گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

سوگ چیست؟ راهنمایِ کاملِ سوگ: علائم، انواع، مدل‌ها، آنچه کمک می‌کند و زمانِ کمکِ حرفه‌ای

سوگ پاسخِ طبیعیِ انسان به از دست دادن است: مرگِ عزیز، جدایی، مهاجرت، بیماری، خیانت یا هر فقدانِ عمیق. با این حال بیشترِ ما نمی‌دانیم چه انتظاری داشته باشیم و دیگران هم اغلب نمی‌دانند چه بگویند. این راهنما می‌گوید سوگ چیست، چه علائمی دارد، چه انواعی دارد، چرا «پنج مرحله» تصویرِ کاملی نیست، چه چیزی کمک می‌کند و چه زمانی سوگ به کمکِ حرفه‌ای نیاز دارد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

سوگ چیست؟

سوگ (grief) واکنشِ هیجانی، جسمی، شناختی و رفتاری به فقدان است؛ «سوگواری» (mourning) بیانِ بیرونیِ آن و آداب و رسومِ مربوط است. وردن (۲۰۱۸) سوگ را فرایندی می‌داند که در آن فرد باید با واقعیتِ فقدان روبه‌رو شود، درد را تجربه کند، با دنیای بدونِ فقیده سازگار شود و پیوندی تازه با او بسازد.

سوگ فقط غم نیست: گاهی خشم، گناه، ترس، بی‌حسی، آرامش یا حتی شادی‌هایِ گذرا هم هست. همهٔ این‌ها در دامنهٔ طبیعی‌اند.

علائمِ سوگ

هیجانی: غم، دلتنگی، خشم، گناه، اضطراب، بی‌حسی. جسمی: خستگی، کم‌خوابی یا پرخوابی، تغییر اشتها، تپشِ قلب، درد (مقالهٔ «سوگ در بدن»). شناختی: حواس‌پرتی، فراموشی، افکارِ مزاحم دربارهٔ فقیده، حسِ حضورِ او. رفتاری: گریه، کنارکشیدن، جست‌وجو، پرهیز از یادآورها.

شدت و شکلِ این علائم در افراد متفاوت است و در طولِ زمان موج‌وار می‌آیند، نه خطی.

اسطورهٔ «پنج مرحله»

کوبلر-راس (۱۹۶۹) پنج مرحلهٔ انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی و پذیرش را برایِ بیمارانِ در حالِ مرگ توصیف کرد؛ این الگو بعدها به‌اشتباه برایِ همهٔ سوگواران تعمیم یافت. پژوهش‌ها نشان نداده‌اند که سوگواران این مراحل را به ترتیب طی می‌کنند. مقالهٔ «پنج مرحلهٔ سوگ از کجا آمد» این را مفصل توضیح می‌دهد.

پیامدِ این اسطوره آسیب‌زاست: کسی که «مرحله‌اش» را طی نمی‌کند فکر می‌کند اشتباه سوگواری می‌کند. هیچ ترتیبِ درستی وجود ندارد.

مدلِ دوفرایندی: رفت‌وآمد میانِ دو قطب

استروبه و شوت (۱۹۹۹) مدلِ «فرایندِ دوگانهٔ مقابله با سوگ» را ارائه دادند: سوگوار میانِ جهت‌گیریِ فقدان‌محور (غم، دلتنگی، مرور خاطره) و جهت‌گیریِ ترمیم‌محور (سازگاری با زندگیِ جدید، کارها، نقش‌ها) نوسان می‌کند. این نوسان طبیعی و سالم است و گاهی به «وقفه از سوگ» نیاز داریم.

پس اینکه امروز می‌خندید و فردا می‌شکنید، یا مدتی را صرفِ کارهای عملی می‌کنید، نشانهٔ سوگواریِ ناقص نیست؛ بخشی از همین رفت‌وآمد است.

تاب‌آوری: بیشترِ ما از سوگ عبور می‌کنیم

بونانو (۲۰۰۴) در مرورِ پژوهش‌ها نشان داد بخشِ بزرگی از افراد پس از فقدان الگوی «تاب‌آوری» را نشان می‌دهند: کارکردِ نسبتاً پایدار با اختلالی خفیف و گذرا. گروهِ دیگری مسیرِ «بهبودی» را می‌روند: ابتدا پریشانیِ شدید، سپس کاهشِ تدریجی و بازگشت به عملکرد. فقط گروهی (حدود ده تا بیست درصد، بسته به پژوهش) سوگِ طولانی‌تر و شدیدتر دارند. تاب‌آوری به معنایِ نداشتنِ غم نیست؛ به معنایِ توانِ ادامه با وجودِ آن است.

پس لازم نیست هر سوگواری «درمان» شود؛ اغلب حمایتِ اجتماعی و زمان کافی است.

انواعِ سوگ

سوگِ عادی: درد شدید که به‌تدریج کم می‌شود. سوگِ پیچیده/طولانی‌مدت: شدتِ مداومِ دلتنگی و ناتوانی در عملکرد که ماه‌ها طول می‌کشد (مقالهٔ «سوگِ پیچیده»). سوگِ مبهم: فقدانی که روشن نیست (مثلاً فرد حاضر است ولی تغییر کرده، یا ناپدید شده) (مقالهٔ «سوگِ مبهم»). سوگِ بی‌حق (محروم‌شده): فقدانی که جامعه آن را به رسمیت نمی‌شناسد (حیوانِ خانگی، سقط، معشوقِ پنهان). سوگِ پیش‌بینی‌شده: سوگواری پیش از مرگ.

اگر در این فهرست خودتان را می‌بینید، مقاله‌هایِ مربوط (سوگِ حیوانِ خانگی، سقط، مهاجرت و ...) جزئیات بیشتری دارند.

چه چیزی کمک می‌کند؟

اجازهٔ سوگواری بدونِ زمان‌بندیِ دیگران؛ حمایتِ اجتماعی (یک نفر که فقط کنارتان باشد)؛ روتینِ بدنی (خواب، غذا، حرکت)؛ بیان (گفتن، نوشتن، هنر)؛ آیین‌ها (یادبود، سالگرد)؛ حفظِ پیوند با فقیده به شکلی سازگار (داستان‌ها، خاطره‌ها، ارزش‌هایی که او نمایندهٔ آن بود) و پرهیز از فشار («باید قوی باشی»). مقالهٔ «کنارِ کسی که سوگوار است» هم برایِ اطرافیان کاربردی است.

و اگر خودتان سوگواری را «اشتباه» می‌بینید، به یاد بیاورید: هیچ راهِ درستِ واحدی نیست.

سوگ و فرهنگ و آیین

سوگواری در فرهنگ‌ها متفاوت است: در بعضی، گریهٔ علنی طبیعی است و در بعضی تحسین‌شده نیست؛ بعضی آیین‌هایِ زمان‌بندی‌شده دارند (روزِ سوم، هفتم، چهلم، سالگرد)، بعضی نه. آیین‌ها می‌توانند ساختاری حمایتی بدهند: جمع می‌شویم، یاد می‌کنیم، و جامعه کنارِ سوگوار می‌ماند.

اگر آیین‌هایِ فرهنگِ شما برایتان کمک‌کننده است، از آن‌ها استفاده کنید؛ و اگر نه، خودتان آیینی شخصی بسازید: نوشتنِ نامه، کاشتنِ درخت، پختنِ غذایِ دوستِ‌داشتهٔ او.

چه زمانی کمکِ حرفه‌ای لازم است؟

پریگرسون و همکاران (۲۰۰۹) معیارهایی برایِ «اختلالِ سوگِ طولانی» پیشنهاد کردند: دلتنگیِ شدید و پایدار و درگیریِ ذهنی با فقیده، همراه با اختلال در زندگی، حداقل شش ماه یا بیشتر پس از فقدان. نشانه‌هایِ نیازِ فوری: افکارِ آسیب به خود، حس اینکه زندگی بدونِ او بی‌معناست، ناتوانی کامل در عملکرد، یا سوءمصرفِ مواد.

در چنین مواردی با روان‌شناس یا مرکزِ مشاوره تماس بگیرید. دورهٔ «سوگ و فقدان» در گُدار ده جلسه از «سوگ چیست» تا «زندگی‌ای که دوباره ساخته می‌شود» دارد. در بحران: اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳، اورژانس ۱۱۵.

منابع

  1. Worden, J. W. (2018). Grief Counseling and Grief Therapy: A Handbook for the Mental Health Practitioner (5th ed.). Springer.
  2. Kübler-Ross, E. (1969). On Death and Dying. Macmillan.
  3. Stroebe, M., & Schut, H. (1999). The dual process model of coping with bereavement: Rationale and description. Death Studies, 23(3), 197–224.
  4. Bonanno, G. A. (2004). Loss, trauma, and human resilience: Have we underestimated the human capacity to thrive after extremely aversive events? American Psychologist, 59(1), 20–28.
  5. Prigerson, H. G., Horowitz, M. J., Jacobs, S. C., et al. (2009). Prolonged grief disorder: Psychometric validation of criteria proposed for DSM-V and ICD-11. PLoS Medicine, 6(8), e1000121.

پرسش‌هایِ کوتاه

آیا مراحلِ سوگ (پنج مرحله) واقعی‌اند؟

الگویِ کوبلر-راس برایِ بیمارانِ در حالِ مرگ بود و بعدها به‌اشتباه به همهٔ سوگواران تعمیم یافت. پژوهش‌ها نشان نداده‌اند سوگواران این مراحل را به ترتیب طی کنند. هیچ ترتیبِ درستی وجود ندارد و سوگ موج‌وار است؛ نگرانِ «مرحله‌ام» نباشید.

چرا یک روز می‌خندم و روزِ بعد می‌شکنم؟

طبق مدلِ دوفرایندی استروبه و شوت، سوگوار میانِ جهت‌گیریِ فقدان‌محور (غم، دلتنگی) و ترمیم‌محور (سازگاری با زندگیِ جدید) نوسان می‌کند. این نوسان طبیعی و سالم است و گاهی «وقفه از سوگ» لازم است. نشانهٔ سوگواریِ ناقص نیست.

چه زمانی سوگ نیازمندِ کمکِ حرفه‌ای است؟

اگر دلتنگیِ شدید و درگیریِ ذهنی با فقیده شش ماه یا بیشتر ادامه دارد و زندگی را مختل کرده، یا افکارِ آسیب به خود، حسِ بی‌معنایی زندگی، ناتوانیِ کامل یا سوءمصرفِ مواد هست، با روان‌شناس تماس بگیرید. در بحران: اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا اورژانس ۱۱۵.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ سوگ و فقدان

برایِ کسی که عزیزی را از دست داده — چه هفته‌ی گذشته و چه سال‌ها پیش. اگر مرگ ناگهانی، خشونت‌آمیز یا خودخواسته بوده، این دوره می‌تواند کمک کند اما کافی نیست: آنجا نشانه‌هایِ آسیب هم در کارند و ترتیبِ درمان را باید با درمانگر تعیین کرد.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←