گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

چرا نمی‌توانم فراموش کنم؟ علمِ خاطره‌هایِ دردناک و چگونه یک خاطره دیگر نگیرد و نسوزاند

«فقط می‌خواهم فراموشش کنم» جمله‌ای که بعد از جدایی، خیانت، سوگ یا هر آسیبی می‌گوییم. اما هرچه بیشتر می‌کوشیم فراموش کنیم، خاطره بیشتر برمی‌گردد. این مقاله می‌گوید حافظهٔ ما چگونه کار می‌کند، چرا خاطره‌هایِ پرهیجان قوی‌تر ثبت می‌شوند، چرا سرکوب و «فکر نکردن» نتیجهٔ عکس می‌دهد و چه کارهایی می‌توانند بارِ هیجانیِ یک خاطره را کم کنند، حتی اگر خودِ خاطره باقی بماند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا خاطره‌هایِ دردناک فراموش نمی‌شوند؟

حافظهٔ ما برایِ بقا ساخته شده، نه برایِ آسایش. رویدادهایِ پرهیجان، به‌ویژه تهدیدآمیز، توسطِ آمیگدال با شدتِ بیشتری ثبت می‌شوند، چون برایِ پیش‌گیری از خطرِ بعدی مفیدند. از همین رو خیانت، فقدان یا تحقیر، تیزتر و مفصل‌تر از یک روزِ معمولی در ذهن می‌مانند.

پس ناتوانی در فراموش‌کردن نقصِ شما نیست؛ ذهنِ شما مثلِ ذهن همهٔ ما کار می‌کند: اهمیت را با شدتِ هیجان می‌سنجد.

خاطره ثابت نیست: بازتثبیت

نیدر، شیفر و لدو (۲۰۰۰) در پژوهشی مشهور بر موش‌ها نشان دادند خاطرهٔ ترسِ تثبیت‌شده، وقتی دوباره فعال می‌شود، موقتاً «ناپایدار» می‌شود و برایِ ماندن باید دوباره تثبیت شود (بازتثبیت). اینکه این فرایند در انسان و یادآوریِ روزمره چقدر و در چه شرایطی رخ می‌دهد هنوز در حالِ بررسی است. یعنی خاطره‌ها هر بار با حالتِ هیجانیِ فعلی ما بازنویسی می‌شوند. این توضیح می‌دهد چرا مرورِ مکرر در حالتِ پریشانی، اثرِ هیجانی را تقویت می‌کند، و چرا در حالتِ آرام و امن می‌شود آن را سبک‌تر کرد.

این پایه‌ایِ برخی درمان‌هایِ آسیب است: یادآوریِ کنترل‌شده در شرایطِ امن، بدونِ پاک کردنِ خاطره، بارِ هیجانیِ آن را کم می‌کند.

چرا «فراموشش کن» جواب نمی‌دهد؟

ونگر و همکاران (۱۹۸۷) در آزمایشِ «خرسِ سفید» نشان دادند افرادی که ابتدا می‌خواستند به یک چیز فکر نکنند، در مرحلهٔ بعد که آزاد بودند، بیشتر از کسانی که از ابتدا اجازهٔ فکر داشتند به آن فکر کردند. سرکوبِ فکر، آن را پرتکرارتر می‌کند، چون ذهنِ ما برایِ بررسی «آیا هنوز به آن فکر می‌کنم؟» دائماً آن را به یاد می‌آورد.

آندرسون و گرین (۲۰۰۱) با جفت‌کلمه‌هایِ خنثی نشان دادند سرکوبِ ارادیِ یک خاطره در بعضی شرایط ممکن است و یادآوریِ بعدی را کم می‌کند، ولی به کنترلِ اجرایی و تلاش نیاز دارد؛ این آزمایش دربارهٔ خاطره‌هایِ هیجانیِ شدید نیست. در عمل، فشارِ «فراموش کن» اغلب بیشتر ما را تحت فشار می‌گذارد.

خاطره، تصویر و ماشه

گاهی مشکل خودِ خاطره نیست؛ ماشه‌هایِ یادآور است: یک بو، آهنگ، تاریخ، مکان. هرکدام ممکن است خاطره را به‌طورِ غیرارادی فعال کنند و حسی را بیاورند که انگار الان اتفاق می‌افتد (مقالهٔ «فلاش‌بک و تصویرهایِ مزاحم»، «واکنشِ سالگرد»). تفاوتِ «یادم هست» و «دوباره زندگی‌اش می‌کنم» همین است.

درمانِ آسیب بیشتر هدفش تغییرِ همین است: خاطره بماند، ولی از «اکنونِ تهدیدکننده» به «گذشتهٔ تمام‌شده» تبدیل شود.

چهار کار که واقعاً کمک می‌کنند

۱. پذیرش، به‌جایِ سرکوب. به خاطره اجازه بدهید بیاید و برود، مثلِ ابری در آسمان (گسلشِ شناختی). ۲. نام‌گذاری: «این خاطره است» یا «این فکرِ فلان است»، نه «این دارد اتفاق می‌افتد». ۳. مواجههٔ تدریجی و امن با ماشه‌ها، تا مغز یاد بگیرد خطری نیست. ۴. بازگویی و معناسازی. نوشتن یا گفتنِ خاطره در شرایط امن، با کمک یک درمانگر، آن را به یک «داستان» تبدیل می‌کند، نه یک «زخمِ باز».

ریزه‌کاری مهم: در لحظهٔ ماشه، بدن را آرام کنید (تنفس، لنگرِ حسی) تا خاطره در حالتِ آرام‌تر بازتثبیت شود.

فراموش‌کردنِ یک آدم

فراموش‌کردنِ یک شخصِ مهم (پس از جدایی) مثلِ فراموش‌کردنِ یک رویداد نیست؛ با دلبستگی، عادت و هویت گره خورده. مقاله‌هایِ «بعدِ جدایی» و «رها کردن» نشان می‌دهند این فرایند بیشتر سوگ است تا حافظه: لازم است غم را بکشید تا خاطره بارِ هیجانیِ سبک‌تری بگیرد.

هدفِ واقع‌بینانه نه «فراموشیِ کامل»، بلکه «این‌که یادآوریِ او دیگر زندگی‌ام را متوقف نمی‌کند» است.

وقتی فراموش نکردن نشانهٔ اختلال است

اگر خاطره به شکلِ فلاش‌بک، کابوس، یا واکنش‌هایِ شدیدِ بدنی می‌آید؛ اگر از ماشه‌ها اجتناب می‌کنید و زندگی‌تان محدود شده؛ یا اگر ماه‌ها پس از رویداد هنوز شدیدند، ممکن است با علائمِ پس‌آسیبی روبه‌رو باشید (مقالهٔ «تروما چیست؟»). این‌ها درمان‌پذیرند و ضعف نیستند.

چرا حافظه جزئیات را تغییر می‌دهد؟

حافظه یک ضبط‌کننده نیست؛ بازسازی است. هر بار که خاطره‌ای را بازگو می‌کنیم، ممکن است جزئیاتی عوض شود، حذف شود یا با حالِ فعلیِ ما رنگ بگیرد. این به معنایِ دروغ‌گفتن نیست؛ ویژگیِ طبیعیِ حافظه است. برایِ همین هم دو نفر ممکن است یک رویداد را متفاوت به یاد بیاورند.

این نکته می‌تواند آرامش‌بخش باشد: خاطره‌ای که ما را آزار می‌دهد قابلِ بازبینی و بازچارچوب‌بندی است، نه حکمِ قطعیِ گذشته.

چه زمانی کمکِ حرفه‌ای لازم است؟

اگر خاطره‌ها مانعِ خواب، کار یا رابطه‌اند، یا افکارِ آسیب به خود دارید، با روان‌شناس صحبت کنید. درمان‌هایِ متمرکز بر آسیب (CPT، PE، EMDR، TF-CBT) و ACT برایِ باقی‌مانده‌هایِ خاطره‌ایِ شدید مؤثرند. مسیرِ «خیانت‌دیده» و دورهٔ «سوگ و فقدان» در گُدار جلساتی برایِ مواجههٔ تدریجی و مدیریتِ فلاش‌بک دارند.

منابع

  1. Nader, K., Schafe, G. E., & LeDoux, J. E. (2000). Fear memories require protein synthesis in the amygdala for reconsolidation after retrieval. Nature, 406, 722–726.
  2. Wegner, D. M., Schneider, D. J., Carter, S. R., & White, T. L. (1987). Paradoxical effects of thought suppression. Journal of Personality and Social Psychology, 53(1), 5–13.
  3. Anderson, M. C., & Green, C. (2001). Suppressing unwanted memories by executive control. Nature, 410, 366–369.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا هرچه بیشتر می‌خواهم فراموش کنم، بیشتر به یادم می‌آید؟

چون سرکوبِ فکر اثری معکوس دارد: برایِ بررسیِ «آیا هنوز به آن فکر می‌کنم؟» ذهن دائماً آن را به یاد می‌آورد. آزمایشِ ونگر و همکاران نشان داد کسانی که می‌خواستند به چیزی فکر نکنند بیشتر به آن فکر کردند. راهِ بهتر پذیرشِ خاطره و کاستنِ بارِ هیجانیِ آن است.

آیا می‌شود یک خاطرهٔ دردناک را پاک کرد؟

نه، ولی می‌شود بارِ هیجانیِ آن را کم کرد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند خاطره با هر یادآوری ناپایدار می‌شود و دوباره ذخیره می‌شود (بازتثبیت). مرورِ کنترل‌شده در حالتِ امن و آرام می‌تواند آن را از «اکنونِ تهدیدکننده» به «گذشتهٔ تمام‌شده» تبدیل کند، بدونِ حذفِ خودِ خاطره.

کِی نفراموش‌کردنِ یک رویداد نشانهٔ تروماست؟

اگر خاطره به شکلِ فلاش‌بک، کابوس یا واکنشِ شدیدِ بدنی می‌آید، اگر از یادآورها اجتناب می‌کنید و زندگی محدود شده، یا اگر ماه‌ها بعد هنوز شدید است، ممکن است علائمِ پس‌آسیبی در کار باشد. این درمان‌پذیر است و با روان‌شناسِ آشنا به تروما می‌شود شروعش کرد.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

درمانِ فردِ خیانت‌دیده

برایِ کسی که خیانت را کشف کرده و همین حالا در آن ایستاده — چه تصمیم به ماندن گرفته باشد، چه به رفتن، چه هنوز نداند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←