شکستِ عشقی: چرا اینقدر درد دارد، تا کی طول میکشد و چه کمک میکند؟
«چرا اینقدر درد دارد؟ دیگر که چیزی نمانده.» این جمله را بسیاری پس از جدایی میگویند. پژوهشها نشان میدهند این درد توهم یا ضعف نیست: هم هیجان، هم هویت و هم عادتهایِ روزمره با پایانِ رابطه بههم میریزد. شناختنِ این سازوکارها کمک میکند خودتان را کمتر سرزنش کنید.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۵
مغز در شکستِ عشقی چه میکند؟
فیشر و همکارانش (۲۰۱۰) افرادی را که تازه از رابطه جدا شده بودند در دستگاهِ تصویربرداریِ مغز بررسی کردند. هنگامِ دیدنِ عکسِ شریکِ سابق، نواحیِ مرتبط با پاداش، اشتیاق و ولع فعال بود. این به آن معنا نیست که «عشق اعتیاد است»، ولی نشان میدهد چرا میلِ به تماس و ولعِ دیدنِ او اینقدر قوی است.
این یافتهها از نمونههایِ کوچک آمدهاند و نباید بیشازحد تعمیم داده شوند. ولی پیامِ عملی روشن است: ولعِ تماس با شریکِ سابق نشانهیِ این نیست که باید برگردید؛ نشانهیِ این است که مغز در حالِ عادتزدایی است.
شکستِ عشقی و هویت
اسلاتر، گاردنر و فینکل (۲۰۱۰) نشان دادند پس از جدایی، «وضوحِ تصویرِ خود» کاهش مییابد؛ یعنی افراد کمتر مطمئناند چه کسی هستند. چون در رابطه بخشی از هویتمان با شریک ساخته میشود. برای همین جدایی فقط غم نیست؛ گمشدگی هم هست.
پس نگران نباشید اگر احساس میکنید خودتان را نمیشناسید. این حالت معمولاً موقت است و با بازگشت به فعالیتها، دوستیها و ارزشهایی که فقط به خودتان تعلق دارد، کمکم برطرف میشود.
تا کی طول میکشد؟
هیچ عددِ جادویی نیست. سباررا و املری (۲۰۰۵) افرادِ پس از جدایی را در طولِ زمان پیگیری کردند و دیدند هیجانِ منفی بهتدریج کم میشود، ولی مسیرِ بهبود برایِ همه یکنواخت نیست و نوسانِ روزبهروز زیاد است: بعضی روزها خوب، بعضی روزها دوباره بد.
این نوسان عادی است و به معنایِ شکست نیست. عواملی که بهبود را کندتر میکنند: کشمکشِ ادامهدار، مرزِ نامشخص (تماسِ هرازگاه)، رابطهیِ دلبستگیِ بسیار وابسته و نشخوارِ فکری. هرچه بتوانید تماس را قطع و نشخوار را کم کنید، فرایند روانتر میشود.
چه چیزی کمک میکند؟
قطعِ تماس یا حداقل کاهشِ محسوس: دنبالنکردنِ شبکههایِ او، پاککردنِ یا پنهانکردنِ یادآورها. روالهایِ ساده: خواب، غذا، حرکت. اینها پیشِپاافتاده بهنظر میرسند، ولی بدنِ تحتِ فشار بدونِ آنها نمیتواند هیجان را تنظیم کند.
نوشتن دربارهیِ تجربه، حرفزدن با فردی مورداعتماد و دادنِ زمانِ محدود به غم («نیم ساعتِ غمخوردن در روز») هم کمک میکند. از «چرا؟»ی بیپایان بپرهیزید؛ نشخوار میکند و معمولاً جوابی نمیدهد. بهجایِ آن بپرسید «امروز چه چیزی کمکم میکند؟»
چه زمانی کمکِ تخصصی لازم است؟
اگر بعد از چند هفته عملکردتان (کار، خواب، غذا) بهشدت مختل مانده، احساسِ ناامیدیِ عمیق دارید، به مصرفِ الکل یا مواد پناه بردهاید، یا افکارِ آسیب به خود دارید، وقتِ مراجعه است. جدایی گاهی افسردگی یا اختلالِ سازگاری را فعال میکند. اگر افکارِ آسیب به خود دارید یا در خطرِ فوری هستید، همین حالا با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.
مشاوره در این دوره بیشتر برایِ بازسازیِ هویت و مدیریتِ نشخوار است و لازم نیست منتظرِ «خیلی بد شدن» بمانید.
