DARVO: وقتی روبهروشدن با رفتارِ آسیبزا، شما را مقصر میکند
تصمیم میگیرید بالاخره حرف بزنید. جملههایتان را آماده کردهاید، آرام و مشخص. اما پنج دقیقه بعد، بهجایِ گفتوگو دربابِ رفتارِ او، دارید توضیح میدهید چرا اینقدر حساساید. الگویی که همین حالا تجربه کردید، اسم دارد: DARVO. و دانستنِ اسمش، اولین قدم برایِ این است که دیگر گولش را نخورید.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵
چهار حرف، یک الگویِ شناختهشده
روانشناس جنیفر فرید، پژوهشگرِ دانشگاهِ اورگان، در دههی ۱۹۹۰ اصطلاحِ DARVO را برایِ توصیفِ واکنشِ رایجِ کسانی که با رفتارِ آسیبزایشان روبهرو میشوند، ساخت: مخففِ Deny (انکار)، Attack (حمله)، و Reverse Victim and Offender (وارونهکردنِ نقشِ قربانی و متجاوز).
الگو اینطور کار میکند: شما رفتاری را مطرح میکنید. او اول آن را کاملاً انکار میکند («اینطوری نبود»)، بعد به شما حمله میکند («تو همیشه دنبالِ بهانهای»)، و در پایان، خودش را قربانیِ اتهامِ ناعادلانهی شما جا میزند («چرا همیشه من باید متهم باشم؟»). در پایانِ این سه مرحله، اغلب شما هستید که عذرخواهی میکنید.
چرا اینقدر خوب جواب میدهد
پژوهشهایِ فرید نشان داد شاهدانِ بیرونی هم اغلب فریبِ این الگو را میخورند — چون واکنشِ خشمگین و قاطعِ فردِ متهم، از نظرِ روانی معتبرتر از پاسخِ آرامِ کسی بهنظر میرسد که واقعاً چیزی نگفته است. شدتِ واکنش، بهاشتباه، با صداقت اشتباه گرفته میشود.
برایِ خودِ فردی که DARVO را تجربه میکند، اثر عمیقتر است: چون هدفش دقیقاً واردکردنِ شک به روایتِ اصلی است، فرد اغلب از موضوعِ اصلی — رفتارِ آسیبزا — کاملاً غافل میشود و انرژیاش صرفِ دفاع از خودش در برابرِ اتهامِ تازه میشود.
سه مرحله، از نزدیک
انکار. سادهترین شکلش «این اتفاق نیفتاد» است؛ شکلِ پیچیدهترش کوچکسازی است: «شاید یهکم تندی کردم، ولی تو داری بزرگش میکنی.» هر دو یک هدف دارند: واقعیتِ رویداد را زیرِ سؤال بردن.
حمله. موضوع از «رفتارِ او» به «شخصیتِ شما» منتقل میشود: «تو همیشه بهانه میگیری»، «مشکلِ تو اعتماد است، نه من». این تغییرِ موضوع، مسیرِ گفتوگو را از جایی که او باید پاسخگو باشد، دور میکند.
وارونهسازیِ نقش. مرحلهای که در آن او، با لحنی مظلوم یا خشمگین، خودش را قربانیِ این گفتوگو معرفی میکند — و شما، بدونِ آنکه بفهمید چطور، از کسی که آسیب دیده به کسی که باید عذرخواهی کند تبدیل میشوید.
چطور بشناسیدش، وسطِ خودِ گفتوگو
سختترین بخش، دیدنِ الگو در لحظه است — چون همهچیز سریع اتفاق میافتد و شما درگیرِ احساساتاید. یک نشانهی عملی: جهتِ گفتوگو را چک کنید. اگر گفتوگو با رفتارِ او شروع شد و پنج دقیقه بعد دارید دربابِ خطاهایِ خودتان صحبت میکنید، بدونِ آنکه او هرگز به موضوعِ اصلی برگردد، این نشانهی روشنی است.
نشانهی دوم: آیا رفتارِ مشخصِ اصلی، حتی یک بار بهطورِ روشن مورد پذیرش قرار گرفت؟ پاسخِ سالم به مطرحکردنِ یک رفتار، شکلی از پذیرش یا توضیح است، نه انکارِ کامل بهعلاوهی اتهامِ متقابل.
چه چیزی کمک میکند
بازگرداندنِ گفتوگو به موضوعِ اصلی، بهجایِ دفاع از خودتان. بهجایِ پاسخدادن به اتهامِ تازه، جملهای مثلِ «فعلاً دارم دربابِ همان رفتار حرف میزنم، برمیگردیم به این یکی بعداً» مسیر را باز نگه میدارد.
مستندسازی، پیش از گفتوگو. نوشتنِ آنچه میخواهید مطرح کنید، پیش از شروعِ گفتوگو، کمک میکند وسطِ فشارِ لحظه گم نشوید.
پذیرفتنِ اینکه برخی گفتوگوها به نتیجه نمیرسند. اگر الگویِ DARVO بارها تکرار شده، هدف از گفتوگویِ بعدی نباید «بالاخره قانعکردنِ او» باشد؛ هدف، مستندکردنِ الگو برایِ خودتان و تصمیمِ بعدی است.
اگر مطرحکردنِ یک موضوعِ ساده هر بار با تهدید یا خشمِ شدید پاسخ داده میشود، این فراتر از یک سبکِ ارتباطیِ ضعیف است. با یک مشاور مشورت کنید؛ در وضعیتِ اضطراری با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید.
آیا DARVO همیشه نشانهی سوءاستفاده است؟
نه هر دفاعِ ناخوشایند، DARVO است، و این تمایز مهم است — چون برچسبزدنِ عجولانه، خودش نوعی توقفِ گفتوگو میشود. برخی افراد وقتی متهم میشوند، از سرِ اضطراب، موقتاً منکر یا دفاعی میشوند، اما در ادامه به موضوع برمیگردند و مسئولیت میپذیرند.
علامتِ افتراقی، تکرار و نتیجه است، نه یک واکنشِ منفردِ دفاعی: اگر این الگو بارها اتفاق میافتد و هیچگاه به پذیرش یا تغییر نمیرسد، دیگر یک واکنشِ لحظهای نیست — یک الگوی ارتباطیِ ثابت است.
پرسشهایِ کوتاه
چه فرقی بینِ DARVO و دفاعِ طبیعیِ کسی که متهم شده وجود دارد؟
دفاعِ طبیعی، بعد از شنیدنِ اتهام، معمولاً شاملِ نوعی توضیح یا حتی پذیرشِ جزئی میشود — «راست میگی، تندی کردم، معذرت میخوام.» در DARVO، هیچگاه پذیرشی، حتی جزئی، رخ نمیدهد؛ بهجایش، موضوع کاملاً به سمتِ شخصیت یا انگیزهی شما منحرف میشود. معیارِ ساده: آیا گفتوگو در پایان به رفتارِ اصلی برگشت، یا برایِ همیشه به بحثِ دیگری تبدیل شد؟
آیا کسی که این الگو را دارد همیشه آگاهانه دستکاری میکند؟
نه همیشه. برخی افراد این واکنش را بهصورتِ خودکار و دفاعی از خودشان نشان میدهند، بدونِ برنامهریزیِ آگاهانه — بهویژه اگر خودشان هم سابقهی آسیبدیدن از اتهامهایِ ناعادلانه دارند. اما مثلِ گسلایتینگ، آگاهانهنبودنِ نیت، اثرِ آن بر شما را تغییر نمیدهد؛ الگو باید شناخته و مدیریت شود، صرفِنظر از انگیزهی پشتِ آن.
بعد از تجربهی مکررِ DARVO، چطور دوباره به قضاوتِ خودم دربارهٔ یک گفتوگو اعتماد کنم؟
مستندسازی قبل و بعد از گفتوگوهایِ مهم، بزرگترین کمک است — نوشتنِ آنچه قصد داشتید بگویید و آنچه واقعاً اتفاق افتاد، در دو زمانِ جدا. مقایسهی این دو، بهمرورِ زمان نشان میدهد الگو چقدر تکرار میشود و چقدر از قضاوتِ اولیهی شما درست بوده. بسیاری این کار را با همراهیِ یک مشاور بهتر انجام میدهند.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ رابطه با شریکِ خودشیفته
برایِ کسی که در رابطهاش با چرخهی محبتِ شدید و بعد سردی یا تحقیر روبهروست، بهتدریج به حافظه و قضاوتِ خودش شک کرده، یا حس میکند نمیتواند رابطه را ترک کند حتی وقتی میداند به او آسیب میزند. این دوره برایِ برچسبزدن به شریکتان نیست؛ برایِ شناختِ الگو و تصمیمگیریِ آگاهانه دربارهٔ خودتان است. اگر همین حالا نگرانِ ایمنیِ فیزیکیتان هستید، مستقیم به جلسهی هشتم بروید.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع