گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

پشیمانی چیست؟ روان‌شناسیِ «کاش»، چرا فرصت‌هایِ ازدست‌رفته بیشتر می‌سوزند و چطور با آن کنار بیاییم

اگر پشیمانیِ یک تصمیم دست از سرتان برنمی‌دارد و مدام می‌گویید «پشیمونم از تصمیمی که گرفتم»، تنها نیستید. «کاش آن موقع…» جمله‌ای که تقریباً همهٔ ما دست‌کم یک بار گفته‌ایم. پشیمانی هیجانی است که از مقایسهٔ آنچه کردیم با آنچه می‌توانستیم بکنیم می‌آید. این مقاله می‌گوید پشیمانی چیست، چرا گاهی راهنمایِ مفید و گاهی زندانِ ذهنی است، چرا بی‌عملی در درازمدت بیشتر می‌سوزاند و چطور می‌شود از پشیمانی یاد گرفت بدونِ اینکه گرفتارش ماند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

پشیمانی چیست؟ تفکرِ ضدواقع

روز (۱۹۹۷) پشیمانی را حاصلِ «تفکرِ ضدواقع» می‌داند: ذهن نسخهٔ بهتری از گذشته می‌سازد («اگر آن را می‌گفتم…») و با واقعیت مقایسه می‌کند؛ و هرچه آن نسخه دست‌یافتنی‌تر باشد، پشیمانی بیشتر است. به همین دلیل «کم مانده بود» (مثلاً چند دقیقه دیر رسیدن) بیشتر از «غیرممکن بود» می‌سوزد.

زیلنبرگ و پیترز (۲۰۰۷) پشیمانی را هیجانی «تنظیم‌کننده» می‌نامند: تصمیم‌هایِ بعدی ما را شکل می‌دهد و کمک می‌کند از خطاها یاد بگیریم. پس در اصل، پشیمانی سازگارانه است.

پشیمانیِ عمل و پشیمانیِ بی‌عملی

گیلوویچ و مدوِک (۱۹۹۵) نشان دادند الگوی جالبی وجود دارد: در کوتاه‌مدت، پشیمانیِ چیزی که کردیم شدیدتر است («ای کاش نگفته بودم»)، اما در بلندمدت پشیمانیِ چیزی که نکردیم سنگین‌تر می‌شود («ای کاش می‌رفتم، ای کاش می‌گفتم»). دلیلش آن است که خطایِ عمل را می‌شود توجیه و ترمیم کرد، اما بی‌عمل، فضایِ نامحدودی برایِ خیال می‌گذارد.

این به معنایِ «همیشه عمل کن» نیست؛ یعنی هنگامِ تصمیم، هزینهٔ سکوت و نکردن را هم در نظر بگیرید.

پشیمانی با گناه و شرم فرق دارد

گناه دربارهٔ آسیب‌زدن به دیگری است؛ شرم دربارهٔ بدبودنِ خود؛ و پشیمانی دربارهٔ انتخاب‌هایِ خودمان و فرصت‌هایی که از دست رفت، چه کسی را آزرده باشیم چه نه. می‌شود از ترکِ تحصیل، ازدواج یا ماندن در شغلی پشیمان بود بی‌آنکه گناهی در کار باشد.

در عمل این هیجان‌ها اغلب می‌آمیزند. اگر پشیمانی با خودسرزنشِ شدید همراه شد، مقالهٔ «عذابِ وجدان و احساسِ گناه» و «شرم چیست» را هم ببینید.

دامِ بیشینه‌خواهی و بازیِ «اگر…»

شوارتز و همکاران (۲۰۰۲) در پژوهشی همبستگی بر هفت نمونه دریافتند «بیشینه‌خواه‌ها»، یعنی کسانی که همیشه می‌خواهند بهترین گزینه را بیابند، پشیمانی و نارضایتیِ بیشتری گزارش می‌کنند نسبت به «کافی‌خواه‌ها»؛ تفسیرِ نویسندگان این است که هر گزینه‌ای که انتخاب نکرده‌اند، به رقیبِ دائمیِ تصمیم‌شان بدل می‌شود.

بازیِ «اگر…» هم دامی دیگر است: ذهن نسخه‌ای ایده‌آل از مسیرِ نرفته می‌سازد و آن را با واقعیتِ پرنقص مقایسه می‌کند؛ اما مسیرِ نرفته هم نقص‌هایی می‌داشت که ما نمی‌بینیم. مقایسه ناعادلانه است.

چهار قدم برایِ کار با پشیمانی

۱. نام‌گذاری. «دارم دربارهٔ تصمیمِ X پشیمان می‌شوم.» ۲. پرسیدنِ پیام. «این پشیمانی چه ارزشی را نشان می‌دهد؟» اغلب پشتِ «کاش» چیزی مهم است: خانواده، رشد، شجاعت. ۳. بازنگریِ عادلانه. با آنچه آن زمان می‌دانستید و می‌توانستید، قضاوت کنید، نه با آگاهیِ امروز. ۴. تبدیل به عمل. «از این ارزش، امروز چه کوچکی را می‌توانم زندگی کنم؟»

قدمِ چهارم مهم‌ترین است. پشیمانی وقتی گره‌گشاست که به تغییرِ آینده ختم شود، نه به نشخوارِ گذشته.

وقتی «کاش» تبدیل به نشخوار می‌شود

اگر ذهن شما مدام یک تصمیمِ گذشته را بازی می‌کند و هر بار حالتان بدتر می‌شود، با نشخوار روبه‌روایید، نه با یادگیری. نشخوار فکر می‌کند حل می‌کند ولی چیزی را عوض نمی‌کند (مقالهٔ «نشخوارِ فکری»). برایِ قطع کردن: توجه را به یک کارِ مشخص و جسمی برگردانید و یک «زمانِ نگرانی» روزانه تعیین کنید.

همچنین پذیرش کمک می‌کند: «آن تصمیم را گرفتم؛ نمی‌شود برگردانم؛ می‌توانم از اینجا ادامه بدهم.» این پذیرش تسلیم نیست؛ پذیرشِ واقعیتِ تغییرناپذیر است تا انرژی صرفِ تغییرِ ممکن شود.

پشیمانی بعد از رابطه یا تصمیم‌هایِ بزرگ

پشیمانی بعد از جدایی، خیانت، مهاجرت یا ترکِ شغل شدیدتر است، چون هزینهٔ بالا و برگشت‌ناپذیر است. در این موارد، فرصتی برایِ ترمیم یا تصمیمِ تازه هنوز ممکن است: از آنچه آموختید برایِ رابطهٔ بعدی یا مسیرِ بعدی استفاده کنید.

و اگر نمی‌توانید تصمیمی را بپذیرید و مدتی است زندگی‌تان را متوقف کرده، آن را با یک درمانگر در میان بگذارید.

پشیمانی و سنِ زندگی

پژوهش‌ها نشان می‌دهند محتوای پشیمانی با سن عوض می‌شود: جوان‌ترها بیشتر از «فرصت‌هایِ نگرفته» (تحصیل، سفر، عشق) و میان‌سال‌ها و سالمندان بیشتر از «روابطِ ناگفته» و «ارزش‌هایِ نادیده» می‌گویند. این الگو یادآوری می‌کند که پشیمانی نشان می‌دهد در هر مرحله چه چیزی برایمان معنا داشته است.

پس اگر امروز از چیزی پشیمانید، می‌توانید آن را راهنمایِ مسیرِ بعدی کنید: «چه چیزی را در نیمهٔ بعدیِ زندگی نمی‌خواهم ناگفته یا نانجام‌شده بگذارم؟»

چه زمانی کمکِ حرفه‌ای لازم است؟

اگر پشیمانی با افسردگی، بی‌خوابی، افکارِ آسیب به خود یا ناتوانی در عملکرد همراه است، یا اگر ماه‌ها فقط یک تصمیم ذهنتان را اشغال کرده، به روان‌شناس مراجعه کنید. تکنیک‌هایِ ACT برایِ پذیرش و عملِ ارزش‌محور و درمانِ نشخوار در این موارد مؤثرند.

منابع

  1. Roese, N. J. (1997). Counterfactual thinking. Psychological Bulletin, 121(1), 133–148.
  2. Gilovich, T., & Medvec, V. H. (1995). The experience of regret: What, when, and why. Psychological Review, 102(2), 379–395.
  3. Zeelenberg, M., & Pieters, R. (2007). A theory of regret regulation 1.0. Journal of Consumer Psychology, 17(1), 3–18.
  4. Schwartz, B., Ward, A., Monterosso, J., Lyubomirsky, S., White, K., & Lehman, D. R. (2002). Maximizing versus satisficing: Happiness is a matter of choice. Journal of Personality and Social Psychology, 83(5), 1178–1197.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا پشیمانیِ کارهایی که نکردم، در بلندمدت بیشتر می‌سوزاند؟

طبق پژوهشِ گیلوویچ و مدوِک، در کوتاه‌مدت پشیمانیِ چیزی که کرده‌ایم شدیدتر است، اما در بلندمدت پشیمانیِ نکرده‌ها سنگین‌تر می‌شود. خطایِ عمل را می‌شود توجیه و ترمیم کرد، ولی بی‌عملی فضایِ نامحدودی برایِ خیالِ «اگر…» باقی می‌گذارد. هنگامِ تصمیم، هزینهٔ نکردن را هم بسنجید.

چطور از چرخهٔ «کاش…» بیرون بیایم؟

پشیمانی را نام ببرید، پیامش را بپرسید (چه ارزشی را نشان می‌دهد؟)، با آنچه آن زمان می‌دانستید قضاوت کنید نه با آگاهیِ امروز، و آن ارزش را با یک عملِ کوچک در امروز زندگی کنید. اگر ذهن فقط تکرار می‌کند، توجه را به کارِ مشخص برگردانید و زمانِ نگرانی روزانه تعیین کنید.

پشیمانی با گناه و شرم چه فرقی دارد؟

گناه دربارهٔ آسیب‌زدن به دیگری است، شرم دربارهٔ بد بودنِ خود، و پشیمانی دربارهٔ انتخاب‌ها و فرصت‌هایِ ازدست‌رفته، چه کسی را آزرده باشیم چه نه. در عمل این هیجان‌ها اغلب با هم می‌آیند. اگر پشیمانی با خودسرزنشیِ شدید همراه شد، کار با شرم و گناه هم لازم است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ سوگ و فقدان

برایِ کسی که عزیزی را از دست داده — چه هفته‌ی گذشته و چه سال‌ها پیش. اگر مرگ ناگهانی، خشونت‌آمیز یا خودخواسته بوده، این دوره می‌تواند کمک کند اما کافی نیست: آنجا نشانه‌هایِ آسیب هم در کارند و ترتیبِ درمان را باید با درمانگر تعیین کرد.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←