گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

سوگِ پیش‌بینی‌شده: چرا سوگواری برایِ کسی که هنوز زنده است، واقعی‌ست

پدرتان هنوز زنده است، اما سرطانش پیشرفته و پزشک از «هفته‌ها تا چندماه» حرف می‌زند. یا مادرتان دمانس دارد و دیگر اسمِ شما را به‌یاد نمی‌آورد. در هر دو حالت، ممکن است چیزی را حس کنید که اسمش را نمی‌دانید: اندوهی سنگین، برایِ کسی که هنوز نمرده. این متن دربارهٔ همان اندوه است.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

سوگی که پیش از مرگ شروع می‌شود

روان‌پزشکِ آمریکایی اریش لیندمان، در پژوهشِ بنیادینِ خود در دههٔ ۱۹۴۰ دربارهٔ واکنش‌هایِ حادِ سوگ، اولین کسی بود که به‌طورِ علمی به این پدیده اشاره کرد: همسرانِ سربازانی که به جبهه اعزام شده بودند، گاهی همان نشانه‌هایِ سوگِ پس از مرگ را نشان می‌دادند — پیش از آنکه خبرِ مرگی برسد، یا حتی وقتی مردی زنده برمی‌گشت. ذهن، وقتی با فقدانِ قطعیِ پیشِ‌رو روبه‌رو می‌شود، فرایندِ سوگ را زودتر آغاز می‌کند.

روان‌شناسِ سوگ، ترز راندو، دهه‌ها بعد این مفهوم را با دقتِ بیشتری صورت‌بندی کرد و نامش را سوگِ پیش‌بینی‌شده گذاشت — سوگواری برایِ کسی که هنوز زنده است اما در حالِ ازدست‌رفتن، معمولاً در بیماری‌هایِ لاعلاج یا پیشرونده مثلِ سرطانِ پیشرفته یا زوالِ‌عقل.

چند سوگ، هم‌زمان

راندو نشان داد سوگِ پیش‌بینی‌شده، برخلافِ ظاهرِ ساده‌اش، یک تجربهٔ چندلایه است، نه یک احساسِ واحد. هم‌زمان سوگوارِ گذشته‌اید (رابطه‌ای که دیگر آن‌طور که بود وجود ندارد)، سوگوارِ حال (فردی که هر روز چیزِ بیشتری از او را از دست می‌دهید)، و سوگوارِ آینده‌ای که هنوز نرسیده (خودِ مرگ، و زندگیِ بعد از آن). این سه لایه، اغلب هم‌زمان و در یک روز، سراغتان می‌آیند.

همین چندلایگی، سوگِ پیش‌بینی‌شده را از سوگِ پس از مرگ سخت‌تر می‌کند، نه ساده‌تر: نمی‌توانید یک‌جا با آن روبه‌رو شوید و بعد ادامه بدهید، چون فقدان هنوز در جریان است — و ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد.

غیابی که آیین ندارد

جامعه، برایِ سوگِ پس از مرگ، زبان و آیین دارد: تسلیت، مراسم، مرخصیِ کاری. برایِ سوگِ پیش‌بینی‌شده هیچ‌کدام وجود ندارد — روان‌شناسِ سوگ کنت دوکا این نوع فقدان‌ها را سوگِ محروم‌ازحق نامید: فقدانی که قواعدِ اجتماعی حقِ ابرازِ عمومی و حمایت را به‌رسمیت نمی‌شناسند. اگر به همکارتان بگویید «دارم پدرم را از دست می‌دهم»، واکنشِ رایج این است: «نگو این‌طور، هنوز امید هست» — جمله‌ای که با نیتِ دلداری گفته می‌شود، اما در عمل، اجازهٔ سوگواریِ شما را می‌گیرد.

این نبودِ فضایِ اجتماعی، تنهاییِ مضاعف می‌سازد: هم سوگِ خودِ فقدانِ درحال‌وقوع، هم تنهاییِ ناشی از نبودِ کسی که این سوگ را به‌رسمیت بشناسد.

گناهی که با این سوگ می‌آید

بیشترِ کسانی که سوگِ پیش‌بینی‌شده را تجربه می‌کنند، دیر یا زود با یک فکر روبه‌رو می‌شوند که از آن وحشت دارند: کاش زودتر تمام شود. این فکر معمولاً نه از بی‌رحمی، که از خستگیِ عمیقِ فیزیولوژیک و هیجانیِ ماه‌ها مراقبت می‌آید — و بلافاصله با موجی از شرم دنبال می‌شود: چطور می‌توانم چنین چیزی آرزو کنم؟

این فکر، آرزویِ مرگِ آن فرد نیست؛ آرزویِ پایانِ رنج است — رنجِ او، و رنجِ خودتان. دانستنِ این تفاوت به‌تنهایی گناه را از بین نمی‌برد، اما می‌تواند از شدتش کم کند: این فکر نشانهٔ بی‌رحمی نیست، نشانهٔ فرسودگیِ کسی است که ماه‌هاست دارد بارِ سنگینی را حمل می‌کند.