اگر شما جدایی را انتخاب کردهاید
کسی که تصمیمِ جدایی را میگیرد هم غم، گناه و تردید دارد. غمِ او اغلب کمتر دیده میشود، چون «او که خودش خواست». ولی پایانِ یک رابطه حتی وقتی درست است، از دستدادن است: از دستدادنِ آیندهای که تصور میکردید، عادتهایِ مشترک و بخشی از هویت. به خودتان اجازه دهید سوگ بکشید.
تردیدِ بعد از جدایی همیشه نشانهیِ اشتباهبودنِ تصمیم نیست. گاهی فقط نشانهیِ این است که مغز دلتنگِ آشنایی است. پیش از تصمیمِ بازگشت، دلیلهایی که شما را به جدایی رساند را بنویسید و ببینید آیا چیزی عوض شده است. اگر نه، دلتنگی بهتنهایی دلیلِ کافی برایِ بازگشت نیست.
جمعبندی
دردِ جدایی واقعی است: مغز ولعِ تماس دارد، هویت لرزان میشود و روزمره بههم میریزد. هیچ زمانِ ثابتی برایِ بهبود نیست، اما مسیر معمولاً رو به بهتر شدن است، حتی با نوسان.
کارهایی که کمک میکنند سادهاند: کاهشِ تماس، حفظِ خواب و حرکت، حرفزدن با دیگران، و محدودکردنِ نشخوار. اگر عملکردتان ماهها مختل مانده یا افکارِ آسیب به خود دارید، از متخصص کمک بگیرید.
چند اشتباهِ رایج پس از جدایی
شتابزده وارد رابطهیِ تازه شدن برایِ پرکردنِ خلأ، پیامهایِ نیمهشب به شریکِ سابق، و «دوستانه ماندن» در همان هفتههایِ اول از رایجترین اشتباههاست. اینها دردِ فوری را کم میکنند، اما معمولاً روندِ بهبود را عقب میاندازند.
بهجایِ آن، روزانه یک کارِ کوچک برایِ خودتان بگذارید: پیادهروی، دیدنِ دوستی، یا کاری که دوست داشتید و کنار گذاشته بودید. هدف سرگرمیِ صرف نیست؛ بازساختنِ زندگیای است که فقط به رابطه تکیه نداشته باشد.
منابع
- Fisher, H. E., Brown, L. L., Aron, A., Strong, G., & Mashek, D. (2010). Reward, addiction, and emotion regulation systems associated with rejection in love. Journal of Neurophysiology, 104(1), 51–60.
- Slotter, E. B., Gardner, W. L., & Finkel, E. J. (2010). Who am I without you? The influence of romantic breakup on the self-concept. Personality and Social Psychology Bulletin, 36(2), 147–160.
- Sbarra, D. A., & Emery, R. E. (2005). The emotional sequelae of nonmarital relationship dissolution: Analysis of change and intraindividual variability over time. Personal Relationships, 12(2), 213–232.
پرسشهایِ کوتاه
بعد از شکستِ عشقی چه مدت طول میکشد تا حالم خوب شود؟
عددِ ثابتی وجود ندارد. بسیاری از افراد طی چند ماه بهتر میشوند، اما مسیر مستقیم نیست و نوسان طبیعی است. طولِ بهبود به عواملی مثلِ مدتِ رابطه، تماسِ ادامهدار، نشخوارِ فکری و حمایتِ اجتماعی بستگی دارد. اگر بعد از ماهها عملکردتان مختل است، مشاوره کمک میکند.
آیا ارتباط با شریکِ سابق مانعِ بهبود میشود؟
اغلب بله. تماسِ مکرر، بهویژه وقتی مرزِ مشخصی ندارد، چرخهیِ امید و ناامیدی را دوباره روشن میکند. یک دورهیِ قطعِ تماس یا تماسِ حداقلی، معمولاً به آرامشدنِ ذهن کمک میکند. استثنا مواردی مثلِ فرزندِ مشترک است که باید تماسِ ضروری و محدود بماند.
چرا بعد از جدایی احساس میکنم خودم را گم کردهام؟
در رابطههایِ نزدیک بخشی از هویتمان با طرفِ مقابل ساخته میشود. پژوهشها نشان دادهاند پس از جدایی «وضوحِ تصویرِ خود» کاهش مییابد. این حالت معمولاً موقت است و با بازگشت به ارزشها، علاقهها و روابطِ دیگر کمکم برطرف میشود.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ بعدِ جدایی
برایِ کسی که رابطهای معنادار — ازدواج، نامزدی، یا رابطهای بلندمدت — را به پایان رسانده، مستقل از دلیلِ جدایی. اگر عزیزی را از دست دادهاید نه از طریقِ جدایی، دورهٔ «سوگ و فقدان» نقطهٔ شروعِ دقیقتری است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع