اگر همسرم (زن) خیانت کرده باشد چه کنم؟ شرم، خشم و تصمیمگیری
مردانی که از خیانتِ همسرشان باخبر میشوند، گاهی تنها با دو واکنش آشنایند: خشمِ شدید یا سکوت. اما دردِ این تجربه همان است که هر انسانِ دیگری حس میکند. این مقاله میخواهد فضایی برایِ فهمیدنِ واکنشها و ساختنِ تصمیمی سالم بدهد.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
درد با جنسیت فرق نمیکند
پژوهشها تفاوتهایی را در سبکِ واکنش گزارش کردهاند، اما شواهد برای تعمیمِ قطعی به همهی مردان و زنان کافی نیست. آنچه در بالین دیده میشود این است که هر دو جنس شوک، افکارِ مزاحم و احساسِ ازدستدادنِ اعتماد را تجربه میکنند.
فشارِ اجتماعی گاهی به مرد میگوید «قوی باش» و درد را پنهان کن. پنهانکردن درد آن را از بین نمیبرد؛ فقط به خشم یا بیحسی تبدیل میکند.
شرم و «مردانگی»
بسیاری از مردان پس از کشفِ خیانت، حسِ تحقیر میکنند و خیانتِ همسر را به «کافینبودنِ» خود ربط میدهند. این برداشت نادرست و آسیبزننده است. خیانت دربارهیِ تصمیمها و نیازها و زمینههایِ همسرتان است، نه حکمی دربارهیِ ارزشِ شما.
اگر شرم غالب است، با فردی امین یا درمانگر حرف بزنید. تنهاماندن در شرم، خطرِ واکنشهایِ تکانشی را بالا میبرد.
مراقب خشم باشید
خشم واکنشی طبیعی است، اما رفتارِ خشونتآمیز، چه کلامی چه جسمی، نه فقط غیرقانونی است بلکه ترمیم را ناممکن میکند و برای خودتان هم عواقب دارد. اگر خشم از کنترل خارج میشود، محل را ترک کنید، چند دقیقه بیرون بروید و بعد بازگردید.
تصمیمهایِ بزرگ را، مثل افشایِ گسترده یا اقدام ناگهانی، چند هفته عقب بیندازید.
تصمیم: چه چیزی میخواهید؟
پس از آرامشدنِ شوک، از خود بپرسید: آیا ماجرا تمام شده؟ آیا همسرم مسئولیت را میپذیرد؟ آیا خودم میخواهم ادامه دهم؟ پاسخها ممکن است زمان ببرند.
اگر ادامه میدهید، درمانِ مبتنی بر چارچوبی مثل مدلِ سهمرحلهایِ بائوکام کمک میکند ترمیم ساختار داشته باشد. اگر جدایی را انتخاب میکنید، میتوانید آن را با احترام و کمترین آسیب به فرزندان پیش ببرید.
این مقاله بر اجماعِ بالینی و پژوهشِ محدود تکیه دارد و جایگزینِ ارزیابیِ متخصص نیست.
از تنهایی بیرون بیایید
بسیاری از مردان کمتر دربارهیِ دردِ خود حرف میزنند. اما حمایتِ اجتماعی یکی از مهمترین عواملِ بهبود است. با یک دوستِ امین یا یک متخصص صحبت کنید؛ لازم نیست همهچیز را بگویید، همینکه صدایتان شنیده شود تفاوت میسازد.
از الکل و مواد برایِ «بیحسشدن» پرهیز کنید. این روشها کوتاهمدت آرام میکنند اما بحران را عمیقتر میکنند و ظرفیتِ تصمیمگیری را پایین میآورند.
فعالیتِ بدنی، خوابِ منظم و کار یا سرگرمیِ معنادار نیز به ثباتِ هیجانی کمک میکنند.
گفتوگو با همسر: چه بگوییم؟
گفتوگوی اول بهتر است کوتاه و آرام باشد. جملههایی مثل «من آسیب دیدهام و میخواهم بفهمم چه اتفاقی افتاده» بهتر از اتهام عمل میکنند. اگر گفتوگو داغ شد، قرار بگذارید زمانِ دیگری ادامه دهید.
پرسشهایِ مهم را مشخص کنید: ماجرا تمام شده؟ چه کسانی باخبرند؟ آیا همسرتان حاضر به درمان است؟ آمادهبودن برای شنیدنِ پاسخهایِ ناخوشایند نیز بخشی از تصمیم است.
اگر نمیتوانید بدونِ دعوا گفتوگو کنید، حضورِ درمانگر بهعنوانِ واسطه میتواند فضایی امنتر بسازد.
