گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

سوگ در بدن: چرا فقدان قلب، خواب و ایمنیِ بدن را هم درگیر می‌کند

خیلی از سوگواران در هفته‌هایِ اول گزارش می‌دهند که خسته‌اند به شکلی که با میزانِ فعالیتشان جور درنمی‌آید، یا دردی در قفسهٔ سینه حس می‌کنند که ترسناک است. این‌ها تخیل نیستند. سوگ، در کنارِ اثرش بر ذهن، اثرِ اندازه‌گیری‌شده‌ای هم بر بدن دارد — و دانستنِ این سازوکار، هم نگرانی را جا می‌اندازد و هم کمک می‌کند بدانید کِی باید به پزشک مراجعه کنید.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

قلبی که واقعاً می‌شکند

عبارتِ «قلبم شکست» فقط استعاره نیست. سندرمِ قلبِ شکسته (کاردیومیوپاتیِ تاکوتسوبو) یک وضعیتِ پزشکیِ شناخته‌شده است که در آن، استرسِ عاطفیِ شدید — از جمله سوگِ ناگهانی — باعثِ ضعفِ موقتِ بخشی از عضلهٔ قلب می‌شود. نشانه‌هایش (دردِ قفسهٔ سینه، تنگیِ نفس) به‌قدری شبیهِ حملهٔ قلبی است که در اورژانس هم گاهی در ابتدا با آن اشتباه گرفته می‌شود.

خبرِ نسبتاً خوب این است که در بیشترِ مواردِ سندرمِ قلبِ شکسته، عضلهٔ قلب طیِ هفته‌ها بهبود می‌یابد. خبرِ مهم‌تر این است که دردِ قفسهٔ سینه در دورانِ سوگ را هیچ‌وقت نباید خودسرانه تفسیر کرد — چون تنها راهِ افتراقش از حملهٔ قلبیِ واقعی، ارزیابیِ پزشکی است، نه حدس.

خطرِ سلامتِ همسرانِ داغدار

جامعه‌شناسانی که سلامتِ همسرانِ سالمند را پس از فوتِ شریکشان دنبال کرده‌اند، الگویی پیدا کرده‌اند که به آن اثرِ بیوگی می‌گویند: خطرِ مرگِ همسرِ بازمانده، به‌ویژه در ماه‌هایِ نخستِ پس از فقدان، بالاتر از میانگین است. توضیحِ این پدیده ترکیبی است — تغییرِ سبکِ زندگی (کسی که غذا را یادآوری می‌کرد یا دارو را می‌داد رفته)، افتِ مراقبت از خود، و اثرِ مستقیمِ استرسِ مزمن بر سیستمِ قلبی‌عروقی.

این یافته، نه برایِ ترساندن، که برایِ یک نتیجهٔ عملی مهم است: در ماه‌هایِ اولِ سوگ، مراقبتِ پزشکیِ معمول — چکاپ، داروهایِ روزانه، فشارِ خون — را رها نکنید، دقیقاً همان زمانی که کمترین انگیزه را برایِ آن دارید.

خوابی که دیگر ترمیم‌کننده نیست

اختلالِ خواب یکی از پایدارترین نشانه‌هایِ فیزیکیِ سوگ است — نه فقط سختیِ به‌خواب‌رفتن، که بیدارشدن‌هایِ مکرر و خوابی که حتی وقتی طولانی است، ترمیم‌کننده حس نمی‌شود. بخشی از دلیلش این است که ذهنِ سوگوار، حتی در خواب، مشغولِ پردازشِ فقدان است — خیلی‌ها گزارش می‌دهند فردِ ازدست‌رفته را در خواب می‌بینند، که هم می‌تواند آرامش‌بخش باشد و هم بیدارشدنِ دوباره را دردناک‌تر کند.

کمبودِ خوابِ مزمن، خودش خستگی، تحریک‌پذیری و افتِ توانِ تصمیم‌گیری را بدتر می‌کند — یعنی دقیقاً همان منابعی که برایِ عبور از سوگ لازم دارید. رعایتِ حداقلی از نظمِ خواب (ساعتِ ثابتِ خواب، محدودکردنِ کافئین) در این دوره تجمل نیست؛ بخشی از مراقبت است.

سیستمِ ایمنی‌ای که موقتاً افت می‌کند

از دههٔ هفتاد میلادی، پژوهشِ بالینی نشان داده که در هفته‌هایِ نخستِ پس از فقدانِ شدید، عملکردِ برخی سلول‌هایِ ایمنی موقتاً افت می‌کند. این یافته توضیح می‌دهد چرا خیلی از سوگواران گزارش می‌دهند در همان ماه‌هایِ اول، بیشتر از حدِ معمول سرما می‌خورند یا بیمار می‌شوند — بدن، درست در روزهایی که بیشترین بارِ روانی را تحمل می‌کند، توانِ دفاعیِ کمتری هم دارد.

این افت معمولاً موقتی است و با گذرِ زمان و بازگشتِ خواب و روال به حالتِ عادی برمی‌گردد. اما در همان بازه، مراقبتِ فیزیکیِ ساده — تغذیه، آب، هوایِ آزاد — اثرش را روی چیزی می‌گذارد که شاید فکرش را هم نمی‌کردید: توانِ بدنتان برایِ مقابله با یک سرماخوردگیِ ساده.

دردهایی که هیچ علتِ پزشکیِ روشنی ندارند

خیلی از سوگواران، بدونِ هیچ بیماریِ زمینه‌ای، دردهایِ عضلانی، سردردهایِ مکرر، سفتیِ فک و شانه، یا سنگینیِ مبهم در قفسهٔ سینه گزارش می‌دهند که در معاینهٔ پزشکی چیزِ خاصی برایش پیدا نمی‌شود. این نشانه‌ها را ذهن نمی‌سازد به‌این‌معنا که «واقعی نیستند» — استرسِ مزمنِ سوگ، تنشِ عضلانی را واقعاً بالا می‌برد، به‌ویژه در نواحیِ گردن، شانه و فک، جایی که بیشترِ آدم‌ها بدونِ آگاهی، استرس را نگه می‌دارند.

اگر معاینهٔ پزشکی چیزی پیدا نکرد، معنایش این نیست که درد را تحمل کنید یا نادیده بگیرید؛ معنایش این است که بخشی از درمانش، درمانِ خودِ سوگ است، نه فقط درمانِ عضله. ماساژ، حرکتِ بدنیِ ملایم، و کاهشِ فشارِ روانی، در کنارِ هم، معمولاً از مسکن‌هایِ تنها اثرگذارترند.

کِی باید به پزشک مراجعه کرد

دردِ قفسهٔ سینه‌ای که به بازو، فک یا گردن می‌کشد، تنگیِ نفسِ ناگهانی، یا بی‌هوشیِ واقعی، همیشه باید فوراً ارزیابیِ پزشکی شوند — حتی در بحبوحهٔ سوگ، شاید به‌خصوص در بحبوحهٔ سوگ، چون احتمالِ نادیده‌گرفتنِ نشانه‌هایِ واقعی به بهانهٔ «طبیعیِ استرس» بالاست. بی‌خوابیِ بیش از دو هفته، افتِ شدیدِ وزن، یا بیماری‌هایِ مکرر هم دلیلِ کافی برایِ معاینه‌اند.

این متن جایگزینِ ارزیابیِ پزشکی نیست. اگر دردِ قفسهٔ سینه با فعالیتِ بدنی بدتر می‌شود یا با استراحت برطرف نمی‌شود، فوراً به اورژانس مراجعه کنید.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا در سوگ این‌قدر زود خسته می‌شوم، با اینکه کارِ خاصی انجام نداده‌ام؟

چون بدنِ شما، حتی در سکون، دارد کارِ سنگینی انجام می‌دهد: پردازشِ هیجانیِ مداوم، اختلالِ خواب، و افزایشِ هورمون‌هایِ استرس، همه انرژیِ فیزیکیِ واقعی مصرف می‌کنند. این خستگی از فعالیتِ بدنی نمی‌آید؛ از هزینهٔ فیزیولوژیکِ سوگ می‌آید و بخشِ طبیعیِ آن است.

درد یا سنگینیِ قفسهٔ سینه در سوگ را کِی جدی بگیرم؟

همیشه جدی بگیرید — هدفِ این متن ترساندن نیست، تشویق به ارزیابیِ پزشکی است. اگر درد با فعالیتِ بدنی بدتر می‌شود، به بازو یا فک می‌کشد، یا با تنگیِ نفسِ شدید همراه است، فوراً به اورژانس مراجعه کنید؛ تشخیصِ افتراقی با سندرمِ قلبِ شکسته یا حملهٔ قلبی، کارِ پزشک است، نه خودارزیابی.

آیا ورزش‌کردن در دورانِ سوگِ شدید اصلاً منطقی است؟

بله، حتی حرکتِ سبک مثلِ پیاده‌روی مفید است — نه برایِ «حل‌کردنِ» سوگ، که برایِ کمک به خواب، کاهشِ تنشِ عضلانی، و تنظیمِ هورمون‌هایِ استرس. انتظارِ ورزشِ سنگین یا منظم در این دوره واقع‌بینانه نیست؛ حتی حرکتِ کم، بهتر از بی‌حرکتیِ کامل است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ سوگ و فقدان

برایِ کسی که عزیزی را از دست داده — چه هفته‌ی گذشته و چه سال‌ها پیش. اگر مرگ ناگهانی، خشونت‌آمیز یا خودخواسته بوده، این دوره می‌تواند کمک کند اما کافی نیست: آنجا نشانه‌هایِ آسیب هم در کارند و ترتیبِ درمان را باید با درمانگر تعیین کرد.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←