وقتی کسی هست ولی دیگر همان آدم نیست

در دمانس و بیماری‌هایِ پیشرونده‌ی شناختی، نوعِ خاصی از این سوگ رخ می‌دهد که روان‌شناسِ خانواده پائولین باس آن را سوگِ مبهم نامید: حضورِ جسمی همراه با غیابِ روانی — بدنِ مادر همان‌جاست، اما زنی که شما را می‌شناخت، رفته. اینجا سوگِ پیش‌بینی‌شده و سوگِ مبهم هم‌پوشانی پیدا می‌کنند: هم منتظرِ فقدانِ نهایی‌اید، هم همین امروز، در هر ملاقات، بخشی از او را از دست می‌دهید.

در این حالت، بازتعریفِ رابطه — نه رهاکردنش — معمولاً بیشتر از تلاش برایِ «بازگرداندنِ» او به آنچه بود کمک می‌کند: نشستنِ آرام کنارِ کسی که دیگر گفت‌وگو نمی‌تواند داشته باشد، هم‌چنان یک شکل از حضور است.

کاری که واقعاً کمک می‌کند

اسمش را بگذارید. دانستنِ اینکه این تجربه، سوگِ پیش‌بینی‌شده نام دارد و پژوهشِ علمی پشتش هست، به‌تنهایی از حسِ «دیوانه‌شدن» می‌کاهد. برایِ خودتان هم سوگواری کنید، نه فقط برایِ او — چیزهایی از زندگیِ خودتان هم دارد تغییر می‌کند (نقش، روال، آینده‌ای که تصور کرده بودید) و این هم فقدانِ واقعی است.

از حمایتی که هست استفاده کنید، حتی اگر جامعه اسمش را نگذارد. یک درمانگر، یک گروهِ حمایتیِ مراقبان، یا حتی یک دوستِ صبور که اجازه می‌دهد بدونِ قضاوت حرف بزنید، جایِ خالیِ آیینِ اجتماعیِ نبود را تا حدی پر می‌کند.

بعد از مرگ، سوگ از نو شروع نمی‌شود

یک باورِ غلطِ رایج این است که سوگِ پیش‌بینی‌شده، سوگِ پس از مرگ را «آسان‌تر» می‌کند — انگار بخشی از کار از پیش انجام شده. واقعیت پیچیده‌تر است: برایِ بعضی‌ها، بخشی از پردازش واقعاً زودتر شروع شده؛ برایِ بسیاری دیگر، لحظهٔ مرگ همچنان شوکِ خودش را دارد، حتی وقتی از پیش «منتظرش» بوده‌اند. هیچ‌کدام از این دو مسیر نادرست نیست.

اگر خستگیِ مراقبت به‌جایی رسیده که خواب، سلامتِ جسمی یا توانِ روزمره‌تان را ماه‌هاست مختل کرده، یا افکارِ آسیب به خود دارید، این از حدِ تحملِ فردی گذشته و به کمکِ تخصصی نیاز دارد. اورژانسِ اجتماعی: ۱۲۳

پرسش‌هایِ کوتاه

اگر آرزو کنم رنجِ عزیزم زودتر تمام شود، آدمِ بدی هستم؟

نه. این فکر، آرزویِ مرگِ او نیست؛ آرزویِ پایانِ رنج است — رنجِ او و رنجِ خودتان از ماه‌ها فرسودگیِ مراقبت. این فکر معمولاً از خستگیِ عمیقِ فیزیولوژیک و هیجانی می‌آید، نه از بی‌رحمی، و در ادبیاتِ سوگِ پیش‌بینی‌شده واکنشی شناخته‌شده و رایج است، نه چیزی که باید از آن شرمنده باشید.

سوگِ پیش‌بینی‌شده باعث می‌شود بعد از مرگ، سوگم کوتاه‌تر باشد؟

الگوی ثابتی وجود ندارد. برایِ بعضی‌ها، بخشی از پردازش واقعاً زودتر شروع شده و همین کمی سبک‌ترشان می‌کند؛ برایِ بسیاری دیگر، لحظهٔ مرگ همچنان شوکِ خودش را دارد، حتی وقتی از پیش «منتظرش» بوده‌اند. هیچ‌کدام از این دو مسیر نادرست یا نشانهٔ چیزی اشتباه نیست — هر دو واکنشِ طبیعی‌اند.

آیا سوگِ پیش‌بینی‌شده فقط مخصوصِ بیماریِ سرطان است؟

نه. این نوعِ سوگ در هر شرایطی که فقدان تدریجی و قابلِ‌پیش‌بینی باشد رخ می‌دهد — دمانس و دیگر بیماری‌هایِ پیشرونده‌ی شناختی، بیماری‌هایِ عصبیِ رو‌به‌زوال، یا هر بیماریِ لاعلاجِ دیگر. حتی در بیماری‌هایِ روانیِ شدید که فرد را به‌تدریج از دسترس دور می‌کنند، همین سازوکارِ سوگواریِ زودهنگام می‌تواند فعال شود.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ سوگ و فقدان

برایِ کسی که عزیزی را از دست داده — چه هفته‌ی گذشته و چه سال‌ها پیش. اگر مرگ ناگهانی، خشونت‌آمیز یا خودخواسته بوده، این دوره می‌تواند کمک کند اما کافی نیست: آنجا نشانه‌هایِ آسیب هم در کارند و ترتیبِ درمان را باید با درمانگر تعیین کرد.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←