تنبیه کودک و آسیبِ روانی، تأثیرِ دعوایِ والدین بر کودک و ترومایِ ناشی از طلاقِ والدین
تنبیه کودک و آسیبِ روانی، تأثیرِ دعوایِ والدین بر کودک و ترومایِ ناشی از طلاقِ والدین سه موضوعِ جدا ولی بههمپیوستهاند. پرسشِ مشترکشان این است: کودک چقدر در خانه احساسِ امنیت میکرد؟ در این مقاله میگویم پژوهشها چه میگویند، کجا باید محتاط بود، والدینِ امروز چه کنند و اگر خودتان از چنین خانهای آمدهاید چه راههایی دارید. تصویر را دقیق نگه میدارم: نه اغراق و نه کماهمیتشمردن.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
سه تجربه، یک پرسشِ مشترک
تنبیهِ بدنی، دعوایِ مکررِ والدین و جدایی هرکدام به شیوهای ممکن است امنیتِ هیجانیِ کودک را تکان بدهد. ولی یکی نیستند: بیشترِ کودکانِ طلاقدیده بهخوبی سازگار میشوند، در حالی که تنبیهِ بدنی و دعوایِ شدید با خطرِ بیشتری همراه است.
بنابراین بهجایِ «طلاق = ترومای قطعی» یا «کتکزدن مهم نیست»، بهتر است بپرسیم: چه چیزی در این تجربه برایِ کودک تهدیدکننده بود و بعد از آن چه حمایتی دید؟
یک نکتهیِ دیگر هم هست: این سه تجربه اغلب با هم میآیند. خانهای که در آن دعوا زیاد است، احتمالِ تنبیه هم در آن بیشتر است و گاهی به جدایی ختم میشود. پس وقتی پژوهشی اثری را گزارش میکند، همیشه روشن نیست کدام عامل سهم دارد و کدام همراهِ آن بوده است. این یکی از دلایلی است که در خواندنِ یافتهها باید به همبستگی و علّیت فرق گذاشت.
تنبیهِ بدنی چه پیامدهایی دارد؟
گرشف (۲۰۰۲) در یک فراتحلیلِ پرارجاع نتیجه گرفت که تنبیهِ بدنیِ والدین با رفتارهایی مانندِ پرخاشگری، مشکلاتِ سلامتِ روان و کیفیتِ ضعیفتر رابطهیِ والد-کودک همراه است. اثرِ مثبتِ بلندمدتی هم که «تربیت» را توجیه کند گزارش نشد، جز اطاعتِ فوری در همان لحظه.
گرشف و گروگان-کیلر (۲۰۱۶) فراتحلیلها را بهروز کردند و گزارش دادند که حتی «کتکِ معمولی» (نه آسیبِ شدید) با پیامدهایِ نامطلوب همراه است. دو احتیاط: بیشترِ مطالعات همبستگیاند و نمیتوان بهسادگی علّیت را اثبات کرد، و اندازهیِ اثرها معمولاً کوچک تا متوسط است. با این حال جهتِ یافتهها در پژوهشهایِ مختلف تقریباً یکسان است.
برخی منتقدان میگویند والدینی که فرزندانِ پرخاشگرتری دارند ممکن است بیشتر تنبیه کنند؛ یعنی جهتِ علّیت میتواند برعکس باشد. پژوهشهایِ طولی سعی کردهاند این را کنترل کنند و باز هم رابطه را دیدهاند، ولی هیچ پژوهشِ مشاهدهای نمیتواند بهتنهایی علّیت را کاملاً ثابت کند. به همین دلیل زبانِ محتاط انتخاب میکنیم، بیآنکه نتیجهیِ عملی را کمرنگ کنیم.
پیامِ عملی: نیاز نیست والدی که در گذشته چنین کاری کرده خودش را نابود کند. میتوان ترمیم کرد، عذرخواهی کرد و روشی بدونِ کتک انتخاب کرد.
دعوایِ والدین و امنیتِ هیجانی
کامینگز و دیویس (۲۰۱۰) با نظریهیِ امنیتِ هیجانی نشان میدهند کودک در برابرِ دعوا مثل یک ناظرِ بیطرف نیست؛ او دائماً میسنجد «آیا خانواده امن است؟». نکتهیِ کلیدی این است که مهم است دعوا «چگونه» انجام میشود.
دعوایِ آشکار، خصمانه، همراه با تحقیر یا تهدید، و دعوایی که بیپایان میماند، بیشتر با ناامنیِ کودک و مشکلاتِ رفتاری و هیجانی همراه است. در مقابل، اختلافی که محترمانه انجام و حل شود، حتی ممکن است به کودک نشان دهد اختلاف قابلِ مدیریت است. سکوتِ سردِ طولانی هم برایِ کودک میتواند همانقدر ترسناک باشد.
کودکان معمولاً راهبردهایِ متفاوتی برایِ مقابله با دعوا پیدا میکنند: بعضی خودشان را وارد دعوا میکنند و میانجی میشوند، بعضی عقب میکشند و پنهان میشوند، و بعضی خودشان را مقصر میدانند. هیچکدام انتخابِ آگاهانه نیست و هرکدام میتواند در بزرگسالی اثری بگذارد، مثلاً نقشِ میانجیگرِ خسته یا فردی که از تعارض فرار میکند.
ترومایِ ناشی از طلاق: دقیق و بدونِ اغراق
آماتو (۲۰۰۱) در فراتحلیلِ پژوهشهایِ دههیِ ۱۹۹۰ نشان داد فرزندانِ طلاق، بهطورِ میانگین، در پیامدهایی مثلِ پیشرفتِ تحصیلی، رفتار و سازگاریِ روانی کمی بدتر از فرزندانِ خانوادههایِ دستنخوردهاند، ولی اندازهیِ اثرها کوچک تا متوسط بود. یعنی بیشترِ فرزندانِ طلاق در محدودهیِ بهنجار سازگار میشوند.
همزمان، جزئیات مهم است: طلاقِ پرتعارض معمولاً بدتر از جدایییِ آرام است و گاهی ماندن در خانهای پر از دعوا برای کودک از جدایی هم دشوارتر است. عواملی مثل فقر پس از جدایی، قطع رابطه با یکی از والدین و کشیدهشدنِ کودک به دعوا اثر را تشدید میکنند.
پس «ترومایِ طلاق» برای بعضی کودکان واقعاً دردناک است، ولی نه سرنوشتِ حتمی. دربارهٔ همکاریِ والدین پس از جدایی مقالهیِ فرزندپروریِ مشترک پس از طلاق را ببینید.
والدینِ امروز چه کنند؟
اگر تنبیه میکنید، لازم نیست نخست کمالگرا شوید: جایگزینهایِ پیشبینیپذیر مثل قواعدِ روشن، پیامدهایِ آرام و بدونِ تحقیر، و ترمیم پس از خشم را امتحان کنید. اگر پس از خشم عذرخواهی میکنید، از ضعفتان چیزی کم نمیشود.
اگر با همسرتان اختلاف دارید: دعواهایِ شدید را از دیدِ کودک دور کنید، بعد از دعوا جلویِ او آشتی یا حلِ مسئله را نشان دهید، و کودک را پیامرسان یا طرف نکنید. در طلاق، به او بگویید تقصیرِ او نیست، کجا زندگی میکند و هر دو والد دوستش دارند.
اگر خودتان از چنین خانهای آمدهاید
بزرگسالی که با تنبیه یا دعوایِ دائمی بزرگ شده ممکن است در برابرِ صدایِ بلند یکباره منقبض شود، از تعارض فرار کند یا برعکس آن را بسازد. این واکنشها قابلِ فهماند و ضعف نیستند.
کمککنندهها: نامگذاریِ هیجان، تمرینهایِ آرامسازیِ بدن، گفتنِ خاطرهها به فردی امن، و وقتی لازم است درمانِ متمرکز بر تروما یا طرحوارهدرمانی. اگر خشونت را تکرار میکنید یا میترسید تکرار کنید، تنها نمانید؛ پژوهش نشان میدهد بیشترِ آسیبدیدهها آن را تکرار نمیکنند و میشود الگو را شکست.
چه موقع کمکِ حرفهای بگیریم؟
اگر کابوس، یادآوریهایِ مزاحم، اجتناب، خشمِ کنترلنشدنی یا ترسِ مداوم دارید؛ اگر فرزندتان تغییرِ رفتاری شدید، ترس، افتِ تحصیلی یا اضطرابِ جدایی نشان میدهد؛ یا اگر در خانه خشونت هست، مشاوره بگیرید.
این مقاله جایگزینِ ارزیابی و درمانِ حضوری نیست. اگر افکارِ آسیب به خود دارید یا در خطرِ فوری هستید، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.
منابع
- Gershoff, E. T. (2002). Corporal punishment by parents and associated child behaviors and experiences: a meta-analytic and theoretical review. Psychological Bulletin, 128(4), 539–579.
- Gershoff, E. T., & Grogan-Kaylor, A. (2016). Spanking and child outcomes: old controversies and new meta-analyses. Journal of Family Psychology, 30(4), 453–469.
- Cummings, E. M., & Davies, P. T. (2010). Marital Conflict and Children: An Emotional Security Perspective. Guilford Press.
- Amato, P. R. (2001). Children of divorce in the 1990s: an update of the Amato and Keith (1991) meta-analysis. Journal of Family Psychology, 15(3), 355–370.
- Ertem, I. O., Leventhal, J. M., & Dobbs, S. (2000). Intergenerational continuity of child physical abuse: how good is the evidence? The Lancet, 356(9232), 814–819.
پرسشهایِ کوتاه
آیا یک سیلیِ گاهیگاهی هم آسیب میزند؟
پژوهشهایِ فراتحلیلی حتی تنبیهِ «معمولی» را با پیامدهایِ نامطلوبی همراه میدانند، هرچند همبستگی است و اندازهیِ اثر معمولاً کوچک تا متوسط. هیچ پژوهشی اثرِ بلندمدتِ مفیدی نشان نداده است. بهتر است جایگزینِ بدونِ ضرب را امتحان کنید و در صورتِ خطا ترمیم کنید.
دعوایِ والدین چه وقت برایِ کودک آسیبزاست؟
وقتی خصمانه، تحقیرآمیز یا تهدیدکننده باشد، تکرار شود و حل نشود. کودک نگرانِ امنیتِ خانواده میشود. اختلافِ محترمانه که به حل میرسد معمولاً چنین اثری ندارد و حتی میتواند به کودک نشان دهد که اختلاف را میشود بدونِ ترس مدیریت کرد؛ آنچه اهمیت دارد «چگونه» دعوا کردن است، نه صرفاً «وجودِ» دعوا.
بهتر است برایِ بچهها با هم بمانیم یا جدا شویم؟
پاسخِ کلی وجود ندارد. پژوهشها نشان میدهند ماندن در ازدواجِ پرتعارض ممکن است برایِ کودک بدتر از جدایییِ آرام باشد، ولی ازدواجِ کمتعارض و جدایییِ بسیار پرتعارض وضعیت متفاوتی دارند. کیفیتِ فضایِ خانه مهمتر از شکلِ ظاهری است.
چگونه به کودکم طلاق را توضیح بدهم؟
ساده، صادقانه و متناسب با سن: تقصیرِ او نیست، هر دو والد دوستش دارند، برنامهیِ زندگیاش چیست. از بدگویی و پیامرسانکردنِ او پرهیز کنید. اجازه دهید پرسش بپرسد و احساسش را بگوید.
دورهای مرتبط در گُدار
ترکِ مرزگذاری با خانوادهیِ اصلی
برایِ کسی که هنوز بهشکلِ سالم از خانوادهیِ پدری/مادریاش جدا نشده، یا زوجی که دخالتِ مداومِ خانوادهی اصلیِ یکی از طرفین، تنشِ دائمی به رابطهشان اضافه کرده. این دوره دربارهٔ قطعِ رابطه با خانواده نیست — دقیقاً برعکس: هدف، حفظِ رابطهای گرم همراه با استقلالِ سالم است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع