گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

قلدریِ آنلاینِ بزرگسالان: آسیبی که کمتر جدی گرفته می‌شود

کامنت‌هایِ توهین‌آمیز زیرِ یک پست، پیام‌هایِ خصوصیِ تهدیدآمیز، یا یک کارزارِ هماهنگِ حمله از سویِ افرادِ ناشناس — قلدریِ آنلاین معمولاً با کودکان و مدرسه تداعی می‌شود، اما بزرگسالان هم، به‌ویژه کسانی که حضورِ آنلاینِ فعالی دارند، به‌طورِ فزاینده هدفِ همین الگو قرار می‌گیرند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا قلدریِ بزرگسالان کمتر جدی گرفته می‌شود

توصیه‌هایِ رایج مثلِ «فقط نادیده بگیر» یا «اینترنت را ببند»، آسیبِ واقعیِ این تجربه را کوچک جلوه می‌دهند — انگار بزرگسالان باید مقاوم‌تر از کودکان باشند. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند اثرِ روانیِ آزارِ آنلاین، صرفِ‌نظر از سن، می‌تواند عمیق و ماندگار باشد.

اشکالِ متنوعِ این آزار

از کامنت‌هایِ عمومیِ توهین‌آمیز و کارزارهایِ هماهنگِ حمله (که به آن «داگ‌پایلینگ» هم می‌گویند)، تا پیام‌هایِ خصوصیِ تهدیدآمیز، افشایِ اطلاعاتِ شخصی (داکسینگ)، و جعلِ هویت — قلدریِ آنلاینِ بزرگسالان اشکالِ متنوع و گاهی بسیار جدی‌تری از نسخهٔ نوجوانی دارد.

تأثیرِ روانیِ این تجربه

قربانیان اغلب اضطراب، بی‌خوابی، و در مواردِ شدید، علائمِ استرسِ پس از سانحه گزارش می‌دهند. حسِ دائمیِ در معرض‌بودن — اینکه هر لحظه ممکن است حملهٔ تازه‌ای شروع شود — می‌تواند به همان اندازهٔ خودِ کامنت‌هایِ توهین‌آمیز آسیب‌زا باشد.

چرا واکنشِ عمومی معمولاً وضعیت را بدتر می‌کند

پاسخ‌دادنِ عمومی به آزارگران، اغلب حجم و شدتِ حمله را افزایش می‌دهد، چون الگوریتم‌ها تعاملِ بیشتر را نشان می‌دهند. مسدودکردن، گزارش‌دادن، و مستندسازیِ خصوصی (اسکرین‌شات برایِ مراجعِ احتمالی)، معمولاً راهبردهایِ مؤثرتری هستند.

مستندسازی، قدمِ عملیِ اول

پیش از مسدودکردن یا حذفِ هر چیزی، ذخیرهٔ اسکرین‌شات از پیام‌ها و کامنت‌هایِ تهدیدآمیز اهمیت دارد — هم برایِ گزارش به پلتفرم و هم، در موارد جدی، برایِ مراجعِ قانونی. این مدارک، بعدها ممکن است ضروری باشند.

حمایتِ اجتماعی، نه انزوا

بسیاری از قربانیانِ آزارِ آنلاین، از شرم یا ترسِ قضاوت، تجربه‌شان را از اطرافیان پنهان می‌کنند — درحالی‌که همین انزوا، بارِ روانی را سنگین‌تر می‌کند. صحبت با افرادِ مورداعتماد، حتی بدونِ اقدامِ فوری، خودش نوعی تسکین است.

محدودکردنِ دسترسیِ عمومی بدونِ حذفِ کاملِ حضور

تنظیماتِ حریمِ خصوصیِ سخت‌گیرانه‌تر، فیلترکردنِ کامنت‌ها، یا محدودکردنِ تعاملِ عمومی به مخاطبانِ شناخته‌شده، می‌تواند بدونِ نیاز به ترکِ کاملِ فضایِ آنلاین، ریسکِ این آزار را کاهش دهد.

کِی کمکِ حرفه‌ای و قانونی لازم است

اگر آزار شاملِ تهدیدِ مستقیم، افشایِ اطلاعاتِ خصوصی، یا کارزارِ سازمان‌یافته است، مشورت با پلیسِ فتا یا یک وکیل، در کنارِ حمایتِ روان‌شناختی، بخشِ ضروریِ پاسخِ کامل به این تجربه است.

آزارِ حرفه‌ای در فضایِ شغلی

برخی متخصصان، به‌ویژه کسانی که با هویتِ واقعیِ خود در فضایِ آنلاینِ حرفه‌ای فعال‌اند، هدفِ حملاتی می‌شوند که می‌تواند اعتبارِ شغلی‌شان را هم تهدید کند. در این موارد، مستندسازی و اطلاع‌رسانی به کارفرما یا انجمنِ حرفه‌ای، در کنارِ اقداماتِ معمول، اهمیت پیدا می‌کند.

بازسازیِ حسِ امنیتِ آنلاین بعدِ این تجربه

بعدِ یک دورهٔ آزار، بسیاری برایِ مدتی احساسِ ناامنی در فضایِ آنلاین می‌کنند، حتی بعدِ رفعِ تهدیدِ فوری. بازگشتِ تدریجی و آگاهانه به فضایِ آنلاین — نه اجتنابِ کامل و نه بازگشتِ بی‌احتیاط — به بازسازیِ این حسِ امنیت کمک می‌کند.

حمایتِ شاهدانِ آنلاین

کسانی که شاهدِ یک کارزارِ آزارِ آنلاین علیهِ فردِ دیگری هستند، نقشِ مهمی دارند — یک کامنتِ حمایتیِ عمومی یا پیامِ خصوصیِ دلگرمی، می‌تواند برایِ قربانی تفاوتِ بزرگی ایجاد کند، حتی اگر نتواند جلویِ خودِ آزار را بگیرد.

آزارِ آنلاین در بحث‌هایِ عمومی و سیاسی

افرادی که دربارهٔ موضوعاتِ عمومی یا سیاسی نظر می‌دهند، به‌طورِ خاص در معرضِ حملاتِ هماهنگ‌اند. تصمیمِ آگاهانه دربارهٔ اینکه چقدر و چطور در این بحث‌ها مشارکت کنید — و چه زمانی عقب‌نشینی برایِ سلامتِ روان اولویت دارد — بخشی از مدیریتِ بلندمدتِ حضورِ آنلاین است.

تفاوتِ انتقادِ سازنده و آزار

نه هر نظرِ ناخوشایند، آزار است — نقدِ سازنده، حتی اگر تند باشد، به محتوا می‌پردازد، نه به شخصیتِ فرد. تفکیکِ این دو، به فرد کمک می‌کند بدونِ فرارکردنِ کامل از بازخورد، تشخیص دهد کدام واکنش‌ها ارزشِ توجه دارند و کدام‌ها صرفاً آزارِ بی‌هدف‌اند.

گروه‌هایِ حمایتیِ ویژهٔ قربانیانِ آزارِ آنلاین

برخی سازمان‌ها و انجمن‌ها به‌طورِ خاص برایِ حمایت از قربانیانِ آزارِ آنلاین شکل گرفته‌اند — چه برایِ مشاورهٔ روانی، چه برایِ راهنماییِ فنی در گزارش و مسدودسازی. آگاهی از وجودِ این منابع، حسِ تنهابودن در این تجربه را کم می‌کند.

تفاوتِ آزارِ ناشناس و آزار از سویِ آشنایان

آزارِ ناشناس، هرچند ترسناک، معمولاً کوتاه‌مدت‌تر است. آزار از سویِ فردی که می‌شناسیدش — همکارِ سابق، آشنایِ خانوادگی — پیچیدگیِ عاطفیِ بیشتری دارد، چون احساسِ خیانت را هم به همراه می‌آورد، نه فقط تهدیدِ بیرونی.

