گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

بی‌اعتبارسازیِ هیجان: وقتی احساستان را «اغراق» می‌نامند

«ناراحتم.» و جواب: «چیزی نشده»، «اغراق نکن»، «تو زیادی حساسی»، «بدتر از این‌ها هم هست.» اگر چنین پاسخ‌هایی مکرر شنیده‌اید، یا خودتان به دیگران می‌دهید، این مقاله برای شماست. این الگو «بی‌اعتبارسازیِ هیجان» نام دارد: ردِ تجربهٔ هیجانیِ فرد، چه آگاهانه چه ناخواسته. این مقاله می‌گوید پژوهش دربارهٔ آن چه می‌گوید، چه جمله‌هایی معمولاً بی‌اعتبارکننده‌اند، تأیید (validation) یعنی چه و چه نیست، و چه کار می‌توان کرد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

بی‌اعتبارسازی یعنی چه؟

مارشا لینهان در نظریهٔ زیستی-اجتماعیِ خود «محیطِ بی‌اعتبارکننده» را محیطی توصیف می‌کند که در آن تجربه‌هایِ درونیِ فرد مکرراً رد، تنبیه یا ناچیز شمرده می‌شود ⁦(Linehan, 1993)⁩. در این نظریه، چنین محیطی در کنارِ آمادگی‌هایِ زیستی می‌تواند به مشکلاتِ تنظیمِ هیجان بینجامد. این نظریه بالینی است و برایِ همهٔ افراد اثبات‌شده نیست، اما چارچوبی مفید است.

نکتهٔ مهم: بی‌اعتبارسازی همیشه خشن نیست. گاهی از سرِ دلسوزی است: «غصه نخور، درست می‌شود.» نیتِ خوب اثرِ بی‌اعتبارکننده را از بین نمی‌برد.

جمله‌هایِ رایجِ بی‌اعتبارکننده

• «اغراق نکن.» / «بزرگش نکن.»

• «تو زیادی حساسی.»

• «حداقل …» (حداقل کارت را از دست ندادی).

• «بدتر از این‌ها هم هست.»

• «نباید این‌طور حس کنی.»

• «وقتی من بچه بودم …» (مقایسه).

• «خودت را مسخره می‌کنی.»

• سکوتِ تحقیرآمیز، چرخیدنِ چشم یا تغییرِ موضوع.

این جمله‌ها ممکن است از سرِ دلواپسی، خستگی یا عادت باشند. اما اگر مکرر باشند، فرد یاد می‌گیرد احساسش «غلط» است.

پژوهش چه می‌گوید؟

گاتمن و همکاران نشان دادند والدینی که احساساتِ کودک را می‌پذیرند و به آن‌ها پاسخ می‌دهند («مربیِ هیجان») در مقایسه با والدینی که آن‌ها را رد یا نادیده می‌گیرند، با پیامدهایِ بهتری در کودک همراه‌اند ⁦(Gottman et al., 1996)⁩. این مطالعه همبستگی بود.

کراوس و همکاران در بزرگسالان نشان دادند بی‌اعتباریِ هیجانی در کودکی با پریشانیِ روانیِ بزرگسالی همراه است و این رابطه تا حدی از طریقِ «مهارِ هیجان» (فروخوردنِ احساس) پیش می‌آید ⁦(Krause et al., 2003)⁩. این مطالعه هم گزارشِ شخصی و همبستگی بود.

شنک و فروزتی در یک آزمایش، پاسخ‌هایِ تأییدکننده و بی‌اعتبارکننده را با هم مقایسه کردند و نشان دادند پاسخ‌هایِ بی‌اعتبارکننده شدتِ واکنشِ هیجانی را بیشتر و پاسخ‌هایِ تأییدکننده آن را کمتر می‌کند ⁦(Shenk & Fruzzetti, 2011)⁩. یعنی اثرِ این جمله‌ها فقط «حس» نیست؛ در آزمایش قابل‌سنجش بود.

تأیید یعنی چه؟ (و چه نیست)

تأییدِ هیجان یعنی نشان‌دادنِ اینکه احساسِ فرد «قابلِ‌فهم» است. این به معنایِ موافقت با نتیجه‌گیری‌ها یا رفتار نیست.

