لحنِ تند، نیش و کنایه: چرا بعضیها اینطور حرف میزنند و چه شخصیتی دارند؟
جملهای مثلِ «آره دیگه، شما که همیشه حق با شماست» یا «دستت درد نکنه، خیلی هم زحمت کشیدی» را همه شنیدهایم. ظاهرش مؤدب است و باطنش نیش. کسی که آن را میشنود معمولاً دو چیز را همزمان حس میکند: دلخور است و نمیتواند دلیلش را ثابت کند. این مقاله توضیح میدهد چنین لحنی از کجا میآید، صاحبانش معمولاً چه ویژگیهایی دارند و همصحبتِ آنها چه میتواند بکند.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۵ مهر ۱۴۰۵
لحنِ تند و کنایه دقیقاً چیست؟
سه چیزِ نزدیک به هم را باید از هم جدا کرد. «لحنِ تند» یعنی گفتنِ مستقیمِ حرف با صدا یا کلمههایِ خشن. «کنایه» یعنی گفتنِ چیزی که معنایش خلافِ ظاهرش است، مثلاً تعریفی که در واقع انتقاد است. و «نیشزدن» یعنی جملهای که هدفش دردآوردن است، چه مستقیم باشد چه غیرمستقیم.
وجهِ مشترکشان این است که پیام در دو لایه میرسد: لایهیِ ظاهری (که قابلِ انکار است) و لایهیِ پنهان (که طرفِ مقابل حس میکند). به همین دلیل گوینده میتواند بعد از واکنشِ طرف بگوید «شوخی کردم، چقدر حساسی!» و او را در موضعِ بدهکار بگذارد.
کنایه همیشه بد نیست؛ کِی شوخی است و کِی زخم؟
پژوهشها تصویرِ یکدست نمیدهند. در برخی مطالعات کنایه با خلاقیتِ بیشتر در گوینده و شنونده همراه بوده، البته وقتی میانِ دو طرف اعتماد وجود داشته است (Huang et al., 2015). یعنی کنایه میانِ دو دوستِ صمیمی میتواند بازی باشد.
محکِ ساده این است: بعد از جمله، چه کسی احساسِ نزدیکی میکند و چه کسی کوچکشدن؟ شوخی هر دو طرف را میخنداند. نیش یک نفر را میخنداند و دیگری را ساکت میکند. اگر الگو تکرار میشود و همیشه یک نفر هدف است، دیگر شوخی نیست.
چرا بعضی آدمها نیشدار حرف میزنند؟
یک دلیلِ واحد وجود ندارد، اما چند ریشهیِ پرتکرار دیده میشود. اول، ناتوانی در گفتنِ مستقیم: کسی که هرگز یاد نگرفته نیازش را صریح بگوید («از اینکه دیر آمدی ناراحت شدم و دوست دارم خبر بدهی»)، ناراحتیاش را از راهِ نیش بیرون میدهد.
دوم، دفاع در برابرِ شرم و آسیبپذیری. نیشزدن میتواند سپر باشد: «قبل از اینکه تو مرا کوچک کنی، من تو را کوچک میکنم». سوم، الگویِ آموخته: اگر در خانوادهای بزرگ شده باشید که محبت را با طعنه میگفتند یا دعوا همیشه غیرمستقیم بود، همان زبان بهنظرتان عادی میآید.
چهارم، برداشتِ دشمنانه از رفتارِ دیگران. پژوهشها نشان دادهاند کسانی که رفتارِ مبهمِ دیگران را بیشتر «قصدِ بد» تعبیر میکنند، زودتر تند میشوند (Dodge, 2006). پنجم، میلِ به برتری یا کنترل: نیش گاهی راهی است برایِ بالا نشاندادنِ خود یا نگهداشتنِ دیگری در موضعِ دفاع؛ در ادبیاتِ پرخاشگری به این الگو، که آسیب را از راهِ رابطه و جایگاهِ اجتماعی وارد میکند، «پرخاشگریِ رابطهای» گفته میشود (Crick & Grotpeter, 1995).
این افراد چه شخصیتی دارند؟
صادقانهترین جواب این است: یک «تیپِ» واحد نیست. لحنِ نیشدار یک رفتار است و رفتار را چندین مسیرِ متفاوتِ شخصیتی و موقعیتی میسازد. با این حال چند الگو بیشتر دیده میشود.
یکی «اجتنابیِ از تعارض» است: آدمی مهربان در ظاهر که از دعوایِ مستقیم میترسد و ناراحتیاش را قطرهقطره بیرون میدهد. دیگری الگویِ «منفعلپرخاشگر» است: ظاهرِ همراهی، ولی کارشکنی یا طعنه در پشت. این اصطلاح در روانشناسی برایِ توصیفِ یک سبکِ رفتاری به کار میرود، نه یک تشخیصِ مستقلِ امروزی.
سومی کسی است که حساس به طردشدن است و پیشدستانه نیش میزند. چهارمی کسی است که کمتوافق و رقابتی است و کنایه را ابزارِ جایگاه میداند. در مواردِ کمتر، نیشزدنِ مداوم و عمدی بخشی از الگویِ پایدارتری از بیتوجهی به احساسِ دیگران است. تشخیصگذاری روی آدمها کارِ متخصصی است که فرد را از نزدیک ارزیابی کرده باشد؛ از روی چند جمله نمیشود برچسب زد.
نشانههایی که نیش از شوخی به تحقیر رسیده
گاتمن، پژوهشگرِ رابطههایِ زوجی، «تحقیر» را یکی از پیشبینیکنندههایِ جدیترِ فروپاشیِ رابطه میداند (Gottman & Levenson, 2000): طعنه، تمسخر، چشمغره، لحنِ حاکی از برتری. تفاوتِ آن با انتقادِ معمولی این است که پیامش «رفتارت اشتباه بود» نیست؛ «تو کوچکتری».
اگر این نشانهها را میبینید باید جدیاش بگیرید: نیش دربارهٔ شخصیتِ شما است نه یک رفتار؛ جلوی دیگران زده میشود؛ بعد از اعتراضِ شما شدیدتر یا با «شوخی بود» همراه میشود؛ و شما شروع کردهاید حرفهایتان را سانسور کنید تا نیشی نخورید.
اثرِ نیش بر کسی که هدف است
حرفِ تند را میشود شنید و جواب داد. کنایه پیچیدهتر است چون باید اول رمزگشایی شود و بعد معلوم نیست حق دارید دلخور شوید یا نه؛ مطالعهها نشان میدهند کنایه میتواند برایِ هدفش «نیش» بزند و واکنشِ منفی برانگیزد (Bowes & Katz, 2011). این ابهام کمکم به شک به خود میانجامد: «شاید من زیاد حساسم.»
در درازمدت، هدفِ نیشهایِ تکراری معمولاً محتاطتر، ساکتتر و کماعتمادتر میشود و از صمیمیت فاصله میگیرد. در رابطهیِ زوجی این همان چیزی است که گاتمن «فرساینده» مینامد (Gottman & Levenson, 2000): هر نیش کوچک است، ولی انباشتهشدنشان پیوند را میفرساید.
اگر طرفِ مقابل نیش میزند، چه کنیم؟
اول، رفتار را نام ببرید، نه شخصیت را. بگویید «وقتی این جمله را با این لحن میشنوم، حس میکنم کوچک شدم» نه «تو آدمِ بدجنسی هستی». دوم، پیامِ پنهان را به درخواستِ مستقیم برگردانید: «اگر از دیر آمدنم ناراحتی، مستقیم بگو تا حلش کنیم.» اینطور کنایه را از کارکرد میاندازید.
سوم، به «شوخی بود» وارد بحث نشوید. میتوانید آرام بگویید «حتی اگر شوخی بود، برایم ناخوشایند بود و دوست ندارم تکرار شود.» چهارم، مرز بگذارید و پیامدش را بدانید: اگر الگو ادامه یافت، گفتوگو را قطع کنید. و اگر نیشها تحقیرِ مداوم، ترس یا کنترل را هم شامل میشود، با یک متخصص مشورت کنید؛ این دیگر فقط «سبکِ حرفزدن» نیست.
اگر خودتان گاهی اینطور حرف میزنید
این پرسش فقط از آدمهایی میآید که صادقاند و ارزشِ جدیگرفتن دارد. یک تمرین: بعد از هر نیش از خودتان بپرسید «زیرش چه میخواستم بگویم؟» معمولاً زیرِ نیش یک نیاز است: دیدهشدن، قدردانی، نگرانی یا دلخوری. همان را به یک جملهیِ مستقیم برگردانید.
چند راهِ کوچک هم کمک میکند: پیش از گفتنِ جمله، ده ثانیه مکث؛ جایگزینکردنِ «تو همیشه…» با «من احساس میکنم…»؛ و پرسیدنِ «اگر این جمله را دربارهیِ من بگویند، چه حس میکنم؟». اگر الگو ریشهدار است یا در رابطههایِ مهمتان تکرار میشود، رواندرمانی میتواند ریشهها را روشن کند.
جمعبندی
لحنِ تند و کنایههایِ نیشدار یک رفتار است، نه یک برچسبِ شخصیتی. معمولاً از خشمِ ناگفته، شرم، الگویِ آموخته یا ناتوانی در گفتنِ مستقیمِ نیاز میآید، و گاهی از میلِ به برتری. در رابطهها، وقتی نیش به تحقیر برسد، آسیبزاست.
راهِ جواب، نامبردنِ رفتار، برگرداندنِ پیام به درخواستِ مستقیم و گذاشتنِ مرز است. و برایِ کسی که خودش نیش میزند، قدمِ اول پرسیدنِ «زیرِ این نیش چه نیازی است؟» است. اگر الگو تکرار میشود و رابطه را آزار میدهد، کمکِ تخصصی گزینهای عاقلانه است.
منابع
- Bowes, A., & Katz, A. (2011). When sarcasm stings. Discourse Processes, 48(4), 215–236.
- Crick, N. R., & Grotpeter, J. K. (1995). Relational aggression, gender, and social-psychological adjustment. Child Development, 66(3), 710–722.
- Dodge, K. A. (2006). Translational science in action: Hostile attributional style and the development of aggressive behavior problems. Development and Psychopathology, 18(3), 791–814.
- Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (2000). The timing of divorce: Predicting when a couple will divorce over a 14-year period. Journal of Marriage and the Family, 62(3), 737–745.
- Huang, L., Gino, F., & Galinsky, A. D. (2015). The highest form of intelligence: Sarcasm increases creativity for both expressers and recipients. Organizational Behavior and Human Decision Processes, 131, 162–177.
پرسشهایِ کوتاه
چرا بعضیها همیشه با کنایه و نیش حرف میزنند؟
معمولاً یکی از چند ریشه در کار است: ناتوانی در گفتنِ مستقیمِ نیاز یا دلخوری، دفاع در برابرِ شرم و آسیبپذیری، الگویِ آموختهشده از خانواده، برداشتِ دشمنانه از رفتارِ دیگران یا میلِ به برتری و کنترل. معمولاً ترکیبی از اینها است و یک تیپِ شخصیتیِ ثابت نیست.
آدمهایی که زبانِ نیشدار دارند چه شخصیتی دارند؟
یک تیپِ واحد وجود ندارد. نیشزدن یک رفتار است و از مسیرهایِ مختلف میآید: اجتناب از تعارض، سبکِ منفعلپرخاشگر، حساسیت به طرد، رقابتجویی یا گاهی بیتوجهیِ پایدار به احساسِ دیگران. از روی چند جمله نمیشود کسی را برچسب زد؛ تشخیص کارِ متخصصی است که فرد را از نزدیک ارزیابی کرده باشد.
کنایهزدن در رابطه چه تأثیری دارد؟
کنایههایِ تکراری، بهویژه وقتی به تحقیر برسند، اعتماد و صمیمیت را میفرسایند. گاتمن تحقیر را از پیشبینیکنندههایِ جدیِ فروپاشیِ رابطه میداند. هدفِ نیش اغلب محتاطتر و ساکتتر میشود و کمکم به برداشتِ خود شک میکند.
وقتی کسی بعد از نیش میگوید «شوخی بود»، چه جوابی بدهم؟
لازم نیست وارد بحث شوید که شوخی بود یا نه. آرام بگویید: «حتی اگر شوخی بود، برایم ناخوشایند بود و دوست ندارم تکرار شود.» این جمله روی تأثیرِ حرف تمرکز میکند، نه نیتِ گوینده، و بحث را از انکار و دفاع بیرون میآورد.
اگر خودم گاهی نیش میزنم، چه کنم؟
بعد از هر نیش از خودتان بپرسید زیرِ این جمله چه نیازی بود: دیدهشدن، قدردانی، نگرانی یا دلخوری. همان را مستقیم و با جملهیِ «من احساس میکنم…» بگویید. پیش از گفتنِ جمله چند ثانیه مکث کنید. اگر الگو ریشهدار است یا رابطههایتان را آزار میدهد، رواندرمانی میتواند ریشهها را روشن کند.
دورهای مرتبط در گُدار
باغچهیِ رابطه
برایِ زوجی که مشکلِ خاصی ندارد و فقط میخواهد رابطهاش را عمیقتر کند. اگر بحران یا آسیبی در جریان است، مسیرهایِ دیگرِ گُدار جایِ درستتریاند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع
- مشاوره و رواندرمانیِ آنلاین: آیا مؤثر است و با حضوری چه فرقی دارد؟