نمونهیِ یک موقعیت و چند جملهیِ جایگزین
فرض کنید شبی پیامی میبینید و فوراً میخواهید همسرتان را تا صبح بازجویی کنید یا از خانه بروید. بدنتان در حالتِ تهدید است و این حالت قضاوت را تنگ میکند. در چنین لحظهای کمک میکند به جملهای ساده بسنده کنید: «الان نمیتوانم درست حرف بزنم؛ فردا در ساعتِ مشخصی با هم صحبت میکنیم.» سپس بیرون بروید، آب بنوشید، با یک دوستِ امین تماس بگیرید و تصمیمهایِ بزرگ را به بعد بسپارید.
اشتباهِ رایج دیگر، گفتنِ جملههایی است که بعداً پشیمانی میآورند، مثل تهدید، تحقیر یا گفتنِ ماجرا به فرزندان و خانواده در اوجِ خشم. اشتباهِ سوم، مقایسهیِ خود با نفرِ سوم و تبدیلِ ماجرا به رقابت است. اگر دیدید افکارتان فقط دور خشم یا تلافی میچرخد، یا نمیتوانید خواب و کار را حفظ کنید، گفتن این موضوع به یک روانشناس نشانهیِ ضعف نیست؛ بخشی از مراقبت از خودتان است.
اگر گیر کردهاید و نمیدانید چه حسی دارید، لازم نیست زود نامش را بگذارید. شرم، خشم، غم و ناباوری ممکن است با هم بیایند. یک روش ساده این است که هر شب سه جمله بنویسید: «امروز چه حس کردم؟»، «چه چیزی کمک کرد؟»، «فردا یک کارِ کوچک برایِ مراقبت از خودم چیست؟». اگر افکارِ آسیب به خود پیدا کردید، با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ یا یک متخصصِ حضوری تماس بگیرید.
اگر تصمیم به ادامه گرفتید
ادامهدادن به معنایِ فراموشکردن نیست. به این معناست که هر دو طرف حاضرند کار کنند: همسرتان باید مسئولیت را بپذیرد، ارتباط با نفرِ سوم را کاملاً قطع کند و در درمان شرکت کند. شما هم لازم است برایِ مراقبت از خودتان و ابراز نیازهایتان فضا داشته باشید.
ترمیم زمان میبرد و پر از رفتوبرگشت است. اگر پس از ماهها هنوز پنهانکاری ادامه دارد، میتوانید دوباره تصمیم را بازنگری کنید؛ ماندن یک تعهدِ بیپایان نیست. و اگر جدایی را انتخاب کنید، میتوانید آن را آگاهانه، با حمایتِ یک متخصص و با توجه به نیازهایِ فرزندان انجام دهید؛ هر دو مسیر، وقتی با آرامش انتخاب شوند، مسیرهایی مشروعاند.
منابع
- Allen, E. S., et al. (2005). Intrapersonal, interpersonal, and contextual factors in engaging in and responding to extramarital involvement. Clinical Psychology: Science and Practice, 12(2), 101–130.
- Blow, A. J., & Hartnett, K. (2005). Infidelity in committed relationships II: A substantive review. Journal of Marital and Family Therapy, 31(2), 217–233.
پرسشهایِ کوتاه
آیا خیانتِ همسرم یعنی من مرد کافی نبودم؟
خیر. خیانت دربارهیِ تصمیمها و نیازها و زمینههایِ همسرتان است و حکمی دربارهیِ ارزشِ شما نیست. اگر شرم غالب است، با یک فردِ امین یا درمانگر صحبت کنید تا آن را از واقعیت جدا کنید.
اگر از خشم کنترلم را از دست دادم چه کنم؟
اگر خشم بالا میرود، محل را ترک کنید، چند دقیقه بیرون راه بروید و وقتی آرام شدید برگردید. هرگز رفتارِ خشونتآمیز را توجیه نکنید، چون هم ترمیم را ناممکن میکند و هم برایِ خودتان عواقب دارد.
چه زمانی تصمیم بگیرم بمانم یا بروم؟
تصمیمِ بزرگ را چند هفته عقب بیندازید تا شوکِ اولیه آرام شود. سپس بررسی کنید که ماجرا تمام شده، همسرتان مسئولیت میپذیرد و خودتان میخواهید ادامه دهید یا نه. درمانگر در روشنکردنِ این پرسشها کمک میکند.
دورهای مرتبط در گُدار
کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژهی دانشجویانِ ارشد و دکتری)
برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روانشناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که میخواهند درمانِ خیانت را مرحلهبهمرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع