گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

حسادت در اینستاگرام و خیانت زناشویی: نقش واسطه‌ای ناامنی دلبستگی

یک لایکِ ناآشنا، یک کامنتِ کوتاه، یک فالوِ تازه. برای یک نفر هیچ است؛ برای دیگری ساعت‌ها فکر و یک دعوا. اگر هر دو یک فید را ببینند اما یکی آرام بماند و دیگری آشفته شود، چیزی به‌جز خودِ فید در میان است. پژوهش‌هایِ روان‌شناسیِ رابطه یک پاسخ پیشنهاد می‌کنند: ناامنیِ دلبستگی.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۸ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

پرسش از چه قرار است

زنجیره‌ای که بسیاری فرض می‌کنند این است: شبکه‌ی اجتماعی ← حسادت ← خیانت. اما پژوهش تصویرِ پیچیده‌تری می‌دهد، و کلمه‌ی کلیدی‌اش «واسطه» است: متغیری که توضیح می‌دهد چرا دو چیز به هم مرتبط‌اند. در این مورد، نامزدِ اصلی برایِ نقشِ واسطه، «ناامنیِ دلبستگی» است: همان چیزی که تعیین می‌کند یک نشانه‌یِ مبهم چطور تفسیر شود.

این متن نمی‌گوید اینستاگرام خیانت می‌سازد. می‌گوید برایِ بعضی افراد، اینستاگرام حسادتِ موجود را تغذیه می‌کند؛ و آن حسادت، نه لزوماً خودِ اینستاگرام، است که به دعوا و فرسایشِ رابطه می‌رسد.

پژوهش دربابِ حسادت و شبکه‌ها

موئیس، کریستوفیدس و دسمارایس (۲۰۰۹) در پژوهشی دربابِ فیس‌بوک نشان دادند هرچه زمانِ بیشتری صرفِ استفاده از این شبکه می‌شود، سطحِ حسادت هم بالاتر گزارش می‌شود؛ و پیشنهاد کردند یک چرخه‌یِ خودتقویت‌کننده وجود دارد: حسادت به بازبینیِ بیشتر می‌کشد و بازبینی، مواردِ حسادت‌برانگیزِ بیشتری پیدا می‌کند.

الفینستون و نولر (۲۰۱۱) هم مفهومِ «نفوذِ فیس‌بوک به زندگی» را بررسی کردند و نشان دادند درگیریِ بالا با این شبکه با نظارتِ سایبریِ شریک و حسادتِ بیشتر همراه است، که به‌نوبه‌یِ خود با رضایتِ رابطه‌ایِ کمتر مرتبط بود. این‌ها همبستگی‌اند، نه اثباتِ علیت، اما الگو در چند پژوهش تکرار شده است.

ناامنیِ دلبستگی چه کاری می‌کند

مارشال و همکاران (۲۰۱۳) نشان دادند افرادی با دلبستگیِ اضطرابیِ بالاتر، حسادتِ بیشتر و نظارتِ بیشتری بر شریکشان در فیس‌بوک گزارش می‌کنند. دلبستگیِ اضطرابی، طبقِ نظریه‌یِ هیزن و شیور، یعنی حساسیتِ زیاد به نشانه‌هایِ دوری یا طرد و نیازِ مکرر به اطمینان. مقاله‌یِ «دلبستگیِ اضطرابی» و جلسه‌یِ ۲ بسته‌یِ وابستگیِ عاطفی این سبک را توضیح می‌دهند.

نکته‌ی مهم این است که سبکِ دلبستگی برچسبِ ثابت نیست. همان فرد در رابطه‌ای امن ممکن است آرام‌تر باشد، و ناامنیِ دلبستگی با کارِ آگاهانه کم می‌شود. اما تا وقتی فعال است، شبکه‌ی اجتماعی مثلِ یک ماشینِ تولیدِ مدرک برایِ «فکرِ ترسیده» عمل می‌کند.

«واسطه» عملاً یعنی چه: یک فید، دو معنا

فرض کنید همسرتان زیرِ عکسِ یک فردِ ناآشنا لایک می‌کند. برای کسی که دلبستگیِ امن دارد، این احتمالاً «یک لایک» است. برای کسی که دلبستگیِ اضطرابی دارد، همین نشانه‌یِ مبهم می‌تواند «شواهدِ دور شدن» تفسیر شود. جلسه‌یِ ۳ بسته‌یِ هراسِ رهاشدگی این سازوکار را با مفهومِ «حساسیتِ طرد» (داونی و فلدمن) توضیح می‌دهد: نشانه‌هایِ مبهم خودکار به رد شدن تعبیر می‌شوند.

پس همان فید، دو معنا دارد. تفاوتِ میانِ این دو نفر، در فید نیست؛ در الگویِ تفسیرِ نشانه‌هاست. این همان چیزی است که «واسطه‌بودنِ ناامنیِ دلبستگی» می‌گوید.

چرخه‌یِ حسادت–بررسی–دعوا

فرایند اغلب چنین است: (۱) نشانه‌یِ مبهم دیده می‌شود، (۲) اضطراب بالا می‌رود، (۳) فرد برایِ آرام‌شدن پروفایل را بازبینی می‌کند، (۴) اطلاعاتِ بیشتر (و مبهم‌تر) پیدا می‌کند، (۵) تصمیم به مقابله می‌گیرد، (۶) طرفِ مقابل دفاعی می‌شود، (۷) دفاعی‌شدن به‌عنوانِ شاهدِ پنهان‌کاری خوانده می‌شود، و چرخه از نو شروع می‌شود.

نکته‌یِ کلیدی این است که در هیچ‌کدام از این مراحل لازم نیست اتفاقی واقعی افتاده باشد. مقاله‌یِ «نظارتِ الکترونیکی پس از خیانت» همین سازوکارِ تقویتِ منفی را باز می‌کند، و جلسه‌یِ ۷ بسته‌یِ هراسِ رهاشدگی توضیح می‌دهد چرا این رفتارها اعتیادآورند.

آیا حسادتِ اینستاگرام به خیانتِ واقعی می‌رسد؟

کلایتون، ناگورنی و اسمیت (۲۰۱۳) گزارش دادند استفاده‌یِ سنگین از فیس‌بوک با پیامدهایِ منفیِ رابطه‌ای — از جمله خیانت، جدایی و طلاق — همراه است، و این رابطه از راهِ تعارضِ مرتبط با فیس‌بوک توضیح داده می‌شد. اما این پژوهش همبستگی بود و تأثیرِ معنادار بیشتر در رابطه‌هایِ کوتاه‌تر (زیرِ چند سال) دیده شد.

پس صادقانه: شواهد برایِ مسیرِ «حسادتِ شبکه ← دعوا ← نارضایتی» قوی‌تر از شواهد برایِ «حسادتِ شبکه ← خیانتِ واقعی» است. جهتِ علیت هم روشن نیست: کسی که در رابطه ناراضی است ممکن است بیشتر به شبکه‌ها پناه ببرد.

کارِ دلبستگی‌محور: به‌جایِ نظارت، بیانِ نیاز

مؤثرترین تغییر، نه حذفِ اینستاگرام که تغییرِ پاسخ به اضطراب است. اول، نام‌گذاری: «الان دلواپسی‌ام فعال شده.» دوم، آرام‌سازیِ خود پیش از گفت‌وگو (تنفس، مکث، پیاده‌روی). سوم، بیانِ نیاز به‌جایِ اتهام: «وقتی این را دیدم حسِ ناامنی گرفتم و دلم می‌خواهد کمی اطمینان بگیرم» به‌جایِ «چرا برای او لایک کردی؟» جلسه‌یِ ۸ بسته‌یِ وابستگیِ عاطفی همین قالبِ گفت‌وگویِ دلبستگی‌محورِ جانسون را می‌آموزد.

این تفاوت ساده اما بزرگ است: اتهام دفاع می‌آورد؛ بیانِ آسیب‌پذیرانه پاسخ.

مرزهایِ عملی برایِ فید

می‌شود بدونِ حذفِ کامل، محرک‌ها را کم کرد: دنبال‌نکردنِ حساب‌هایی که مدام اضطراب می‌سازند، خاموش‌کردنِ اعلانِ لایک و کامنت، و محدودیتِ زمانیِ واقع‌بینانه. جلسه‌یِ ۷ بسته‌یِ مقایسه‌یِ اجتماعی این مرزگذاریِ عملی را گام‌به‌گام می‌آموزد، و جلسه‌یِ ۶ همان تفکیکِ حسادتِ خوش‌خیم از بدخیم را دارد.

اگر شریکِ شما ناامن است، به‌جایِ پنهان‌کردن یا اجتناب، شفافیتی مشخص و محدود پیشنهاد دهید. اگر خودتان ناامن‌اید، از او نخواهید هر آنچه می‌کند «نشان بدهد»؛ بخواهید کمی اطمینانِ مشخص بدهد و خودتان مسئولیتِ آرام‌سازی را بخشی از خودتان بدانید.

پرسش‌هایِ کوتاه

یعنی اینستاگرام باعثِ خیانتِ همسرم می‌شود؟

شواهدِ پژوهشی چنین چیزی را اثبات نمی‌کنند. استفاده‌یِ سنگین از شبکه‌ها با حسادت و تعارضِ زوجی همبسته است و برخی پژوهش‌ها ارتباطی ضعیف‌تر با پیامدهایِ رابطه‌ایِ منفی (حتی خیانت و جدایی) گزارش کرده‌اند، اما این همبستگی‌اند و علیت را نشان نمی‌دهند. جهتِ رابطه هم روشن نیست.

چرا یک لایکِ ساده برایِ من این‌قدر آزاردهنده است ولی برایِ شریکم نه؟

بخشی از تفاوت به سبکِ دلبستگی برمی‌گردد. کسی که دلبستگیِ اضطرابی بیشتری دارد، نشانه‌هایِ مبهم را سریع‌تر به «دوری یا طرد» تعبیر می‌کند. این نشانه‌یِ ضعف نیست، الگویِ تفسیر است، و با کار روی خودآگاهی و گفت‌وگویِ دلبستگی‌محور کم می‌شود.

به‌جایِ چک‌کردنِ پروفایلِ همسرم چه کاری آرامم می‌کند؟

سه قدم: نام‌گذاریِ حس («دلواپسی‌ام فعال شده»)، آرام‌سازیِ خود پیش از گفت‌وگو (تنفس یا پیاده‌روی)، و بیانِ نیاز به‌جایِ اتهام («حسِ ناامنی گرفتم و کمی اطمینانِ مشخص می‌خواهم»). همراه با آن، خاموش‌کردنِ اعلان‌ها و دنبال‌نکردنِ حساب‌هایِ محرک، اضطرابِ زمینه را کم می‌کند.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ هراسِ رهاشدگی

برایِ کسی که ترسِ رهاشدن — چه در رابطه، چه بیرون از آن — بیشترِ فکرش را می‌گیرد؛ مستقل از خیانت یا بحرانِ خاصی. اگر می‌خواهید بدانید رابطه‌تان واقعاً سالم است یا نه، دورهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» را هم ببینید؛ اگر مسئله تنهاییِ مزمن است، دورهٔ «تنهایی» مناسب‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←