گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

چرا نسلِ Z با وجودِ اتصالِ دائم احساسِ تنهایی می‌کند؟

گوشی پر از پیام است، استوری‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند، اما شب که می‌شود حسی آشنا برمی‌گردد: «کسی واقعاً مرا نمی‌شناسد.» این حس نشانهٔ ضعف یا ناسازگاری نیست و فقط مالِ شما هم نیست. در این مقاله می‌بینیم تنهایی دقیقاً چیست، پژوهش دربارهٔ جوان‌ها و شبکه‌هایِ اجتماعی چه می‌گوید (و کجا هنوز نمی‌داند)، چرا مقایسه می‌تواند ما را خالی‌تر کند، و چه قدم‌هایِ کوچکی معمولاً کمک می‌کنند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲ آبان ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

تنهایی با تنها بودن چه فرقی دارد؟

تنها بودن یک وضعیتِ بیرونی است: کسی کنارتان نیست. تنهایی یک تجربهٔ درونی است: فاصلهٔ میانِ ارتباطی که دارید و ارتباطی که می‌خواهید. می‌شود روزها تنها بود و آرام ماند، و می‌شود در یک مهمانیِ شلوغ احساسِ تنهایی کرد.

هاولی و کاچیوپو تنهایی را نوعی علامتِ هشدارِ اجتماعی توصیف می‌کنند: وقتی احساسِ جدایی می‌کنیم، هوشیاریِ ما نسبت به تهدیدِ اجتماعی بالا می‌رود و هم‌زمان میلِ ما به وصل‌شدن بیشتر می‌شود؛ ادامه‌دارشدنِ این حالت می‌تواند با کارکردِ فیزیولوژیکِ تغییریافته و کیفیتِ پایین‌ترِ خواب همراه باشد ⁦(Hawkley & Cacioppo, 2010)⁩. به‌عبارتی، تنهایی را می‌شود شبیه گرسنگی دید تا شخصیت: پیامی است که می‌گوید نیازی بی‌پاسخ مانده.

آیا جوان‌ترها واقعاً تنهاترند؟

بله، دست‌کم در یک تصویرِ بزرگ. لوهمان و هاولی داده‌هایِ نمونهٔ نمایندهٔ ملیِ بیش از ۱۶ هزار نفر در آلمان را بررسی کردند و دیدند الگوی تنهایی در طولِ عمر خطِ راست نیست؛ در جوانی و در پیریِ بسیار بالا بالاتر است ⁦(Luhmann & Hawkley, 2016)⁩. پس تصورِ «تنهایی مالِ سالمندان است» ناقص است.

این را با احتیاط بخوانید: داده مالِ یک کشور و یک بازهٔ زمانی است و نمی‌توان آن را عیناً به ایران یا به یک «نسل» تعمیم داد. دورهٔ جوانی دورهٔ جابه‌جایی است: دانشگاه، مهاجرت، تغییرِ شهر، شروع و پایانِ دوستی‌ها. وقتی شبکهٔ اجتماعی بازچینی می‌شود، تنهایی طبیعی است، نه الزاماً بیمارگونه.

آیا شبکه‌های اجتماعی باعثِ تنهایی می‌شوند؟

پاسخِ صادقانه این است که پژوهش هنوز قاطع نیست. اُدجرز و جنسن در مرورِ خود نتیجه گرفتند بیشترِ شواهد همبستگی است و نتایج ناهمسو؛ مطالعه‌هایِ بزرگ و پیش‌ثبت‌شدهٔ اخیر فقط پیوندهای کوچک میانِ استفادهٔ روزانه از فناوریِ دیجیتال و بهزیستیِ نوجوانان یافته‌اند؛ این پیوندها جهتِ علّی را نشان نمی‌دهند و بعید است از نظرِ بالینی چشمگیر باشند ⁦(Odgers & Jensen, 2020)⁩. ممکن است شبکه‌ها تنهایی را زیاد کنند، ممکن است آدم‌هایِ تنها بیشتر سراغِ شبکه بروند، و ممکن است هر دو درست باشد.

در مقابل، یک آزمایشِ کوتاه‌مدت اشاره‌ای جالب دارد: هانت و همکاران ۱۴۳ دانشجو را تصادفی به دو گروه تقسیم کردند؛ گروهی سه هفته استفاده از فیس‌بوک، اسنپ‌چت و اینستاگرام را به ده دقیقه در روز برای هر برنامه محدود کرد و در مقایسه با گروهِ کنترل، کاهشِ تنهایی و افسردگی گزارش کرد ⁦(Hunt et al., 2018)⁩. اما نمونه کوچک و دانشجویی بود و زمانش کوتاه؛ پس نتیجه‌اش را «نشانه‌ای قابلِ توجه» بدانید، نه حکمِ نهایی.

جمع‌بندیِ عملی: مسئله شاید کمتر «چقدر آنلاین هستید» و بیشتر «آنلاین چه می‌کنید و بعدش چه حسی دارید» باشد. دو ساعت گفت‌وگوی واقعی با یک دوست با دو ساعت تماشای بی‌هدفِ زندگیِ دیگران یک چیز نیست.

مقایسه و «اتصالِ سطحی» چه نقشی دارد؟

یک توضیحِ محتمل (نه اثبات‌شده برای همه) این است که فیدها بهترین لحظه‌هایِ دیگران را پشت‌سرهم نشان می‌دهند. مغز آن را با پشتِ صحنهٔ زندگیِ خودمان مقایسه می‌کند و نتیجه می‌گیرد همه جمع‌اند و فقط من بیرون مانده‌ام. این مقایسه با دیدنِ مهمانی‌ای که دعوت نبودیم سنگین‌تر هم می‌شود.

توضیحِ دوم «پهنا در برابر عمق» است. لایک، واکنش و استوری نشانهٔ دیده‌شدن‌اند ولی جایگزینِ اینکه کسی حالتان را واقعاً بپرسد و جوابتان را تا آخر گوش کند نیستند. دیده‌شدن و شناخته‌شدن دو چیزند. می‌توان صدها مخاطب داشت و هیچ‌کس را نداشت که بشود جلویش ضعیف بود.

چه چیزی واقعاً از تنهایی کم می‌کند؟

در فراتحلیلِ ماسی و همکاران، مداخله‌هایِ کاهشِ تنهایی را در چهار راهبرد دسته‌بندی کردند: مهارت‌هایِ اجتماعی، حمایتِ اجتماعی، فرصتِ تماس و تغییرِ افکارِ ناسازگار دربارهٔ روابط. در مطالعه‌هایِ تصادفی‌سازی‌شده، مداخله‌هایی که روی این افکار کار می‌کردند بهترین نتیجه را داشتند، و طرح‌هایِ بدونِ گروهِ کنترلِ تصادفی اثرهایِ بزرگ‌تری از طرح‌هایِ تصادفی‌سازی‌شده نشان دادند، یعنی اثرها را نباید زیاد جدی گرفت ⁦(Masi et al., 2011)⁩. این یعنی تنهایی فقط مسئلهٔ «آدم‌هایِ بیشتر» نیست؛ چگونه خودمان را در رابطه می‌خوانیم هم مهم است.

قدم‌هایِ کوچک، اما مشخص:

۱) یک نفر را انتخاب کنید و به‌جایِ واکنش‌دادن به استوری‌اش یک پیامِ شخصی بفرستید: «به تو فکر کردم، حالت چطوره؟» ۲) هفته‌ای یک قرارِ تکراریِ کوچک (پیاده‌روی، چای، باشگاه) بگذارید؛ تکرار از شدت مهم‌تر است. ۳) یکی از افکارِ خودتان را آزمایش کنید: «هیچ‌کس دوستم ندارد» را در برابرِ شواهد بگذارید. ۴) زمانِ مرورِ فید را محدود کنید و ببینید حالتان بعدش چگونه است؛ این یک آزمایشِ شخصی است، نه دستورِ کلی. ۵) اگر ترس از طرد مانع است، با یک رابطهٔ کم‌خطر شروع کنید.

این‌ها وعدهٔ درمان نیستند؛ فقط ایده‌هایِ آموزشی و آزمون‌پذیرند. ممکن است برایِ شما کار کنند و ممکن است نه.

چه زمانی از تنهایی گذشته و باید کمک گرفت؟

تنهایی خودش تشخیص نیست، ولی می‌تواند با افسردگی یا اضطرابِ اجتماعی در هم بپیچد. اگر چندهفته‌ایست که بیشترِ روز غمگین یا بی‌حس هستید، علاقه‌تان به چیزها رفته، خواب و اشتها به‌هم ریخته، یا از ترسِ قضاوت از هر موقعیتِ اجتماعی فرار می‌کنید و این زندگی‌تان را محدود کرده، وقتِ گفت‌وگو با یک روان‌شناس یا روان‌پزشک است.

اگر فکرِ آسیب‌زدن به خود یا مرگ دارید، منتظرِ «بدترشدن» نمانید: با یک نفرِ مورد اعتماد حرف بزنید و در وضعیتِ اضطراری با اورژانس (۱۱۵) یا خدماتِ اجتماعیِ ۱۲۳ تماس بگیرید. این مقاله آموزشی است و جایگزینِ ارزیابیِ حرفه‌ایِ فردی نیست.

منابع

  1. Hawkley, L. C., & Cacioppo, J. T. (2010). Loneliness matters: A theoretical and empirical review of consequences and mechanisms. Annals of Behavioral Medicine, 40(2), 218–227. https://doi.org/10.1007/s12160-010-9210-8
  2. Hunt, M. G., Marx, R., Lipson, C., & Young, J. (2018). No more FOMO: Limiting social media decreases loneliness and depression. Journal of Social and Clinical Psychology, 37(10), 751–768. https://doi.org/10.1521/jscp.2018.37.10.751
  3. Luhmann, M., & Hawkley, L. C. (2016). Age differences in loneliness from late adolescence to oldest old age. Developmental Psychology, 52(6), 943–959. https://doi.org/10.1037/dev0000117
  4. Masi, C. M., Chen, H.-Y., Hawkley, L. C., & Cacioppo, J. T. (2011). A meta-analysis of interventions to reduce loneliness. Personality and Social Psychology Review, 15(3), 219–266. https://doi.org/10.1177/1088868310377394
  5. Odgers, C. L., & Jensen, M. R. (2020). Annual research review: Adolescent mental health in the digital age: Facts, fears, and future directions. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 61(3), 336–348. https://doi.org/10.1111/jcpp.13190

پرسش‌هایِ کوتاه

تنهایی با تنها بودن چه فرقی دارد؟

تنها بودن یک وضعیتِ بیرونی است، یعنی کسی کنارتان نیست؛ تنهایی یک تجربهٔ درونی است، یعنی فاصله‌ای که میانِ ارتباطِ موجود و ارتباطِ دلخواه حس می‌کنید. می‌شود تنها بود و راضی ماند، یا در جمع بود و دلتنگ.

آیا استفاده از شبکه‌هایِ اجتماعی مستقیماً باعثِ تنهایی می‌شود؟

شواهد هنوز قاطع نیست. بیشترِ پژوهش‌ها همبستگی‌اند و پیوندها کوچک و ناهمسو؛ جهتِ علّی روشن نیست و ممکن است آدم‌هایِ تنها بیشتر سراغِ شبکه بروند. نوعِ استفاده و حسِ بعد از آن احتمالاً مهم‌تر از مدتِ زمان است.

چرا با وجودِ دوستانِ آنلاینِ زیاد خالی و تنها می‌مانم؟

دیده‌شدن با شناخته‌شدن یکی نیست. لایک و استوری نشانهٔ توجه‌اند ولی جایگزینِ گفت‌وگویی نمی‌شوند که در آن کسی حالتان را بپرسد و تا آخر گوش کند. مقایسه با بهترین لحظه‌هایِ دیگران نیز می‌تواند حسِ بیرون‌ماندن را سنگین‌تر کند.

اولین قدمِ کوچک برایِ کم‌کردنِ احساسِ تنهایی چیست؟

ساده‌ترین قدم، فرستادنِ یک پیامِ شخصی و صمیمانه به یک نفر است، نه فقط واکنش به استوری‌اش. بعد یک قرارِ تکراریِ کوچک بگذارید. این‌ها پیشنهادِ آموزشی‌اند و تضمینِ نتیجه ندارند، ولی برای بسیاری شروعِ معقولی‌اند.

چه زمانی تنهایی نشانهٔ افسردگی یا اضطرابِ اجتماعی است و باید به متخصص مراجعه کرد؟

اگر چندین هفته غمِ پایدار، بی‌علاقگی، تغییرِ خواب و اشتها دارید، یا ترسِ قضاوت شما را از موقعیت‌هایِ اجتماعی دور کرده و زندگی‌تان محدود شده، با روان‌شناس یا روان‌پزشک صحبت کنید. فکرِ آسیب‌زدن به خود اورژانسی است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ تنهاییِ نسلِ Z و بحرانِ رابطه‌سازی

برایِ هرکسی که در فضایِ دیجیتال بزرگ شده و حس می‌کند با وجودِ صدها مخاطب و اپ‌هایِ دیتینگ، ساختنِ یک رابطه‌ی واقعی سخت‌تر از همیشه شده — خسته از اسکرولِ بی‌پایان، معذب از نشان‌دادنِ خودِ واقعی، درگیرِ رابطه‌های بی‌برچسب، یا آسیب‌دیده از ردهایِ بی‌صدایِ مکرر. این دوره برایِ عمومِ مخاطبان است، نه فقط کسی که تشخیصِ بالینی دارد؛ اگر تنهاییِ شما با بی‌لذتیِ فراگیر یا فکرِ آسیب‌به‌خود همراه است، همزمان با یک درمانگر هم صحبت کنید.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←