مستندسازی، قدمِ اول پیش از هر واکنش

پیش از مسدودکردن یا حذفِ هر چیزی، گرفتنِ اسکرین‌شات از پیام‌ها، کامنت‌ها، یا پروفایلِ فرد، مدرکِ لازم برایِ گزارش به پلتفرم یا، در مواردِ جدی‌تر، به مراجعِ قانونی را حفظ می‌کند. این قدمِ ساده، اغلب در لحظهٔ آشفتگیِ اولیه فراموش می‌شود، اما بعداً می‌تواند تفاوتِ بزرگی در نتیجهٔ پیگیری ایجاد کند.

تأثیرِ آزارِ آنلاین بر اعتمادِ حرفه‌ای

وقتی آزار در فضایِ حرفه‌ای یا مرتبط با شغل رخ می‌دهد — مثلاً کامنت‌هایِ توهین‌آمیز زیرِ پستِ کاری — می‌تواند اعتمادبه‌نفسِ فرد را در همان حوزه هم متزلزل کند، حتی اگر منبعِ آزار هیچ ارتباطی با شایستگیِ واقعیِ او نداشته باشد. جداکردنِ آگاهانهٔ این دو — ارزشِ حرفه‌ای از حملهٔ شخصی — بخشِ مهمی از بازیابی است.

پرسش‌هایِ کوتاه

آیا قلدریِ آنلاین فقط مسئله‌ی کودکان و نوجوانان است؟

نه. بزرگسالانی که حضورِ آنلاینِ فعالی دارند، به‌طورِ فزاینده هدفِ همین الگو قرار می‌گیرند — کامنت‌هایِ توهین‌آمیز، پیام‌هایِ خصوصیِ تهدیدآمیز، یا کارزارهایِ هماهنگِ حمله. اثرِ روانیِ آن، صرفِ‌نظر از سن، می‌تواند عمیق و ماندگار باشد.

بهترین واکنش به آزارِ آنلاین چیست؟

پاسخ‌دادنِ عمومی به آزارگران، اغلب حجم و شدتِ حمله را افزایش می‌دهد. مسدودکردن، گزارش‌دادن، و مستندسازیِ خصوصی (اسکرین‌شات برایِ مراجعِ احتمالی)، معمولاً راهبردهایِ مؤثرتری هستند تا درگیرشدنِ مستقیم و طولانی با فردِ آزارگر.

چه زمانی باید به پلیسِ فتا یا وکیل مراجعه کنم؟

اگر آزار شاملِ تهدیدِ مستقیم، افشایِ اطلاعاتِ خصوصی، یا کارزارِ سازمان‌یافته است، مشورت با پلیسِ فتا یا یک وکیل، در کنارِ حمایتِ روان‌شناختی، بخشِ ضروریِ پاسخِ کامل به این تجربه است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

چالش‌هایِ نسلِ Z

برایِ هرکسِ نسلِ Z (و هرکسی که می‌خواهد این نسل را بهتر بفهمد) که حس می‌کند برخی از دشواری‌هایِ روزمره‌اش را نسل‌هایِ قبل «نمی‌فهمند» یا کم‌اهمیت می‌شمارند. نیازی به تشخیصِ روانی نیست — این محتوایِ خودآگاهی است، نه درمان؛ سه موضوع (اضطرابِ اقلیمی، فرسودگیِ تحصیلی، اضطرابِ مقایسه) با بسته‌هایِ عمیق‌ترِ ecoAnxiety/academicBurnout/socialComparison هم‌پوشانی دارند و به آن‌ها ارجاع می‌دهند، برایِ کسی که می‌خواهد عمیق‌تر کار کند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←