مثال: همسرتان ناراحت است چون دیر آمده‌اید. تأیید: «می‌فهمم که ساعت‌ها منتظر ماندی و دلخور شدی.» این نمی‌گوید «حق با توست در همه‌چیز»؛ فقط می‌گوید «تو را می‌شنوم».

فرمولِ ساده: هیجان را نام ببر + دلیلش را قابل‌فهم نشان بده + بعد (اگر لازم بود) راه‌حل. «پس خیلی ناراحتی چون … ؛ می‌فهمم. می‌خواهی چه کنیم؟»

اگر شما قربانیِ بی‌اعتبارسازی بوده‌اید

۱. خود‌تأییدی: به خودتان بگویید «احساسِ من قابلِ‌فهم است، حتی اگر دیگران نفهمند.»

۲. دنبالِ شنونده بگردید. دوست، مشاور یا گروهی که احساستان را می‌پذیرد.

۳. مرزِ مشخص. «می‌خواهم بگویم چه حسی دارم؛ لطفاً قضاوت نکن.»

۴. نام‌گذاریِ احساس. اگر یاد نگرفته‌اید احساس‌ها را نام ببرید، به مقالهٔ «الکسی‌تایمیا» رجوع کنید.

۵. تفاوت با گس‌لایتینگ. در بی‌اعتبارسازی، «احساس» رد می‌شود؛ در گس‌لایتینگ «واقعیتِ رخداد» انکار می‌شود. دومی را در مقالهٔ مربوطه بخوانید.

اگر شما خودتان این کار را می‌کنید

به‌جایِ جمله‌یِ اول («اغراق نکن»)، اول بپرسید «چه شد؟» و گوش بدهید. اگر نمی‌توانید حلش کنید، همین کافی است: «نمی‌دانم چه کنم، ولی کنارت هستم.»

اگر الگو در شما از کودکی مانده و دیگران را می‌رنجاند، درمانگر می‌تواند کمک کند. این مقاله جایگزینِ ارزیابیِ بالینی نیست.

جمله‌هایِ بی‌اعتبارکننده و جایگزینِ تأییدکننده

• «اغراق نکن.» ← «می‌بینم که این برایت خیلی سنگین است.»

• «بدتر از این‌ها هم هست.» ← «با اینکه بدتر هم می‌شد، این برایِ تو واقعاً سخت است.»

• «تو زیادی حساسی.» ← «این موضوع روی تو اثر زیادی گذاشته؛ بگو چطور.»

• «حداقل …» ← «چه سخت. می‌خواهی دربارهٔ‌اش حرف بزنی؟»

• «نباید ناراحت باشی.» ← «ناراحتی‌ات قابلِ‌فهم است.»

توجه: جمله‌هایِ جایگزین فقط وقتی کار می‌کنند که واقعی باشند؛ حفظ‌کردنِ جمله‌ها بدونِ توجه، خودش بی‌اعتبارکننده است.

چرا این‌قدر رایج است؟

بسیاری از ما در خانواده‌ای بزرگ شده‌ایم که در آن «قوی‌بودن» ارزش بود و ابرازِ احساس ضعف شمرده می‌شد («گریه نکن»، «مرد که گریه نمی‌کند»). این الگوها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شوند و بدونِ بدخواهی اتفاق می‌افتند. شنیدنِ احساسِ دیگری گاهی خودش ناخوشایند است: ما احساسِ ناتوانی می‌کنیم و برایِ تسکینِ خود، رد می‌کنیم.

پس بی‌اعتبارسازی اغلب «مهارتِ ناآموخته» است تا «نیتِ بد». ولی اثرِ آن تغییر نمی‌کند.

اثر بر رابطهٔ عاطفی

در رابطه‌هایِ زوجی، بی‌اعتبارسازیِ مکرر باعث می‌شود یک نفر دیگر نگوید چه حسی دارد. دیگری فکر می‌کند «او چیزی نمی‌گوید پس مشکلی نیست»، و فاصله عمیق‌تر می‌شود. در بحث‌ها هم هر دو برایِ «شنیده‌شدن» بلندتر می‌شوند.

یک تمرینِ ساده برایِ زوج‌ها: هر نفر سه دقیقه می‌گوید چه حسی دارد، دیگری فقط می‌گوید «یعنی … حس می‌کنی؟ درست متوجه شدم؟» و راه‌حل ندارد. بعد جابه‌جا می‌شوند.

اگر در محیطِ کار یا خانواده با بی‌اعتبارسازی مواجه‌اید

نخست ببینید این الگو از چه کسی است و چقدر مکرر است. با کسانی که ممکن است تغییر کنند یک گفت‌وگوی روشن داشته باشید: «وقتی می‌گویی اغراق می‌کنم، احساس می‌کنم شنیده نمی‌شوم. می‌خواهم فقط حرفم را بشنوی.» اگر تغییر نکرد، مرز بگذارید و حمایت را از جای دیگر بگیرید. اگر این الگو بخشی از آزارِ گسترده‌تر است، ایمنی را در اولویت بگذارید.

منابع

  1. Gottman, J. M., Katz, L. F., & Hooven, C. (1996). Parental meta-emotion philosophy and the emotional life of families: Theoretical models and preliminary data. Journal of Family Psychology, 10(3), 243–268.
  2. Krause, E. D., Mendelson, T., & Lynch, T. R. (2003). Childhood emotional invalidation and adult psychological distress: The mediating role of emotional inhibition. Child Abuse & Neglect, 27(2), 199–213.
  3. Linehan, M. M. (1993). Cognitive-behavioral treatment of borderline personality disorder. Guilford Press.
  4. Shenk, C. E., & Fruzzetti, A. E. (2011). The impact of validating and invalidating responses on emotional reactivity. Journal of Social and Clinical Psychology, 30(2), 163–183.

پرسش‌هایِ کوتاه

بی‌اعتبارسازیِ هیجان یعنی چه؟

ردِ تجربهٔ هیجانیِ دیگری، مثل «اغراق نکن» یا «چیزی نشده»، چه با نیتِ بد چه با نیتِ خوب. در نظریهٔ لینهان، محیطی که مکرراً هیجان‌ها را رد می‌کند می‌تواند به مشکلاتِ تنظیمِ هیجان کمک کند؛ این نظریه بالینی است.

فرقِ بی‌اعتبارسازی با گس‌لایتینگ چیست؟

در بی‌اعتبارسازی «احساس» رد می‌شود («تو زیادی حساسی»)؛ در گس‌لایتینگ «واقعیتِ رخداد» انکار می‌شود («من هرگز این را نگفتم») و فرد به ادراکِ خود شک می‌کند. این دو می‌توانند هم‌زمان باشند ولی یکی نیستند.

تأییدِ هیجان یعنی موافقت؟

نه. تأیید یعنی نشان‌دادنِ اینکه احساسِ فرد «قابلِ‌فهم» است، نه موافقت با نتیجه‌گیری یا رفتارش. می‌توان گفت «می‌فهمم دلخور شدی» و هم‌زمان بر مرزِ خود بمانید یا نظرِ متفاوتی داشته باشید. تأیید پلی است برایِ شنیده‌شدن، نه امضایِ توافق، و معمولاً گفت‌وگو را آرام‌تر می‌کند.

پژوهش دربارهٔ اثرِ بی‌اعتبارسازی چه می‌گوید؟

در یک آزمایش، پاسخ‌هایِ بی‌اعتبارکننده شدتِ واکنشِ هیجانی را بیشتر و پاسخ‌هایِ تأییدکننده آن را کمتر کرد. مطالعه‌هایِ همبستگی هم بی‌اعتباریِ کودکی را با پریشانیِ بزرگسالی و فروخوردنِ هیجان مرتبط یافتند.

اگر خودم دیگران را بی‌اعتبار می‌کنم چه کنم؟

به‌جایِ جملهٔ اول («اغراق نکن»)، بپرسید «چه شد؟» و گوش بدهید. گفتنِ «نمی‌دانم چه کنم، ولی کنارت هستم» هم کافی است. اگر الگو از کودکی مانده و آسیب می‌زند، با درمانگر کار کنید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ تنظیمِ هیجان

برایِ کسی که هیجانش سریع اوج می‌گیرد، در آن لحظه کاری می‌کند که بعداً پشیمان می‌شود، و بازگشتش به حالتِ عادی طول می‌کشد. اگر خشم هیجانِ غالبتان است، دوره‌ی کنترلِ خشم دقیق‌تر است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←