تکرارِ یک دعوایِ قدیمی با لباسِ تازه
«باز داریم سرِ همین موضوع دعوا میکنیم؟» جملهای که بسیاری از زوجها به هم میگویند — با این تفاوت که موضوعِ ظاهری هر بار عوض میشود: این هفته ظرفشویی، هفتهٔ پیش برنامهریزیِ تعطیلات، ماهِ پیش هزینهی یک هدیه. اما اگر دقیقتر نگاه کنید، این دعواها یک ساختارِ مشترک دارند — فقط موضوعِ سطحیشان عوض میشود.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
چرا دعواهایِ ظاهراً متفاوت، یک ریشه دارند
گاتمن این پدیده را «تعارضِ دائمی» مینامد — تعارضهایی که از اختلافِ عمیقتر در شخصیت، ارزشها، یا نیازهایِ بنیادین میآیند و هرگز کاملاً «حل» نمیشوند؛ فقط مدیریت میشوند. پژوهشِ او نشان میدهد حدود دوسوم از تعارضهایِ زوجها از همین جنساند — یعنی انتظارِ حلِ کاملشان، از اساس، هدفِ اشتباهی است.
موضوعِ ظاهریِ هر دعوا فقط دروازهای است که به همان تعارضِ زیرین میرسد — مثلاً یکی نیازِ عمیق به کنترل و برنامهریزی دارد، دیگری نیازِ عمیق به خودانگیختگی و آزادی، و هر تصمیمِ مشترک، از انتخابِ رستوران تا برنامهریزیِ تعطیلات، همین تنشِ زیرین را دوباره فعال میکند.
چطور الگویِ زیرین را تشخیص دهیم
بعدِ چند دعوا، این پرسش را از خودتان بپرسید: «اگر موضوعِ ظاهری را کنار بگذارم، این دعوا واقعاً دربارهٔ چیست؟» غالباً پاسخ به یکی از این دستهها میرسد: کنترل در برابرِ آزادی، احساسِ ارزشمندبودن، امنیت در برابرِ خودانگیختگی، یا نیازِ متفاوت به فضا و نزدیکی.
شناختِ این الگویِ زیرین، خودش کمک بزرگی است — چون بهجایِ حلکردنِ هر «موضوع» بهطورِ جداگانه، میتوانید یکبار دربارهٔ خودِ الگو صحبت کنید.
تفاوتِ مدیریتکردن با حلکردن
برخی تعارضها واقعاً قابلِحل نیستند — چون از تفاوتِ شخصیتی میآیند، نه از سوءتفاهم. هدف در این موارد، حلکردنِ نهایی نیست؛ ساختنِ یک گفتوگویِ مشترک دربارهٔ چگونگیِ مدیریتِ آن تفاوت است، بهطوریکه هر بار به یک دعوایِ کامل تبدیل نشود.
علامتی که نشان میدهد یک الگوی زیرین شناسایی شده
وقتی زوجی به این سطح از خودآگاهی میرسد، دعواهایِ آینده اغلب کوتاهتر میشوند — چون بهجایِ بحثِ کاملِ دوباره، کافی است بگویند «این همان الگوی همیشگیِ ماست، بیا یادمان باشد چطور با آن کنار میآییم» — و این جمله، خودش، معمولاً تنشِ لحظه را کم میکند.
چرا کارِ زوجدرمانی برایِ این نوع تعارضها مؤثر است
دیدنِ الگویِ زیرین، وقتی درونِ خودِ رابطه هستید، سختتر از آن است که بهنظر میرسد — چون هر دعوا، در لحظه، دربارهٔ همان موضوعِ ظاهری حس میشود. یک درمانگر میتواند از بیرون این الگو را ببیند و به زوج کمک کند آن را بدونِ درگیریِ هیجانیِ لحظه، بررسی کنند.
تفاوتِ این الگو با تعارضهایِ قابلِحل
نه هر تعارضِ تکراری، دائمی است. برخی موضوعات صرفاً به این دلیل تکرار میشوند که هرگز واقعاً حل نشدهاند — نه چون ریشهشان در تفاوتِ شخصیتی است. تفکیک این دو مهم است: اگر یک موضوعِ خاص (مثلاً تقسیمِ یک وظیفهٔ مشخص) هرگز حتی یکبار به توافقِ روشن نرسیده، شاید مشکل نبودِ گفتوگویِ کافی باشد، نه یک تعارضِ بنیادین.
نمونهای از یک الگویِ زیرینِ رایج
یکی از رایجترین الگوهایِ زیرین، تفاوت در نیازِ نزدیکی و استقلال است: یکی از دو نفر با نزدیکیِ بیشتر احساسِ امنیت میکند، دیگری با فضایِ بیشتر. این تفاوت میتواند در قالبِ دعوا دربارهٔ زمانِ باهمبودن، دوستان، یا حتی نحوهٔ گذراندنِ آخرِ هفته ظاهر شود — درحالیکه ریشهاش همیشه همان یک چیز است.
چرا نامیدنِ صریحِ الگو، خودش یک مهارت است
گفتنِ جملهای مثلِ «این همان بحثِ همیشگیِ کنترل و آزادیِ ماست» در وسطِ دعوا، نیاز به سطحی از خودآگاهی و اعتماد دارد که یکشبه ساخته نمیشود. زوجهایی که به این سطح میرسند، معمولاً پیشِازآن ماهها یا سالها تجربهٔ مشترک از دیدنِ این الگو در موقعیتهایِ مختلف داشتهاند — این یک میانبر نیست، نتیجهٔ تمرینِ مداوم است.
نوشتنِ الگوهایِ زیرین بهعنوانِ یک تمرینِ مشترک
برخی زوجها، در یک لحظهٔ آرام، مینشینند و با هم فهرستِ الگوهایِ زیرینِ دعواهایشان را مینویسند — نه در گرمایِ یک تعارض، بلکه بهعنوانِ یک تمرینِ آگاهانه. این فهرست، بعداً در لحظاتِ تنش، به یک مرجعِ سریع تبدیل میشود که هر دو نفر میتوانند به آن اشاره کنند بدونِ نیاز به توضیحِ دوباره.
چرا این الگوها گاهی نسلبهنسل تکرار میشوند
الگویِ زیرینِ یک زوج، اغلب ریشه در الگوهایی دارد که هرکدام در خانوادهٔ اصلیِ خودشان دیدهاند — طرزِ مدیریتِ تعارض، سطحِ راحتی با نزدیکی، یا شیوهٔ بیانِ نیاز. شناختِ این ریشه، لزوماً الگو را از بین نمیبرد، اما به هر دو نفر کمک میکند آن را کمتر شخصی و بیشتر قابلِفهم ببینند — یک الگوی آموختهشده، نه یک نقصِ ذاتیِ رابطه.
پرسشهایِ کوتاه
چطور بفهمم دعواهایمان یک ریشهٔ مشترک دارند یا واقعاً موضوعاتِ متفاوتاند؟
بعدِ چند دعوا، الگو را بررسی کنید: آیا همیشه یکی میخواهد برنامهریزیِ دقیق و دیگری خودانگیختگی؟ آیا همیشه یکی احساسِ نادیدهگرفتهشدن میکند و دیگری احساسِ کنترلشدن؟ اگر یک تمِ تکراری میبینید، احتمالاً با یک تعارضِ زیرین روبهرویید، نه موضوعاتِ کاملاً جدا.
اگر این تعارض قابلِحل نیست، پس باید چه کار کنیم؟
هدف را از «حلکردن» به «مدیریتکردن» تغییر دهید. این یعنی پذیرفتنِ اینکه این تفاوت همیشه هست، و توافق بر سرِ روشهایی که هر بار به دعوایِ کامل تبدیل نشود — مثلاً نامگذاریِ الگو در لحظه: «این همان تنشِ همیشگیِ ماست، بیایید با هم مدیریتش کنیم.»
آیا شناختنِ الگوی زیرین خودش کافی است یا باید کار بیشتری انجام دهیم؟
شناختنِ الگو گامِ اول و مهمی است، اما بهتنهایی معمولاً کافی نیست. زوجهایی که پیشرفتِ واقعی میکنند، معمولاً یک توافقِ عملی هم میسازند — مثلاً سهمیهای برایِ خودانگیختگی در کنارِ برنامهریزی — که به هر دو نیاز، فضایی میدهد.
دورهای مرتبط در گُدار
کارگاهِ تخصصیِ زوجدرمانیِ هیجانمحور (EFT)
برایِ روانشناسان، مشاوران و کارآموزانِ بالینی که میخواهند زوجدرمانیِ هیجانمحور را برایِ کار با زوجها یاد بگیرند. اگر برایِ رابطهی خودتان دنبالِ درمان هستید، دورههایِ دیگر مناسبترند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع