، «ترکِ مرزگذاری با خانوادهیِ اصلی» نقطهی شروعِ سبکترش است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع