یونگ و تولدِ درونگرایی-برونگرایی
جلسهٔ ۱ از ۶ · درونگرایی و برونگرایی
کارل گوستاو یونگ در ۱۹۲۱، برایِ نخستینبار، درونگرایی و برونگرایی را نه بهعنوانِ برچسبِ رفتاری بلکه بهعنوانِ جهتگیریِ بنیادینِ انرژیِ روانی صورتبندی کرد — دوگانهای که از دلِ جداییاش از فروید بیرون آمد و امروز، شاید بدونِ آنکه بدانیم، پشتِ بسیاری از حرفهایِ روزمرهمان دربابِ خودمان نشسته.
رویکردِ درمانی: تاریخِ روانشناسی؛ تایپولوژیِ یونگی
این جلسه برایِ چه کسی است
برایِ کسی که کلمههایِ «درونگرا» و «برونگرا» را هر روز جایی میشنود — از تستهایِ استخدام تا گفتوگویِ دوستانه — اما هرگز نپرسیده این دوگانه از کجا آمده، چهکسی اول آن را صورتبندی کرد، و چرا دقیقاً همان دو نظریهیِ فروید و آدلر که در فلسفهی علم بهعنوانِ نمونهی شبهعلم شهرت دارند، پایِ ماجرا وسطاند.
در این جلسه چه میگذرد
این ماژول همان پرسشهایِ روششناختیِ آشنا در فلسفهیِ علمِ روانشناسی — چه چیزی یک ادعا را «علمی» میکند، و روانشناسی چطور مفاهیمش را میسازد، میسنجد، و گاه بازمیسازد — را رویِ یک موردِ زنده و بسیار پرکاربرد اعمال میکند: صفتِ شخصیتیِ درونگرایی-برونگرایی. پیش از هر چیز، یک نکتهی مهم: این شش جلسه دربابِ یک **صفتِ شخصیتی** حرف میزنند — بُعدی از تفاوتهایِ طبیعیِ آدمها — نه یک اختلال یا مشکلی که باید «درمان» شود. هدف خودشناسیِ عمیقتر است، نه تشخیص یا برچسبزدنِ قطعی. کارل گوستاو یونگ، روانپزشکِ سوئیسی، تا سالِ ۱۹۱۳ نزدیکترین همکار و وارثِ برگزیدهی زیگموند فروید در جنبشِ روانکاوی بود.…
چرا این جلسه اینجایِ مسیر است
نخستین جلسه از شش جلسهیِ این ماژول است — «درونگرایی و برونگرایی» — و ریشهیِ تاریخیِ این دوگانه را در تایپولوژیِ یونگ میکاود؛ نگاهش به معیارِ ابطالپذیریِ پوپر، این ماژول را از همان ابتدا به فلسفهیِ علم پیوند میدهد.
تمرینهایِ این جلسه — و اینکه چه چیزی به شما میدهند
ردیابیِ جهتگیریِ انرژی در یک روزِ عادی
زمان: یک روزِ کامل + ۱۰ دقیقه در پایانِ شب
این تمرین مفهومِ انتزاعیِ یونگ — جهتگیریِ لیبیدو — را از یک نظریهی تاریخی به یک ابزارِ مشاهدهیِ ملموسِ خودتان تبدیل میکند، و زمینه را برایِ جلسهی بعد…
مراحلِ اجرایِ هر تمرین، قدمبهقدم، درونِ اپ است.
ادامهیِ این جلسه در اپ ←