گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

ازدواجِ دوم با همان همسر: وقتی پس از خیانت رابطهٔ قدیمی تمام می‌شود و رابطهٔ تازه‌ای می‌سازید

بسیاری از زوج‌هایِ پس از خیانت می‌خواهند «همه‌چیز مثلِ قبل شود». اما چیزی که تمام شده، تمام شده است: اعتمادِ قبلی، تصویرِ قبلی از شریک، و ساده‌لوحیِ قبلی. استر پرل، درمانگرِ زوج‌ها، جمله‌ای دارد که بسیار نقل شده است: «ازدواجِ اولِ شما تمام شده. می‌خواهید ازدواجِ دومی با همین آدم بسازید؟» این مقاله می‌گوید این چارچوب یعنی چه، با چارچوب‌هایِ درمانیِ دیگر چطور می‌خواند، چه گام‌هایی دارد، و حدِ شواهد کجاست. ابتدا بگویم: این یک «چارچوبِ گفت‌وگو» است نه پروتکلِ درمانیِ اثبات‌شده، و ماندن هم لازم نیست.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

این ایده از کجا آمده؟

پرل در کتابِ «وضعیتِ روابط» و سخنرانی‌اش می‌گوید خیانت می‌تواند رابطهٔ قبلی را پایان دهد، و زوج اگر بخواهد بماند باید رابطهٔ تازه‌ای با همان فرد بسازد ⁦(Perel, 2017)⁩. او تأکید می‌کند این به معنایِ «بخشیدنِ سریع» یا «فراموشی» نیست؛ بلکه دعوت به بازنگریِ توافق‌هاست. این چارچوب برگرفته از تجربهٔ بالینیِ اوست و آزمونِ کنترل‌شده ندارد.

چرا «برگشت به گذشته» جواب نمی‌دهد؟

• اعتمادِ قبلی از بین رفته. نمی‌شود وانمود کرد چیزی نشده.

• شرایطی که به خیانت کمک کرد هنوز هست. اگر رابطه همان‌طور برگردد، خطرِ همان الگوها هم برمی‌گردد.

• هر دو تغییر کرده‌اند. همسرِ آسیب‌دیده دیگر همان آدم نیست و فردِ خیانت‌کار هم چیزی را دیده است.

پژوهشِ آلمانیِ استاورووا و همکاران نشان داد پس از خیانت، رفاهِ فردی و رابطه‌ای در بیشترِ افراد بازنمی‌گردد؛ استثنا: زنانِ خیانت‌کار و کسانی که تعهدِ اولیه‌شان کمتر بود ⁦(Stavrova et al., 2023)⁩. این هم‌خوان است با اینکه «همان رابطه» نمی‌ماند و بازسازی لازم است.

چارچوبِ سه‌مرحله‌ای در درمانِ خیانت

درمانِ ادغامیِ خیانت (گوردون و همکاران) سه مرحله دارد: مدیریتِ ضربه (کنترلِ بحران و اثرِ ماجرا)، معنا (بررسیِ زمینه‌ها: رابطه، فرد، بافت) و حرکت به جلو (تصمیم دربارهٔ ماندن یا رفتن و ساختنِ آینده) ⁦(Gordon et al., 2004)⁩. راهنمایِ بالینیِ باکام و همکاران این را بسط می‌دهد ⁦(Baucom et al., 2009)⁩.

«ازدواجِ دوم» تقریباً همان مرحلهٔ سوم است: وقتی ضربه مدیریت شد و معنا روشن شد، زوج تصمیم می‌گیرد چه چیزی را نگه دارد و چه چیزی را تازه بسازد.

گام‌هایِ ساختنِ ازدواجِ دوم

۱. سوگوارِ رابطهٔ قدیمی شوید. آنچه از دست رفته را نام ببرید: اعتماد، خیالِ «ما هرگز…»، ایمنی.

۲. روشن کنید چه می‌ماند. از رابطهٔ قدیمی چه ارزش‌هایی را می‌خواهید نگه دارید؟ (خنده، فرزندان، همکاری…)

۳. روشن کنید چه تغییر می‌کند. چه عادت‌ها، مرزها و نقش‌ها باید عوض شود؟

۴. توافق‌هایِ تازه بنویسید. شفافیت، مرزهایِ ارتباطی، پایانِ کاملِ تماس با فردِ سوم، قراردادِ نظارت، ساعتِ گفت‌وگویِ هفتگی.

۵. تمرینِ حضور. ساعت‌هایِ مشخص برایِ توجه و صمیمیت، بدونِ حواس‌پرتی.

۶. آیین‌هایِ تازه. یک تعطیلاتِ کوچک، یک جملهٔ هفتگی «امروز از تو ممنونم»، یا یک بازنگریِ ماهانه.

۷. زمان. این روند ماه‌ها و گاهی سال‌ها طول می‌کشد؛ پیشرفت خطی نیست.

این چارچوب برایِ چه کسانی مناسب نیست؟

• وقتی هنوز تماس با فردِ سوم ادامه دارد.

• وقتی خشونت، تهدید یا کنترلِ اجباری در کار است (ایمنی در اولویت است؛ ۱۲۳).

• وقتی فردِ خیانت‌کار مسئولیت نمی‌پذیرد و دروغ ادامه دارد.

• وقتی همسرِ آسیب‌دیده نمی‌خواهد بماند. ماندن لازم نیست و رفتن شکست نیست.

حدِ شواهد

شواهدِ علمیِ مستقیم برایِ «ازدواجِ دوم» به‌عنوانِ یک روشِ مستقل وجود ندارد. آنچه هست، شواهدِ مربوط به درمان‌هایِ ساختارمندِ خیانت است که اغلب مطالعه‌هایِ کوچک و موردی‌اند. پس این چارچوب را «راهی برایِ فکر کردن» بدانید، نه تضمینِ نتیجه.

نمونهٔ فرضی

زوجی را تصور کنید که شش ماه پس از کشفِ خیانت هنوز هر شب بحث می‌کنند. در جلسهٔ درمان، به‌جایِ «چرا کردی؟» پرسیدند: «از رابطهٔ اولمان چه چیزی را از دست دادیم و می‌خواهیم چه چیزی بسازیم؟» او نوشت: «اعتماد، ساده‌دلی، حسِ ایمنی»؛ و او نوشت: «ما دیگر وانمود نمی‌کنیم همه‌چیز خوب است، و می‌خواهیم صادق باشیم.»

هفته‌هایِ بعد توافقی نوشتند: پایانِ کاملِ تماس، یک ساعتِ شفافیتِ هفتگی، و یک «شبِ ما» که در آن دربارهٔ خیانت صحبت نمی‌کنند. این یک نمونهٔ فرضی برایِ نشان‌دادنِ مسیر است، نه گزارشِ پژوهشی.

پرسش‌هایی که کمک می‌کنند تصمیم بگیرید

• آیا فردِ خیانت‌کار مسئولیتِ کامل را پذیرفته و تماس را قطع کرده؟

• آیا من می‌توانم، با همهٔ دردی که دارم، دوباره این فرد را ببینم و به او فرصت بدهم؟

• آیا هر دو نفر حاضرند عوض شوند، نه فقط یکی؟

• اگر یک سال دیگر اوضاع همین‌طور بماند، چه حسی خواهم داشت؟

• چه چیزی برایِ من «خطِ قرمز» است؟

این پرسش‌ها بهتر است با درمانگر بررسی شوند؛ تصمیمِ ماندن یا رفتن لازم نیست عجولانه باشد.

اشتباه‌هایِ رایج

• عجله برایِ «تمام‌شدن». فشار برایِ اینکه «حالا دیگر بهتر شویم» ترمیم را سطحی می‌کند.

• جایگزین‌کردنِ شفافیت با کنترل. نظارتِ دائمی اعتماد نمی‌سازد؛ باید به‌تدریج به شفافیتِ داوطلبانه برسد.

• ممنوع‌کردنِ سخن‌گفتن از ماجرا. هر دو نفر هنوز نیاز دارند حرف بزنند؛ بهتر است زمان‌بندی‌شده باشد.

• اجتنابِ سوگ. بدونِ سوگواری، رابطهٔ تازه بر زمینهٔ ناتمام ساخته می‌شود.

منابع

  1. Baucom, D. H., Snyder, D. K., & Gordon, K. C. (2009). Helping couples get past the affair: A clinician’s guide. Guilford Press.
  2. Gordon, K. C., Baucom, D. H., & Snyder, D. K. (2004). An integrative intervention for promoting recovery from extramarital affairs. Journal of Marital and Family Therapy, 30(2), 213–231.
  3. Perel, E. (2017). The state of affairs: Rethinking infidelity. Harper.
  4. Stavrova, O., Pronk, T., & Denissen, J. J. A. (2023). Estranged and unhappy? Examining the dynamics of personal and relationship well-being surrounding infidelity. Psychological Science, 34(2), 143–169.

پرسش‌هایِ کوتاه

«ازدواجِ دوم با همان همسر» یعنی چه؟

چارچوبی که استر پرل مطرح کرده: خیانت می‌تواند رابطهٔ قبلی را پایان دهد و اگر زوج بخواهد بماند، باید به‌جای «برگشت به گذشته»، رابطه‌ای تازه با توافق‌ها و مرزهایِ تازه بسازد. این چارچوبِ بالینی و گفت‌وگومحور است، نه پروتکلِ درمانیِ اثبات‌شده.

چرا پس از خیانت نمی‌شود به رابطهٔ قبلی برگشت؟

چون اعتماد و تصویرِ قبلی از شریک از بین رفته، شرایطی که به خیانت کمک کرد هنوز هست و هر دو نفر تغییر کرده‌اند. پژوهشِ آلمانی هم نشان داد پس از خیانت، رفاهِ رابطه‌ای در بیشترِ افراد به سطحِ قبل برنمی‌گردد.

ازدواجِ دوم چه گام‌هایی دارد؟

سوگ بر رابطهٔ قدیمی، روشن‌کردنِ آنچه می‌ماند و آنچه تغییر می‌کند، نوشتنِ توافق‌هایِ تازه (شفافیت، مرزها، قطعِ تماس با فردِ سوم)، تمرینِ حضور و ساختنِ آیین‌هایِ تازه. این روند ماه‌ها یا سال‌ها طول می‌کشد و خطی نیست.

چه کسانی نباید این مسیر را انتخاب کنند؟

وقتی تماس با فردِ سوم ادامه دارد، خشونت یا کنترلِ اجباری هست، فردِ خیانت‌کار مسئولیت نمی‌پذیرد، یا همسرِ آسیب‌دیده نمی‌خواهد بماند. ماندن لازم نیست و رفتن شکست نیست؛ در بحران با ۱۲۳ تماس بگیرید.

آیا شواهدِ علمی از این رویکرد پشتیبانی می‌کند؟

برایِ «ازدواجِ دوم» به‌عنوانِ روشِ مستقل شواهدِ مستقیم وجود ندارد. آنچه هست درمان‌هایِ ساختارمندِ خیانت (مثلاً مدلِ سه‌مرحله‌ایِ ضربه، معنا، حرکت به جلو) است که پژوهش‌هایشان اغلب کوچک و موردی‌اند. این چارچوب را راهی برایِ فکرکردن بدانید، نه تضمینِ نتیجه.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ درمانِ پس‌ازخیانت (مشترک)

برایِ زوجی که هر دو برایِ کارِ مشترک آماده‌اند و بحرانِ اولیه را پشتِ سر گذاشته‌اند. اگر یکی از شما هنوز آماده‌ی گفت‌وگویِ رودررو نیست، اول مسیرِ فردی.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←